پژواک: نظام سياسی ايران و ابهام در جايگاه مجلس

صحبت های محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران در مورد جایگاه مجلس، در میانه منازعات جاری بین دو قوه مقننه و مجریه، بر شدت ابهامات موجود در مورد نقش و اهمیت مجلس و ماهیت نظام سیاسی مستقر در ایران افزوده است.

۱۷۰تن از نمایندگان مجلس ایران در تذکری کتبی به آقای احمدی نژاد از او خواسته اند که به جای نفی جایگاه مجلس به وظایف خود عمل کند.

محمود احمدی نژاد نزدیک به دو هفته پیش، در مصاحبه با روزنامه ایران گفته بود:" بعضی ها یک جمله حضرت امام متعلق به زمانی که نظام ما پارلمانی بوده را برجسته می کنند. آن زمان رئیس جمهوری مسئول ادره کشوره نبوده، بکله نخست وزیر مسئول اداره کشور بوده که از طریق مجلس انتخاب می شده است."

پیش از تذکر نمایندگان، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به سخنان آقای احمدی نژاد، دیدگاه او را واقعی ندانسته و گفته بود وقتی کشوری پارلمانی باشد رییس‌جمهوری باید از درون پارلمان بیرون بیاید.

نظام سیاسی ایران چیست؟ و آیا می توان آن را در دسته بندی های رایج نظام های سیاسی جهان جای داد. آیا در جمهوری اسلامی ایران، مجلس در راس امور بوده است و ساختارهای حقیقی و حقوقی امکان تحقق چنین امری را فراهم می کرده است؟

جمشید برزگر، مهران براتی، تحلیلگر مسایل سیاسی ایران در آلمان و فاطمه حقیقت جو، نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی در آمریکا این موضوع را بررسی کرده اند.

***

آقای براتی، اگر بخواهیم نظام سیاسی ایران را در دسته بندی های موجود از نظام های سیاسی که در جهان وجود دارند جای بدهیم آیا می شود یک مشابهی برای آن پیدا کرد؟

مهران براتی: نخیر، متاسفانه یا خوشبختانه چنین امکانی نیست. قانون اساسی جمهوری اسلامی و نظام سیاسی آن از بدو پیدایش نظامی بدون نمونه در سطح جهانی بوده است. ما در هیچ جای دنیا نظامی نداشته ایم که هم جمهوریت در آن باشد و هم یک نوع نظام پادشاهی دینی در آن باشد و هم نهادهایی در آن وجود داشته باشند که فراسوی نهاد قانونگذار و حتی بعضا فراسوی نهاد اصلی رهبری کننده این نظام عمل بکنند. ما چنین نظامی در دنیا نداریم. و یکی از مشکلات هم این است که در علوم سیاسی و اجتماعی، ما دارای مفاهیمی که بتواند این نظام را توضیح بدهند نیستیم، و هربار که شروع می کنیم [این نظام را] تعریف کنیم مجبور هستیم که به اصطلاح فی البدیهه ابداعاتی در تعریف این نظام داشته باشیم.

خانم حقیقت جو، شما چگونه می بینید؟ آیا می شود برای نظام سیاسی ایران یک بدیل یا مشابهی در نظام های موجود، در حال یا حتی در گذشته، پیدا کرد؟

فاطمه حقیقت جو: در این خصوص، آقای دکتر براتی به دقت توضیح دادند. و من هم فکر می کنم که با توجه به اینکه در قانون اساسی ایران قوای سه گانه، قوه مقننه که درواقع متشکل از مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت است، قوه مجریه که همان دولت است، و قوه قضاییه هر سه زیر نظر رهبری به اعمال کار می پردازند. بنابراین در قانون اساسی ایران نقش اساسی به عهده رهبر است و در قالب آن زیر مجموعه هر کدام از قوا نقش خاص خودشان را ایفا می کنند. و در آنجاست که درواقع مجلس تنها مرکز قانونگذاری در کشور محسوب می شود. و نظام ما این حسن را دارد که ریاست جمهوری مثل بعضی از کشورها حق وتوی قوانین را ندارد و صرفا ابلاغ کننده قوانین مجلس به دستگاه های ذی ربط است.

بنابراین شاید با توجه به این نکته است که درواقع قوانینی که از قوه مقننه خارج می شود این قوانین برای همه دستگاه ها لازم الاجرا هستند و از این حیث است که، با درنظر گرفتن آن نهاد رهبری، مجلس را در قالب قانون اساسی می توان در راس این سه قوه در نظر گرفت. اما اگر از این فارغ بشویم، در عمل چنین چیزی امکان ندارد. یعنی درواقع در عمل مجلس در راس امور نیست.

آقای براتی، البته به بحث جایگاه مجلس بعنوان محور اصلی این بحث برمی گردیم. اما شاید یکی از پیچیدگی ها این باشد که بهرحال در نظام جمهوری اسلامی عناصر و نشانه هایی از نظام های سیاسی مدرن دیده می شود، بحث تفکیک قوا بهرحال وجود دارد، پارلمان و قوه مجریه وجود دارد، بحث استقلال قوه قضاییه هست، البته در کنار آن بحث ولی فقیه هم هست که بر قوای سه گانه اشراف دارد. آیا اصولا در چنین وضعیتی می شود برای جمهوری اسلامی بحثی را که در ایران مطرح شده است بعنوان اینکه این نظام ریاستی است یا پارلمانی، را وارد دانست و از این زاویه نظام جمهوری اسلامی را بحث کرد؟

مهران براتی: نظام سیاسی جمهوری اسلامی تا خرداد ماه سال ۱۳۸۸ هر گونه نظامی که بوده است، بعد از وقایع خرداد ماه سال ۱۳۸۸ و پیدایش جنبش سبز و ادامه آن و آنچه که بر سر این جنبش آمد و تغییراتی که بعد از آن جنبش در این نظام پیدا شد، این نظام دیگر آن نظام قبلی نیست. بنابراین در صحبت بر سر قانون اساسی جمهوری اسلامی و نوع نظامی که در ایران هست بایستی که بحث جدیدی باز بشود.

به نظر من، نظامی که ما الان داریم از طرف به اصطلاح لایه ها یا اقشار یا نخبه هایی در نظام که حول و حوش آقای احمدی نژاد هستند دارد به سوی نظامی می رود که شباهب به بعثیسیتی نوع عراقی آن دارد. الان آقای مشایی صحبت از این می کنند که کوروش کسی در حد یک پیامبر بودند و آقای احمدی نژاد کوروش زمان است. آقای احمدی نژاد صحبت از این می کنند که مجلس دیگر در راس نظام نیست، بلکه فرد اول رئیس جمهور است. صحبت از این می شود که رئیس جمهور نباید الزما تمام تصمیماتش را که بایست طبق قانون انجام بشود به مجلس گزارش بدهد و از مجلس پاسخ بگیرد و به اعتراضات مجلس پاسخ بدهد.

فکر ایشان این است که درحقیقت یک نوع ناسیونالیسم جدید ایرانی-اسلامی را همراه با دیکتاتوری فردی به پیش ببرند. و برای پیشبرد این نوع دیکتاتوری احتیاج به این است که یک به اصطلاح پایه گسترده تر از آن چیزی که آقای احمدی نژاد الان در جامعه دارد پیدا کند. من هنوز حدس می زنم چیزی درحدود ۱۰ تا ۱۵ درصد این جامعه پایه این نظام باشد، ایشان احتیاج به پایه گسترده تری دارند. بنابراین روی آوردن به ناسیونالیسم ایرانی [در فکر ایشان است]، که طرفداران زیادی هم دارد.

آقای براتی، اگر این صحبت شما را بپذیریم، اصولا ربط آن به اینکه، از نگاه منتقدان آقای احمدی نژاد، جایگاه مجلس در حال تضعیف است چیست؟ ارتباط اینها چیست؟

مهران براتی: ارتباطش این است که آقای احمدی نژاد نظام دیگری را در نظر دارد و درپیش دارد. آن نوع ناسیونالیسم بعثی سابق اصلا ربطی به مذهب نداشت. هر کس که به اصطلاح از آتلانتیک تا خلیج به زبان عربی صحبت می کرد می شد ملت بزرگ عربی. در دیدگاه آقای احمدی نژاد هم همینطور است، ایرانیت ایشان می رود بعنوان ایرانیت اسلامی که در منطقه به اصطلاح حیطه عملکرد بسیار گسترده ای دارد و ایشان می خواهند در راس یک چنین نظامی قرار بگیرند. همانطور که صدام حسین احتیاج به مجلس نداشت با وجود اینکه مجلسی هم وجود داشت. در این نوع نظام آقای احمدی نژادی به نظر نمی آید که نظام قانونگذاری لازم باشد.

خانم حقیقت جو، قبل از اینکه بهرحال به بحث امروز و گمانه زنی درمورد تحولات آینده بپردازیم، آقای براتی صحبت از این می کنند که نظام سیاسی ایران هر چه بوده است از خرداد ۱۳۸۸ به این سو، یعنی از انتخابات دهم ریاست جمهوری به این سو، ماهیت آن اساسا عوض شده است و مسیر دیگری را درپیش گرفته است. با توجه به اینکه خود شما تجربه نمایندگی مجلس شورای اسلامی را داشته اید، آیا واقعا در دوران ۳۰ ساله جمهوری اسلامی، بعنوان مثال حتی در دورانی که خود آیت الله خمینی در قید حیات بودند و رهبری جمهوری اسلامی را برعهده داشتند، آیا این صحبت که مجلس در راس امور است واقعا یک ما به ازای بیرونی داشت یا نه؟

فاطمه حقیقت جو: این نقش مجلس همواره شدت و ضعف داشته است. در دوران حیات آقای خمینی یک جا حتی نمایندگان مجلس به رهبری نامه می نویسند و موارد تخلف از قانون اساسی را در دوران جنگ یادآور می شوند. و ایشان ضمن پذیرش آن انتقادات می گویند که مبنا باید قانون باشد و از این به بعد همه ما و من هم باید قانونی عمل بکنم. این یک نکته، که بنابراین در آن دوران مجلس بیشتر منطبق بود با آن چیزی که در قانون اساسی تعریف شده است.

اما در بعد از دوران حیات ایشان، نقش مجلس به تدریج کاهش پیدا کرد، با افزایش درواقع قدرت شورای نگهبان در حذف مخالفین سیاسی یک گروه سیاسی خاص. درواقع هر چه انتخابات محدودتر شد و دامنه گزینش مردم محدودتر شد، طبیعتا مجلس و نمایندگان مجلس به جای اینکه تمام توجه شان را به جلب نظر مردم و تامین نیازهای مردم بکنند، ناچار بودند که نگاهی هم به بالادست خودشان داشته باشند و طوری رفتار بکنند که همچنان امکان حفظ کرسی های مجلس را داشته باشند. بنابراین می بینیم که مجلس تبدیل به یک مجلس محافظه کار می شود.

تمام تحولاتی که در سال گذشته تا امروز اتفاق افتاده است، می بینیم متاسفانه چون اکثریت نمایندگان فرمایشی و انتصابی هستند، انتصابی به این مفهوم که انتخابات بوده است ولی درواقع انتخاب یک کیلو گلابی از میان یک کیلو گلابی بوده است، از این جهت من از واژه انتصاب استفاده می کنم. این یک نکته بود.

نکته بعدی این است که اصولا وقتی قدرت مجلس به واسطه های دیگر هم محدود شده است، حتی قبل از اینکه احمدی نژاد این حرف را بزند. بعنوان نمونه، مجلس به هیچ عنوان حق قانونگذاری ندارد، البته در عمل نه طبق قانون اساسی – قانون اساسی می گوید مجلس تنها نهادی است که باید قانونگذار باشد – اما در عمل، رهبری یعنی آقای خامنه ای نامه می نویسد و می گوید مجلس حق قانونگذاری در حوزه هایی که شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه دارد این مجلس حق قانونگذاری در آن موارد را ندارد.

خانم حقیقت جو، یا در مواردی رهبری حکم حکومتی می دهد و درواقع مانع تصویب یک قانون می شود.

فاطمه حقیقت جو: بله. ولی بیشتر از حکم حکومتی است. حکم حکومتی در یک مورد خاص و منحصر به فرد است، ولی وقتی ایشان می گوید کل مصوبات شورای انقلاب فرهنگی، این دیگر خیلی بیشتر از یک قانون است. یا اینکه مجلس در حوزه هایی که شورای عالی امنیت ملی مصوبه دارد حق دخالت ندارد.

اینها قوانین نانوشته است، یعنی هیچ کدام از اینها در قانون اساسی مندرج نشده است، همه اینها برخلاف اصول قانون اساسی است. بنابراین این چیزی که احمدی نژاد یک دفعه می آید می گوید، یک چیز آنی نیست. اگر نمایندگان مجلس نامه می نویسند یا رئیس مجلس اعتراض می کند، آن زمانی که رهبری اختیارات مجلس را محدود کرد آنها باید این کار را می کردند. خود نمایندگان مصوبه ای را تصویب کردند که برخلاف نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی نباید قوانینی را تصویب بکنند، حتی در یک حوزه [نمایندگان] اختیارات خودشان را تماما به شورای نگهبان دادند. اینها نشان می دهد که در عمل مجلس در راس امور نیست.

خانم حقیقت جو، حتی قبل از اینکه این بحث ها دربگیرد، یعنی آقای احمدی نژاد این بحث ها را مطرح بکند و آقای لازیجانی جواب بدهد، هم در حرف های آقای احمدی نژاد و هم در حرف های آقای لاریجانی، درواقع این ارجاع به گذشته مشاهده می شود، یعنی اینکه در یک دوره ای مجلس این گونه بوده است، حالا اختلاف است که الان باید همین گونه باشد یا نه. شما هم اشاره کردید، اما در همان زمان هم یعنی در زمان خود آیت الله خمینی هم بهرحال شورای نگهبان وجود داشت و عمل می کرد و با مصوبات مجلس مخالفت می کرد، و در نتیجه همان مخالفت ها بود که آیت الله خمینی ناگزیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را بنیان گذاشت. بنابراین چه در ساختار حقوقی یعنی در قانون اساسی و چه در عمل همان موقع هم دیده می شد که بهرحال نهادهایی فراتر از مجلس هستند که می توانند روی مصوبات مجلس بعنوان تنها مرجع قانونگذار اعمال نظر بکنند. خوب این وضعیت این سوال را پیش می آورد که آیا هنوز هم می شود گفت که در آن زمان مجلس در راس امور بوده است؟ یا آیا درست تر نمی بود اگر گفته می شد شورای نگهبان در راس امور است، یا مجمع تشخیص مصلحت نظام در راس امور است؟

فاطمه حقیقت جو: به همین دلیل هم من در ابتدای عرضم گفتم که قوه مقننه که شامل سه نهاد مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت است. یعنی خواستم این را بگویم که اصولا مجلس تنها نهاد قانونگذار در کشور نیست. منتهی تفاوتش در این است که هیچکدام از آن دو نهاد دیگر، نه شورای نگهبان و نه مجمع تشخیص مصلحت، ابتدا به ساکن نمی توانند قانونی را بنویسد و به تصویب برساند، یعنی یک چیزی باید از دل مجلس بیرون بیاید، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت فقط می توانند روی آن قانونی که در مجلس به تصویب رسیده است نظر بدهند و عوض بکنند. این یک نکته بود.

نکته دوم هم این است که گفتم که رهبری در راس امور است، نه مجلس. رهبری که نامه می نویسد و می گوید که این کار را بکنید و آن کار را نکنید، یا مثلا در یک زمان به یک نهاد دیگری برتری و الویت می دهد.

اما تفاوت سخنان احمدی نژاد در این است که آیا این نظام پارلمانی است یا ریاستی است. که به نظر من، درواقع ریاستی اگر مفهومی که ایشان می گوید که منظور ریاست جمهور، نخیر این نظام ریاستی نیست. این نظام می تواند ریاستی باشد به مفهوم اینکه رهبری رئیس آن است، نه اینکه رئیس جمهور رئیس آن است، رئیس جمهور را هم همان رهبری تعین کرده است.

آقای براتی، با توجه به بحث هایی که شد در گذشته هم می بینید که، حالا به گفته خانم حقیقت جو بهرحال این رهبر بوده است که در راس امور بوده است، و بهرحال در گذشته هم در همان مجلس ششم هم که نمایندگان اصلاح طلب اکثریت را در مجلس داشتند، رهبر می توانست با دادن حکم حکومتی مانع تصویب یک قانون بشود، درواقع مانع اقدام نمایندگان مجلس طبق صلاحدید و ثوابدید خودشان بشود، یا شورای نگهبان بهرحال مصوبات مجلس را مورد سوال قرار می داده است. اگر این بستر تاریخی را نگاه بکنیم، چرا فکر می کنید که یک اتفاق جدید افتاده است، یا درواقع از سال گذشته مسیر عوض شده است؟

مهران براتی: پیشتر بگویم که در تمام دورانی که آقای خمینی در قید حیات بودند مجلس بعنوان نهاد قانونگذار به واقعیت خودش نزدیک تر بود. حتی مواردی پیش می آمد که آقای خمینی مایل بودند یک قانونی تصویب بشود ولی نمایندگان مجلس رای لازم را به آن قانون نمی دادند. این مثلا درمورد بند "ج"، درمورد لایحه ای که مربوط به تقسیم اراضی و مسائل کشاورزی و اینها می شد صادق است و درموارد مشابهی که نمایندگان مجلس صددرصدی نبود که از آقای خمینی فرمانبرداری می کردند و ایشان هم این مسئله را پذیرفته بودند، چیزی که الان دیگر وجود ندارد.

مسئله ای که الان بوجود آمده است تقریبا از یک سال پیش از انتخابات انجام گرفته است، یک نوع دید جدید نسبت به امنیت نظام بوجود آمده است. شما اگر در سایت سپاه پاسداران به بحث هایی که در آنجا شده است نگاه بکنید، نگاه جدید امنیتی این است که آمریکا در جنگ اولش در عراق تا بغداد پیش نرفت چون بدیلی برای نظام حکومتی صدام حسینی نداشت. در جنگ دوم، قبلا هیئت حکومتی را آماده کرده بود و به همین دلیل بعد از حمله صدام حسین را به اصطلاح از حکومت ساقط کردند و حکومت دلخواه خودشان را آنجا جانشین کردند.

آنچه که در ایران [حکومت فکر کرد که] نباید انجام بگیرد و باید از ابتدا جلوی آن را گرفت این است که یک بدیل حکومتی از دل حکومت بیرون بیاید. دلیل اصلی سرکوب جنبش سبز همین بوده است که آقای موسوی و آقای کروبی و آقای خاتمی و یا جوانانی که حول و حوش آنها جمع شده بودند و پایه اجتماعی که به آنها پیوسته بودند این بعنوان یک بدیل حکومتی برای نیروهای خارج از ایران برای اروپا و آمریکا نتواند شکل بگیرد، به همین دلیل بایستی که از ابتدا به شدیدترین وجهی سرکوب می شد.

وقتی یک حکومتی چنین دید امنیتی به اصطلاح نسبت به حفظ خودش دارد، آن وقت دیگر نمی تواند با مجلس و قانونگذار کاری داشته باشد. آن وقت بایستی برای پیشبرد این سیاست یک نظام حکومتی ریاست جمهوری و یا فردی مثل آقای احمدی نژاد بعنوان نظامی در راس حکومت قرار بگیرد.

خانم حقیقت جو، شما فکر می کنید که پیامد چنین بحثی درمورد جایگاه مجلس و اختلافاتی که بین قوه مجریه و قوه مقننه، یا لااقل مجلس، در ماه های گذشته وجود داشته است، در شرایط فعلی برای جامعه ایران و نظام سیاسی ایران چه خواهد بود؟

فاطمه حقیقت جو: به نظر من، وقتی که یک تیم نظامی-امنیتی تصمیم به کودتا می گیرد، یک آدمی که انتخاب نشده است را رئیس جمهور بکند، طبیعی است که واکنش طبیعی آن آدم به لحاظ روانشناختی این باشد باشد که من آدم خیلی مهمی هستم که با اینکه از صندوق درنیامدم من را رئیس جمهور کردند، بنابراین همه باید به حرف من گوش بدهند، بنابراین من هستم آن رئیس اعلا که همه باید تابع من باشند.

به نظر من، این تنش های بسیار زیادی را در درون قدرت حاکمه ایجاد می کند. و با اینکه تمام تلاش آقای خامنه ای این است که این اختلاف ها و تعارض ها و تنش ها مخفی بماند، اما هر چند وقت یک بار به دلیل سیاست های ناشیانه احمدی نژاد اینها سر باز می کند. به نظر من، این تعارض روز به روز عمیق تر و شدیدتر می شود و زمینه چندپارگی را از درون سیستم ایجاد می کند.

*** برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه صبح هر جمعه هم در برنامه چشم انداز بامدادی تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk