برکناری مدیران دانشگاه های ایران؛ استقلال، دور از دسترس

یوسف ثبوتی
Image caption یوسف ثبوتی، رئیس پیشین دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان

دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان که در میان اهالی این شهر به "علوم پایه" شهرت دارد، تفاوت های کوچک و بزرگی با دیگر دانشگاه ها دارد که شاید مهمترین شان عدم حضور نهادهای حکومتی در آن باشد. نه نماینده رهبر ایران، نه بسیج دانشجویی و کارمندی، و نه حتی حراست هیچکدام جایگاهی در این دانشگاه ندارند. چیزهایی که هم امام جمعه، هم استاندار، و هم بعضی از مدیران وزارت علوم بعنوان بزرگترین مشکلات این دانشگاه از آن یاد کرده اند.

از تفاوت های دیگر، ارتباط گسترده با دانشگاه های خارجی بخصوص دانشگاه های کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه، دعوت از اساتید ایرانی شاغل در دانشگاه های مشهور بین المللی برای تدریس، و برگزاری منظم دوره ها و کارگاه های بین المللی است که دستاورد استقلال نسبی در برنامه ریزی و اجرا در این مرکز بود که به نوبه خود اشتهار آن را در خارج از مرزهای کشور به ارمغان آورد.

البته انتقادهایی هم از این مرکز می شد، که در بیشتر مواقع مخاطب آن، دکتر یوسف ثبوتی، بنیان گذار و مدیر آن، و چگونگی مدیریت او بود. بخشی از این انتقادها دیدگاه های کارشناسی متخصصان و اهالی فن بود و بخشی نیز از سوی طیف های مختلف حکومتی و دولتی، از روی نا آگاهی یا با اهداف دیگر.

دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان، یا آن طور که زنجانی ها آن را می نامند، "علوم پایه"؛ در سال ۱۳۷۱ با مجوز وزارت علوم و کمک های مردمی و با همت و تلاش آقای ثبوتی برای آموزش دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در زمینه علوم پایه در شمال شرقی شهر زنجان تاسیس شد. این مرکز ضمن برقراری تناسب بین آموزش و پژوهش، کیفیت را فدای کمییت نکرد و به همین دلیل آنطور که در بین بعضی از دانشگاهیان مرسوم است، یکی از جزایر کیفی آموزش عالی ایران نامیده می شود.

موفقیت این دانشگاه فقط محدود به حوزه علم نبوده و به دلیل شیوه اداره و همینطور ارتباط نزدیک مسئولان و دانشجویان آن با اهالی شهر، محبوب اهالی زنجان نیز هست و آنها به این مرکز فخر می کنند و موسسش را نه به دلیل اینکه همشهری است بلکه برای اعتبار و شهرتی که به شهرشان اهدا کرده دوست دارند.

ثبوتی؛ اخترشناس معتبر ایرانی

یوسف ثبوتی در اول شهریور ۱۳۱۱ در شهر زنجان متولد شد و در سال ۱۳۲۹ برای ادامه تحصیل از زنجان خارج شد. او تا سال ۱۳۷۱ که دوباره بعنوان اخترشناس به زادگاهش برگشت، مسئولیت های زیادی در زمینه های مختلف را تجربه کرد و بانی یا حامی حرکت ها و تحول های گوناگونی در کشور شد. ساخت رصدخانه ابوریحان بیرونی دانشگاه شیراز، تاسیس انجمن نجوم ایران، تربیت اولین گروه دانشجویان دوره دکترای اخترفیزیک در ایران از افتخارات او در این دوران است. وی از نظر علمی نیز چهره ای معتبر و شناخته شده در داخل و خارج از کشور است و به دلیل دید و همتش در توسعه علم و نهاد سازی علمی از احترام خاصی در بین جامعه علمی برخوردار است.

Image caption رئیس جدید دانشگاه تکمیلی زنجان در نخستین روز کاری اش در این دانشگاه با اعتراضاتی رو به رو شد

البته گویا این حسن اشتهار این روزها چندان به کارش نمی آید همانطور که در سال های اول انقلاب نیامد. اگرچه در آن سال ها جوان بود و پر انرژی و در خلال تعطیلی دانشگاه ها تا بازگشایی دوباره آنها و بازگشت به دانشگاه، با چند همکار دیگر به ترجمه و تالیف و نشر کتاب های علمی عامه فهم در انتشارات دنا مشغول شد. ولی این بار باید صبر کرد و دید که آیا او حال و حوصله سی سال پیش را دارد یا بطور کلی به او اجازه می دهند که دوباره به جایگاه خود بازگردد.

اعتراض به برکناری ها

حکم برکناری آقای ثبوتی همزمان با سالروز تولدش به او ابلاغ شد و گویا خود وی نیز تا ساعت ۹ صبح روز یکم شهریور از این حکم بی اطلاع بود. اگرچه در ظاهر این حکم بر اساس قوانین استخدامی و اینکه او به سن بازنشستگی رسیده بوده تهیه و ابلاغ شده و برای تلطیف آن مناصبی هم به وی عرضه شده است ولی به نظر می رسد نه قوانین دلیل اصلی برکناری هستند و نه آن مناصب جدی و با ارزش.

انتشار خبر برکناری آقای ثبوتی اعتراض های گسترده ای در سطح جامعه بوجود آورد و کار را به آنجا کشاند که جانشین وی دکتر رسول خدابخش که پیش از این در دانشگاه آزاد و دانشگاه ارومیه مناصب اجرایی و تحصیلی مختلفی داشته است، برای ورود به محل کار جدیدش با مشکل مواجه می شود.

این اعتراض ها را می توان به دو دسته اصلی احساسی و صنفی تقسیم کرد. اعتراض دانشجویان و شهروندان زنجانی را شاید بتوان احساسی قلمداد کرد و شاهد آن نیز پوسترها و شعارهایی است که برای حمایت از آقای ثبوتی تهیه شده است. اعتراض های صنفی بی سر و صداترند ولی بسیار گسترده تر و تنها به ثبوتی ختم نمی شوند. مانند اعتراض شدید اساتید دانشگاه شریف به برکناری دکتر سهراب پور رئیس دانشگاه شریف.

جان مایه این اعتراض ها مخالفت با شیوه برخورد حاکمان با علم و دانشگاه و دانشگاهیان است و نه جابجایی و بازنشستگی این یا آن. جوامع علمی معتقدند که حکومت فاقد صلاحیت برای دخالت در امور دانشگاه ها است. حکومت فاقد دانش و بینش کافی در حوزه علم است و همه چیز را از دید نیازهای سیاسی و تبلیغی خود می بیند. از شواهد این مدعا نیز بخشی از احکام انتصاب سرپرستان جدید است که از سوی کامران دانشجو وزیر علوم صادر شده است، آنجا که می گوید "...تلاش در جهت تربیت دانش‌آموختگانی قانون‌پذیر با نگرش ارزشی و معنوی...".

تعیین مدیر یک دانشگاه بوسیله اعضای هیات علمی آن دانشگاه و فقط با توجه به بنیه علمی و مدیریتی وی بدیهی ترین خواسته جوامع علمی است، چیزی که از اصول استقلال دانشگاه هاست، چیزی که این روزها به رویا می ماند. رویایی که اهل علم در ایران سال هاست به دنبال آنند و هیچگاه موفق نشده اند آن را بدست آورند. اگرچه در مقاطعی (مانند دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی) شدت پدرسالاری حکومت در دانشگاه ها کمتر شد ولی هیچگاه از بین نرفت.

در ماجرای برکناری آقای ثبوتی و آقای سهراب پور نیز، جدا از دلایل آن، اعتراض به عملکرد دولت در کشاندن حب و بغض ها به دایره عزل و نصب ها در دانشگاه هاست. عملکردی که در دولت دهم جایگاه ویژه ای یافته است. حکومت نشان داده است که مدیر گوش به فرمان می خواهد و وجهه علمی برایش چندان مهم نیست و این دقیقا چیزی است که جامعه علمی در هیچ جای دنیا آن را بر نمی تابد.