اسیرانی که هیچ گاه باز نگشتند

تجلیل از اسیران جنگ
Image caption در ایران سالروز آزادی اسیران جنگ هر سال گرامی داشته می‌شود

با گذشت ۲۰ سال از بازگشت اولین گروه اسیران ایرانی جنگ هشت ساله با عراق در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹، هنوز شماری از اعضای خانواده سربازان ایرانی از سرنوشت فرزندان خود خبر ندارند.

۳۴۹ اسیر ایرانی که در ۲۶ اسفند ۱۳۸۱ با ۱۲۴۱ اسیر عراقی مبادله شدند، آخرین دریچه امید خانواده‌هایی بودند که در ۱۲ سالی که از آزادی اولین گروه از اسیران جنگ می گذشت، هر روز انتظار بازگشت فرزندان خود را می کشیدند.

پس از مبادله این گروه از اسیران، عراق پرونده اسیران ایرانی را پایان یافته اعلام کرد، اما مقامات ایرانی با بیان اینکه شماری از سربازان جنگ هشت ساله مفقود شده اند، می گویند که این پرونده همچنان باز است.

خبرگزاری فارس، روز دوشنبه ۲۵ مرداد (۱۶ اوت)، آمار اسرای آزاد شده را ۴۲ هزار و ۶۱۸ نفر اعلام کرد، این در حالی است که هیچ گونه آمار موثقی از تعداد سربازان ایرانی به اسارت درآمده وجود ندارد و برخی از این افراد پس از سال ها بی خبری از وضعیت آنها، عنوان "مفقود‌الاثر" گرفته‌اند.

محمد احمدیان، رئیس "ستاد تفحص" کشته شدگان جنگ در ایران، هفته گذشته به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران گفت که هفت هزار نفر از سربازان ایرانی جنگ با عراق، همچنان "مفقودالاثر" هستند و اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست.

جنگ هشت ساله ایران و عراق که با پذیرش قرداد ۵۹۸ سازمان ملل در سال ۱۳۶۷ پایان یافت، بر اساس آمارهای بین‌المللی، که فرهنگ رجایی در کتاب "چشم انداز ایران در جنگ ایران و عراق" نقل کرده، یک میلیون کشته و زخمی به جا گذاشت که از این میان تعداد کشته شدگان ایرانی ۲۶۲٬۰۰۰ نفر و تعداد کشته شدگان عراقی ۱۰۵٬۰۰۰ نفر بوده است.

اولین کاروان اسیران آزاد شده روز جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ پس از درخواست ایران برای آزادی اسرا بر مبنای معاده ۱۹۷۵ وارد ایران شد. عراق سه روز پیش تر در پاسخ به نامه ایران که ۱۷ مرداد همان سال ارسال شده بود، اعلام کرد که "مبادله فوری و همه جانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران هستند را خواهان است و این تبادل از طریق مرزهای زمینی و از راه خانقین_قصر شیرین و هر راه دیگری که مورد توافق طرفین قرار گیرد، انجام می شود."

این مبادله ها تا ۲۶ اسفند ۱۳۸۱، تنها چند روز پیش از آغاز جنگ دوم عراق و آمریکا در نوروز ۱۳۸۲ ادامه داشت.

چند ماه پیش از آن، در ۲۵ آذر ماه سال ۱۳۸۱، سرلشگر محمد الخضر الدوری، مسئول کمیته مفقودان عراق در دیدار با سرتیپ میرفیصل میرباقرزاده، مسئول کمیته مفقودان ایران در نقطه صفر مرزی شلمچه، گفته بود: "۳۶۵ نفر از اسرای ایرانی در نزد سازمان مجاهدین خلق هستند که تمایلی به بازگشت حتی پس از مذاکره با هیئت ایرانی ندارند و ما از ایرانی ها، هیچ اسیری نداریم که بزور نگه داشته باشیم."

به گزارش سایت جامع دفاع مقدس، وابسته به بنیاد حفظ وآثار دفاع مقدس، محمد الخضر الدوری در آن دیدار، دسته ای از اسیران ایرانی که وضعیتشان محل مناقشه است را هشت نفری دانست که به گفته او در "چومان"، از توابع مهاباد آذربایجان غربی آزاد شده بودند.

امیر ناصر مصطفوی یکی از این هشت نفر بود. بتول اجاقی، مادر آقای مصطفوی در سال ۱۳۸۷ به روزنامه اطلاعات گفته بود: "در همان اولین روزهای جنگ، پسر من ناپدید شد. ما از وضع او بی اطلاع بودیم تا این که عکس او در روزنامه کیهان چاپ شد و ما مطمئن شدیم که اسیر شده است. آذر همان سال هم نامه ای به دستمان رسید که در آن امیر ناصر از سلامتی خود خبر داده بود، اما این آخرین تماس ما بود. پس از پی گیری های مدام، در سال ۱۳۶۰ ماموران صلیب سرخ به نقل از مقامات عراقی گفتند که پسرت در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۶۰ در مرز دهستان چومان آزاد شده است."

خانم اجاقی می گوید: "من در جوابشان گفتم این حرف شما غیر منطقی است. شما این ادعای عراق را چه طور باور می کنید که بدون حضور هیچ نماینده ای از صلیب سرخ و دولت ایران، آنها را آزاد کرده باشند؟ آنها در جواب گفتند ما کاری از دستمان بر نمی آید، عراقی ها این را به صلیب سرخ گفته اند."

علی داعی، نویسنده کتاب "حقوق اسیران جنگی در حقوق بین الملل" هم به سایت جامع دفاع مقدس گفته که حقوق اسرای ایرانی در دوران جنگ در زمینه های مختلف نقض شده است، از جمله در عدم رسیدگی به مجروحان و "شکنجه‌ها" و "اعدام‌ها"یی که به گفته او انجام گرفته است.

آقای داعی می گوید که در سال‌های ۶۱ و ۶۲ آمار موجود از حضور کمتر از ۵ هزار اسیر ایرانی در اردوگاه های عراقی حکایت می کند، حال آن که در آن زمان بیش‌ترین درگیری‌های نظامی رخ داده بود و تعداد اسیران ایرانی باید بیش‌تر از اینها باشد.

آقای داعی در ادامه می گوید: "تحت مراقبت پزشکی قرار نگرفتن، وضعیت نامناسب فضای اردوگاه‌ها، کمبود مواد غذایی، تونل‌های مرگ که در هنگام ورود اسرا به اردوگا‌ه‌ها وجود داشت، همه این موارد جزو نقض کنوانسیون ژنو درباره اسرای جنگی محسوب می شود."

خانم بتول اجاقی حالا دیگر بیش از ۳۰ سال است که انتظار فرزندش را می کشد. او که پسر دیگرش مجید در جبهه ها کشته شده است می گوید: "می دانم که فرزند دیگرم مجید در جبهه جنگ شهید شده است، اما هنوز پس از این همه سال نمی دانم منتظر بازگشت امیر ناصر باشم یا نه؟"

مطالب مرتبط