دفاع مقدس يا قادسيه صدام؟

جنگ ایران وعراق كه عراق آن را قادسیه صدام و ایران آن را دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی می نامید، صرفا یک جنگ نظامی معمولی و ناشی از اختلافات تاریخی و مرزی دو کشور نبود.

بلکه جنگی ایدئولوژیک بین تشیع ملی گرای ایرانی وبعث ملی گرای عربی بود. همچنین جنگی اقتصادی وسياسی برای به دست گرفتن قدرت در منطقه بود هرچند در پایان هیچ یک از طرفین به اهداف و خواسته های خود نرسیدند.

در حقیقت این جنگ تنها باعث افزایش نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه وسرازیر شدن پول به جیب شرکت های اسلحه سازی شرقی و غربی شد.

البته نباید رغبت کشورهای خلیج فارس به ادامه این جنگ را نادیده گرفت.

از سویی برخی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که با قدرت گرفتن نظام شیعی و ملی گرا در ایران و همچنین قدرت گرفتن صدام پر مدعا در عراق احساس خطر می کردند و از سوی دیگر، اسرائیل و آمریکا که متحد اصلی خود در منطقه را از دست داده بودند و از قدرت گرفتن عراق یا هر کشور عربی در این خلاء هراس داشتند، از رویا رویی این دو کشور بیشترین بهره را می بردند.

به همین دلیل، این کشورها با سیاست های خود قبل از جنگ و در طول جنگ مقدمات و بستر نبردی دراز مدت و فرسایشی را فراهم کردند. قدرت گرفتن پر سروصدای رژیم اسلامی در ایران که با حمایت از گروهای شیعه اسلامی در عراق، بحرین و کویت همراه بود، همزمان با ضعف ارتش ایران به دلیل اختلافات درونی و همچنین اختلافات با آمریکا و هم چنین درگیری های گاه و بیگاه مرزی با عراق فرصت لازم را به رژیم بعثی عراق داد تا با حمله به ایران قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را نادیده بگیرد.

اما نداشتن تجربه کافی چه در رده فرماندهی نظامی و چه در رده بازیگران عرصه سیاست بین المللی باعث کندی پیشروی ارتش عراق در خاک ایران شد و این فرصت را به رژیم ایران داد که صفوف خود را بازسازی کند.

ازسوی دیگر حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای عراق در سال 1981 و پس ا ز آن حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 که با استفاده از مشغولیت ایران وعراق و دیگر کشورهای منطقه صورت گرفت، رژیم صدام را به هراس انداخت.

در این میان، ایران که خود را در وضعیت بهتری می دید، شروع به خرید و دریافت اسلحه از امریکا و حتی اسرائیل کرده بود.

در این مرحله ایران اصراربه ادامه جنگ داشت و این وضعیت به واقع در راستای سیاست های آمریکا ، عربستان سعودی و بعضی کشورهای دیگر بود.

ادامه جنگ در حالی که قیمت نفت به گونه ای عجیب و شبهه انگیز به حداقل ممکن کاهش یافته بود، آن هم درست در زمانی که هر دو کشور درگیر، نیاز به خریدهای بزرگ نظامی برای ادمه حیات خود داشتند، منافع بسیاری از کشورهای دیگر را تامین می کرد.

این در حالی بود که برای دو کشور درگیر تنها راه تامین منافعشان، پیروزی در جنگ بود. در طول جنگ، عراق برای تامین هزینه سنگین خرید اسلحه از روسیه، فرانسه، چین و کشورهای اروپایی به کشورهای حاشیه خلیج فارس روی آورد و ایران که علاوه بر روسیه و چین، از آمریکا اسلحه می خرید، برای مقابله با برتری تجهیزات نظامی عراق ناچار به استفاده از مردم یا همان بسیجیان به عنوان دیوار در مقابل نیروهای عراقی شد.

پس از هشت سال جنگ اما همه منابع و نیروهای هر دو کشور تحلیل رفته بود و هیچ کدام قادر به تهیه منابع مالی و حتی انسانی بیشتر نبودند.

البته صدام حسین در پایان جنگ تجهیزات نظامی مدرن بسیاری در اختیار داشت و علی رغم اینکه مقداری از اراضی مورد اختلاف را در پایان جنگ هنوز در اختیار داشت، اما آن چیزی که او را در موقعیت برتر قرار می داد و آن چیزی که او از "قادسیه" اندوخته بود، ارتشی بزرگ با تجهیزات نظامی پیشرفته بود.

و این همان چیزی بود که در نهایت او را به پای چوبه دار رساند.

رژیم ایران اما، استقرار و تداومش را مدیون جنگ با "دشمن کافرش" بود، چرا که بدون این دشمن چه چیز می توانست ادامه حکومت اسلامی و سرکوب مخالفانش را برای مردم توجیه کند؟