مرور کتاب؛ شهید کیست؟ شهادت چیست؟

تابلو
Image caption تابلو هایی با مضمون شهادت نه فقط در جبهه های جنگ که در سطح شهرهای دور از صحنه نبرد هم فراوان به چشم می خورد

در میان آثار جامعه شناسی که به جنگ ایران و عراق و به ویژه مشارکت مردمی در نبردهای خونینی که با تلفات انسانی بسیار زیادی همراه بود پرداخته اند دو کتاب "آرمان بر باد رفته – جامعه شناسی انقلاب ایران" و "اسلام گرایی و مرگ؛ شهید انقلابی در ایران" نوشته فرهاد خسرو خاور استاد مدرسه عالی علوم اجتماعی پاریس از جایگاه ویژه ای برخوردار است

این دو اثر از جمله به بازخوانی چند و چون شکل گیری فرهنگ مرگ و شهادت دوستی در میان بسیجی ها در این دوره تاریخی از دیدگاهی جامعه شناسانه می پردازد.

پرسش مهمی که جامعه شناس در برخورد با این پدیده به میان می کشد این است که این جوانان چه کسانی هستند، با چه درک و ذهنیتی به سوی بسیج کشانده شدند و چه معنایی می توان به گرایش به شهادت و فرهنگ مرگ دوستی در میان آنها داد.

دو کتاب فرهاد خسرو خاور، دست کم از دو منظر دارای اهمیت نظری و روش شناسانه است.

نخست آنکه در حوزه جنگ و بازیگران مردمی آن پژوهش های میدانی معتبر فراوانی صورت نگرفته است. تحقیقات و نوشته های جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی و یا انسان شناسی بسیار کمی در دست است که به طور مستقیم به سراغ بسیجی ها و سایر نظامیان آن دوره و دیدگاه های آنها رفته باشد.

ویژگی دوم پژوهش آقای خسرو خاور تلاش برای طرح دیدگاه ها و درک خود بازیگران اجتماعی این سال های بحرانی از جمله بسیجی هاست.

آثاری که در باره بسیجی ها منتشر شده بیشتر تلاش دارند شهادت دوستی جوانان در جبهه های جنگ را با تکیه بر حضور فرهنگ شهادت در تشیع ایرانی، سنت امام سوم شیعیان، بنیادگرایی و تعصب مذهبی و پدیده های مشابه توضیح دهد.

این تحلیل ها جنبه هایی از این واقعیت اجتماعی را منعکس می کنند. اما مشکل اصلی این برخوردها استفاده از عوامل بیرونی و یا چهارچوب های نظری موجود و عام برای درک پدیده ای است که با شرایط خاص آن زمان ایران، تجربه ها و ذهنیت فردی و وجدان جمعی بازیگران اجتماعی پیوند خورده است.

پژوهش میدانی فرهاد خسرو خاور در میان بسیجی ها از نادر کارهای جامعه شناسی کیفی ایران است که نگاهی از درون به این پدیده بغرنج می افکند و تلاش دارد شهادت و مرگ در راه انقلاب، "میهن اسلامی" اشغال شده و یا اسلام را از دیدگاه بسیجی ها و بر بستر فضای آن روز جامعه درک کند.

بررسی وصیت نامه شهدا

ماده خام پژوهش را در آنچه که مربوط به بسیجی ها و شرکت آنها در جنگ می شود مصاحبه های پژوهشگر با بسیجی ها و نیز تحلیل محتوای وصیت نامه های آنها تشکیل می دهد.

Image caption نوجوان رزمنده در سنگر

برای درک چرایی پیوستن به بسیج و داوطبانه به جنگ و استقبال مرگ رفتن، نویسنده به سراغ ذهنیت و روان شناسی آنها و نیز بحران هویتی این بخش از جوانان ایران و انگیزه های آنها برای پیوستن به جنبش اسلامی و انقلابی و رهبری فرهمند (کاریزماتیک) آن یعنی آیت الله خمینی رفته است.

انتخاب این روش از سوی پژوهشگر سبب شده تا خواننده بتواند با ابعاد مختلف و گاه متناقض، ویژگی ها و پیچیدگی های ذهنی جوانانی که در دورن بسیج فعالیت می کردند بهتر آشنا شود.

پیدایی نیرویی شبه نظامی به نام بسیج در آذر ۱۳۵۸ و قدرت گرفتن این نیرو در جامعه ایران سال های ۱۳۶۰ با حوادث جنگ ۸ ساله ایران و عراق پیوند خورده است.

در آن سال ها هزاران جوان داوطلب با پیوستن به صفوف بسیج به جبهه ها رفتند و فداکاری و از جان گذشتگی آنها نقش مهمی در تحول جنگ و راهکارهای نظامی آن زمان ایفا کرد.

در بین بسیجی هایی که داوطلبانه به جبهه های جنگ اعزام می شدند گاه نوجوانان کم سن و سالی به چشم می خوردند که شمار فراوانی از آنها هم جان خود را در علمیات نظامی از دست دادند. برای شناخت بهتر نیروهای جوان بسیجی این دوره فرهاد خسرو خاور به محیط اجتماعی و نیز چگونگی جذب و آموزش ایدئولوژیک آنها می پردازد.

پیوستن به بسیج با انگیزه های متفاوت

در آن سال ها مراکز آموزشی و مساجد به صورت اصلی ترین محل جذب نیرو عمل می کردند و تلاش فراوانی هم برای آموزش سیاسی و ایدئولوژیک در کنار یادگیری مهارت های نظامی صورت می گرفت.

نویسنده در نوشته های خود نشان می دهد که همه جوانانی که به صفوف بسیج پیوسته اند دارای انگیزه های یکسانی نبودند.

گروهی را می توان جوانان انقلابی با ذهنیت "شهید دوستی" نامید که برای خدمت به "میهن اسلامی"، "آرمان های انقلاب" و "رهبر انقلاب" به صفوف بسیج پیوسته اند.

گروه دیگری از بسیجیان نه با انگیزه "شهید دوستی" که بیشتر در رابطه با شرایط خاص زندگی خود از جمله بیکاری و به خاطر برخورداری از امکانات مادی (حقوق) با این نیرو همکاری می کردند.

برای دسته دیگری از جوانان، بسیج و جنگ و آموزش نظامی نه در بعد ایدئولوژیک که بیشتر به شکل "سرگرمی" برای فرار از روزمره گی کسالت آور مطرح می شد.

برای این عده فعالیت در صفوف بسیج به معنای ورود به دنیای بزرگسالی، حس "بزرگ" شدن و به "حساب" آمدن در جامعه هم بود.

سرانجام باید از کسانی یاد کرد که از سر فرصت طلبی و استفاده از مزایای احتمالی به جمع بسیجی ها راه می یافتند.

تاثیر فرسایشی شدن جنگ بر بسیجی ها

تعلق این گروه های گوناگون به بسیج معنای همگونی نداشت و رابطه آنها با مرگ و شهادت نیز با یکدیگر متفاوت بود.

تحول جنگ و مراحل چند گانه آن از مقاومت اولیه و آزاد سازی خرمشهر تا ورود به خاک عراق و فرسایشی شدن جنگ در ترکیب نیروی بسیج و انگیزه های آنها تاثیر فراوان داشت. پژوهش های فرهاد خسرو خاور نشان می دهد که هزاران جوانی که داوطلبانه به جبهه های جنگ رفتند و شمار بزرگی از آنها هم مشتاقانه مرگ را پذیرا شدند همان شهدای سنتی فرهنگ شیعه در ایران نیستند.

مرگ و شهادت خواهی این جوانان دارای معنای اجتماعی و هویتی جدیدی است که باید زمینه های آن را در ویژگی های جامعه ایران آن زمان و روند تحول انقلاب جستجو کرد.

بسیجی ها در مصاحبه ها و وصیت نامه های خود به انگیزه های اصلی که به ذهنیت و درک شخصی آنها از مرگ، شهید شدن، انقلاب و رابطه آنها با این مقولات مربوط می شود می پردازند.

سرخوردگی بسیج؛ عامل چیست؟

در گفتمان آن روزی بسیجی ها سرخوردگی از روند تحول انقلاب جایی برجسته دارد. سرخوردگی که بسیجی ها از آن سخن می گویند زمینه های گوناگونی را در بر می گیرد.

به اعتقادنویسنده کتاب، شکست آرمان ها و اتوپیای انقلابی زمینه اصلی این سرخوردگی است.

Image caption جوانانی که فکر می کردند دخالت مذهب و امر قدسی در سیاست، جامعه را به سوی سعادت می برد با تلخی شاهد به گل نشستن کشتی انقلاب بودند

بسیجی ها در مشاهدات و تجربه های عادی خود در جامعه به این واقعیت ناگوار پی می برند که انقلاب توانایی عملی کردن شعارها و وعده های خود را ندارد و رویاها و امیدهایی که با انقلاب متولد شده اند هر روز بیش از گذشته به سراب می مانند.

جوانانی که فکر می کردند دخالت مذهب و امر قدسی در سیاست، جامعه را به سوی سعادت می برد با تلخی شاهد به گل نشستن کشتی انقلاب بودند. بسیجی ها در حرف های خود به سرخوردگی دیگری نیز اشاره می کنند که به رویگردانی توده های مردم و جوانان از انقلاب و شکاف برداشتن "وحدت" اسطوره ای روزهای انقلاب مربوط می شد.

در آن دوران شمار روزافزونی از مردم و جوانان باور خود به انقلاب را از دست می دادند و دیگر همنوایی عمومی با انقلاب مانند گذشته در همه جا مشاهده نمی شد.

شکایت از اوضاع سیاسی و انتقاد از دشواری های زندگی روزمره، گرانی، کمبود و احتکار در عمل دیواری میان روان شناسی بسیجی و افکار عمومی به وجود می آورد.

واکنش بسیجی های "شهادت دوست" به این سرخوردگی ها و استحاله جامعه پسا انقلابی، رادیکالیسم، عدم تحمل سیاسی است و پذیرش داوطلبانه مرگ و شهادت.

شهادت خانوادگی شکل تازه شهادت طلبی

استقبال از "مرگ قهرمانه در برابر دشمن اشغالگر و شهادت در راه انقلاب و رهبر" در حقیقت واکنشی است به گسست بازگشت ناپذیر میان آرمان های انقلاب و واقعیت های جامعه ای که دیگر به انقلاب و معجزه انقلابی اعتقادی ندارد.

ناکارایی انقلاب در عملی کردن آرمان های خود، چند دسته شدن یاران سابق انقلاب، انقباض فضای سیاسی، نارضایتی و سرخوردگی روز افزون مردم و جوانان به گونه ای متناقض (پارادوکسیکال) رادیکالیزه شدن کسانی را در پی آورد که هنوز بر سر پیمان خود با انقلاب اسلامی و رهبری فرهمند آن بودند.

آنها گویی می خواستند بار همه کسانی را که راهشان را از کاروان "انقلاب اسلامی" جدا کرده بودند به تنهایی به دوش کشند.

بر بستر چنین روان شناسی و بازنمایی است که سنت های مرگ دوستی و پرستش شهادت در قالب و معنای جدید بازسازی می شود.

در همین دوره است که ما شاهد شکل گیری پدیده شهادت خانوادگی هم هستیم.

گاه چند عضو خانواده به بسیج می پیوستند و در جبهه های جنگ جان خود را از دست می دادند.

به وجود آمدن رفتار جمعی "شهادت دوستی" را می شد در سطح محله های شهری در برخی مناطق هم مشاهده کرد. شیفتگی در برابر شهادت به هویت جمعی جوانان برخی از این محلات سنتی و مردمی هم تبدیل می شد. بسیجی هایی که شیفته شهادت و مرگ حماسی در برابر دشمن اشغالگرند در مصاحبه های خود پرده از بحران وجودی (اگزیستانسیال) و هویتی خود برمی دارند.

بسیج و بار سنگین گناه دیگران

آنها ناکارایی انقلاب، مشکلات اجتماعی، سرخوردگی عمومی، از هم پاشیدن "وحدت" و عدم موفقیت در جبهه ها را بیشتر به حساب کم کاری، گناه، ایثار ناکافی و یا عدم "خلوص" انقلابیون مذهبی می گذارند.

بدین گونه است که بار روانی سنگین و تحمل ناپذیر "گناه" و دورنمای نه چندان روشن انقلاب بر دوش آنها سنگینی می کند.

Image caption شیفتگی در برابر شهادت به هویت جمعی جوانان برخی از این محلات سنتی و مردمی هم تبدیل می شد

در چنین شرایطی مرگ آن هم به گونه ای حماسی در برابر دشمن اشغالگر "کمترین هزینه" ای است که یک مذهبی انقلابی می تواند به "انقلاب اسلامی" و "رهبر" خود هدیه دهد.

این گروه از بسیجی ها گویی با سماجت می خواهند با مرگ خود پیوند شکست خورده نظم قدسی و امر زمینی را ممکن کنند. شهادت در میان این جوانان اسلام گرا و انقلابی نوعی گسست مدرن از دنیای سنتی هم بود.

با تکیه بر این گفتمان در میان گروه هایی از بسیجی هاست که فرهاد خسرو خاور به شهادت و مرگ دوستی آنها نه معنای مذهبی که بیشتر بعدی اجتماعی می دهد و آنر ا و بازتاب شرایط جامعه پسا انقلابی سال های جنگ و بحران می داند.

رفتار و عمل بسیجی که مجذوب مرگ قهرمانانه در راه هدف مقدس و ملی است به صورت نوعی خودکشی سیاسی در واکنش به ناممکن بودن اتوپیای انقلابی جلوه گر می شود. یکی از مهم ترین آموزه های این کتاب نشان دادن این واقعیت مهم است که این مرگ و فرهنگ مرگ دوستی فراتر از نیست شدن فرد پیامی سیاسی و اجتماعی دارد.

بسیج برای این گروه از جوانان ظرفی بود که در آن سیاست و دین، وحدت انقلابی، نظم قدسی و امر زمینی با یکدیگر پیوند می خورد.

پیوستن به بسیج و پناه پردن به رادیکالیسم سیاسی به معنای مرزبندی با جامعه ای بود که با بی اعتنایی به آرمان های انقلاب از آنها فاصله می گرفت. تحلیل جنگ و دلیل میدان دادن به نیرویی مانند بسیج توسط دولت بدون تردید با معنایی که بسیجی ها به عمل و مشارکت خود می دادند یکی نبود.

به این ترتیب میان انگیزه درونی و شخصی این گروه از بسیجی ها و شهادت دوستی جمعی آنها و بهره برداری سیاسی که از سوی نهادهای رسمی از این فرهنگ و عمل صورت گرفت تفاوت بسیار وجود دارد.

ایدئولوژی مرگ و شهادت به این ترتیب در خدمت بازتولید "نظم سرکوبگرانه" در آمد. بسیج در ادامه تحول و دگردیسی خود در سال های پس از جنگ دیگر با گذشته بسیار متفاوت است.

اهمیت کار فرهاد خسرو خاور ثبت این دوره تاریخی در حافظه جمعی، علمی و دانشگاهی ایران است.