صدام، جنگ و خشونت؛ جهنم زندگی در کردستان عراق

Image caption پناهندگان کرد عراقی پس از پایان جنگ ایران و عراق وارد ایران می شوند

آتش جنگ ایران و عراق تاثیرات زیادی بر شهروندان عراقی در سرتاسر عراق داشت. دامنه این تاثیرات از وضع روحی مردم تا اوضاع معیشتی آنان را در بر می گرفت.

در این میان اما سهم شهروندان کرد عراقی بسیار بیشتر از دیگر شهروندان بود زیرا که کردهای عراق از سویی تحت تاثیر جنگ روانی و فیزیکی صدام بودند و از سویی دیگر تاثیرات جنگ ایران و عراق را تحمل می کردند.

اگر چه دو مقوله فوق کاملا با هم تداخل داشتند اما می توان آنها را از جوانب مختلف از هم جدا کرد.

فشار هایی که توسط سازمان های امنیتی مختلف بر مردم کرد در داخل و خارج شهر های بزرگ وارد می شد، به صورت یک برنامه دراز مدت عمل می کرد که شهروندان کرد در همه سطوح زندگی آن را احساس می کردند. این فشار ها به صورت روزانه اعمال می شد و همگام با تغییر اوضاع شکل آن هم تغییر می کرد.

در سطح استراتژیک رژیم صدام با ذهنیت اشغالگر با مناطق کرد نشین برخورد می کرد. تمام مناطقی که در خارج از شهرها واقع می شد، مناطق ممنوعه نظامی اعلام شده بود.

پیش از جنگ ایران و عراق و در بین سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۹صدها روستای کرد نشین در طول مرز عراق با ایران، ترکیه و سوریه کاملا تخریب شد.

ساکنان این روستا ها یا به صورت اجباری به مناطق عرب نشین مرکز و جنوب عراق کوچانده شدند و یا در اردو گا ههای اجباری در اطراف شهر های بزرگ سکنی داده شدند. این اردوگاه های اجباری توسط ایست بازرسی های نظامی در خارج از اردوگاه ها و نیرو های اطلاعاتی در داخل آنها کنترل می شدند.

تاثیرات این اردو گاه های اجباری در سطوح امنیتی و معیشتی بسیار زیاد بود. به گونه ای که خالی از سکنه شدن این مناطق کشاورزی و روستایی، تاثیر زیادی بر توازن جمعیتی در شهرهای بزرگ گذاشت.

جمعیت شهر ها به صورت غیر منظم و به ناگاه افزایش چشمگیری داشت و این باعث شد که قیمت ها شدیدا افزایش داشته باشد و میزان بزهکاری به صورت بی سابقه ای بالا برود.

در سایه چنین وضعیتی که همراه با بازداشت های روزانه و اعدام و فرار به کوه ها و فشار های اقتصادی بر مناطق خارج از شهر ها که مناطق ممنوعه نامیده می شد و بازرسی های شبانه از خانه ها و ایست های بازرسی مشترک پلیس و اطلاعات و کمبود مواد غذایی و سوخت که بر ضد شهروندان جهت اجبار آنها برای پذیرش سیاست های نژادپرستانه نظام صدام انجام می گرفت، جنگ ایران و عراق آغاز شد تا مشکل جدیدی بر مشکلات مردم کردستان عراق بیفزاید به گونه ای که اوضاع امنیتی و معیشتی شهروندان را بیش از پیش پیچیده کند و این پیچیدگی به نوبه خود باعث وخیم تر شدن اوضاع جسمی و روانی و اجتماعی آنها شود.

پیش از آغاز جنگ ایران و عراق کرد ها خود را هدف جنگی دیگر می دیدند، جنگی که به صورت علنی و در سطوح مختلف امنیتی، اقتصادی و فرهنگی بر ضد آنها اعمال می شد.

کردها از جنگ ایران و عراق متنفر بودند زیرا که آن را جنگ خود نمی دانستند. در سایه چنین نفرتی از جنگ جوانان کرد به اجبار به جبهه های جنگ اعزام می شدند.

به دلیل سربازگیری اجباری در آن دوره بسیاری به صورت گرو هی می گریختند و به صورت مخفیانه در خانه ها زندگی می کردند. بسیاری از مردان در داخل دالان ها و اماکنی که برای در امان ماندن ساخته می شد، پنهان می شدند.

این زندگی مخفیانه از سویی باعث افزایش میزان بیکاری در میان جوانان شد و از سویی دیگر باعث روی آوردن زنان و کودکان به کار های یدی و افزایش پدیده دستفروشی زنان و کودکان شد. در این دوران پدیده تکدی گری نیز افزایش پیدا کرد.

پدیده سربازان فراری همچنین باعث افزایش فرار از مدرسه و باز داشت های روزانه شد.

Image caption پناهجویان کرد عراقی

تلخ تر از این ها اما محروم کردن خانواده هایی که یکی از پسرانشان سرباز فراری بود از کوپن های ارزاق و معاینات پزشکی و دارو بود.

هزاران نفر از این خانواده ها پس از بازداشت به اردوگاه های نگهداری جمعی فرستاده شدند تا در شرایط بسیار سختی روزگار بگذرانند.

علاوه بر همه این رنج ها و به عنوان یکی از اتفاقات مرتبط با جنگ ایران و عراق، حدود دو سال پس از آغاز جنگ با ایران، اردوگاه های اجباری "قشتبه" در ۱۵ کیلومتری شهر اربیل و "دیانا" و "حریر" که در اطراف همین شهر بودند، به محاصره در آمدند و تعداد زیادی مرد و کودک پسر بالای ۱۲ سال به مناطق نامعلومی در جنوب عراق اعزام شدند.

پس از چند هفته از بازداشت این گروه خبرنگاری در یک کنفرانس خبری که از تلویزیون عراق پخش می شد از سرنوشت این افراد پرسید. صدام با خونسردی پاسخ داد: "آنها را به جهنم فرستادیم چون خود را به دشمن ایرانی و صهیونیستی فروخته بودند."

زنان برای امرار معاش مجبور به خروج از خانه برای کار در شهرها شدند. پیاده روها در شهر اربیل مملو از زنانی بود که گاهی جوراب و گاهی کاردستی می فروختند.

گاهی ثروتمندان در خفا به این خانواده ها کمک می کردند. بسیاری از آنها در نتیجه این فشار ها دچار سوء تغذیه می شدند زیرا که دولت عراق آنها را از هر گونه کمک و اعانه و کوپن های مواد غذایی و سوخت محروم کرده بود.

اوضاع آموزشی و فرهنگی از این هم بدتر بود. اساتید دانشگاه در کنار تدریس موظف به گذراندن دوره های آموزش نظامی بودند.

در حقیقت تمام کارکنان دولت موظف به گذرندن این آموزش های نظامی در آنچه ارتش مردمی نامیده می شد بودند.

اوضاع دانشجویان اما سخت تر بود. در سال ۱۹۸۶ هزاران دانشجو به خصوص دانشجویان دانشگاه صلاح الدین به دلیل امتناعشان در پیوستن به تشکیلات ارتش مردمی از دانشگاه اخراج شدند. بسیاری از این دانشجویان در کوه ها پنهان می شدند.

این تحولات باعث پایین آمدن شدید سطح علمی استادان دانشگاه و به طور کلی تعلیم و تربیت شد.

در زمینه فرهنگی سیاست عرب سازی مردم کرد با قدرت در جریان بود. در این راستا بسیاری از شهرها و روستا ها عرب سازی شد. به این منظور حقوق خاصی برای مردان عربی که همسر کرد اختیار می کردند در نظر گرفته شد.

در شهر کرکوک و برخی مناطق دیگر عرب ها امکان خرید و فروش ملک را داشتند در حالیکه همشهری های کرد آنان از این حق بی بهره بودند.

مردم کردی که حاضر به تغییر قومیت خود از کردی به عربی نبودند مجبور به ترک شهر خود و سکنی گزیدن در مناطق مرکز و جنوب عراق بودند بدون اینکه حتی اجازه بردن وسائل زندگی خود را داشته باشند.

اما بسیاری از آنان که به اجبار می پذیرفتند که عرب بشوند نیز باید شهر خود را ترک می کردند با این تفاوت که به آنها اجازه داده می شد که وسائل زندگی خود را با خود ببرند.

با پایان یافتن جنگ ایران و عراق جنگ کرد ها پایان نیافته بود. در این دوره سیاهی مطلق و غم بر کردستان عراق سایه افکنده بود.

در حقیقت پایان این جنگ فرصتی برای نظام صدام بود تا هر آنچه که تاکنون تخریب نشده بود را نابود کند.

عواقب آن دوره همچنان در حالات روحی هزاران خانواده مشهود است.