در امتداد قصه سنجان: مراسم تولد زرتشت در لندن

پارسیان در لندن
Image caption مراسم پارسیان و زرتشتیان در لندن

پارسیان شهر لندن همراه با شرکت بعضی از زرتشتیان ایرانی روز ۲۴ اوت برابر با دوم شهریور به مناسبت زادروز پیامبر خود، زرتشت، در غرب لندن مراسمی آیینی برگزار کردند. پارسی ها این مراسم را "خرداد سال" می نامند و در ششمین روز از ماه فروردین که بر اساس "تقویم دینی" آنها در تابستان شروع می شود برگزار می کنند؛ در حالی که زرتشتیان ایران که از "تقویم فصلی جدید" استفاده می کنند، این مراسم را در ششمین روز از سال نو برگزار می کنند که همان برابری فصل بهار با اول فروردین است.

در تقویم زرتشتی هر روز ماه نام مخصوص به خود را دارد. در حالی که روز اول هر ماه "هرمزد روز" نامیده می شود، روز ششم هر ماه را "خرداد روز" می گویند، به دلیل اهمیت زادروز زرتشت که ششم فروردین است بین پارسی های هند به "خرداد سال" معروف شده است. زرتشتیان ایران این روز را گاهی "نوروز بزرگ" نامیده اند.

تفاوت تقویم در ایران و هند را باید در تغییرات و تحولات تقویم های شاهنشاهی، دینی و فصلی و نیز قدمت بسیار این فرهنگ جستجو کرد. عدم احتساب تفاوت سالهای کبیسه و همچنین نابسامانی های بسیار در معابد زرتشتی پس از سلطه اعراب از دلایل مهم دیگر برای این تفاوت است.

تقویم های گونا گون زرتشتی

بر اساس تقویم پارسی ها، ۱۹ اوت امسال، سال ۱۳۸۰ یزدگردی شروع شده است که سالی شمسی است و مبنای آن به تخت نشستن آخرین پادشاه ساسانی است. این تقویم که امروزه بیشتر برای مشخص کردن روزهای مهم دینی استفاده می شود، در نزد پارسیان "تقویم شهنشِهی" نامیده می شود. به نظر می رسد این نام گذاری با ارادت خاص پارسی ها به آخرین پادشاه ساسانی که به دست مسلمانان سقوط کرد در ارتباط باشد. سال یزدگردی هم مثل سال شمسی با نوروز شروع می شود. پارسی های امروز دوبار نوروز را جشن می گیرند. یک بار در ماه امرداد که آن را شروع سال نوی خود می دانند، و یک بار همزمان با نوروز ایران در آغاز فصل بهار که "جمشید نوروز" نامیده می شود و به نظر می رسد با افسانه به تخت نشستن جمشید در این روز مرتبط باشد.

ده روز پیش از سال نو، ایام "پنجه کوچک و پنجه بزرگ" است و مراسم گهنبار (یا گاهنبار) که آیین خیرات برای نیاکان است در این روزها برگزار می شود. باور بر این است که روح درگذشتگان در این ده روز آخر سال از خانه پیشین خود بازدید و در صبح نوروز خانه خود را ترک می کنند. کلمه گهنبار بین پارسیان به "قمبر" (Ghambar) تبدیل شده است. پارسی ها مراسم پنجه را ده روز پیش از آغاز نوروز دوم خود که در تابستان است (امسال ۲۸ مرداد) اجرا می کنند.

هردو جامعه زرتشتی ایرانی و هندی در این روز مراسمی آیینی که "جَشَن" یا "جَشَن خوانی" نامیده می شود برگزار می کنند که درآن موبدان با خواندن اوستا و به همراه جمع حاضران به ستایش اهورا مزدا می پردازند.

به جز تفاوت تقویم و تاریخ، نوع برگزاری مراسم بین زرتشتیان ایران و پارسیان هند هم تا حدی متفاوت است. در حالی که در مراسم آیینی در ایران اغلب دو موبد شرکت دارند، در مراسم پارسی ها گاهی تا شش موبد شرکت می کنند. در ایران شاخه های شمشاد در دست موبدان است در حالی که پارسی ها در این مراسم گل می گذارند. در هر دو مراسم میوه خشک و میوه تر با اوستاخوانی متبرک و بین شرکت کنندگان توزیع می شود. در حالی که در ایران میوه خشک "لرک" نامیده می شود، پارسی ها میوه خشک و تر را "میوو" (mivo) می نامند که باید همان میوه فارسی باشد.

اگر چه کلماتی مانند میوه دلیلی برای باقی ماندن واژه های فارسی در آیین دینی زرتشتی پارسی هاست، تفاوت های کوچک موجود که در آیین های این دو گروه زرتشتی دیده می شود به مهاجرت گروهی از زرتشتیان ایرانی به هند در قرن سوم هجری باز می گردد. ارتباط این گروه با همکیشانشان که در ایران مانده بودند تا قرن ها به شکل نامه های پرسش و پاسخ بین موبدان و یا سفر محدود موبدان ادامه یافت.

سفر مخاطره انگیز، پر ماجرا و عذاب آور زرتشتیان از خراسان (گفته می شود از منطقه ای به اسم سنجان از توابع خاف) و بعدها از مازندران ایران به گجرات هند و روبرو شدن آنها با حکومت و مردم آن خطه چند سده بعد در کتابی به نام "قصه سنجان" از زبان بهمن پسر کیقباد پسر هرمزدیارسنجانی به نظم کشیده شده است. کشتی پارسی ها بر اساس اطلاعات این کتاب در دریا دچار طوفان می شود. آنها بر کشتی طوفان زده با دعا و ثنا به گرد آتشی که با خود می بردند به استغاثه می پردازند تا از این مصیبت نجات پیدا کنند و به ساحل برسند و در آنجا از حاکم گجرات "جادی رانه" پناه جویند.

یادگیری زبان محلی یکی از شرایط فرمانده گجرات در زمان ورود زرتشتی های ایرانی بود. به نظر می رسد شرایط آن زمان پارسی ها چنان سخت و پیچیده بود که آنها حفظ دین نیاکان را بر از دست دادن زبان مادری ترجیح دادند. برای همین است که زبان رسمی این جامعه حدود صد هزار نفری در هند امروز، گجراتی است.

از شرایط دیگر برای اقامت در هند پوشیدن لباس زنان هندی برای زنان زرتشتی و به زمین گذاردن (تحویل) سلاح هایی بود که زرتشتی ها احتمالا با خود برده بودند. اینها خلاصه ای است از کتاب قصه سنجان که سیصد سال بعد از سفر پارسی ها توسط بهمن کیقباد هرمزد یار سنجانی به رشته تحریر کشیده شده است. مولف کتاب گفته که تنها به بیان مطالبی پرداخته است که سینه به سینه در جامعه زرتشتی آن زمان نقل شده است. بر اساس اطلاعات این منظومه پس از پذیرش شرایط، به پارسی ها اجازه اقامت در گجرات داده شد و کم کم آتشکده هایی بنا کردند که با آتشی که با خود از آتشکده های ایران آورده بودند روشن کردند و به داد و ستد و امور دیگر پرداختند. اگر چه پارسی ها قوانین مردم و دولت هند را پذیرفتند تا به آن وسیله اجازه اقامت در آن کشور را به دست آورند، آنها از هر گونه ازدواج برون گروهی (با غیرزرتشتی و غیرپارسی) سر باز زدند و این شاید یکی از دلایلی باشد که آنها توانسته اند جامعه و دین خود را تا امروز حفظ کنند.

جامعه پارسی هند موفق شده است این آیین کهن ایرانی را که در آن زمان بسیاری از پیروان خود را از دست داده بود، در طی هزار سال در خاکی غریب حفظ کند. در قرن های نوزده و بیست پارسی های هند که از نظر اقتصادی به موفقیت هایی دست یافته بودند، به یاری همکیشان ایرانی خود آمدند. گفته شده که ناصرالدین شاه قاجار بعد از ملاقات با گروهی از پارسیان و پذیرش هدایای آنها مالیاتهای سنگینی (جزیه ای) را که زرتشتیان ایرانی باید می پرداختند، حذف کرد و برای آنها تسهیلاتی قائل شد.

"ملکم دبو" ریاست انجمن زرتشتیان اروپا و از اعضای ارشد مرکز زرتشتیان لندن، و موبد "رستم بدوار" از هیات امنای همان مرکز معتقدند که ایرانی ها باید به وجود پارسی ها که حافظ این تنها آیین بازمانده ایرانی هستند افتخار کنند و خود نیز از اینکه زرتشتی بوده اند و زرتشتی باقی مانده اند بسیار خوشنودند.

اگر چه بسیاری از پارسی ها هرگز ایران را ندیده اند، اما قلب تک تک آنها برای ایران و ایرانی می تپد و هر گونه مراسم دینی خود را نشانه ای برای پیوند با ایران می دانند.

مطالب مرتبط