قدردانی از ایران یا خوش آمدگویی به احمدی نژاد؟

Image caption رئیس جمهوری ایران در جنوب لبنان به حوالی مرز اسرائیل نیز سفر کرد

سفر محمود احمدی نژاد به لبنان و استقبالی که از او صورت گرفت، رویدادی تاریخی را در این کشور رقم زد، تاکنون از هیچ مقام خارجی در این کشور چنین استقبالی نشده بود.

نگاهی به بازتاب این سفر در رسانه های لبنانی و بین المللی هم حاکی از برد تبلیغاتی محمود احمدی نژاد و حزب الله لبنان است.

انبوهی از خبرنگاران از رسانه های مختلف جهان به این سفر پوشش دادند، شبکه های مهم تلویزیونی منطقه ای و جهانی مراحل مختلف دیدار محمود احمدی نژاد از لبنان و سخنرانیهای او را به صورت زنده پخش کردند.

در ایران، بدیهی است که رسانه های وابسته یا نزدیک به حکومت، نگاهی مثبت و سرشار از تحسین و ستایش نسبت به این سفر داشتند و نگاههای انتقادی که با توجه به محدودیتهای فضای مطبوعاتی امکان چندانی برای بازتاب نداشت، ابزاری جز سایتهای اینترنتی مستقر در خارج برای انعکاس نداشت.

برای آن دسته از ایرانیان که دولت محمود احمدی نژاد را برخاسته از تقلب در انتخابات و متکی بر سیاست سرکوب می دانند، شور و شوقی که در لبنان به او نشان داده شد، طبیعتاً خوشایند نبود، تا آنجا که برخی از آنان حتی به انتقاد از رسانه هایی پرداختند که به این سفر پوششی گسترده دادند.

نماینده ایران

توجه به واقعیتهای موجود در جامعه لبنان، به درک زمینه هایی که چنین استقبال بی سابقه ای را برای محمود احمدی نژاد رقم زد و آن را رخدادی تاریخی و درخور پوشش گسترده رسانه ای کرد، کمک می کند.

چهار روز پیش از ورود محمود احمدی نژاد به بیروت، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان هنگام فراخواندن مردم به استقبال از رئیس جمهور ایران خاطر نشان کرد که این استقبال برای کسی نیست که چند سالی ریاست دولت جمهوری اسلامی را برعهده دارد، بلکه استقبال از کسی است که انقلاب اسلامی ایران و سی سال پشتیبانی آن از "مقاومت" در لبنان را نمایندگی می کند.

محمدرضا خاتمی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت هم در نامه ای که به سید حسن نصرالله نوشته، ضمن انتقاد از محمود احمدی نژاد، اذعان کرده که استقبال از او قابل فهم است.

حمایت سی ساله جمهوری اسلامی ایران از شیعیان لبنان، آنان را از طبقه ای فرودست که نقش چندانی در سیاست لبنان نداشت به جایگاهی ارتقا داده که عاملی تعیین کننده در صحنه سیاسی و سرنوشت این کشورند و از نیرویی نظامی در قالب حزب الله برخوردارند که از سویی یارای ایستادگی در برابر اسرائیل دارد و از سوی دیگر با کنترل منطقه حساس جنوب این کشور، اجازه نمی دهد که همچون دوران جنگ داخلی و پیش از آن، گروههای فلسطینی با تبدیل خاک لبنان به میدان جنگ با اسرائیل، کشورشان را آماج حملات تلافی جویانه و ویرانگر بکنند.

در سایه پشتیبانی مستقیم مالی ایران بوده که در شهرها و روستاهای جنوب لبنان که چهار سال پیش، برخی از آنها بیش از نود درصد بر اثر حمله اسرائیل ویران شده بودند، امروز تقریباً اثری از ویرانی دیده نمی شود.

طبیعی است که بخش قابل توجهی از جمعیت لبنان با خوش آمدگویی به رئیس جمهوری ایران، قدردانی خود را از چنین کمکهایی ابراز کنند و چه بسا، هر کس دیگری هم که به جای محمود احمدی نژاد، در جایگاه ریاست جمهوری ایران از لبنان دیدار می کرد با چنین استقبال گرمی روبرو می شد.

خاتمی و احمدی نژاد

هفت سال پیش از محمود احمدی نژاد، محمد خاتمی هم در سفر به لبنان مورد استقبالی گسترده قرارگرفته بود، با این تفاوت که برنامه سفر او منحصر به دیدار از بیروت بود و برخلاف محمود احمدی نژاد به مناطق شیعه نشینی که پایگاه اصلی هواداران ایران به شمار می رود سفر نکرد.

با این حال، سفر محمد خاتمی این امتیاز را نسبت به سفر محمود احمدی نژاد داشت که سخنرانی آقای خاتمی نه در حومه شیعه نشین بیروت، بلکه در بخش اصلی پایتخت و با حضور دهها هزار نفر ایراد شد که طیف وسیعتر و متنوعتری از جامعه لبنان را تشکیل می دادند.

دانشگاه لبنان نیز با رغبت بیشتری به محمد خاتمی دکترای افتخاری اعطا کرد؛ در مراسم اعطای دکترای افتخاری علوم سیاسی این دانشگاه به محمود احمدی نژاد، با اینکه اعضای هیئت علمی علوم سیاسی به نیت کمک به افزایش همکاری با دانشگاههای ایران به اعطای این درجه علمی رضایت داده بودند، اما هنگام تقدیم این مدرک به او، روی صحنه حاضر نشدند.

تکراری اما شیرین

بخش مهمی از محبوبیت محمود احمدی نژاد در لبنان که در استقبال بی سابقه از وی در این کشور نقش داشته، به مواضع تند ضداسرائیلی و ضدآمریکایی او باز می گردد.

سخنان محمود احمدی نژاد علیه اسرائیل به همان اندازه که برای بخشی از ایرانیان در حد ملال آوری تکراری شده، به مذاق بسیاری از لبنانیها و فلسطینیان شاید هر قدر هم که تکرار شود همچنان شیرین بماند، بخصوص که این سخنان پشت مرز اسرائیل ایراد شود.

آقای احمدی نژاد در لبنان برای مردمانی سخن از نابودی اسرائیل گفت که طعم زندگی تحت اشغال اسرائیل را چشیده اند، حملات اسرائیل خانه هایشان را ویران کرده و خودشان را آواره کرده و دوستان و اعضای خانواده شان را از آنها گرفته است.

چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد که از مردم کوچه و بازار لبنان انتظار داشت از شکافی که بر سر ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد میان ایرانیان ایجاد شده آگاه باشند.

لبنان کشوری است که محلات مرفه نشین پایتخت آن، با روزی سه ساعت قطع برق و دیگر مناطق کشور با هشت تا دوازده ساعت بی برقی در شبانه روز مواجه است، مردم بیروت تابستانی را پشت سر گذاشته اند که در هر 48 ساعت فقط چهار ساعت از آب شهری برخوردار بوده اند و حتی ثروتمندانشان ناچارند با خریداری آبی مخلوط با آب شور دریا شستشو کنند.

لبنان هایی هم که از ایران دیدن می کنند، سطح زندگی در ایران را بالاتر از کشور خود می بینند و در این شرایط بسختی بتوان از آنان انتظار داشت واقعیات زندگی مردمی را لمس کنند که تاوان سیاستهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی کشورشان را با تحمل فشارهای سنگین اقتصادی و جا ماندن از قافله پرشتاب اقتصاد جهانی می دهند.

توقع و واقعبینی

محمدرضا خاتمی از دبیرکل حزب الله خواسته از کسانی که "یاران کم نظیر" آیت الله خمینی و "وارثان جسمی و روحی" او را زیر فشار و محدودیت قرار داده و "صدها تن از فرزندان راستین" انقلاب را زندانی کرده اند دوری بجوید و در برابر عملکرد آنان سکوت نکند.

بدیهی است که سید حسن نصرالله و دیگر سران حزب الله به یاد دارند که حزب الله لبنان در زمان ریاست میرحسین موسوی بر دولت ایران شکل گرفت و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی بود که اسرائیل در برابر حملات حزب الله سرانجام ناچار به عقب نشینی از لبنان شد و اکنون این دو، از عملکرد محمود احمدی نژاد و حمایت آیت الله خامنه ای ناراضی اند و در جایگاه رهبری جریان معترض در ایران قرار دارند.

بسیاری از شخصیت های مهم معترض و برخی از آنانی که به زندان انداخته شده اند هم برای سران حزب الله افرادی شناخته شده اند.

اما حتی اگر سید حسن نصرالله و یارانش در گوشه دل خود هم حقی برای ایرانیان معترض قائل باشند، بدور از واقع گرایی است که از آنان انتظار برود در حمایت از خواسته های معترضان موضعی بگیرند و راهی را برگزینند که تأیید آیت الله خامنه ای را به همراه نداشته باشد.

استقبالی که از محمود احمدی نژاد در لبنان به عمل آمد، فضائی را بر این کشور حاکم کرد که صداهای مخالف در آن گم شد، حتی سرسخت ترین مخالفان ایران به دیدار رئیس جمهوری اسلامی رفتند و انتقادات تند رسانه هایشان جای خود را به تحلیلهای مثبت داد.

چگونه می توان از حزب الله انتظار داشت که در شرایط خطیر کنونی، به جای بهره گیری از این فضا، با لب گشودن به انتقاد از محمود احمدی نژاد و آنچه در ایران می گذرد هم با خطر دودستگی در صفوف خود مواجه شود و هم شکافی میان خود و ایران را مقابل چشمان مخالفانش به نمایش بگذارد.