پژواک: دستاوردها و هزینه های دولت دهم

در جمهوری اسلامی ایران، هفته اول شهریور ماه هر سال، "هفته دولت" نامگذاری شده است. در این هفته، معمولا مدافعان و منتقدان دولت به ارزیابی عملکرد یک ساله آن می پردازند.

امسال هفته دولت در حالی فرا رسیده است که دولت محمود احمدی نژاد، از زمان روی کار آمدن در بیش از یک سال گذشته، خبرسازترین دوره مسئولیت خود را پشت سر گذاشته است.

با توجه به عملکرد یک ساله دولت دهم، در روزهای اخیر تحلیلگران داخل و خارج کشور به پاسخگویی به این سوال از زوایای گوناگون پرداخته اند که این دولت چه دستاوردهایی یا هزینه هایی را برای کشور و حکومت ایران به همراه داشته است؟

در برنامه امروز، این پرسش را با احمد سلامتیان، تحلیلگر مسائل سیاسی در فرانسه، و محمد سهیمی، استاد دانشگاه در آمریکا، در میان گذاشته ایم.

آقای سهیمی، هفته دولت در حالی فرارسیده که به تازگی نیروگاه اتمی بوشهر راه اندازی شده است. به عقیده شما دولت دهم تا چه حد در پیشبرد خبرسازترین برنامه خودش در حوزه سیاست خارجی، یعنی برنامه هسته ای، موفق بوده است؟

محمد سهیمی: این بستگی دارد که از چه زاویه ای به این مسئله نگاه کنیم. اگر بخواهیم از زاویه راه اندازی رآکتور بوشهر به این مسئله نگاه کنیم، خوب این رآکتور قرار بود سال ها پیش راه اندازی بشود، قرار بود در سال ۲۰۰۰ و بعد در سال ۲۰۰۲ و بعد در سال ۲۰۰۶ و بالاخره در سال ۲۰۱۰. به راه انداختن رآکتور بوشهر در سال ۲۰۱۰ درواقع نتیجه معامله سیاسی بین دولت روسیه و آمریکا بود. یعنی دولت روسیه درقبال موافقت خودش با تحریم هایی که در قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل انجام داد، از آمریکا این تعهد را گرفت که اگر رآکتور بوشهر راه اندازی بشود آمریکا مخالفتی با این جریان نخواهد داشت. درواقع وقتی که رآکتور بوشهر آغاز به کار کرد دولت آمریکا هم اعلام کرد که راه اندازی رآکتور بوشهر باید مدلی برای آینده ایران باشد.

بنابراین اگر بخواهیم از این جهت به مسئله نگاه کنیم، می شود این را موفقیت به حساب آورد ولی در عین حال یک بهای سنگینی هم برای آن پرداخته شده است. چون دولت روسیه که ظاهرا از متحدان دولت آقای احمدی نژاد بود قبول کرد که با تحریم هایی که در قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت است هماهنگی و همراهی بکند. بنابراین با توجه به تاخیر طولانی راه اندازی رآکتور بوشهر، این را واقعا نمی شود یک موفقیت خیلی بزرگ برای دولت آقای احمدی نژاد به حساب آورد. ولی درعین حال واضح است که طرفداران دولت به این موضوع به صورت مثبت نگاه می کنند و فکر می کنند که این موفقیت خیلی بزرگی برای ایران است.

آقای سلامتیان، نیروگاه بوشهر در شرایطی راه اندازی شده که اوج فشارهای بین المللی روی ایران و روی پرونده هسته ای آن وجود داشته است. دولت در داخل درمورد اتفاقی که اخیرا در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر افتاد این طور تبلیغ کرده که ناشی از ایستادگی ایران بر سر مواضع خودش بوده است، و اینکه اصولا پیشرفت ایران در هر زمینه ای مرتبط با انرژی هسته ای چیزی نبوده است که کشورهای غربی خیلی به آن علاقمند باشند، ولی ایران ایستادگی کرده است و نهایتا هم در حوزه هایی حرف خودش را پیش برده است و شاید بتواند در حوزه های دیگری هم پیش ببرد. نظر شما راجع به این تحلیل آنها چیست؟

احمد سلامتیان: موفقیت مربوط به نیروگاه بوشهر نمونه یک پروژه ای است که به علت ناتوانی هایی سیاسی و دیپلماتیک طرف ایرانی و مشکلاتی که مسئله هسته ای که جامعه بین المللی پذیرفته بود، آمریکا هم پذیرفته بود و روسیه هم پذیرفته بود، حق ایران بوده است، بیش از ۳۵ سال هم است ایران در این زمینه سرمایه گذاری می کند و وقت می گذراند، بالاخره بعد از این مدت طولانی شروع شده است که معلوم هم نیست کلید واقعی خورده باشد و تا چه اندازه کاربرد داشته باشد. از نقطه نظر یک نیروگاه اتمی غیرنظامی هزینه ای که تابحال برای نیروگاه بوشهر پرداخت شده است چندین برابر سودی است که در چندین دهه آینده خواهد داشت. و هیچ هم معلوم نیست که اگر مجموعه پرونده هسته ای ایران بدل به یک رویارویی شدید تبلیغاتی بین غرب و ایران نشده بود، این پروژه مدت ها زودتر به نتیجه نرسیده بود.

آقای سلامتیان، اجازه بدهید من یک نکته ای را اینجا عرض کنم. بهرحال مدافعان دولت می گویند همین اینکه قدرت های بزرگ مجبور به معامله ای شده اند که نتیجه این معامله این بوده است که نیروگاه بوشهر راه بیافتد این خودش ممکن است ناشی از پیروزی سیاست خارجی دولت تلقی بشود، به این خاطر که در دولت های قبلی هم بهرحال دولت ها می خواستند که این نیروگاه راه بیافتد ولی به هر علت راه نمی افتاد.

احمد سلامتیان: به هر علت راه نمی افتاد، یکی از دلایل اصلی آن عبارت از این بوده است که یک نیروگاهی که حق عادی ایران بوده است در معادله تقابل قوای بین کشورهای عضو شورای امنیت و ایران گذارده شده است، این اشتباه اصلی و اساسی بوده است. معارضین این پرونده در صحنه بین المللی تمام کوشش خود را کرده اند که پرونده هسته ای ایران را بدل به یک پرونده تقابل قدرت در سطح بین المللی بکنند. حال اینکه دولت ایران به طور دایم گفته است هدف ساختن سلاح هسته ای از این پرونده ندارد.

یک مصداق مشخص دقیق آن هم مصداق نیروگاه بوشهر است. وقتی که پروژه ای به این اندازه مشروعیت داخلی و بین المللی دارد و مقدمات آن هم باید سال ها قبل تمام شده بود، این اندازه به تاخیر افتاده است، به علت بدل کردن آن به عنوان یک ما به ازا یک موضوع کشمکش بین المللی، این چه پیروزی و این چه موفقیتی است. این درست از آن مواردی است که مقدار بسیار زیادی از ناتوانی ها در پیش بردن یک پرونده عادی با غیرعادی کردن آن پرونده و سیاسی کردن آن پرونده بدل به یک موضوع تبلیغاتی برای این گروه یا آن گروه می شود و هر گروهی که به این ترتیب عمل بکند با مصالح ملی کشور بازی کرده است.

آقای سهیمی، گذشته از موضوعات مربوط به پرونده هسته ای، عملکرد دولت در زمینه سیاست خارجی به طور کلی تا چه حد موفق بوده است. بهرحال موافقان دولت معتقد هستند که با وجود وضع تحریم های جدید علیه ایران دولت توانسته است احتیاجات کشور با به طور نسبی تامین بکند و با افتتاح پروژه های استراتژیک هم توان بازدارندگی خودش را افزایش بدهد. نظر شما چیست؟

محمد سهیمی: در سال گذشته یک قطعنامه جدید برعلیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید. درعین حال که من مخالف این گونه قطعنامه ها برعلیه ایران هستم، چون به نظر من اصولا این گونه قطعنامه ها غیرقانونی هستند، قسمتی از بهایی که برای این قطعنامه پرداخته شده است مقصر دولت آقای احمدی نژاد است. دلیلی که قطعنامه ۱۹۲۹ برعلیه ایران تصویب شد این بود که در اول ماه اکتبر سال ۲۰۰۹ دولت آقای احمدی نژاد موافقت کرد که به تبادل اورانیوم غنی شده در سطح پایین با غرب بپردازد و درقبال آن اورانیوم غنی شده در سطح بالاتر برای رآکتور پزشکی تهران دریافت کند.

ولی [دولت آقای احمدی نژاد] از آن موضع عقب نشینی کرد، و بعد از چند ماه تاخیر نه تنها آن کار را قبول کرد بلکه حتی سر موضوع هایی که در اکتبر [سال ۲۰۰۹] عنوان کرده بود که از آنها عقب نشینی نمی کند، از قبیل این که حتما تبادل سوخت باید در تهران انجام بگیرد و تبادل سوخت باید در مراحل مختلف انجام بگیرد و مسائلی از این قبیل، حتی از این مواضع هم عقب نشینی کرد، و با وجود، این قطعنامه ۱۹۲۹ تصویب شد. مهم ترین دلیلی هم که قطعنامه ۱۹۲۹ تصویب شد این بود که دولت آمریکا و متحدانش به دلیل عملکرد دولت آقای احمدی نژاد دنبال این بودند که دولت آقای احمدی نژاد را مجازات کنند.

بنابراین اگر از این موضوع، که از نظر من مهم ترین موضوعی است که در سال گذشته برای ایران در سطح بین المللی اتفاق افتاد صرف نظر از دست رفتن مشروعیت دولت در سطح جهانی به دلیل اتفاقاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته اتفاق افتاد، اگر بخواهیم از این موضوع نگاه کنیم، این موضوع نکته مثبتی نیست. این که ایران بتواند واردات خودش را تامین کند و نیازهای اولیه مردم را برآورده کند، این که موفقیت به حساب نمی آید. چون در حال حاضر جامعه بین المللی تحریماتی در سطح این که از دولت ممانعت کند که بتواند احتیاجات اولیه مردم را که باید از خارج وارد کند را اعمال نکرده است. حتی قطعنامه ۱۹۲۹ این کار را نمی کند بلکه به نظر می رسد که مهم ترین هدف قطعنامه ۱۹۲۹ محدود کردن دست سپاه پاسداران از یک سری کارها در خارج از کشور و امکانات مالی سپاه را قطع کردن است.

بنابراین از نظر من، درست است که یک عده می توانند ادعا کنند که دولت بهرحال در جلوی قدرت های بزرگ جهانی ایستاده است و این دید کلاسیک که بعنوان مثال کمونیست ها و مارکسیست های قدیم دارند و به همین دلیل بعنوان مثال دولت آقای احمدی نژاد را تحسین می کنند. همین طور که همین گروه دولت آقای هوگو چاوز در ونزوئلا را تحسین می کنند یا آقای فیدل کاسترو و برادرش رائول کاسترو را در کوبا تحسین می کنند. ولی اگر بخواهیم از نظر عملی و با توجه به وضعیت کنونی جامعه جهانی نگاه کنیم، به نظر من چنین چیزهایی موفقیت به حساب نمی آید.

آقای سهیمی، در همین ارتباط سوال دیگری از شما می کنم. این ایستادگی هایی که دولت دارد بر سر پرونده هسته ای و اصولا در سیاست خارجه اش انجام می دهد و منتقدان زیادی هم دارد، بخشی از آن با توجه به تجربیات مشابهی است که از قضا در کشورهای نزدیک ایران هم اتفاق افتاده است. عده ای از مدافعان آقای احمدی نژاد می گویند که کشور همسایه ما، عراق، حدود ۱۱ سال با بازرسی ها و اصولا شرایطی که توسط سازمان های بین المللی، چه سازمان انرژی اتمی و چه سازمان های متصدی خلع سلاح و غیره، انجام می داد راه آمد. و آنها ۱۱ سال تمام توان کشور را خنثی کردند، وقتی که دیگر هیچ چیزی برای دفاع از خود نداشت آن را زدند و ساقط کردند و بعد هم گفتند که اشتباه بود و بر اثر اطلاعات اشتباه بود. این دیدگاه کسانی که مدافع ایستادگی در مقابل نهادهای بین المللی هستند را شما چطور ارزیابی می کنید؟

محمد سهیمی: اولا اجازه بدهید من این موضوع را متذکر بشوم که من در طول ۷ یا ۸ سال گذشته با مقالات خودم و با مصاحبه هایی که انجام داده ام از برنامه اتمی ایران دفاع کرده ام، من یک مدافع کامل برنامه اتمی ایران هستم و به نظر من اگر بخواهیم از لحاظ حقوقی به این قضیه نگاه کنیم، آنچه که در ایران درمورد برنامه اتمی می گذرد کاملا حق ایران است. از طرف دیگر معتقد هستم که باید در برابر قدرت های جهانی بخصوص دولت آمریکا ایستادگی کرد.

ولی صحبت من این نیست، صحبت من این است که کارهایی که دولت آقای احمدی نژاد در عرض ۵ سال گذشته کرده است را می شد با هزینه بسیار کمتر به دست آورد. بعنوان مثال دولت آقای خاتمی چون قصدش تعامل با جامعه جهانی بود و بخصوص با اتحادیه اروپا بود قبول کرد که برنامه غنی سازی ایران را به مدت ۲ سال به حالت تعلیق درآورد تا این که آژانس بین المللی انرژی هسته ای به داخل ایران برود و تمام تاسیسات هسته ای ایران را مورد بازرسی قرار بدهد، که البته وقتی که مورد بازرسی قرار دادند همان ادعایی که دولت آقای خاتمی می کرد درست از آب درآمد، که دولت آقای خاتمی گفته بود که این برنامه قصد نظامی ندارد و تا بحال هم هیچ گونه شواهد و قرائنی برای نظامی بودن برنامه به دست نیامده است.

ولی وقتی که دولت آقای خاتمی کنار رفت و دولت آقای احمدی نژاد آمد، بلافاصله پرونده ایران اولا به شورای امنیت سازمان ملل رفت، به دلیل شعارهایی که دولت آقای احمدی نژاد برعلیه کشورهایی از قبیل اسرائیل می داد. ثانیا حتی تا زمانی که دولت آقای خاتمی سر کار بود هیچ گونه قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل برعلیه ایران تصویب نشد. ولی از موقعی که دولت آقای احمدی نژاد سر کار رفته است برای اولین بار در طول تاریخ سازمان ملل ۴ قطعنامه تحریمی برعلیه ایران تصویب شده است. درعین حال یک جو سیاسی شدید ضدایرانی در بسیاری از کشورها بوجود آمده است.

حالا ما می توانیم ادعا کنیم که بله ما با مردم این کشورها متحد هستیم و در برابر استکبار و قدرت های جهانی مقاومت کرده ایم، این شعارهایی است که در داخل ایران می دهند. ولی اگر بخواهیم واقعا بصورت واقع بینانه به این مسئله نگاه کنیم می بینیم که این دستاوردهای هسته ای، که به نظر من مهم هم است مهم است که برنامه غنی سازی اورانیوم تا اینجا پیش رفته است، ولی این دستاوردها با هزینه بسیار کمتری می توانست نصیب ملت ایران می شود ولی سیاست دولت آقای احمدی نژاد که حالت تهاجمی و حالت ماجراجویانه دارد هزینه سنگینی را از بابت این دستاوردها به گردن ملت ایران گذاشته است.

آقای سلامتیان، اگر به حوزه داخلی ایران برگردیم، دولت با گذشت بیش از یک سال از اعتراضات خیابانی، به عقیده شما تا چه حد در کنترل بحران های ایجاد شده بعد از انتخابات موفق بوده است؟

احمد سلامتیان: من در این مورد هم فکر می کنم که به همان ترتیبی که در صحنه بین المللی عملا گره هایی را که می شده است که با دست باز کرد، علی رغم همه میل به باج گیری قدرت های در سطح جهانی، خواستند این گره ها را با دندان باز کنند و چه در بسیاری از موارد منجر به شکستن دندان شده است، در داخل ایران هم در فضایی که اصلا انتظار بحرانی به این شدتی که در یک سال گذشته جامعه ایران را دربر گرفته است پیش بینی نمی شد.

در یک سال بعد از این که خود آقای خامنه ای سال را سال انسجام اسلامی و وحدت ملی بود، بحرانی در کشور بوجود آمد و آن بحران به نحوه ای مدیریت شد که مثل اینکه جامعه ایران و حاکمیت ایران امروز به اذعان خود دست اندرکاران این بحران تا بحال از ابتدای انقلاب به این اندازه به تفرقه و انشقاق و اختلاف مبتلا نبوده است.

آقای سلامتیان، اگر این تحلیل وجود داشته باشد که بهرحال پافشاری دولت بر مواضع خودش و امتیاز ندادن به مخالفان، سرانجام آنها را به عقب رانده است.

احمد سلامتیان: کجا به عقب رانده است. فراموش نکنیم، سن من حداقل به من اجازه می دهد که سال ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ را به یاد بیاورم، که عبارت از این بود که در صحنه ایران تمام نیروهای معترض و با فکر متفاوت دیگر از بین رفتند. یک حزب واحد در کشور ایران وجود داشت به اسم "حزب رستاخیز" و یک سلطان واحد هم وجود داشت به عنوان "محمدرضا پهلوی". درواقع جامعه در همان زمان به ترتیبی تکه تکه شده بود، در بدنه آن و در سطح حاکمیت، که در روز مصیبت و در روز بلا، به قول فرماندهان نظامی، مثل برف در آفتاب تموز آب شد. من نمی خواهم آن وضعیت را با وضعیت کنونی مقایسه بکنم، ما در وضعیت کاملا متفاوتی هستیم.

اما در شرایط و اوضاع و احوال کنونی به هیچ وجه صحنه مخروبه ای، که از نقطه نظر زندگی سیاسی ایران و انسجام سیاسی داخلی و وحدت در داخل، باقی گذاشته شده است و میزانی که دولت کنونی توانسته است قاعده تکیه گاه خودش را در جامعه و تعداد افرادش را حتی در حاکمیت چنان محدود و محدود بکند که امروز سمت های اولیه حکومتی دارد کم کم محدود به روابط بسیار نزدیک خانوادگی می شود، این هنری نیست.

باز در این مسئله هم، به جای این که گفتگو و تعامل و یا حداقل به ترتیبی شیوه هایی که بتواند مخالفین و معترضین را به نحوی آرام بکند به کار رفته باشد، شیوه بنزین ریختن روی آتش و اختلاف به کار برده شده است چون همه چیز فدای تبلیغات لحظه ای و احساسی کردن و ملتهب کردن فضای داخلی شده است. متناسب با این، در سیاست داخلی در یک سال گذشته من هیچ پیروزی نمی بینم. ما امروز در وضعیتی قرار داریم که حتی انتخاباتی مثل انتخابات شوراها در ایران دارد بدل به یک مسئله امنیتی می شود، در کشوری که در ۳۰ سال گذشته هر انتخاباتی را برای خودش یک پیروزی سیاسی قلمداد کرده است. و شاید یکی از بازدارنده ترین مسائلی که در گذشته خودش داشته است همین انتخابات هایی بوده است که حتی در زیر موشک های عراقی توانسته است انتخابات را انجام بدهد، صرف نظر از این که با نتیجه اش موافق باشند یا مخالف. از دست دادن چنین برگ هایی بزرگی برای اداره زندگی سیاسی داخلی یک کشور، من نمی دانم ما به ازا آن چه پیروزی است و در چه بوقی و در چه شیپوری می شود برای جشن این پیروزی دمید.

آقای سهیمی، بهرحال با وجود انتقادات گسترده کسانی که محمود احمدی نژاد را به بی اعتنایی به قانون و نهادهای قانونی و افزایش کم سابقه اختلافات در داخل حکومت و اصولا در کشور متهم می کنند، برخی هم معتقدند که آقای احمدی نژاد چنان در حال تثبیت و گسترش اختیارات ریاست جمهوری در ایران است که به تدریج جایگاه رئیس جمهور را در مقابل سایر نهادها، مثلا روحانیت یا نهادهای انتصابی، از هر زمان دیگری در عمر جمهوری اسلامی دارد بیشتر می کند. شما در این زمینه چه دیدگاهی دارید؟

محمد سهیمی: این صحبت کاملا درست است که آقای احمدی نژاد توانسته اند اختیارات ریاست جمهوری را در ایران نسبت به نهادهای انتصابی بیشتر کنند، ولی باید ببینیم هدف از افزایش این قدرت چیست. در زمانی که آقای رفسنجانی هم رئیس جمهور بودند، دو دوره بعد از پایان جنگ ایران و عراق، ایشان هم آن موقع با اقتدار کامل عمل می کردند و برنامه های خودشان را در مملکت پیش می بردند. بعد که آقای خاتمی سر کار آمد، آقای خاتمی را محدود کردند به طوری که حتی طبق گفته خودشان هر روز برای ایشان یک بحران ساختند.

درمورد آقای احمدی نژاد صحبت شما کاملا درست است، آقای احمدی نژاد با کارهایی که کرده است سعی کرده است که اختیارات ریاست جمهوری را زیاد کند. ولی موضوع این است که آیا این افزایش اختیارات ریاست جمهوری اولا دایم خواهد بود، یعنی وقتی که نفر بعدی به جای آقای احمدی نژاد بیاید حالا هر کسی و تحت هر شرایطی که هست همین اختیارات را خواهد داشت. ثانیا آیا این فقط انتقال قدرت از یک نهاد به یک نهاد دیگر است و فرقی نکرده است، اگر فرمان دستگیر کردن یا زندانی کردن یا محاکمات را قبلا یک نهاد دیگر می داده است حالا نهاد ریاست جمهوری می دهد، یا این که این افزایش قدرت به نفع مردم استفاده خواهد شد و مملکت را به طرف فضای بازتر و آزادتر و دمکراتیک تر خواهد برد.

من راجع به این موضوع که آقای احمدی نژاد از افزایش قدرت سیاسی خودش به نفع مردم استفاده کند بسیار بدبین هستم. ایشان همین چند هفته پیش گفتند که هیچ حزبی در ایران معنی ندارد، فقط تنها حزبی که وجود دارد حزب ولایت است. یعنی اصولا ایشان به تفکر وجود احزاب سیاسی مختلف در ایران با افکار و برنامه های مختلف معتفد نیستند. کما این که اگر شما به کارهای برنامه دولت آقای احمدی نژاد در عرض ۵ سال گذشته نگاه کنید می بینید که تمام کارهایی که از لحاظ امنیتی و مطبوعاتی و احزاب سیاسی کرده اند در راستای محدود کردن فعالیت های احزاب و مطبوعات و نهادهای جامعه مدنی و دانشجویان و معلمان و اصناف مختلف بوده است.

بنابراین فقط افزایش قدرت در نهاد ریاست جمهوری در برابر نهادهای انتصابی، که حالا با توجه به انتخابات پارسال خود نهاد ریاست جمهوری هم نوعی حالت انتصابی پیدا کرده است، به خودی خود نمی تواند مثبت باشد، مگر این که اولا این افزایش قدرت دایم باشد و ثانیا در راه دمکراتیک کردن بیشتر جامعه به کار برود. وگرنه اگر قرار باشد دستور تمام اتفاقاتی که سال گذشته اتفاق افتاده است به جای این که از یک نهاد انتصابی بیاید از نهاد ریاست جمهوری بیاید، فرقی به حال مردم نکرده است و فرقی به حال کشور نکرده است. مهم این است که از این قدرت چطوری استفاده می شود.

آقای سلامتیان، همین نکته را از شما بپرسم. به عقیده شما مقاومت هایی که آقای احمدی نژاد در مقابل برخی نهادهای انتصابی و نهاد روحانیت انجام داده است، من حیث مجموع اتفاق مثبتی برای کشور بوده یا اتفاق منفی بوده است؟

احمد سلامتیان: من اصلا نحوه عمل جهادی و حزب اللهی و تبلیغی و التهابی آقای احمدی نژاد با هر نهادی معارض می بینم. پا گرفتن یک نهاد در زندگی سیاسی یک کشور بستگی به تداوم دارد، بستگی به آن دارد که آن نهاد تا چه اندازه بتواند خودش را بپذیراند، و بستگی به این دارد که افراد بتوانند روی رفتار آن نهاد اعتماد بکنند، که بالاخره آن نهاد یک قانون و چارچوبی دارد.

من می گویم آقای احمدی نژاد به نهاد ریاست جمهوری هم به مقدار بسیار زیادی لطمه وارد کرده است. چون این نهاد دیگر در تعادل قانون اساسی خودش عمل نمی کند. علاوه بر این، آن قدرتی که می گویید از خودش نشان داده است، اگر خوب نگاه بکنیم از یک جایی هزینه کرده است. این هزینه از تغییر تعادل نهادها در داخل جمهوری اسلامی نمی آید، این هزینه از مصرف کردن سرمایه رهبری و پشتیبانی رهبری در خود این چارچوب جمهوری اسلامی می آید، که به چنان اندازه ای تا لحظه کنونی از آقای احمدی نژاد پشتیبانی کرده است که امروز عملا عده ای موجودیت ذوب شده و آن کسی را که در دورن خودش ذوب کرده است تا اندازه ای یکی می بینند که معلوم نیست که اگر دست رهبری و هزینه ای که تا به حال پشت سر آقای احمدی نژاد داشته است از پشت سر ایشان برداشته بشود برای سرنوشت این دولت در ظرف چه مدت تعین تکلیف می شود.

با در نظر گرفتن همه این حرف ها، من با صرف این که قبول دارم که بعضی از اقدامات آقای احمدی نژاد، به علت همان پشتیبانی، بسیار متهورانه به نظر رسیده است و حتی اگر در تاریخ جمهوری اسلامی رئیس جمهوی های دیگری به جای حل و فصل کردن مسائل در پشت پرده با دفاع از نهادهای خودشان نهادینه عمل کرده بودند، یا حتی اگر دیگرانی مقاومت بیشتری در برابر این نهادینه کردن کرده بودند، امروز مقام ریاست جمهوری به چنین وضعیتی نبود که کم کم بدل به یک مقام انتصابی و زایده ای بشود که ارگان های دیگر کشور امروز، من فکر می کنم مجلس هم مشمول همین می شود، از وجه و حیثیت خودشان برای ادامه حیات دادن یک وضعیت خاص ریاست جمهوری جهادی و ضد نهادی هزینه بکند.

* برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه صبح هر جمعه هم در برنامه چشم انداز بامدادی تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk

مطالب مرتبط