به روز شده:  10:33 گرينويچ - دوشنبه 13 سپتامبر 2010 - 22 شهریور 1389

هخامنشيان بسيجی و جنگ قدرت؛ از تمدن بزرگ تا تمدن نوين

مراسم رونمایی از منشور کوروش (عکس از خبرگزاری فارس)

محمود احمدی نژاد چفيه خود را بر گردن سرباز هخامنشی، کاوه آهنگر که درفش کاويانی را در دست داشت و سپس يک جوان بسيجی انداخت

بازگشت چهار ماهه منشور کوروش به ايران، پس از ماه ها مجادله و کشمکش، زمينه تازه ای را برای محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران و همراهان نزديکش فراهم آورده است که بار ديگر و صريح تر از گذشته، در ستايش از نظام و چهره هايی سخن بگويند که در تاريخ سی و يک ساله جمهوری اسلامی، مطرود و ملعون و نشانه بارز طاغوت دانسته شده اند.

برگه هويتی که به امانت گرفته می شود

منشور کوروش حدود يک صد و سی سال پيش توسط کاوشگران بريتانيايی در جنوب عراق کشف شد، اما قدر آن، به عنوان برگه ای از هويت کهن و پرافتخار تمدن ايرانی کمتر از نيم قرن است که در سطحی همگانی در ايران و عمدتا در متن کنش های سياسی مورد شناسايی و تاکيد قرار گرفته است.

اين منشور در اختيار موزه بريتانيا قرار دارد و پيش از اين به گزارش سازمان ميراث فرهنگی ايران تنها يک بار در جريان جشن های 2500 ساله شاهنشاهی به مدت ده روز به ايران قرض داده شده بود.

مذاکره برای به امانت گرفتن دوباره اين منشور، که از آن به عنوان نخستين منشور حقوق بشر ياد می شود، بيش از پنج سال پيش آغاز شد و حدود دو سال پيش مسئولان موزه بريتانيا با درخواست ايران موافقت کردند اما تحولات سياسی به ويژه پس از انتخابات رياست جمهوری سال 1388 موجب شد که موزه بريتانيا از فرستادن اين منشور به ايران خودداری کند.

تصميم موزه بريتانيا مبنی بر نفرستادن منشور کوروش با واکنش تند ايران روبه رو شد و حتی باعث شد که ايران همکاری های خود با اين موزه را به حالت تعليق درآورد.

با وجود اين، و پس از مذاکرات فراوان و فراز و نشيب های بسيار، منشور کوروش با تاخيری هشت ماهه برای دومين بار وارد ايران شد.

  • مراسم رونمایی از منشور کوروش (عکس از خبرگزاری فارس)
  • مراسم رونمایی از منشور کوروش (عکس از خبرگزاری فارس)
  • مراسم رونمایی از منشور کوروش (عکس از خبرگزاری فارس)
  • مراسم رونمایی از منشور کوروش (عکس از خبرگزاری فارس)
  • مراسم رونمایی از منشور کوروش (عکس از خبرگزاری فارس)

از جنس پيامبر و شاه جهان: آميزه گری

نحوه رونمايی از منشور کوروش و مراسمی که در حاشيه آن در روز شنبه 21 شهريور ماه با حضور و سخنرانی محمود احمدی نژاد و اسفنديار رحيم مشايی، رئيس دفتر او برگزار شد، نشان می دهد که اين مراسم تا چه اندازه برای رئيس جمهوری اسلامی ايران و همفکرانش مهم بوده است.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، در توصيف اين مراسم گزارش داد:" حضور پرشمار ديپلمات های خارجی از دولت های دوست نظير ونزوئلا و ... گرفته تا كشورهای غربی نظير انگليس، روسيه و ... حاكی از اهميت اين رويداد مهم فرهنگی بود. آنچنان كه اين گونه كاروان های ديپلماتيک گسترده در مراسم هايی نظير روز ملی هسته ای،‌ تنفيذ حكم رياست جمهوری و ... به راه می ‌افتند و اين بار آنها نه برای ديدن دستاورد تازه ای از دانشمندان ايرانی آمده بودند بلكه در اين مراسم شكوه تمدن ايران اسلامی را به نظاره نشستند."

اهميت اين مراسم و اجرای نمايشی از رژه سربازان دوران شاهنشاهی هخامنشی و حضور يکی از اين سربازان به همراه کاوه آهنگر و محتوای سخنان محمود احمدی نژاد و اسفنديار رحيم مشايی در باره يکی از شاخص ترين چهره های فرهنگ ايران پيش از اسلام، به ويژه در متن منازعات سياسی اخير نمايان می شود.

ستايش از کوروش و او را از سلاله پيامبران و شاه جهان خواندن، می تواند بر شدت انتقادها و منازعات درونی بيفزايد و در نتيجه، حاصلی جز فاصله بيشتر و از دست رفتن طيفی عمده از حاميان محمود احمدی نژاد و همراهانش به همراه نداشته باشد.

سخنان رئيس جمهوری اسلامی ايران و رئيس دفتر او را بايد جدی ترين، رسمی ترين و در عين حال عملی ترين پاسخ آنان به منتقدان اصولگرای دولت دهم دانست که در هفته های اخير، به تندی از اظهارات اسفنديار رحيم مشايی و تمايزی که او بين آنچه آنها را "مکتب ايران" و "مکتب اسلام" خوانده بود، انتقاد کرده بودند.

به رغم آنکه انتقاد روحانيون بلندپايه و طيف های سنتی تر جناح حاکم اصولگرا از اسفنديار رحيم مشايی همچنان ادامه دارد، مراسم رونمايی از منشور کوروش، زمينه ای را فراهم ساخت تا هم او و هم محمود احمدی نژاد با رويکرد ويژه خود و با صراحت بيشتری به ستايش از مفاهيمی بپردازند که در نزد مخالفان نظام شاهنشاهی پيش از انقلاب سال 1357 و حاکمان پس از انقلاب، ضد ارزش و نماد طاغوت و کفر و دوری از اسلام قلمداد شده و می شوند.

آقای احمدی نژاد در مراسم رونمايی منشور کوروش، چفيه خود را بر گردن سرباز هخامنشی، کاوه آهنگر که درفش کاويانی را در دست داشت و سپس يک جوان بسيجی انداخت تا به صورت نمادين پيوستگی ميان آنان و بسيجيان پاسدار جمهوری اسلامی ايران را نشان دهد.

او همزمان، از کوروش به عنوان شاه جهان ياد کرد و گفت:"صدور فرمان آزادی انديشه و عقيده پس از فتح بابل از سوی کوروش همان چيزی است كه همه پيامبران آن را فرياد زدند كه انتخاب يگانه پرستی و عقيده الهی جز با ميل و اشتياق و داوطلبانه نخواهد بود."

پيش از آقای احمدی نژاد، اسفنديار رحيم مشايی نيز کوروش را از جنس پيامبران دانست و گفت: "برخی علمای بزرگ گفته‌ اند كه كوروش پيامبر بوده است، من در مقامی نيستم كه در نفی يا اثبات اين موضوع سخنی بگويم، اما در مقياس حداقلی می ‌توانم تاکيد كنم كه انديشه، مرام و ادبيات كوروش از اين جنس بوده است."

تباين بنيادين چنين سخنانی با آموزه ها و گفتمان رسمی در جمهوری اسلامی، بارزتر و آشکارتر از آن است که رئيس قوه مجريه و رئيس دفتر او، همزمان با بحث هايی که بر سر حذف نام پادشاهان از کتاب های درسی مطرح است از آن غافل باشند.

کوروش، شاه و احمدی نژاد

در چنين شرايطی، اين سوال پر رنگ تر می شود که اصرار بر سر ايجاد پلی بين ايران امروز و اهداف بر مسند قدرت نشستگان با امپراتوری کهن و پرشکوه ايران پيش از اسلام با چه انگيزه و قصدی صورت می گيرد، به ويژه آنکه چنين رويکردی در تاريخ معاصر ايران به عنوان سياست دوران دودمان پهلوی شناخته شده است.

در اوج مجادلات بر سر اظهارات اسفنديار رحيم مشايی، ميرحسين موسوی، از رهبران معترضان، از ديدگاهی کاملا متفاوت به سخنان او و منتقدانش پرداخت و با "جنگ زرگری" خواندن اين مناقشه، همزمان هم هواداری آقای رحيم مشايی و نزديکان او از "مکتب ايران" و هم دفاع منتقدان از "مکتب اسلام" را با اشاره به عملکرد مشترک هر دو گروه در جريان انتخابات رياست جمهوری و حوادث پس از آن، يکسره به زير سوال برد.

آقای احمدی نژاد، در اين شبيه سازی اما چندان بی پروا بود که در به کارگيری نظير "تمدن بزرگ"، اصطلاح معروف محمد رضا شاه پهلوی، نيز درنگ نکرد و گفت: "‌حركت كاروان ملت ايران به سمت بازآفرينی تمدن نوين آغاز شده است و هيچ قدرتی در عالم قادر نيست كه در برابر حركت اين كاروان مانع ايجاد كند."

با توجه به واکنش های شديدی که سخنان اسفنديار رحيم مشايی در باره مکاتب ايران و اسلام در پی داشته، به نظر نمی رسد که همراهی و همدلی آشکار آقای احمدی نژاد با سخنان يار نزديک خود و حتی فراتر بردن بحث به مرزهايی تازه بدون آگاهی از احتمال دور تازه ای از واکنش های انتقادی و پر سر و صدای منتقدان درون جناحی صورت گرفته باشد.

آقای احمدی نژاد و تيم نزديکان همراهش در قدرت اما تنها بر سر مفاهيمی از اين دست، با منتقدان اصولگرای خود درگير نيستند و بارها در حوزه های مختلف با پس زمينه های گوناگوگی که تقريبا تمامی بخش های اقتصادی، فرهنگی، سياسی و اجتماعی، فکری و عقيدتی را در برگرفته رو در روی هم ايستاده اند.

هرچند اين رويارويی ها، از دوران اول رياست جمهوری محمود احمدی نژاد آغاز شد، اما حمايت صريح و همه جانبه آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی از محمود احمدی نژاد و دولت او عملا باعث شد که وی بدون هيچ رقيبی از جناح اصولگرا، پا به انتخابات جنجالی دهم بگذارد و با يک پيروزی پر اما و اگر، قدرت را برای دومين دوره در دست گيرد.

در حالی که معترضان به نتايج انتخابات، همچنان از به رسميت شناختن اين پيروزی سر باز می زنند و دولت دهم را "دولت کودتا" می خوانند، اصرار بر تقابل های درون جناحی ميان اصولگرايان بر پيچيدگی معادلات سياسی در جمهوری اسلامی می افزايد.

به نظر می رسد که رئيس دولت دهم و اعضای کابينه اش، چندان بی تمايل نيستند تا با طرح نکاتی که می تواند با اقبالی عمومی در جامعه امروز ايران روبه رو شود، منتقدان خود را گروه ها و چهره هايی بی علاقه به "ايران و افتخاراتش" نشان دهند تا برای مرحله بعد و در صورت نياز، بر پشتوانه ای از افکار عمومی و حمايت مردم در يک مواجهه نهايی برای تسويه حساب غايی و از ميدان به در کردن هر رقيب بالقوه و بالفعل حساب کنند.

در چنين شرايطی، ستايش از کوروش و او را از سلاله پيامبران و شاه جهان خواندن، می تواند بر شدت انتقادها و منازعات درونی بيفزايد و در نتيجه، حاصلی جز فاصله بيشتر و از دست رفتن طيفی عمده از حاميان محمود احمدی نژاد و همراهانش به همراه نداشته باشد.

جنگ قدرت در چند جبهه؛ سودای کدام سود؟

اما چنين هزينه ای، به ويژه زمانی که جناح اصولگرا در کليت خود به دليل عملکردش در جريان انتخابات دهم رياست جمهوری نزد مخالفان و معترضان زير سوال است، با کدام هدف و سودای چه سودی پرداخت می شود؟

در حالی که در اوج مجادلات درون جناحی، محمود احمدی نژاد و دستياران نزديکش از جمله اسفنديار رحيم مشايی به روش و منش استبدادی و انحراف از اصول متهم می شوند، به نظر می رسد که رئيس دولت دهم و اعضای کابينه اش، چندان بی تمايل نيستند تا با طرح نکاتی که می تواند با اقبالی عمومی در جامعه امروز ايران روبه رو شود، منتقدان خود را گروه ها و چهره هايی بی علاقه به "ايران و افتخاراتش" نشان دهند تا برای مرحله بعد و در صورت نياز، بر پشتوانه ای از افکار عمومی و حمايت مردم در يک مواجهه نهايی برای تسويه حساب غايی و از ميدان به در کردن هر رقيب بالقوه و بالفعل حساب کنند.

هم آقای احمدی نژاد و هم منتقدان اصولگرايش، در مواجهه با معترضان و مخالفانی که تحت عنوان کلی "جنبش سبز" گردهم آمده اند، فصل مشترکی موثر و کارساز دارند، اما به نظر می رسد که اين فصل مشترک چندان فراگير نبوده است که ديگر زمينه های بروز اختلافات و از آن مهم تر ميزان سهم خواهی و سهيم شدن در قدرت و بهره بردن از منافع آن را به حاشيه براند.

تاکيد بر داشتن گفتمانی متفاوت و تلاش برای به رسميت شناختن حساسيت های موجود در جامعه امروز ايران و ارزش گذاردن بر دست کم بخشی از آنچه که تا امروز مطرود و نامطلوب قلمداد شده، در عين حال می تواند در پی به دست آوردن دل شماری از کسانی باشد که از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته و حوادث پس از آن، رنجيده و آزرده اند.

اما حتی اگر رويکردهای متفاوت و تابو شکنانه آقای احمدی نژاد که در ادبيات سياسی رايج در جمهوری اسلامی ايران از نمونه های مشابه آن به عنوان ساختارشکنی ياد شده، موجب تضعيف پايگاه اجتماعی منتقدان اصولگرا و ريزش آراء آنان شود، آيا می توان گفت که صرف سخن گفتن از گذشته پرشکوه ايران و تلاش برای ايجاد نوعی ناسيوناليسم که آميزه ای از بسيجی و سرباز هخامنشی است و وجهه نظامی پررنگی دارد، بر دامنه و شمار هواداران محمود احمدی نژاد و همراهانش در جامعه امروز ايران می افزايد؟

در اوج مجادلات بر سر اظهارات اسفنديار رحيم مشايی، ميرحسين موسوی، از رهبران معترضان، از ديدگاهی کاملا متفاوت به سخنان او و منتقدانش پرداخت و با "جنگ زرگری" خواندن اين مناقشه، همزمان هم هواداری آقای رحيم مشايی و نزديکان او از "مکتب ايران" و هم دفاع منتقدان از "مکتب اسلام" را با اشاره به عملکرد مشترک هر دو گروه در جريان انتخابات رياست جمهوری و حوادث پس از آن، يکسره به زير سوال برد.

آقای موسوی در ارزيابی خود از آنچه آن را "هياهو" خواند، گفت:" نه ایرانی که اینها به دنبال آن هستند مورد شناسایی و قبول ماست و نه اسلامی که معرفی می کنند و آن را ابزاری برای رسیدن به مطامع و منافع خود قرار می دهند."

اما در فضای بسته رسانه ای امروز ايران، مشخص نيست که چنين ديدگاهی تا چه اندازه در دسترس همگان قرار گرفته و بر ارزيابی های عمومی از کردار و گفتار صاحبان قدرت که رسانه ها را به طور انحصاری در اختيار دارند، تاثير می گذارد.

به اين ترتيب، به نظر می رسد که هر اندازه پيامد سخنان و مراسمی که در رونمايی منشور کورش شنيده و ديده شد در ميان اصولگرايان حاکم در جمهوری اسلامی روشن است، به احتمال فراوان دستاوردهای درازمدت تر آن در عرصه ای گسترده تر مبهم خواهد بود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.