سلامتیان: متصدیان دادگاه ها پریشان و وحشتزده بودند

محمد عطریانفر
Image caption محمد عطریانفر، عضو حزب کارگزاران و از گردانندگان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی بود

احمد سلامتیان، نماینده پیشین مجلس و تحلیلگر سیاسی ایران، می گوید برگزاری دادگاه های دسته جمعی سال پیش نشان داد که ماشین سرکوب حکومت دیگر کارایی سابق را ندارد. او در گفتگو با بی بی سی فارسی ارزیابی خود از آن محاکمات علنی را چنین بیان کرد.

درباره نحوه برگزاری دادگاه ها

الان با فاصله زمانی که داریم و اطلاعاتی که چه مسئولان مختلف انتظامی بیان کردند و چه متهمان گفتند، می توان این ارزیابی را کرد که بطور کلی این دادگاه نمایشی، بیشتر یک اقدام ارگانهای اطلاعاتی بسیار پریشان و وحشتزده از وسعت اعتراضها بوده است، نه این که یک سیاست آگاهانه سرکوب یا حتی سیاست مشخص حذف کردن مخالفان.

به همین دلیل بیشتر، جنبه نمایشی دادگاه و تاثیر آنی و لحظه ای آن برای مرعوب کردن معترضان مورد توجه بوده تا این که یک پرونده سازی با نظم و دورنمای اجرایی مشخص.

جلسه اول این دادگاه از نقطه نظر ادعانامه ای که مسلسل وار خوانده می شد، از نظر تاریخی بسیار شبیه دادگاه های بود که در اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال ۱۹۳۶ برای کسانی که می گفته می شد علیه استالین توطئه کردند، برگزار شد. آن دادگاه ها بسرعت بدل به ماشین حذف فیزیکی مخالفان گوناگون شد.

اما در این دادگاه ها از روزنامه نگار گرفته تا رهبر سیاسی، تا استاد مهمان خارجی، تا کارمندان قراردادی سفارتخانه های مختلف، تا کسانی که حتی قبل از انتخابات بازداشت شده بودند، همه اینها را جمع کرده بودند و حدود صد نفر را در دادگاه نشانده بودند.

معلوم بود که متصدیان دادگاه در همان حالت عجله، پریشانی و وحشت زدگی شان هر کسی را که دم دستشان بود، آورده اند دادگاه و بعد سعی کرده اند یک نوع اتهامی را که بتوان به همه آنها چسباند، مطرح کنند.

متناسب با این، ادعانامه دارای هیچ انسجام نه تنها حقوقی و قضایی بلکه اطلاعاتی نبود.

درباره تاثیر دادگاه های مشابه در ایران

اگر بخواهیم مقایسه کنیم، می بینیم تعدادی دادگاهی نمایشی به این شکل بعد از خرداد ۱۳۴۲ برگزار شد، ولی بجای این که مردم را مرعوب بکند، باعث شد طیفهای دیگری که چندان همگام با مذهبی های معترض پانزده خرداد نبودند، کم کم و متدرجا بدل به یک جریان سیاسی همسو شوند.

یا به شکل دیگرش، تاثیر دادگاه هایی که محکومیتهای سنگینی هم برای اشخاصی مانند مهندس مهدی بازرگان و دوستانش وضع کرد، و بطور کلی اکثر دادگاه های دوره شاه، عمدتا این بوده که توانسته است کادرها و رهبران نظامی را که جایگزین نظام شاه شدند، پرورش بدهد و به مردم معرفی بکند.

این گونه دادگاه ها نتوانست مانع از گسترش و عمق یافتن حرکت اعتراضی بشود که کمتر از پانزده سال آن نظام را از پا درآورد.

درباره توانایی حکومت برای سرکوب

عده ای حال و هوای برگشت به دهه شصت و دهه اول انقلاب و به قول خودشان ضربتی عمل کردن آن دوران را در سر دارند، اما زمان دیگر آن زمان نیست. نه معترضان آن شیوه ها را بکار می برند و نه حکومت توانایی بکار بردن آن شیوه های سرکوب را دارد.

بنابراین می توانم بگویم در حالی که معترضان سی سال تجربه اندوخته اند و شیوه های توجیه پذیر و همه گیر را اتخاذ کرده اند، حکومت خودش را در یک زندان سرکوبی که ابزارش را ندارد و به اصطلاح کاردش دیگر برای آن نوع سرکوب برندگی لازم را ندارد، محبوس کرده و تا زمانی که در چنین دیدگاهی گرفتارست، از نقطه نظر سیاسی بازنده این رویارویی با معترضان خواهد بود.

درباره "اعتراف" آقایان ابطحی و عطریانفر

چون هدف برگزارکنندگان دادگاه، تاثیر لحظه ای بود، یک عده از بازداشت شدگان را زیر فشار بسیار سنگین روانی یا حتی سیاسی گذاشتند تا آنها هم به شکلی در این اقدام نمایشی شرکت بکنند. اعترافات آقایان ابطحی و عطریانفر بیش از آن که اهمیت قضایی یا حتی اهمیت اطلاعاتی و سیاسی داشته باشد، اهمیتی نمایشی برای آن دادگاه به عنوان ابزار ارعاب را داشت.

اما اگر بخواهیم نتیجه را بسنجیم، آن اعترافات، هیچ کسی را حتی در آن دادگاه مرعوب نکرد، چون دیدیم خود دادستانی اتهامات سنگین جنگ نرم و براندازی علیه بخش زیادی از رهبران سیاسی ای را که در ردیف جلوی آن دادگاه نشانده بودند، بعدا به حد ایجاد اخلال در رفت و آمد یا تبلیغ علیه نظام تقلیل داد.

عملا می توان گفت این دادگاه و اعترافات نه تنها موجب پایین آمدن اعتبار متهمان، مخصوصا شخصیتهای سیاسی، نشد، بلکه به نوعی نسلی از رهبران معترض را علیه جمهوری اسلامی پرورش داد، بطوری که یک سال و چند ماه بعد، ترتیب دهندگان آن دادگاه در موضع دفاعی و توجیهی قرار دارند.

حال آن که متهمان، بیشتر به علت همان اتهاماتی که مبنای دقیقی نداشت و نتوانست منجر به محاکمه های عامه پسند شود، به شخصیتهای سیاسی ای بدل شدند که بخش زیادی از جامعه در محکمه وجدان خودش آنها را بی گناه می داند و حتی قوه قضاییه ایران امروز برای توجیه آن اتهامات در سردرگمی عجیبی به سر می برد.