قطعنامه ۵۹۸ ؛ آتش بس بدون صلح

شورای امنیت
Image caption ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را یک سال پس از صدور آن پذیرفت

وضعیت حقوقی ایران و عراق در حالت آتش بس قرار دارد. این وضعیت ناشی از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد است که به جنگ ایران و عراق پایان داد.

مهمترین بندها و قسمت های این قطعنامه را می توان در چهار مورد زیر خلاصه کرد:

۱- برقراری آتش بس و سپس آغاز کار برای انعقاد قرارداد صلح ۲- بازگشت نیروها به مرزه های شناخته شده بین المللی ۳- تعیین متجاوز توسط سازمان ملل و مسئله خسارات جنگی ۴- لایروبی شط العرب یا اروند رود

نگاهی به این بندها کاملا روشن می سازد بسیاری از اهداف این قطعنامه هنوز هم به انجام نرسیده است.

آتش بس بین دو کشور در سال ۱۹۸۸ برقرار شده است ولی هیچگونه پیمان صلحی امضا نشده است.

این بدان معنی است که روابط دو کشور (مثل روابط کره شمالی و کره جنوبی) بر پایه یک توافق آتش بس است و از لحاظ حقوقی امکان دارد هرکدام از آنها دیگری را متهم به نقض جدی آتش بس کرده و حالت جنگ را اعاده کند.

بازگشت نیروها به مرزهای بین المللی گرچه تا حدود زیادی در همان ماه های آخر جنگ صورت گرفته است ولی جزئیات مربوط به مرزهای آبی و خاکی دو کشور همچنان در ابهام است.

بسیاری از میله های مرزی از بین رفته اند و در برخی نقاط حدود دقیق دو طرف معلوم نیست. حادثه مربوط به چاه های نفتی فکه که چند ماه پیش رخ داد، نمونه ای از مسائلی است که هر لحظه ممکن است شرایط را وارد مرحله جدیدی کند.

سازمان ملل متحد چند سال پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط دو طرف، به تعهد خود عمل کرده و خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، اعلام کرد طبق بررسی های این سازمان عراق مسئول شروع جنگ است.

این مسئله راه را برای طرح ادعای جبران خسارات جنگ توسط ایران از عراق باز کرد ولی تحولات بعدی عراق، حمله این کشور به کویت، و حمله آمریکا به عراق، این مسائل را به تعویق انداخت و سرانجام با سقوط صدام بر ابهام مسئله افزوده شد.

طرف عراقی اصرار دارد که ایران از این خسارت به عنوان میراث صدام چشم پوشی کند و در ایران نظرات مختلفی درباره پی گیری آن وجود دارد. به هر حال از لحاظ حقوقی "جانشینی دولت ها" استدلال عراقی ها در باره اینکه قضیه مربوط به دوره صدام است، هیچ وجهه حقوقی ندارد.

لایروبی شط العرب یا اروند رود کار بسیار مهمی است و باید با همکاری دوطرف صورت بگیرد و این امر نیز پیشرفت خاصی نداشته است.

شاید مهمترین بحث حقوقی در این زمینه مسئله وضعیت قرارداد ۱۹۷۵ ایران و عراق باشد.

در فاصله زمانی بین پذیرش قطعنامه ۵۹۸ تا زمان حمله صدام به کویت مکاتباتی بین صدام حسین و اکبر هاشمی رفسنجانی روئسای جمهوری وقت ایران و عراق انجام گرفت که در آن موقع اعتبار قرارداد ۱۹۷۵ را مورد تایید قرار داد.

احتمالا صدام قصد داشت که خیال خود را از جانب ایران راحت کند و سپس به کویت حمله کند.

از زمان حمله صدام به کویت و درگیری این کشور با غرب و به خصوص آمریکا، دولت جمهوری اسلامی ایران که سال های زیادی مدعی مبارزه با غرب و آمریکا بود دچار مشکل انتخاب بین همراه شدن با عراق در این مبارزه و یا سکوت در آن و در نتیجه متهم شدن توسط دیگران به همراهی با غرب بود.

ایران به علت این مسئله تا زمان سقوط صدام نتوانست مسئله اجرای قطعنامه ۵۹۸ و به خصوص اخذ خسارت از عراق را دنبال کند.

پس از سقوط صدام و برقراری دولتی در عراق که عمدتا در دست شیعیان است، دولت ایران نه تنها این خسارات را مسکوت گذاشته بلکه کمک هایی هم به عراق کرده است.