پایان جنگ ایران و عراق: خاطرات "مرد بدون اسلحه"

خاویر پرز دکوئیار
Image caption سفیر وقت ایران در سازمان ملل به آقای دکوئیار هشدار داد که در صورت عدم اجرای آتش بس سازمان ملل مسئول خونریزی ها خواهد بود

بامداد ۱۸ ژوئیه ۱۹۸۸، جیاندومنیکو پیکو دستیار خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل سازمان ملل متحد، پیامی تلفنی از او دریافت می کند تا سفر خود به جزیره زیبای بریونی در یوگسلاوی را ناتمام بگذارد و به سرعت به نیویورک بازگردد.

محمد جعفر محلاتی سفیر وقت ایران در سازمان ملل متحد دقایقی پس از نیمه شب به منزل آقای دکوئیار تلفن می زند تا به او بگوید ساعاتی قبل نامه ای از سید علی خامنه ای، رئیس جمهوری وقت، مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ دریافت کرده است.

سفیر ایران از خاویر پرز دکوئیار می خواهد هر چه سریعتر اعلام آتش بس کند و به او هشدار می دهد در غیراین صورت سازمان ملل مسئول خونریزی های بعدی خواهد بود.

آقای دکوئیار دستیار خود را مسئول پیگیری و اجرای این قطعنامه می کند؛ ماموریتی که ده سال بعد مهمترین بخش کتاب پیکو "مرد بدون اسلحه" می شود.

پیکو در سن ۳۹ سالگی خود در هنگامه یافتن راهی برای پایان یکی از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم می یابد.

یک سال پس از صدور قطعنامه ۵۹۸، ایران که سرسختانه خواستار جابه جایی ترتیب بندهای قطعنامه وتعیین متجاوز به عنوان گام اول شده بود، ناگهان به دنبال شکست های مکرر در جبهه نبرد و نگرانی از هجوم وسیع ارتش عراق خواهان اجرای هر چه سریعتر همان بند نخست قطعنامه یعنی آتش بس فوری می شود.

پیکو در این کتاب که دهسال پس از انتشار هنوز توجهات چندانی را به خود جلب نکرده لحظه به لحظه حوادث این روزهای تعیین کننده را ترسیم می کند.

علی اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت در ۲۵ ژوئیه عجولانه و با این ماموریت وارد نیویورک می شود که بدون آتش بس به ایران باز نگردد.

Image caption آقای پیکو بخش مهمی از کتاب خود را به شرح ماموریتش برای اجرای قطعنامه ۵۹۸ اختصاص داده است

اکنون نوبت عراق بود که سرمست از پیروزی های خود که تا حد زیادی ناشی از استفاده وسیع از سلاح های شیمیایی علیه سربازان ایرانی بود بدنبال خرید وقت باشد تا هر چه بیشتر وارد خاک این کشور شود. اما طارق عزیز وزیر خارجه عراق صبورانه و تنها با این ماموریت به مقر سازمان ملل متحد می آید که با همتای ایرانی خود ملاقات کند.

او حتی به پیش نویس تهیه شده برای آتش بس توسط دکوئیار دست نمی زند. پیکو می گوید مقام های عراقی که می دانستند که ایران حاضر به ملاقات رو در رو نیست احتمالا برای زمان خریدن و اشغال بیشتر استانهای غربی و نفت خیز ایران چنین شرطی را گذاشته بودند. (صفحه ۸۷)

پیکو توضیح می دهد چگونه قدرتهای بزرگ جهانی که همواره خواستار پایان جنگ ایران و عراق بودند و صدام نیز که نگران سقوط رژیمش بود، ناگهان با چرخشی ۱۸۰ درجه ای تمایلی به آتش بس نشان نمی دانند.

او می نویسد دیپلماتهای آمریکایی در سازمان ملل متحد نقشه هایی را به او نشان داده که حاوی مسیر های احتمالی حمله عراق و ورود به خاک ایران بوده است. یکی از آنها به او گفته که عجله ای نیست و آمریکا و شوروی چند ماه بعد شاید خود راهی برای پایان جنگ بیابند: "ما گمان نمی کنیم که این کار اکنون شدنی باشد. واشنگتن معتقد است در اکتبر که وزیر خارجه ما با وزیر خارجه شوروی ملاقات می کند، آنها فکرهایشان را روی هم می ریزند و جنگ را تمام می کنند." (صفحه ۸۸)

پیکو تاکید می کند که سیاست آمریکا در این جنگ خسته و فرسوده کردن ایران و عراق تا جای ممکن بوده و در ماه های پایانی نیز از اینکه ارتش عراق ممکن است حکومت ایران را به آستانه فروپاشی بیاورد چندان ناخشنود نبوده است.

اما او نگران است که ایران در این چند ماه برای جلوگیری از پیشروی عراق دست به اقدامات "تروریستی" در سراسر جهان بزند. برای همین با کمک دیپلماتهای عربستان سعودی و کشورهای دیگر صدام حسین سرانجام راضی می شود آتش بس را بپذیرد و ایران نیز پیش شرط عراق برای مذاکره رو در رو را قبول می کند.

سه سال بعد پیکو و دیپلماتهای ایرانی دوباره به هم می رسند. این بار سازمان ملل متحد خواهان آزادی دیپلمات های غربی در لبنان است و ایران بدنبال اجرای بند ششم قطعنامه یعنی تعیین متجاوز. (صفحه ۱۵۱)

پیکو می گوید خاویر پرز دکوئیار "بدون هیچ تعهد رسمی" تنها به کمال خرازی سفیر ایران در سازمان ملل متحد گفت که در صدد "تماس" با دو کشور درارتباط با بند ششم قطعنامه است. (صفحه ۱۵۱). مدتی بعد کمیته ای مستقل مامور بررسی تعیین متجاوز جنگ می شود. ایران نیز در مقابل قول می دهد که از نفوذ خود در لبنان برای آزادی گروگان های غربی استفاده کند.

هر دو طرف نهایتا به خواسته خود رسیدند.

سازمان ملل متحد اعلام کرد که با وجود اقدامات مرزی ایران، این عراق بود که با چند لشگر وارد خاک ایران شد. ایران نیز با فشار بر روی برخی گروههای لبنانی به آزادی تعدادی از گروگان های آمریکایی و اروپایی کمک کرد.

انتشار کتاب پیکو در سال ۱۹۹۹ بلافاصله واکنش شدید عراق را به همراه داشت. نمایندگی دایم عراق در سازمان ملل متحد چند روز پس از بیرون آمدن این کتاب سازمان را متهم کرد با ایران معامله کرده و در مقابل رهایی گروگان ها عراق را آغازگر جنگ معرفی کرده است. مقام های سازمان ملل این اتهام را قویا رد کردند.

پیکو در این کتاب می گوید تنها معامله ای که شده بین "آزادی" و "حقیقت" بوده است. یک طرف به آزادی عده ای کمک کرده و طرف دیگر این "حقیقت" یعنی آغاز جنگ را معرفی کرده است. (صفحه ۲۶۷)

Giandomenico Picco, Man Without a Gun: One Diplomat’s Secret Struggle to Free the Hostages, Fight Terrorism, and End a War, (New York, N.Y. : Times Books, 1999