پژواک: سپاه پاسداران؛ اقدامات محفلی يا عملکرد سازمانی؟

برنامه پژواک

انتشار شکايت هفت تن از چهره های شاخص اصلاح طلب در ايران از اظهارات يک مقام بلندپايه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باعث شد که نقش سپاه در معادلات سياسی در جمهوری اسلامی ايران ديگر بار مورد توجه قرار گيرد.

سردار مشفق در يک سخنرانی که در آن از خود به عنوان يک مسئول امنيتی کشور ياد می کند، به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری و فعاليت ها و اقدامات مجموعه ای از نيروهای نظامی و امنيتی در اين انتخابات پرداخته و اتهامات متعددی را متوجه اصلاح طلبان کرده است.

انتشار اين سخنرانی و در پی آن شکايت شماری از اصلاح طلبانی که پس از برگزاری انتخابات ماه ها در زندان بوده اند، همزمان با مجموعه بحث هايی رخ داده است که در باره نقش و عملکرد سپاه پاسداران به عنوان يک نيروی نظامی در عرصه های سياسی، اطلاعاتی، امنيتی، فرهنگی و اقتصادی مطرح است.

در برنامه اين هفته پژواک، پيامد انتشار شکايت هفت اصلاح طلب از يک "گروه نظامی- امنيتی"، ونيز دلايل، نمونه ها و پيامدهای حضور مستقيم سپاه در عرصه های سياسی، امنيتی، قضايی و اقتصادی در گفت و گوی جمشيد برزگر، علی اکبر موسوی خوئينی، نماينده دوره ششم مجلس شورای اسلامی و پژوهشگر دانشگاه استنفورد آمريکا، و مجتبی واحدی، روزنامه نگار و سردبير پيشين روزنامه آفتاب يزد، هر دو در آمريکا، بررسی شده است.

آقای موسوی خوئینی، با توجه به سابقه ای که این نوع شکایت ها دارند و بهرحال مرجع شکایت هم قوه قضاییه است که خودش مورد انتقاد اصلاح طلبان بوده است، به نظر شما آیا اصولا چنین شکایت هایی می تواند به یک نتیجه منتهی بشود یا این که چنین شکایتی صرفا برای ثبت در تاریخ است؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من فکر می کنم درواقع بستگی به هدف اصلی نگارش چنین نامه هایی دارد، که باید دید کارکرد آن از نظر کسانی که این نامه ها را صادر می کنند چیست. تصور من این است که دوستان زندان کشیده ما در مجاهدین انقلاب و مشارکت این نامه را به قصد این که نتیجه مشخصی حداقل در کوتاه مدت از آن دریافت کنند ننوشته اند، یا حتی صرفا برای ثبت در تاریخ هم این کار انجام نشده است، حتما یک دلیلی داشته است.

برداشت من این است دلیل کار آنها به نوعی تاباندن یک نور بر این تاریکخانه، یعنی محفلی، است که تحت عنوان محفل ضد اصلاحات و ضد مردم در نهاد نظامی سپاه پاسداران نگاشته شده است و به نوعی در راستای ادامه کار جنبش سبز است که به نظر ما بیشتر از همه جنبش آگاهی بخشی است. البته اگر برای خود آنها در کوتاه مدت مثلا نتیجه مثبتی هم نداشته است و یا شاید مخاطراتی هم برای آنها داشته است، که حتما شنیدید که آقای صفایی فراهانی را بعد از نگاشتن این نامه خواستند و به زندان بردند. ولی برای جلوگیری از تکرار فجایعی که آن محفل به نام سپاه دارد انجام می دهد و سایر حلقه های دیگر آن، فکر می کنم موثر بوده است و خواهد بود.

آقای واحدی، ارزیابی شما چیست؟ فکر می کنید این نوع شکایت ها خطاب به رئیس قوه قضائیه یا سازمان قضایی نیروهای مسلح موثر است و تاثیری در وضعیت کنونی ایجاد می کند؟

مجتبی واحدی: من تصور می کنم که اگر توضیحاتی که امروز خود آقای صفایی فراهانی دادند و اعلام کردند که ما نامه را عمومی نکرده ایم را در کنار محتوی نامه بگذاریم می شود اهداف دیگری برای آن پیدا کرد، به همین جهت شاید یک مقدار تردیدهایی ایجاد شده است که نامه را چه کسی منتشر کرده است.

اما این که آیا تاثیر می گذارد، من از دید کلی تر به موضوع نگاه می کنم. به نظر من این که حالا هدف آقایان روشنگری بوده است که حتما همین طور بوده است. اما من تاثیرش را مهم تر از هدف دوستان نویسنده نامه می بینم. به نظر من تاثیر آن از آنجا ناشی می شود که در شرایط فعلی بخاطر اختلاف روزافزونی که بین ارکان مختلف حاکمیت است و بویژه این اختلاف در داخل سپاه هم دارد نمود پیدا می کند، یعنی همین اختلاف در داخل خود سپاه دیده می شود که دارند دو باند می شوند. بخشی که توسط آقای احمدی نژاد با واگذاری پروژه های بسیار بزرگ و پرداخت پول های کلان خریده است و بخشی که هنوز وفادار به آقای خامنه ای هستند.

این مسئله می تواند بعضی از آنها را که حالا دنبال فرصت می گردند تا علیه احمدی نژاد وارد فعالیت بشوند، برای آنها فرصت ایجاد بکند و بهانه ایجاد بکند که دامن خودشان را مبرا کنند و از این مسئله اظهار دوری بکنند و اظهار برائت بکنند. به نظر من این تاثیر مهم تر از این است که من دنبال این بگردم که حالا هدف آقایان از نوشتن نامه چه بوده است.

آقای واحدی، شما بر چه اساسی درواقع فکر می کنید که در بدنه سپاه یا حتی در سطح رهبری سپاه هم ممکن است که این شکاف ایجاد شده باشد؟

مجتبی واحدی: شما در مجموعه نیروهای مسلح، برخوردی که الان انجام می شود را نگاه کنید. من آقای ضرغامی را یک سپاهی می دانم و آقای فیروزآبادی را یک سپاهی دیگر می دانم. آقای ضرغامی وضعش با آقای احمدی نژاد به نحوی است که حتی وقتی آقای احمدی نژاد نسبت به قوه قضاییه اهانت می کند او حرف آقای احمدی نژاد را بارها پخش می کند، اما وقتی آقای لاریجانی جواب می دهد او یک بار هم جواب آقای لاریجانی را پخش نمی کند، که این یک بخش سپاه است.

یک بخش سپاه آقای فیروزآبادی است که به صراحت می آید می گوید که آقای مشایی که اصلا معلوم نیست جایگاهش چیست، درحالیکه شما می دانید که آقای احمدی نژاد قربان و صدقه آقای مشایی می رود، او درمقابل این دیدگاه می گوید جایگاه آقای مشایی چیست و مرتکب جرایم ملی شده است و به نحوی خواستار محاکمه آقای مشایی می شود، این نشان دهنده این است که در بخش بالای حاکمیت اختلاف به شدت دارد نمود پیدا می کند، قبلا هم بخشی بوده است و بخشی هم اضافه شده است، و البته کسی تردید ندارد که حاکمیت توسط سپاه دارد اداره می شود و توسط نیروهای مسلح دارد اداره می شود. من دلایل متعددی دارم که اختلاف در بخش بالای حاکمیت و سپاه روز به روز دارد بیشتر می شود.

آقای موسوی خوئینی، البته به این بحث اختلاف برمی گردیم. ولی نکته ای که در این شکایت نامه وجود داشت و جلب توجه می کرد، جدا از این یک یا دو موردی که اشاره شد که سردار مشفق یکی از مسئولان بلندپایه قرارگاه ثارالله است، اصولا به سپاه پاسداران به آن معنا اشاره نشده است. یعنی در این شکایت نامه همواره از یک گروه نظامی و اطلاعاتی یاد شده است. ولی بهرحال بعدا امضاکنندگان این شکایت نامه یا افراد نزدیک به آنها در مصاحبه ها از مسئولان سپاه نام بردند. شما فکر می کنید آیا یک گروه و یک محفل مشخص است، آن طور که در شکایت نامه گفته شده است، یا این که باید کلیت سپاه را در این مسیری که بهرحال طی شده است و حوادثی که رخ داده است دید؟

علی اکبر موسوی خوئینی: هم دوستان و هم شخصا بنده سال هاست که کلیت این نهادها را، سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات و دستگاه های ارتش و امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی، به شکل کامل و تمام عیار و یکپارچه نمی بینیم و می دانیم که در درون آنها یک محافلی و اقلیت هایی از افراد و مجموعه ها هستند که حاضر نیستند تا در پناه قانون و در پرتو اتکا به قانون کار بکنند بلکه به صورت محفلی کار می کنند، آنها مورد خطاب ما هستند و دوستان ما هم آن محفل را مورد خطاب قرار دادند.

البته این محفل در دوره اصلاحات یک جا قرار داشت، یعنی قبلا در وزارت اطلاعات بودند، و بعد از این جریان قتل ها یک سری به سپاه پاسداران کوچ کردند و بعد دوباره الان بعد از جریان دور دوم آقای احمدی نژاد و کودتای انتخاباتی برگشته اند، و آن محفل است که مورد خطاب بوده و است. این محفل البته صرفا در سپاه نیست، یک مجموعه ای از جریانات بالاتر است، یعنی یک بخش بالاتری هم دارد که شاید در نهادهای بالاتر کشور مقام های کشور درواقع بیتوته کرده اند و هدایت می شوند.

آقای واحدی، سوالی که مطرح می شود این است که درواقع براساس چه مستنداتی شما تاکید می کنید که یک گروه اقلیت، بعنوان مثال در سپاه پاسداران هست که این رویکرد را دارد و رویکردش با بدنه سپاه پاسداران متفاوت است. ضمن این که بهرحال اگر هم بدنه به گفته شما رویکرد و دیدگاه متفاوتی داشته باشد عملا تاثیرگذار نبوده است، یعنی آنچه که به نام سپاه در حوادث متعدد در چند سال گذشته از دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی تا انتخابات نهم و انتخابات دهم رخ داده است، بهرحال مجموعه این عملکرد زیر عنوان اقدامات سپاه پاسداران تجلی پیدا کرده است. آیا شما هم با آقای موسوی خوئینی همسو هستید که درواقع یک گروه اقلیت این کارها را انجام می دهد؟

مجتبی واحدی: من فکر می کنم اگر به لحاظ تعداد نسبت به کل نیروهای سپاه بررسی کنیم، حتما همین طور است که تعدادی که دست به این کارها می زنند به لحاظ عددی حتما در اقلیت هستند. اما به لحاظ تاثیرگذاری، آنها تاثیرگذار هستند، هم در سپاه و هم در کلیت کشور. اما من قبول دارم که این گروه یک گروه سازماندهی شده یا محفلی، با نامی که ما می گذاریم، محفلی هستند. امروز هم کارشان را شروع نکرده اند خیلی زود شروع کردند. شما اگر از اوایل سال 1387 اظهارنظرهای رسمی مقامات نظامی و بویژه مقامات سپاه را نگاه بکنید، آنها نشان داده اند که برای پکیج [بسته] انتخابات تصمیم گرفتند. یعنی اتفاقاتی که درجریان رسیدگی به اتهامات بازداشتی های انتخابات انجام شده است. اگر نوع دستگیری ها و بازداشت ها و کارهای بعدی و اطلاع رسانی ها، همه اینها را وقتی نگاه می کنیم هیچ تفاوتی با رویکرد فرماندهان سپاه به اصل انتخابات نداشتیم.

به همین علت هم است که اصلا پکیج [بسته] انتخاباتی بوده است و مجموعه اظهارنظرات آنها، به نظر من، علنی بودن آن اولین بار در روز هفت بهمن سال 1387 انجام شد، سخنرانی معروف آقای فیروزآبادی که به صراحت گفت عده ای فکر می کنند که می توانند با معرفی کاندیدا موضوع احمدی نژاد را تمام کنند ولی این اتفاق نخواهد افتاد. این به طور علنی نشان داد که در سطح بالای حاکمیت نظامی کشور تصمیم گرفته شده است که دوره آقای احمدی نژاد ادامه پیدا کند.

و همین تا روزهای نزدیک به انتخابات ادامه پیدا کرد. یکی از مشهورترین اظهارنظرها و سخنرانی ها، سخنرانی آقای ذالنور بود، روز 29 اردیبشهت سال 1388، یعنی حدود سه هفته قبل از انتخابات، او سخنرانی خیلی مفصلی کرد. او تا توانست به آقای خاتمی و اصلاح طلبان و آقای موسوی و آقای کروبی فحاشی کرد، و از آن طرف نسبت به آقای احمدی نژاد شیفتگی نشان داد. یعنی این مسائل وجود داشته است و چیزی نیست که با صحبت های آقای مشفق کشف شده باشد. خود آقایان به صراحت نقش خودشان را در دستگیری ها و محاکمات نشان داده اند.

آقای موسوی خوئینی، بهرحال سپاه یک نیروی رسمی نظامی در کشور است، سلسله مراتب فرماندهی دارد و در راس آن فرمانده کل قوا وجود دارد. آیت الله خامنه ای نشان داده است که هر زمانی که خواسته است درواقع فرماندهان نظامی را تغییر داده و جابجا کرده است و فرماندهان را عزل کرده و فرماندهان جدیدی را نصب کرده است. آیا این گروهی که شما اسم آن را محفل می گذارید، محفل نظامی و اطلاعاتی، بیرون از دایره فرمانده کل قوا یا رهبر جمهوری اسلامی دارد عمل می کند؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من تصور می کنم که خیلی دیگر مسئله روشن است. اینجا آنها بدون اراده و اجازه مقامات بالاتر از خود و فرماندهان بالاتر و نهایتا فرماندهی حاضر کل قوا طبق قانون اساسی، یعنی مقام رهبری، امکان چنین کارهایی را، حداقل در این وسعت، ندارند. اگر در جزئیات کار هم باشند یا نباشند، ولی آنها در کلیت این تصمیم گیری که یک انحراف اساسی از آن مسئولیت ها و وظایف قانونی آنها است امکان ندارد که بدون اجازه مقامات و فرماندهان عالیرتبه کشور و رهبری باشد. من شخصا به آقای خامنه ای در ملاقات با نمایندگان عرض کردم که راه آقای خمینی را هم، که ایشان در بعضی موارد غیرقانی عمل کردند، ادامه نمی دهند. آقای خمینی صراحتا منع کرده است، در وصیت نامه ایشان هم هست و در تمام صحبت هایشان، که فرماندهان سپاه و نیروهای نظامی و امنیتی را برحذر داشته اند از ورود به جناح بندی های سیاسی، که این یکی از مصداق های بارز آن است.

اما نکته دوم هم که من می خواهم در پاسخ به سوال قبلی شما اشاره بکنم این است که درست است که بدنه سپاه تاثیرگذار است، البته کمتر چون در قدرت نیستند، اما آنها روز به روز به تعدادشان درواقع اضافه می شود. و در بزنگاه ها تاثیرگذاری خودشان را هم داشته اند. شاید خیلی از عکس العمل هایی که آنها انجام می دهند، بنا به ملاحظات امنیتی یا به دلایل دیگر، نتواند آن طوری که باید به اطلاع افکار عمومی برسد.

من می خواهم به مثال هایی بعنوان فکت (حقیقت) اشاره بکنم. نمونه آن در جریان 18 تیرماه است که سپاه کار قانونی و درست خودش را انجام نداد و بعضا دخالت هایی کرد و حرف هایی زد. یکی از فرماندهان رسمی آن موقع، به نام سردار علایی، در این زمینه موضع گیری کرد که سپاه درمقابل دانشجویان نیست و سپاه را از ورود به این برحذر داشت. و اتفاقا همین نکته منجر به برکناری ایشان شد، البته با پوشش ها و دلایل دیگر. یا مثلا تعدادی از فرماندهان سپاه نامه ای را به آقای خاتمی نوشتند معروف بود که ایشان را تهدید کردند. در برابر آن نامه، بدنه سپاه واکنش نشان داد و به آنها جواب داد و گفت اگر بخواهید وارد این جریانات بشوید و با رئیس جمهور قانونی کشور برخورد بکنید ما هم دست به کار می شویم، و آنها سریع حرف هایشان را پس گرفتند. من کاری ندارم آرایش سپاه و بدنه آن و فرماندهان آن مرتب تغییر کرده است، بعضی از آن چهره های که آن موقع آقای خاتمی را تهدید کردند، ازجمله اگر اشتباه نکنم آقای قالیباف امروز می گویند که در زمره اصلاح طلبان هستند و اصلاح طلب شده اند. منظورم این است که این مجموعه سیال است و بدنه در بزنگاه ها تاثیر خودش را هم می گذارد. ولی خود آن اقلیت معمولا قدرت بیشتری دارند.

آقای واحدی، آیا شما هم با این تحلیل موافق هستید که این گروه یا محفلی که از آن صحبت کردید به فرمان یا دست کم با اذن و آگاهی فرمانده کل قوا اقدامات خودش را انجام داده است. اگر موافق هستید، سوالی که مطرح می شود این است که پس چرا پیکان حملات باید متوجه بعنوان مثال در بحث ما سپاه پاسداران باشد یا در موارد دیگری متوجه صداوسیما یا قوه قضاییه یا شورای نگهبان باشد، یعنی مجموعه نهادهایی که زیر نظر رهبری هستند؟ خوب چرا این انتقادها و شکایت ها متوجه کسانی است که دارند مطابق فرمانی که دریافت کرده اند عمل می کنند؟

مجتبی واحدی: جواب من دو بخش است. یکی این که آیا به نظر من آقای خامنه ای در جریان مسائل هستند، بله حتما در جریان هستند. ایشان در ماه های منتهی به انتخابات، در سه سخنرانی خود مجوز شرعی تقلب را صادر کردند. من فکت های (واقعیت های) آن را هم عرض می کنم. ایشان در یک سخنرانی خیلی به صراحت گفتند، در سخنرانی دومی که چهار ماه یا پنج ماه قبل از انتخابات پخش شد. ایشان گفتند اگر در بین دو جناج کشور، یک جناح به خط امام و اسلام اصیل نزدیک تر باشد همه موظف هستند از آن جناح حمایت کنند، این یک نشانه بود. نشانه دوم، ایشان اعلام کردند و در یک سخنرانی عمومی گفتند ما موظف هستیم به رای مردم گردن بنهیم اما اگر یک جا بین خواست عمومی و رضایت الهی مخیر شدیم موظف هستیم رضایت الهی را جلب بکنیم. و نکته سوم، ایشان کمتر از یک ماه به انتخابات در کردستان یک سخنرانی کردند و وقتی بر تاثیر دولت بر کشور اشاره کرد گفتند ببینید وقتی که رئیس جمهور جوان این طور فعالیت می کند چقدر در کشور تغییر ایجاد می شود. یعنی عملا مجوز را به پای صندوقی های سپاهی دادند که نظر شرعی مقام رهبری این است می شود که برای حفظ رضایت خدا نظر مردم را زیرپا گذاشت و به دولتی رای داد که این تحولات را در کشور ایجاد کرده است.

اما این که چرا به جای این که به نقطه اصلی حمله بشود به این عوامل حمله می شود این هم دو دلیل دارد. یکی این که خود آقایان به ما یاد داده اند "المامور المعذور" حرف شاه بود، در زمان جمهوری اسلامی "الامور المسئول". نکته بعدی این که امروز دیگر این طور نیست که آقای خامنه ای اگر صبح تصمیم می گیرد که تغییری باید امروز انجام بشود انجام شدنی باشد. آقای خامنه ای بخاطر این که در دو یا سه سال اخیر به شدت حفظ حاکمیتش را مدیون سپاه شده است، الان دیگر این طور نیست که زور کامل بر سپاه داشته باشد، بلکه مدیون سپاه است. حتی الان بعضی از فرماندهان سپاه علنی، یعنی در روی خودشان، به ایشان می گویند که اگر ما نبودیم تو نبودی. واقعا همان طور که برخوردش با آقای احمدی نژاد دیگر به راحتی دو سال پیش نیست. آقای خامنه ای دیگر این طور نیست که بتواند آقای احمدی نژاد را عزل کند، دو سال پیش می توانست این کار را بکند، دو سال پیش آقای عزیز جعفری را می توانست عزل کند، امروز این اتفاق نخواهد افتاد.

آقای موسوی خوئینی، شما در دوران نمایندگی خودتان از جمله نمایندگانی بودید که به سرکشی از بازداشتگاه های مخفی و ثبت نشده پرداختید، که بعد مشخص شد که بخش عمده ای از آنها در اختیار سپاه بوده است. خوب در دوران اصلاحات تاحدودی زمینه ها مشخص است، به دلیل اختلاف نظرهایی که بود سپاه در همه حوزه ها وارد عمل شد، حوزه های قضایی و امنیتی و همین طور اقتصادی. به طور خلاصه این دلایل را توضیح بدهید و مشاهدات خودتان را بازگو بکنید. و بعد بخش دوم سوال من این است که در دوران آقای احمدی نژاد که بهرحال کل قوه مجریه و همین طور قوه قضاییه با آن خواسته های فرماندهان سپاه همسو بودند، این حضور چرا ادامه پیدا کرده است؟

علی اکبر موسوی خوئینی: درمورد سوال اول شما، من فکر می کنم که این داستان انحراف نیروهای نظامی و امنیتی به شکل اجمال بخواهم عرض بکنم، در حوزه امنیتی و سیاسی ورود سپاه در دوره اصلاحات کاملا برجسته بود. البته دلیل اصلی آن در آن موقع این بود که به واقع وزارت اطلاعات از نظر آقایان و حتی شاید از نظر مقام رهبری آن طوری که بایستی نظرات آقایان را اجرا نمی کرد، بخصوص در بخش دوم و دوره دوم ریاست آقای خاتمی که بعد از قتل های زنجیره ای آقای یونسی به وزارت اطلاعات آمد، ظاهرا آن چنان که مدنظر بود اوامر انجام نمی شود و شاید دلخوری هایی هم از آقای یونسی در این رابطه ها بود. نمونه آن هم در ارتباط با همکاری ایشان برای بسته شدن بازداشتگاه مخوف توحید، یعنی بازداشتگاه زمان شاه یعنی همان کمیته مشترک، که درواقع به پیشنهاد ما و به دستور آقای یونسی تعطیل شد، و نمایندگان مجلس پیگیری کردند، خیلی را آشفته و ناراحت کرد. و در موارد دیگر هم همین طور بود، پرونده های سیاسی که قتل های جناحی مطرح بود، ازجمله این که اعلام بشود و رسما تایید بشود و پرو (ثابت) بشود که مثلا جریان ملی-مذهبی برانداز هستند و قصد براندازی کشور را دارند، وزارت اطلاعات چنین برداشتی را به لحاظ کارشناسی نداشت. از این نوع موارد روی هم جمع شد.

درمورد قسمت قضایی و امنیتی و سیاسی، نماد و نمود ورود سپاه بیشتر در بازداشت نیروهای ملی-مذهبی و جریانات سیاسی اصلاح طلب و دانشجویی آن موقع بود. آنها به اصطلاح یک بازداشتگاهی داشتند، در میدان عشرت آباد سابق، یعنی بازداشتگاه 59، که به این اسم معروف بود. تا این که مجلس ششم وارد ماجرا شد و پیگیری های صورت گرفت که شاید خود آقای واحدی به جهت همکاری که با آقای کروبی در آن موقع داشتند قطعا در جریان این مسائل هستند و بودند و می توانند بیشتر توضیح بدهند. منجر به این شد که این بازداشتگاه اساسا تحت کنترل چه کسی است، و معلوم شد که تحت کنترل سازمان زندان ها نیست و حتی مدیرکل وقت زندان های استان تهران به ما گفتند که او شخصا اینجا مراجعه کرده است و او را راه نداده اند و اجازه نداده اند، با حکم رسمی هم که او داشت.

ما این را اعلام کردیم و پیگیری های زیادی صورت گرفت، این بازداشتگاه تعطیل شد و به ما گفتند که ما تعهد می کنیم که دیگر اینجا کسی را نبریم. نهایتا آنها گفتند که در درون زندان اوین بایستی یک جایی به آنها بدهند که بتوانند آنجا بازداشتی هایشان را نگه دارند. این بند دو الف سپاه پاسداران که بندی بود از نظر ما و قانون می شود گفت طبق بررسی هایی که داشته ایم در همان موقع نظارت قانونی روی آن صورت نمی گرفت و نظارت کامل صورت نمی گرفت، این بند آنجا ساخته شد. در آن مقطع ما پیگیری کردیم که باید در ساخت این بازداشتگاه نظارت باشد و سازمان زندان ها باید روی آن نظارت بکند، چون بهرحال باید استاندارهایی رعایت بشود. رئیس وقت زندان اوین و باز مدیرکل وقت زندان های استان تهران به این بند مراجعه کردند که بروند و داخل آن را ببینند و بازدید کنند اجازه نیافتند، از طرف فرماندهان ارشد سپاه تهدید شدند و آنها هم زیر بار نرفتند و گفتند که اینجا باید تحت کنترل زندان اوین باشد. این اتفاق نیافتاد و منجر به برکناری هر دوی این آقایان شد.

در هر صورت این سابقه این بند است. هنوز هم این بند در کنترل سپاه است و تمام پرونده هایی که سپاه برای خیلی از نیروهای اصلاح طلب در ایام انتخابات ریاست جمهوری انجام داد، بخش عمده ای از آن، اگر نگویم همه، در این بند صورت گرفت که نظارت قانونی روی آن وجود ندارد. و بعدا سپاه سر همین قضیه شکایتی از بنده کرد که من به چنین چیزی اعتراف کرده بودم و منجر به برائت بنده شد، البته بعد از مجلس ششم.

آقای واحدی، با توجه به آنچه که گفته شد و درواقع آنچه که دخالت سپاه در عرصه های مختلف و ازجمله در جریان برگزاری انتخابات گفته شده است و شما هم به آن اشاره کردید، پیامد این دخالت ها چه خواهد بود؟ آیا بعنوان مثال در انتخابات بعدی تضمینی وجود دارد که سپاه دخالت نکند؟ آیا اساسا امکان برگزاری یک انتخابات آزاد و برابر اصولا در این شرایط در جمهوری اسلامی وجود دارد؟

مجتبی واحدی: من اصلا به انتخابات آینده در جمهوری اسلامی فکر نمی کنم، یعنی دیگر چیزی به نام انتخابات وجودد نخواهد داشت. حداکثر این است که اگر این وضعیت ادامه پیدا بکند رقابت بین دو باند حاکمیت بین خودشان است. که به نظر هم معلوم نیست حتما این رقابت پای صندق های رای باشد، ممکن است جلوی همدیگر به شدت بایستاند و با اسلحه با همدیگر حرف بزنند.

اما اجازه بدهید من یک جمله را بگویم چون من اشاره کردم به این که سپاه در جریان محاکمات هم نقش داشته است. این موضوعی است که خوشبختانه من در "آفتاب یزد" زمانی که سردبیر بودم نوشتم. دو سخنرانی، یکی عزیز جعفری و یکی را سردار جوانی کردند و در این سخنرانی قبل از این که به روزنامه ها کشیده بشود و در دادگاه ها مطرح بشود، اعترافات زندانیان را گفتند. من الان یکی را از روی هفته نامه "صبح صادق" برای شما می خوانم، حرف های آقای جوانی درمورد اعتراف آقای هدایت آقایی. ایشان گفته است که آقای آقایی اعتراف کرده است که ما در مترو نظرسنجی می کردیم و نتایج آن پیش مهندس موسوی می بردیم و مهندس موسوی و ستاد ایشان بعنوان نتایج کل کشور ارزیابی می کردند. که من همان موقع در روزنامه نوشتم که اصلا موضوع آن مهم نیست که چه چیزی گفته شده است، مهم این است که یک فرمانده عالیرتبه سپاه به جای مقامات قضایی و به جای رسانه ها از اعترافات بازداشت شده ها خبررسانی می کند. همان موقع من در روزنامه نوشتم که این معنی اش این است که آقایان به دنیا پیام می دهند که محاکمات جمهوری اسلامی نه در قوه قضاییه بلکه در نهادهای نظامی انجام می شود.

* برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه از اين پس صبح هر جمعه در برنامه چشم انداز بامدادی تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co