حملات انفال و ارتباطش با جنگ ایران و عراق

حلبچه
Image caption هزاران کرد در حمله شیمیایی ارتش عراق به شهر حلبچه و روستاهای اطراف آن کشته شدند

حملات انفال که در طول جنگ ایران و عراق بر علیه مناطق روستایی وسیعی از کردستان عراق صورت گرفت و از خشونت‌بارترین حملات بر ضد کردهای عراق به شمار می رود، از مارس ۱۹۸۸ آغاز شد و تا سپتامبر همان سال ادامه یافت.

سازمان های بین المللی حقوق بشر تعداد قربانیان این حملات را بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده اند، اما منابع کرد می گویند که ۱۸۲ هزار نفر در جریان حملات انفال کشته شدند.

به جز چند گور دسته جمعی کشف شده پس از سقوط صدام حسین، از سرنوشت قربانیان این حملات اطلاع چندانی در دست نیست.

علی حسن المجید، پسر عموی صدام و عضو وقت شورای فرماندهی انقلابی عراق که طراحی و اجرای این حملات را به عهده داشت، چند سال بعد در گفتگو با فرستادگان کرد در بغداد با اعتراض به اغراق در بیان تعداد قربانیان از سوی کردها گفت که تعداد کشته شدگان بیش از ۱۰۰ هزار نفر نبوده است.

او روز ۲۵ ژانویه سال ۲۰۱۰ به جرم کشتار کردها اعدام شد.

بر اساس گزارش سازمان ملل، در طول این عملیات در مناطق متعددی از سلاح های شیمیایی بر علیه شهروندان غیر نظامی استفاده شده است. در این گزارش هم چنین به تخریب مناطق کشاورزی وسیعی اشاره شده است.

این عملیات "پاکسازی نژادی" نامیده شده است.

سؤال اینجاست که آیا بین جنگ ایران و عراق و این عملیات رابطه مستقیم یا غیر مستقیمی وجود دارد یا خیر؟

قرارداد الجزایر

بعضی از تحلیلگران عقیده دارند که آنچه دولت عراق را وادار به پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ و صرف نظر کردن از ادعاهایش در مورد نیمه شرقی شط العرب و بعضی مناطق مرزی با ایران کرده بود، تلاش برای پایان دادن به شورش کردها در عراق بود؛ شورش هایی که ممکن بود بتواند دولت عراق به رهبری حزب بعث را وادار به انعطاف نشان دادن نسبت به خواسته های کردها کند.

خواسته بسیاری از نیروهای معارض کرد در آن هنگام تا حدود زیادی در شعار حزب دموکرات کردستان بازتاب می یافت: "دموکراسی برای عراق و خود مختاری برای کردستان."

درست است که رقابتی دائم بین دو دولت ایران و عراق وجود داشت و این دو کشور، به خصوص از طریق کمک نظامی به معارضین طرف مقابل، در امور داخلی یکدیگر دخالت داشتند، اما این واقیت را نباید از نظر دور داشت که گروه های معارض کرد پیش از بر سر کار آمدن حزب بعث در سال ۱۹۶۸برای به دست آوردن مطالبات مشخص ملت خود فعالیت می کردند.

اشتباه در محاسبات زمانی و تکیه بر استراتژی های نظامی برای حل مشکلات ریشه ای همچون موضوع کردها، معمولا نتایج معکوسی به بار می آورد، همچنان که در قضیه پیمان نامه الجزایر اتفاق افتاد.

این دقیقا همان کاری بود که صدام حسین و شاه انجام دادند، به گمان اینکه با بستن مرزها و بازداشت رهبران کرد و فشار بر آنها برای پایان دادن به خشونت ها می توان قضیه کردها را حل کرد.

اما هنوز یک سال از امضای این توافقنامه نگذشته بود که نیروهای پیشمرگه (شبه نظامیان کرد) دوباره در مناطق وسیعی از کردستان عراق شروع به مورد هدف قرار دادن اهداف نظامی و اقتصادی حکومت عراق کردند. بدین گونه بود که موافقت نامه الجزایر از اجرای یکی از اهداف خود که پایان بخشیدن به شورش کردها بود، باز ماند.

Image caption پس از سقوط حکومت صدام حسین، گورهای دسته جمعی بعضی از قربانیان حملات انفال پیدا شد

این واقعیت، اشتباه عراق در پیشبینی اوضاع را به اثبات رساند و باعث شد که عراق به این باور برسد که این توافقنامه بی فایده است، لذا منتظر فرصتی برای لغو آن بود.

توافقنامه الجزایر باعث شد که ارتش عراق مناطق مرزی وسیعی را دوباره تحت کنترل خود در آورد و برای مدتی از هر گونه تحرکات نظامی در کوه های کردستان جلوگیری به عمل آورد.

اما پس از آغاز مجدد شورش های مسلحانه، عراق سیاست زمین سوخته را در پیش گرفت و مناطق مرزی وسیعی در طول مرزهای ایران، ترکیه و سوریه را به عنوان مناطق ممنوعه اعلام کرد.

بر اساس مدارک موجود در سازمان مخابرات و استخبارات عراق که پس از سقوط بغداد در سال ۲۰۰۳ بدست آمده است، هزاران نفر از اهالی روستا های واقع شده در این ناطق بالاجبار از این مناطق کوچانده شدند و در پی آن عملیات نظامی گستر ده ای بر علیه فعالیت های نیرو های پیشمرگه در کردستان عراق، آغاز شد.

پس از آغاز مجدد درگیری ها عراق احساس کرد که هیچ سودی از توافقنامه الجزائر نبرده، و به دنبال بهانه ای برای لغو آن می گشت به خصوص که ایران را متهم به ادامه ارسال کمک به کرد ها می کرد.

انقلاب در ایران

در این فضا بود که انقلاب اسلامی در ایران موفق شد نظام پادشاهی را ساقط کند.

عراق از نظام جدید در ایران انتظار همکاری در زمینه برخی از درخواست هایش، از جمله تعدیل یا لغو توافقنامه الجزایر و دست کشیدن از حمایت از کردها را داشت، اما به نظر می رسد که حکومت ایران با این درخواست ها موافقت نکرد.

پس از مدتی کوتاه و پس از مشخص شدن نیت ایران مبنی بر صدور انقلاب و برکناری رژیم های سیاسی منطقه از طریق کمک به معارضین مسلح این حکومت ها، جنگ لفظی بین دو کشور بالا گرفت.

اعلام الغای توافقنامه الجزایر از سوی حکومت عراق و رد قاطعانه این حرکت از سوی ایران، راه برای شروع جنگ میان دو کشور هموار کرد.

با آغاز جنگ، مناطق وسیعی از کردستان عراق که پیش از این صحنه درگیری های خونین بین نیرو های عراقی و شبه نظامیان پیشمرگه کرد بود، به صحنه جنگ ایران و عراق تبدیل شد.

نیروهای عراقی در این مناطق همزمان با نیروهای ایرانی و پیشمرگه در حال جنگ بودند، به همین دلیل نیروهای پیشمرگه از سوی دولت عراق به مزدوری ایران متهم شدند.

عملیات انفال حرکتی در جهت پایان بخشیدن به جنبش مسلحانه کردها بود.

از سوی دیگر حکومت عراق عملیات نظامی علیه کردها را با جنگ با ایران مرتبط می دانست. دولت عراق دائما ایران را به پشتیبانی از مقاومت مسلحانه کردها برای انجام عملیات در داخل خاک عراق متهم می کرد. به عنوان نمونه ای از این نوع عملیات می توان به مورد هدف قرار گرفتن تاسیسات نفتی در کرکوک در ابتدای دهه هشتاد میلادی اشاره کرد.

این کشمکش ها باعث شد که جنگ ایران و عراق بهانه ای برای بمباران شیمیایی نه تنها شبه نظامیان کرد، بلکه حتی مناطق وسیعی از مناطق مسکونی کردستان عراق در مارس ۱۹۸۸ با آغاز عملیات انفال، باشد.

حمله شیمیایی به حلبچه که به کشته شدن ۵ هزار نفر و مجروح شدن ده ها هزار نفر انجامید، یکی از این عملیات بود.

از جمله ابعاد مشترک بین جنگ هشت ساله و عملیات انفال، استفاده از اصطلاحات دینی در عملیات نظامی بود. حالتی که پیش از جنگ هشت ساله وجود نداشت.

"انفال" نام سوره هشتم قرآن، کتاب مقدس مسلمانان است. عملیات انفال هم چه به قصد و چه به صورت تصادفی شامل هشت عملیات بود.

این کلمه به معنای غنایم جنگ است. سوره انفال پس از جنگ بدر و در جریان اختلاف صحابه پیامبر اسلام بر سر غنایم جنگی نازل شد.

البته اصطلاحات و نام های مذهبی زیادی در جریان عملیات انفال استفاده شد.

عملیات انفال البته پس از پایان جنگ ایران و عراق نیز ادامه یافت. به عنوان مثال انفال شماره هشت که خاتمه انفال نامیده شد، پس از پایان جنگ آغاز شد.

این واقیعت تاریخی باعث شد تا دادگاه عالی جنایات جنگی عراق این عملیات را کشتار دسته جمعی و "پاکسازی نژادی" بخواند، درصورتی که اگر این عملیات همزمان با پایان جنگ هشت ساله پایان می پذیرفت به عنوان جزئی از این جنگ شناخته می شد، نه "پاکسازی نژادی".

عملیات انفال را نمی توان جزئی از جنگ ایران و عراق نامید. زیرا این عملیات جزئی از تلاش های حکومت صدام برای سرکوب پیشمرگه های کرد بود؛ هرچند لغو توافقنامه الجزایر که یکی از اهداف آن سرکوب کردها بود را می توان از عوامل اصلی شروع جنگ نامید.