پژواک: لایحه حمایت از خانواده

برنامه پژواک

بررسی لایحه حمایت از خانواده در مجلس ایران در هفته ای که گذشت، حساسیت افکار عمومی و گروه های مدافع حقوق زنان را در پی داشت. دولت محمود احمدی نژاد، پیش از ارائه این لایحه به مجلس، در پیشنهاد اولیه که از سوی قوه قضاییه ارائه شده بود تغییراتی داده است،‌از جمله اینکه مردان برای ازدواج مجدد نیازی به کسب اجازه از همسر خود ندارند و زنانی که مهریه بالا دارند باید مالیات سنگین بپردازند.

تغییرات انجام شده توسط دولت محمود احمدی نژاد در لایحه موسوم به حمایت از خانواده پرسش هایی را از سوی ناظران به همراه داشته است، از جمله اینکه انگیزه دولت آقای احمدی نژاد در انجام این تغییرات بحث انگیز چه بوده است؟

تاثیر این تغییرات بر وضعیت زنان در ایران چه خواهد بود؟‌و اینکه فعالان حقوق زنان برای شنیده شدن اعتراضات خود در این زمینه از چه امکاناتی بهره مند هستند؟

در برنامه امروز پژواک این پرسش ها را با پروین اردلان، ‌مقیم سوئد و برنده جایزه اولاف پالمه،‌ و مهناز افخمی، دومین زنی که در ایران به سمت وزارت رسید و هم اکنون در آمریکا اقامت دارد، مطرح می کنیم.

خانم افخمی، همانطور که می دانید لایحه حمایت از خانواده واکنش منفی طیف وسیعی از زنان حتی زنان محافظه کار را به دنبال داشته است. این لایحه در واقع زمانی که دولت محمود احمدی نژاد به اندازه کافی با مخالفت روبرو است دردسر جدیدی را در سطح افکار عمومی برای او ایجاد کرده است که می تواند تبعات سیاسی منفی هم برای دولت داشته باشد. به نظر شما چرا دولت آقای احمدی نژاد با تحمل این همه هزینه پای تغییراتی مثل تسهیل ازدواج مجدد برای مردان ایستاده است، آن هم تغییراتی که حتی در لایحه اولیه پیشنهادی توسط قوه قضاییه محافظه کار ایران هم وجود نداشتند؟

مهناز افخمی: به نظر می آید که آقای احمدی نژاد و دولت او بطور مداوم به سوی اقدامات و پروژه ها و برنامه های رادیکال دست راستی پیش رفته اند. ما این را در زمینه های دیگر هم می بینیم، در ارتباط با هنر و هنرمندان، در ارتباط با ورزش، در ارتباط با مسائل دیگر، ولی البته مهم ترین و سنگین ترین در این زمینه مسئله این لایحه است که نه تنها زندگی نیمی از مردم ایران را دربر می گیرد بلکه بیش از هر چیز دیگری به زندگی نیمه دیگر هم مربوط می شود.

حساب های آقای احمدی نژاد و دولت او، حساب های سیاسی است و در ارتباط با طیف هایی است از داخل جامعه ایران و خارج که برای ارضای آنها و نیازهای آنها و آنچه که به نظر آنها مهم می آید، تنظیم می شود و پیشنهاد می شود، ارتباطی با توده های مردم ایران و بخصوص طبقه روشنفکرتر و فعالین زنان و غیره ندارد. و البته هزینه آن بسیار سنگین است، هم در داخل و هم در بین گروه های مختلف زنان با سوابق مختلف در داخل و هم البته در سطح بین المللی.

خانم اردلان، نظر شما در این مورد چیست؟ به عقیده شما چرا دولت آقای احمدی نژاد با چنین اصراری پای لایحه بحث برانگیزی مثل لایحه حمایت از خانواده ایستاد؟

پروین اردلان: بعد از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد تا بحال ما عملا با انواع و اقسام فعالیت ها در حوزه های تاکید بر شریعت اسلام روبرو بوده ایم. بنابراین، اتفاق جدیدی نیست این که بخواهند بر این ماده خیلی اصرار داشته باشند. ما همین حالا در حوزه های کتب درسی و در آموزش و پرورش و در فعالیت های زنان در حوزه های مختلف، در همه اینها عملا داریم با بحثی مواجه می شویم که درواقع بازگشت به شریعت اسلام یا بازگشت به موقعیت دهه ۱۳۶۰، شاید به این معنا که ما باید دوباره اسلام را برگردانیم و این سیاست ها همه تغییر کرده است و ضد اسلام است.

من فکر می کنم یکی از دلایل آن این است که بهرحال یکی از نشانه های اسلامی بودن جامعه باشد که این دولت کنونی می خواهد خودش را خیلی مشخص و بارز نشان بدهد. بهرحال یکی از مبناهایی که نشان بدهد که جامعه یک جامعه اسلامی است بنای شریعت است و اکنون یک توجیه دیگر هم به آن اضافه شده است به اسم بحث فرهنگ، که البته هر دو مورد هم می توانند قابل نقض باشند. چون ما مثلا در مورد حکم شرع مقدس درمورد بحث تعدد زوج ها یا موارد دیگر، موارد دیگری را داریم که نظرات فقها متفاوت است و به همین دلیل هم می تواند تغییراتی داده بشود کمااینکه در خیلی از قوانین تغییرات داده شده است. وقتی هم که توجیه فرهنگ مطرح می شود، تحت این عنوان که مثلا فرهنگ جامعه تعدد چندهمسری را می پذیرد، می شود گفت که این چنین هم نیست چون فرهنگ جامعه از قانون جلوتر است و اتفاقا نمی پذیرد.

بنابراین می خواهم بگویم که نه با توجیه شرعی بودن و نه با توجیه فرهنگی بودن هیچ کدام از این ها هم وارد نیستند برای این که بشود نشان بدهد که دارند شرع اسلام را پیاده می کنند. ولی آن چیزی که مشخص است این است که نشانه های بارز اسلامی بودن جامعه از نظر حاکمیت ایران و دولت آقای احمدی نژاد با زنان دیده می شود و بر مسائل زنان و شکل های ظاهری زنان، تا مسائل قانونی آن.

خانم اردلان، خوب، از طرفی می دانیم که آقای احمدی نژاد رابطه خوبی با روحانیت محافظه کار ندارد. به کرات سر مسائل مختلف آنها را آزرده است. همین طور جسته و گریخته خبرهایی هم که از داخل منتشر می شود که حاکی از این است که حتی در مسافرت هایی هم که ایشان به قم دارد تعداد مراجع تقلیدی که آقای احمدی نژاد را به حضور می پذیرند خیلی زیاد نیست. از طرف دیگر بخشی از نارضایتی روحانیت محافظه کار از آقای احمدی نژاد هم برمی گردد به جاهایی مثل وقتی که مثلا ایشان صحبت می کند از این که راجع به حجاب نباید سخت گیری کرد. اگر که مبنا بر اجرای شریعت و کسب رضایت این طبقه از روحانیت است، پس این نوع موضع گیرهای آقای احمدی نژاد چطوری توجیه می شوند؟

پروین اردلان: من فکر نمی کنم الزاما برای کسب رضایت از آنها باشد. من فکر می کنم که بهرحال جامعه کنونی ایران جامعه ای است که ساختارهای مردسالارانه را دارند در آن مدام نهادینه می کنند. مثلا درمورد این قانون مربوط به زنان یا اصلا کلا قوانین مربوط به زنان، جنسی بودن و از جنس مذکر بودن قانون را شما می توانید مشاهده بکنید. خود این قضیه یعنی درواقع منافع جامعه مردسالارانه را می تواند تامین بکند. خود این مسئله یعنی که اگر خود شما درمورد یک قانون کوتاهی بکنید و کنار بکشید درواقع باید به قوانین دیگر را هم تن بدهید. تمام این ها می تواند مغایرت داشته باشد با روح کلی جامعه مردسالارانه ای ک بحث آن مثلا کنترل بر بدن زن است و کنترل بر زن و افکارش و همه چیز زنان است. همه این ها را ما در قوانین مذکر و مردانه ای که مربوط به مثلا مسائل خانواده است در آن بارز است و می بینیم.

بنابراین این چیزی نیست که فقط منافع جامعه روحانیون را دربر بگیرد. این منافع نه تنها دولت آقای احمدی نژاد را می تواند دربر بگیرد بلکه دیدگاه های روحانیون را هم دربر می گیرد. یعنی یک نقاط مشترک و یک فصل مشترکی وجود دارد که می تواند منافع همگانی را هم تامین بکند، فقط این نیست که دولت این را می خواهد. حتی اگر این چنین باشد شما می توانید این سوال را هم مطرح کنید که خوب مجلس چه می شود، نهادهای دیگر قانونگذاری کجا هستند، آیا فقط می تواند مبنی بر اصرار دولت باشد، یا نه. یک منافع مشترکی در بین همه دارد تامین می شود و همه را دربر می گیرد.

یعنی می خواهم بگویم که بحث خیلی گسترده تر از این است که ما فقط بخواهیم یک مسئله را به مسئله یک دولت و به این دولت کنونی ربط بدهیم. ما در دولت های قبلی هم شاهد خیلی موارد این چنینی بودیم و شاهد همین موانع بودیم.

خانم افخمی، خانم اردلان اشاراتی دارند به بحث منافع مشترک. اگر درست فهمیده باشم احتمالا می شود این طور برداشت کرد که آقایان می خواهند که دست آنها بازتر باشد، حالا چه کسانی که در قوه مجریه ممکن است مسئول باشند و چه در قوه مقننه و یا دستگاه های دیگر. آیا شما هم فکر می کنید که این قضیه به یک چنین دلایلی دارد صورت می گیرد، این پشتیبانی و این فشاری که روی بحث هایی مثل تسهیل ازدواج مجدد در ایران دارد انجام می شود؟

مهناز افخمی: من موافق هستم. یعنی مسئله اسلامی بودن آن نیست، البته اسلام سیاسی است، یعنی استفاده از مذهب برای هدف های سیاسی و به قدرت رسیدن و قدرت را در دست نگه داشتن است. ولی این مسائل بیشتر زیربنای مردسالاری دارد. یک چیزی را هم باید درنظر داشته باشیم که به اصطلاح ایدئولوژی حاکم بر جمهوری اسلامی در ارتباط با زنان، همه آن براساس این است که زن مکمل مرد است و جداسازی نقش زن و مرد است. و این یک ضوابطی می خواهد که این ضوابط کاملا در قالب این نوع قانون و در قالب قونین دیگر مردسالار، جداسازی فضاها و حتی حجاب، همه آنها به همان مربوط می شود.

خیلی جالب است که وقتی صحبت از اسلام می شود، شما می بینید که در زمینه هیچ کدام از قوانین دیگری که حکم فرماست، در جامعه مدنی و در مسائل اقتصادی و غیره، قوانین هیچ ارتباطی با اسلام ندارد. همین که به زنان می رسد، ناگهان اسلام را به رخ همه می کشند و مسئله زنان را به مسائل مذهبی برمی گردانند. و البته باز هم می بینیم که در همه مذاهب، بخصوص مذاهب به اصطلاح ابراهیمی مثل یهودیت یا مسیحیت هم، همین برخورد بوده است. یعنی زنان انگلیس هم در قرن نوزدهم همین حقوقی را داشتند که الان در این لایحه پیشنهاد می شود.

ولی همین طور که مردم آگاه تر می شوند و به حقوق خودشان آشناتر می شوند و این که بعنوان یک فرد حقوقی دارند که می توانند تلاش کنند که آن حقوق را به دست بیاورند، تاریخ کمک می کند که وضع عوض شود. وگرنه بقیه مذاهب هم همین را داشتند، در یک زمانی از تاریخشان. متاسفانه در ایران در قرن بیست و یکم این مسئله دارد به این صورت مطرح می شود. جامعه، جامعه پیشرفته ای است و تفکر زنان مدرن است و زندگی شان مدرن است، یعنی زندگی که امروز می شود زندگی زمان قرون پیش نیست، این است که این قوانین به زندگی و طرز فکر و نیازهای جامعه از زن و مرد نمی خورد و درنتیجه دائم این تضاد وجود دارد.

خانم افخمی، شما اشاره تاریخی به وضعیت قوانین ما کردید. اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم، به زمان تصویت قانون حمایت از خانواده قبل از انقلاب. به نظر شما مهم ترین دستاوردهای آن قانون که بعدا به دست فراموشی سپرده شدند چه بودند؟

مهناز افخمی: آن قانون در زمان خودش، که در سال ۱۳۴۳ اولین نسخه آن درآمد و به تصویب رسید، پیشرفته ترین قانونی بود که در آن زمان بخصوص در زمینه زنان در جوامع اسلامی وجود داشت. حضانت طفل بعد از مرگ پدر به مادر می رسید، چندزنی از بین رفته بود، غیر از همسر دوم در شرایط بسیار مشکل و با موافقت همسر اول و این به زن حق طلاق می داد اگر باز هم نمی خواست در آن شرایط زندگی کند. مسائل دیگر از نظر آزادی های دیگری که در زندگی برای زنان منظور شده بود، مثلا بالا بردن حداقل سن ازدواج، این که رضایت زن برای ازدواج، و این که زنی که به مرحله بلوغ رسیده است احتیاج به اجازه کسی دیگری برای ازدواج نداشته باشد.

اینها چیزهایی است که درواقع ۴۰ سال پیش به تصویب رسیده بود. و این فقط قانون حمایت از خانواده نبود، آن تشکلی که زنان برای صد سال بوجود آورده بودند، حس و آگاهی مشارکت و زندگی در جامعه مدنی که به دست آورده بودند. اینها همه بهرحال از بین نرفته است، اینها همه مانده است و باعث شکوفایی جامعه زنان در ایران امروز شده است، آگاهی آنها و درصد مشارکتی که دارند، چه از نظر تحصیلی و چه از نظر کار و چه از نظر مشارکت در جنبه های مختلف کارهای صنعتی و مشاغل مختلف، با همه مشکلاتی که برای آنها وجود دارد. همه اینها مانده است و این نیازها دائم مطرح می شود و در مقابل آن دولت پیشنهادات قوانینی را می کند که برای یک عصر دیگر و زمان دیگر می توانست رضایت بخش باشد. درنتیجه این تضاد کامل بطور مدام دخیل است و زندگی را به عقب می برد به جای اینکه به جلو ببرد.

خانم اردلان، بهرحال الان لایحه حمایت از خانواده تصویب شده و یک قانون قابل اجراست. به عقیده شما فعالان حقوق زنان الان چه کار می توانند بکنند، برای فراهم آوردن زمینه های تجدید نظر در این قانون، کمپین خیابانی، کمپین بین المللی، مذاکرات با مسئولان حکومتی، چه کار می توانند بکنند؟

پروین اردلان: من فکر می کنم همین طور که تا بحال نشان داده شده است در فعالان جنبش زنان، چه داخل ایران و چه خارج ایران، هر کاری که در این زمینه لازم بوده است باید انجام بشود. یعنی کاری که گروه های مختلف با توجه به نوع فعالیت شان و شیوه کاری که می کنند عملا می توانند در این قضایا دخیل باشند. بطور مثال یک سری از فعالان با پخش بورشور و پرسشنامه و اینها می روند با مردم صحبت می کنند.

خانم اردلان، فکر می کنید که در فضای امنیتی بعد از انتخابات که حکومت بهرحال هیچ نوع گردهمایی را تحمل نمی کند آن تجربه کمپین خیابانی کماکان بتواند کاربرد داشته باشد؟

پروین اردلان: من فکر می کنم که بهرحال آن چیزی که خودش را خیلی بارز در جنبش زنان نشان داده است این مقاومت بوده است درمقابل همین موقعیت های بسته و شکل های امنیتی خیابانی که وجود داشته است. ما در همان فضای امنیتی خیلی کارها کردیم. بنابراین من با این قضیه خیلی موافق نیستم که فضا امنیتی شده است و نمی شود کاری کرد. فضا امنیتی شده است ولی معمولا در همه این فضاها راهکارها و راههایی وجود دارد که بشود این فضاها را شکست.

بنابراین تصور من این است که به همان شکلی که سابق این کار می شده بود، البته الان با یک مقدار سختی بیشتری ممکن است که بتواند به جلو پیش برود. کمااینکه با اطلاعی که من دارم این اتفاق دارد می افتد و خیلی از فعالان جنبش زنان در حال حاضر می بینیم که در طیف های مختلف، چه با نشست های خود و چه با فعالیت های خیابانی خود و چه با گفتگوها و مصاحبه هایی که با زنان مختلف دارند انجام می دهند، دارند این را نشان می دهند.

من فکر می کنم که بهرحال این می تواند زمینه ساز یک اجماع کلی بین فعالان جنبش زنان از طیف های مختلف باشد، از سکولارها و یا لائیک ها و یا اصلاح طلب ها، در این مورد که بتوانند در این قضیه یک مقدار خواست زنان را در این عرصه گسترش بدهند.

خانم افخمی، شما در این مورد چه فکر می کنید؟ خانم اردلان درمورد روش کمپین خیابانی یا اعتراض های عمومی و اجتماعی که قبلا هم جنبش زنان تجربه آن را داشته است صحبت کرد. ولی درمورد راهکارهای دیگری مثل مثلا ادامه مذاکره با مسئولان حکومتی یا کمپین بین المللی کردن در این زمینه خاص، شما چه فکر می کنید؟

مهناز افخمی: من فکر می کنم تنها راهی که می شود برای یک دولت آتوریته، مثل آنچه که الان در ایران هست، و برای حرکت هایش هزینه ایجاد کرد. حرکت های خیابانی بسیار مهم است، به هر نوعی بوجود آوردن توافقی بین گروه های و طیف های مختلفی از زنان و مردانی که ممکن است در موارد دیگری اختلاف سلیقه داشته باشند و روی این مسائل بتوانند توافق کنند. آگاه سازی هم در سطح ملی و هم در سطح منطقه ای و بین المللی فوق العاده مهم است، برای این که هر چیزی که ایران را در ارتباط با زنان آن طوری که است بیشتر بشناساند و بیشتر مورد انتقاد قرار بگیرد به نفع نیروهایی است که می خواهند که دولت را وادار کنند که به طرف مثبت و به طرف پیشرفته تر عمل کنند، باید هزینه برای [دولت ایران] سنگین بشود.

این کاری است که در ممالک دیگر هم اتفاق افتاده است، وقتی که فشار زیاد بوده است و فضا امنیتی بوده است، می شود از آفریقای جنوبی و اروپای شرقی یاد گرفت که مردم می توانند به آنچه که مورد علاقه شان است و به آن اعتقاد دارند روی آن تاکید کنند و یک نوع سولیداریتی [همبستگی] ین المللی بوجود بیاورند، هم در داخل و هم در خارج، و یک دیالوگ خارج و داخل بوجود بیاورند که حکومت را مجبور کند به نیازهای مردم و به علایق آنها جواب مثبت بدهد.

خانم افخمی، بهرحال می دانید که این تجربه حساس سازی افکار عمومی بین المللی در زمینه ای مثل سنگسار یک زمانی به نظر می آمد که دارد نتیجه می دهد. تا حدی که بخاطر فشارهای اروپا، رئیس وقت قوه قضاییه، آیت الله شاهرودی، بخشنامه ای صادر کرد و در آن از قضات خواسته می شد که حکم سنگسار را اجرا نکنند. ولی در عمل اجرای این حکم فقط مدت کوتاهی متوقف شد و بعد هم می بینیم که دارد از سر گرفته می شود، و کل سیستم مقاومت کرد و قضیه را به حالت اول برگرداند. شما فکر می کنید که درخصوص مسئله ای در حد مثلا حقوق خانواده یا ازدواج مجدد مردان، آیا فشارهای بین المللی ممکن است بتواند تاثیرگذار باشد وقتی که در خصوص مسائلی مثل سنگسار نتوانست آن تغییر را در قانون ما ایجاد کند؟

مهناز افخمی: من فکر می کنم می تواند خیلی موثر باشد. اینها کار خیلی سریعی نیست و نمی شود زود از آن نتیجه گرفت ولی تنها راهی است که ما می توانیم به طرف ساختن یک جامعه مدنی و یک قوانینی که جوابگوی نیازهای مردم باشد پیش برویم. یعنی یکی متحد کردن گروه های مختلف و تجهیز آنها در داخل و یکی هم فشارهای بین المللی. و این دو وقتی که به یک مرحله ای برسد قطعا هزینه [برای حکومت] طوری زیاد می شود که اثر می گذارد.

می شود از سابقه ممالک دیگر هم یاد گرفت و همانطور که آنها دارند از تجربه ما یاد می گیرند، الان تجربه جنبش های داخل بخصوص جنبش زنان برای دیگر ممالک یک الگویی شده است، مخصوصا استفاده از ارتباطات الکترونی و غیره ای که در ایران شده است برای بقیه هم آموزنده بوده است. همه اینها راهی است که باید برویم، طول می کشد، مشکل است، خطرناک است، ولی بهرحال تنها راهی است که در پیش داریم و می تواند ما را به نتیجه برساند.

خانم اردلان، بهرحال در خصوص این لایحه حمایت از خانواده گفتگوهای زیادی توسط فعالان حقوق زنان انجام شد، با مسئولان و حتی تشکل های محافظه کار. در مقاطعی هم احساس می شد که دارد نوعی همگرایی ایجاد می شود که دارد کار می کند. در عمل تا این لحظه به نظر می آید که این تجربه در این فقره بخصوص نتیجه ای نداده است. فکر می کنید که این تجربه شکست خورده است، یا اینکه در آینده هنوز هم قابل ادامه است؟

پروین اردلان: این که بدانیم به چه نتیجه ای می رسد یا در چه پروسه ای دارد عمل می شود، دو چیز متفاوت است. قاعدتا به نتایجی که رسیده است، نتایج خوبی نیست. اما می تواند در پروسه کاری که دارد پیش می رود موثر باشد. چون ما بهرحال به تدریج داریم می بینیم که بحث مسئله حقوق زنان و بحث آگاهی زنان در جامعه مردسالارانه تا چه اندازه دارد همچنان گسترش پیدا می کند. خیلی از نیروها و اصلاح طلب هایی که الان دارند از این قضیه دفاع می کنند، مثلا درمورد چندهمسری، قبلا نسبت به این قضیه موضع گیری نداشتند. بنابراین این روند یک روندی است که بهرحال همه را درگیر می کند، چه بخواهیم و چه نخواهیم این اتفاق می افتد.

اما از طرف دیگر، من می خواهم یک اشاره ای بکنم با توجه به بخش اول سوالی که داشتید درمورد این که چرا این اتفاق افتاده است و چرا اینها وجود دارد و بعد برگردم به بخش آخر سوال شما. من فکر می کنم که بهرحال یک واهمه ای وجود دارد برای تصویب یک سری از قوانین. فقط بحث قانون چندهمسری نیست، قوانین مختلفی هستند که همه پشت سر هم می آیند، حدس و مگر ثابت بشود. بنابراین یک واهمه ای وجود دارد در حوزه کلی و حتی در حوزه دولتی که اگر این قوانین تغییر پیدا بکند ما مجبور به تغییر خیلی قوانین دیگر خواهیم شد. یعنی درواقع یک جور تغییر رفتار جنسی زنان را هم دربر می گیرد.

ولی از طرف دیگر، اگر شما به بحث هایی که در بین خیلی از نمایندگان مجلس شده است نگاهی بیاندازید می بییند مثلا خانم افتخاری می گوید که این اعتراضات همه بخاطر جلب توجه مجامع جهانی است، بعد فکر کنم خانم الهیان مثلا می گوید که ما اگر این قانون را تصویب نکنیم فشار جهانی کنوانسیون را به ما تحمیل می کند و ما مجبور می شویم که آن را تصویب بکنیم بنابراین لایحه حمایت از خانواده را باید تصویب بکنیم که شکل بهتر و ایده آلی است. بنابراین نشان می دهد که فشار جهانی هم بی تاثیر نیست، بخصوص همانطور که خانم افخمی گفتند، در پیوند با جنبش های جهانی زنان این اتفاق می تواند خیلی تاثیرگذار باشد.

ولی در ارتباط با این بحثی که آیا می شود به این قضیه امیدوار بود، باید بگویم که پروسه خیلی درازمدتی است و اگر سیستماتیک جلو برویم می توانیم سیستماتیک به نتیجه برسیم. ولی اگر فقط قرار باشد که با یک نکته و یک موضوع جلو برویم و فکر کنیم با پیروزی بر یک مورد مسائل دیگر را توانسته ایم حل بکنیم، نه، فکر می کنم که نمی شود.

* برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه صبح هر جمعه هم در برنامه چشم انداز بامدادی تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co