جنگ ایران و عراق؛ در بخش فارسی بی بی سی چه گذشت؟

سرویس جهانی بی بی سی
Image caption بخش فارسی بی بی سی در طول جنگ هشت ساله اجازه حضور خبرنگار مقیم یا اعزامی به ایران نداشت

آغاز جنگ ایران و عراق در پائیز سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹ خورشیدی) از چند جهت برای سرویس جهانی رادیو بی بی سی، به ویژه تهیه کنندگان برنامه های فارسی آن، چالشی بزرگ پدید آورد.

تنها یک سال و اندی پیش از آن بود که اعضاء گروه نسبتأ کوچک کارکنان بخش فارسی، پوشش رویداد تاریخی انقلاب ایران را پشت سر گذاشته و در آرزوی روزهایی آرام تر بودند که نخست، اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی (سابق) و چند ماه پس از آن حمله ارتش عراق به ایران، صحنه کار را کاملأ دگرگون کرد.

از آغاز جنگ ایران و عراق، مهمترین چالش کسب اخبار موثق بود، ولی به دلایل گوناگون ابزار و امکانات گزارشگری مستقل از جبهه های جنگ ممکن نشد.

به عنوان یک رسانه بین المللی، مهمترین موفقیت بی بی سی در طول انقلاب ایران، داشتن یک خبرنگار مقیم در تهران و سفرهای کوتاه ولی متعدد گزارشگران بی بی سی به شهرهای مختلف ایران در جریان رویدادهای سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ خورشیدی) بود.

یک سال بعد از آن ولی، دولت موقت در ایران عذر خبرنگاران بی بی سی را یکی پس از دیگری خواسته بود و در شرایط بحرانی جنگ روزنه امیدی به بازگشت قریب الوقوع آنها وجود نداشت.

شرایط در عراق هم چندان بهتر نبود. دولت صدام حسین خبرنگار خارجی را دست چین کرده می پذیرفت ولی باز تحت شرایط سخت محدودیت سفر خبرنگاران و سانسور کامل گزارش های آنها.

چالش دیگر، آگاه ماندن از حساسیت وضعیت برای حفظ بی طرفی در پخش اخبار و تحلیل تحولات در جبهه های جنگ بود.

چون وقتی حساسیت امر حتی در گفت و گوهای دوستانه بین کارکنان دو بخش فارسی و عربی سرویس جهانی بی بی سی پیدا بود، می شد حدس زد که شدت و حدت آن در میان مقامات و مردم دو کشور تا چه اندازه است.

در یکی از اولین نمونه های انتقاد رهبران ایران از گزارش های بی بی سی، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت، در یکی از خطبه های نماز جمعه گفت: "موقعی که نیروهای ما خرمشهر را پس گرفته بودند و در آب اروند رود شنا می کردند... یا وضو می گرفتند، رادیوهای آمریکا و انگلیس می گفتند عراقی ها دارند نیروهای ایران را عقب می رانند."

ولی رئیس جمهوری وقت ایران نگفت که بی بی سی خبرنگاری در جبهه جنگ خرمشهر نداشت که در مظان انتقاد یا حتی اتهام نادرست گزارش کردن واقعیات قرار گیرد. آنچه پخش شد از قول خبر گزاری های مستقر در عراق بود.

شاید درک همین نقطه ضعف ناشی از نبود یک شاهد مستقل در جبهه ها بود که باعث تجدید نظری محدود در این خط مشی ایران شد. ولی تا آن هنگام، کار تشخیص واقعیات از تبلیغات رسمی برای همه دشوار بود.

افزایش برنامه ها

با آگاهی از موفقیت بخش فارسی در جلب میلیون ها شنونده در جریان انقلاب ایران، این بار به ویژه در پاسخ به انتظارات شنوندگان نگران در ایران که چندین نسل بود با جنگ بیگانه بودند، یکی از اولین تصمیم ها، افزایش ساعات پخش اخبار بود و به دنبال آن افزودن برنامه شبانگاهی به دو برنامه بامدادی و شامگاهی بی بی سی فارسی.

Image caption ساختمان سرویس جهانی بی بی سی در مرکز لندن

همزمان، بر تعداد کارکنان بخش فارسی اضافه شد ولی افزایش زمان برنامه ها، مشکل جمع آوری خبر موثق و تفسیر و تحلیل درست آن را دو چندان کرد.

خودداری مقامات ایران از گفتگو با بی بی سی، تهیه کنندگان بخش فارسی را مجبور کرد تا برای تشریح جغرافیای محل نبردهای اصلی برای شنوندگان و یا توضیح و تشریح تاکتیک های رزمی نیروهای ایرانی، از افسران سابق ارتش ایران مقیم اروپا کمک بگیرند.

گزینه ای که به دلیل تفاوت کامل تاکتیک ضد حمله های ایران با شیوه های جنگ " کلاسیک" که افسران سابق آموخته بودند، روی هم رفته چندان موفق از آب درنیامد.

اهمیت خبر مستقل

امروزه، برای یک روزنامه نگار یا خبرنگار باور کردنی نیست که بتوان بدون تلفن ماهواره ای یا دست کم یک تلفن و کامپیوتر همراه به ماموریتی دور رفت.

شگفت انگیزتر از آن، انقلابی است که نسل سوم تلفن های همراه در امر ارتباطات بین المللی به وجود آورده و از شهروندان عادی دنیا میلیون ها خبرگزار و تصویر بردار مستقل ساخته است.

نگاهی به بولتن های خبری تلویزیون های دنیا اکنون برای هیچ کس تردیدی باقی نمی گذارد که گویاترین، تکان دهنده ترین و مستندترین تصویر ها را شهروندان عادی از سراسر دنیا برای ایستگاه های خبری می فرستند.

۳۰ سال پیش، حتی خبرنگاران حرفه ای هم داشتن چنین ابزار و امکاناتی را درخواب هم نمی دیدند، چه رسد به مردم عادی.

در آن روزها، در حالی که نخستین اعلامیه های نظامی عراق همه از پیشروی سریع نیروهای آن کشور در خاک ایران سخن می گفت، اعلامیه های نظامی ایران همه آن را تکذیب می کرد و منبع مستقلی هم مابین آنها وجود نداشت.

ولی، این گونه مشکلات بی بی سی فقط خاص گزارش کردن وضعیت در جبهه های جنگ ایران و عراق نبود.

پالایش تبلیغات جنگ

در اولین سال جنگ ایران و عراق، در آن سوی دنیا، ژنرال گالتییری، رهبر نظامی آژانتین برای تحقق بخشیدن به ادعای تاریخی کشور خود دایر بر مالکیت جزایر فالکلند متعلق به بریتانیا، با حمله ای برق آسا این جزایر را که نام آرژانتینی آن "مالویناس" است تصرف کرده و پرچم آرژانتین را در مرکز آن، بندر استانلی برافراشت.

پس از شکست تلاش های دیپلماتیک، مارگرت تاچر، نخست وزیر، نیروی دریایی بریتانیا را برای بیرون راندن آرژانتین از فالکلند روانه آب های جنوب اقیانوس اطلس کرد.

برای پوشش خبری این عملیات، وزارت دفاع بریتانیا تعدادی خبرنگار خودی را در کشتی های جنگی جا داد، ولی دسترسی آنها به اتاق مخابرات کشتی ها را جیره بندی کرد و گزارش های آنان را نیز تحت سانسور نظامی قرار داد.

وضع خبرنگاران در جبهه آرژانتینی ها از این هم محدودتر بود. در تمام مدت جنگ فالکلند حتی پای یک خبرنگار آزاد از کنترل دو دولت درگیر به جبهه های دریایی و زمینی آن نرسید.

سخنگوی وزارت دفاع بریتانیا، اطلاعیه های کوتاه و کلیشه مانند خود را هر روز در مقابل دوربین های تلویزیونی می خواند و بدون ادای یک کلام بیشتر صحنه را ترک می کرد.

توجیه رسمی این گونه رفتار در تمام دنیا یکی است: ضرورت پنهان نگاه داشتن اطلاعات عملیات نظامی از دشمن.

با وجود این مارگرت تاچر، بی بی سی را به نداشتن عرق ملی متهم کرد که به نوبه خود بی سابقه بود.

مسئولان بی بی سی، ضمن تکذیب فوری این اتهام، منشور بی بی سی را به نخست وزیر یادآور شدند که بی طرفی و استقلال عمل اصل اول آن است.

وقتی انتقادات نخست وزیر بریتانیا از لحن و محتوی گزارش های بخش آمریکای لاتین سرویس جهانی بی بی سی از جنگ فالکلند به جایی نرسید، خانم تاچر به وزارت دفاع دستور داد تا در رقابت با بی بی سی برنامه ای رادیویی به زبان اسپانیایی برای مردم آرژانتین پخش کند

Image caption کمال خرازی رئیس ستاد تبلیغات جنگ، اولین مقام ایرانی بود که در زمان جنگ هشت ساله با بی بی سی فارسی گفت و گو کرد

راه اندازی رادیو " آفتاب تابان" حرکتی عبث بود و پس از مدتی کوتاه بدون سر و صدا تعطیل شد.

بعد از تسلیم ارتش آرژانتین در فالکلند و بازگشت حالت عادی به زندگی چند هزار تن ساکنان آن جزایر بود که فیلم های مستند خبری از سختی نبردهای دریایی و زمینی جنگ برای مردم بریتانیا پخش شد و از آن ماجرا چندین فیلم داستانی و نمایش نامه ساختند.

نخستین گشایش ها

باز پس گرفتن خرمشهر به رهبران ایران اعتمادی تازه بخشید تا گروهی خبرنگار خارجی را برای بازدید از جبهه ها به ایران دعوت کنند.

در این گونه بازدیدها که در طول جنگ ادامه یافت بی بی سی نیز همواره جزو مدعوین بود.

شاید بتوان مدعی شد که مشاهده نتایج گزارش های بیطرفانه خبرنگاران بی بی سی از این سفر های کوتاه به جبهه های جنگ بود که به تدریج نظر آنها را درباره گفتگو با بی بی سی فارسی تا حدی عوض کرد.

نخستین مورد آن، در هنگام سفر کمال خرازی به لندن دیده شد. آقای خرازی که در آن سال ها رئیس ستاد تبلیغات جنگ بود، نه تنها دعوت بی بی سی فارسی را برای یک مصاحبه رادیویی پذیرفت بلکه حتی شیوه معمول آن زمان مقامات ایران را که خواستار پیش دریافت سئوال ها بودند کنار گذاشت و به تمام سئوال ها پاسخ داد.

او از جمله به این پرسش که " فکر نمی کنید مردم ایران از جنگ و جیره بندی و دیگر کمبود ها خسته شده باشند و وقت قبول آتش بس رسیده باشد؟ " پاسخ داد.

کمال خرازی گفت: "مادامی که مردم بخواهند جنگ ادامه پیدا کند، وظیفه ما است که جنگ را ادامه بدهیم. ولی اگر مردم نخواهند و علیه جنگ حرکت کنند... و علیه دولت حرکت کنند، طبیعی است که ما توان ادامه جنگ را نخواهیم داشت. حرف ما این است که متجاوز باید تنبیه شود."

در هفتمین سالگرد انقلاب ایران، بخش فارسی بی بی سی برای نخستین بار میزگردی درباره جنگ ترتیب داد که در آن یک طرفدار سیاست ادامه جنگ رهبران ایران، یک مخالف دولت جمهوری اسلامی و یک روزنامه نگار بی طرف از ایران شرکت کردند.

پیام ها از جبهه

در غیاب کامپیوتر برای نامه نگاری الکترونیک و نبود تلفن های همراه برای ارسال پیامک و از آن قبیل، در آن روزها تنها راه ارتباط شنوندگان با بخش فارسی بی بی سی ارسال نامه پستی و یا فاکس بود.

همزمان با افزایش زمان برنامه ها، پیشنهاد شد کمی هم باید به فکر سرگرمی و انبساط خاطر شنوندگان بود.

اولین پیشنهادی که به اجرا درآمد، پخش آهنگ های درخواستی ایرانی و موسیقی پاپ غربی بود.

دیری نگذشت که صندوق پستی این دو برنامه از نامه های سربازان جوان در جبهه لبریز شد که بیشتر برای نامزد یا دختر مورد علاقه شان ترانه درخواست می کردند.

چندی بعد، نامه های دختران رسید که برای دوستان سرباز خود آهنگ انتخاب می کردند.

برنامه های آهنگ های درخواستی بی بی سی بعد از جنگ شکل تازه ای پیدا کرد و به برنامه هفتگی "روز هفتم" بدل شد.

ابتکارهای نو

گرچه برنامه بازدیدهای دعوتی خبرنگاران بی بی سی از جبهه های جنگ از پیش تعیین شده بود و ملاقات ها مطابق برنامه، ولی مشاهدات آنها از جبهه ها و از نزدیک دیدن تأثیر جنگ بر زندگی و روحیه مردم عادی موضوع گزارش هایی شد که به تهیه کنندگان برنامه های بی بی سی فارسی فکرهایی تازه بخشید.

یکی از آنها جبران آن همه مطالب خشک و جدی و کمبود طنز پردازی بود. قرار شد قدری سیاست و سیاست پیشه گان را به شوخی گرفت.

نتیجه کار، برنامه ای شد بنام "مجله شفاهی" که با طنز خاص هیات تحریریه خود، همه چیز و همه کس را با شعر و نثر دست می انداخت.

در کنار موسیقی تفریحی و طنز سیاسی، بخش فارسی طرحی بلند پروازانه را برای ساخت سریال های مستند آغاز کرد.

از آن جمله اند: داستان نویسان معاصر ایران، سیری در موسیقی ایرانی، داستان انقلاب ایران، برنامه فرهنگی گلچین و تبدیل داستان های هزار و یکشب به نمایشنامه های رادیویی.

پایان جنگ

روزافزونی شمار تلفات جنگ و سختی های اقتصادی رمق را از بنیه هر دو کشور ربوده و برای رهبران ایران و عراق تردیدی باقی نگذاشته بود که شعار "پیروزی مطلق" بر دشمن دست یافتنی نیست.

در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶خورشیدی) شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه ای جدید، به اتفاق آرا خواستار آتش بس فوری شد.

Image caption سعید رجایی خراسانی، نماینده دائمی ایران در سازمان ملل، در گفت و گو با بی بی سی فارسی دلایل ایران را برای رد قطعنامه تشریح کرد

در دومین مصاحبه یک مقام عالی رتبه ایرانی با بی بی سی فارسی درباره جنگ، سعید رجایی خراسانی، نماینده دائمی ایران در سازمان ملل، دلایل ایران برای رد این قطعنامه تشریح کرد.

آقای رجایی خراسانی گفت: "محتوای قطعنامه جدید با قطعنامه قبلی که آن را رد کرده بودیم تفاوتی ندارد چون حقوق مردم ایران را تأمین نمی کرد. ما فقط قطعنامه ای را می توانیم قبول کنیم که به نفع ما باشد. ما اینجا ضامن مصوبات شورای امنیت نیستیم، ما باید از حقوق مردم ایران دفاع کنیم."

متعاقب آن، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهوری وقت، برای دفاع از این تصمیم ایران، در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک سخنرانی کرد که از برنامه بامدادی بی بی سی فارسی پخش شد.

رئیس جمهوری وقت ایران، در سخنان خود، شورای امنیت را "تحت تاثیر خواست و اراده برخی از قدرت های بزرگ، مخصوصا آمریکا" توصیف کرد و آن را موضعی ناشایسته و محکوم شونده خواند.

ولی کمتر از یک سال بعد از آن، آیت الله خمینی آتش بس را پذیرفت و در تابستان ۱۳۶۷ خورشیدی، علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه ایران، در مقر سازمان ملل آمادگی دولت متبوعش را برای ترک مخاصمه اعلام کرد و جنگ تمام شد.

تجربه حرفه ای بدون تردید برای روزنامه نگاران ایرانی، در داخل و خارج ایران، جنگ طولانی ایران و عراق نقطه عطفی در کار و تجربه اندوزی در حرفه شان بوده است.

Image caption حفظ بی طرفی در گزارش رویدادهای جنگ از چالش های اصلی برای تهیه کنندگان بخش های خبری بود

بزرگ ترین چالشی که کارکنان ایرانی در بی بی سی در آن سال ها با آن روبه رو بودند، حفظ بی طرفی در متن و لحن گزارش های مربوط به جنگ و عواقب آن در زندگی مردم – نظامی و غیر نظامی- در ایران و عراق بود.

در چنان شرایطی، شاید کنترل عواطف انسانی و احساسات ملی با هدف مهم حفظ بی طرفی یکی از دشوار ترین چالش ها در این حرفه باشد.

به جرأت، سخت ترین آزمایش آن برای کارکنان بخش فارسی بی بی سی هنگامی پیش آمد که گروهی از قربانیان ایرانی حملات شیمیایی ارتش عراق را برای درمان به بریتانیا آوردند و بخش فارسی مأمور تهیه گزارشی از وضع آسیب های آنان شد.

کار تمام شدنی نیست

با پایان جنگ، بخش فارسی که دو سال انقلاب ایران و نزدیک به ۸ سال جنگ را شب و روز پوشش داده بود در انتظار یک مرخصی فکری استحقاقی بود.

اما دیری نگذشت که ماجرای کتاب بحث برانگیز " آیه های شیطانی" و فتوای آیت الله خمینی علیه جان نویسنده آن، سلمان رشدی، این بار روابط ایران و بریتانیا را تیره کرد و برای مدتی به قطع روابط دو کشور انجامید.