پژواک: سفر آيت الله خامنه ای به قم؛ اهميت و دستاوردها

سفر آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران به قم، دیدارها و سخنرانی های او در جریان این سفر بازتاب بسیاری داشته است.

این سفر، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و پیامدهای آن هم از نظر جایگاه سیاسی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر نظام و هم از بعد فقهی و حوزوی برای او به عنوان ولی فقیه مهم ارزیابی شده است.

در برنامه این هفته پژواک، همراه با دو صاحب نظر و پژوهشگر مسایل اسلامی، مهدی خلجی در آمریکا و محمد جواد اکبرین در فرانسه، اهمیت این سفر و مسایل مطرح در این باره را بررسی کرده ایم.

***

آقای اکبرین، شما فکر می کنید چرا این سفر تا این اندازه مهم قلمداد شد، و بویژه رسانه های ایران تا این اندازه به آن پرداختند؟ این سفر چه تفاوتی با سفر قبلی آقای خامنه ای به قم داشته است؟

محمدجواد اکبرین: من فکر می کنم که مهم ترین نکته ای که در این سفر توجه تحلیلگران را جلب کرده است مسئله اهمیت توجیه مشروعیت دینی آقای خامنه ای است که در یک سال و نیم گذشته بیش از همیشه خدشه دار شده است. در یک سال و نیم گذشته از جهت نگاه دینی و جامعه متدینان و روحانیان این نکته بسیار مطرح شده است که آقای خامنه ای ولایتش و عدالتش زیر سوال رفته است. بهرحال مسئله عدالت در ولایت بسیار مهم است. وقتی در مواجهه با معترضان اتفاقاتی می افتد از جنس سرکوب خونین مردم و بازداشت هزاران نفر و نامه های بسیاری از طرف شخصیت های دینی خطاب به نظام نوشته می شود، چه پنهان و چه آشکار، و هیچکدام جواب نمی گیرد، درمجموع تصور عمومی این است که حکومت از معیارهای عادلانه و دینی فاصله گرفته است، و اولین نتیجه ای که این مسئله دارد زیر سوال رفتن عدالت ولی فقیه است.

آقای اکبرین، اگر این فرض شما را بپذیریم، چرا سفر کردن به قم می تواند مشکل را برای آقای خامنه ای حل کند؟

محمدجواد اکبرین: قم هنوز هم مهم ترین پایگاه مذهبی و دینی ایران است. اگر ایشان سفری به قم داشته باشد و مورد استقبال مردم قم و روحانیت قم قرار بگیرد و این تصاویر از رسانه های ایران به کرات و با همه درواقع لطایف الحیل رسانه ای و تبلیغاتی پخش بشود و روی آن اصرار بشود که ایشان می تواند با مراجعی دیدار داشته باشد که آن مراجع در یک سال و نیم اخیر جزو منتقدین ایشان بوده اند، بهرحال فکر می کنم که نتیجه اش به لحاظ تبلیغاتی و رسانه ای می توانست وجاهت دینی مخدوش ایشان در یک سال و نیم گذشته را ترمیم بکند.

آقای خلجی، شما چطور فکر می کنید؟ به نظر شما چرا این سفر تا این اندازه مهم ارزیابی شده است، یا مهم نشان داده شده است؟

مهدی خلجی: بهرحال جمهوری اسلامی مشروعیتش را از نظریه ولایت فقیه می گیرد. همانطور که آقای اکبرین هم گفتند اینکه روحانیت در قم پس از این همه آشوب هایی که اتفاق افتاد باز هم از آقای خامنه ای حمایت کند، برای آقای خامنه ای خیلی مهم است. این سفر بسیار خوب سازماندهی شده بود و بسیار موفق مدیریت شد و من تصور می کنم که آقای خامنه ای به آنچه که می خواست در این سفر رسید. روحانیانی که انتظار می رفت با ایشان ملاقات بکنند ملاقات کردند، و حتی علمای سنتی هم یا با ایشان ملاقات کردند و یا فرزندانشان را فرستادند، آقای شهرستانی، داماد آقای سیستانی، به دیدار ایشان رفت، آقای وحید هم فرزندانش را فرستاد. باقی علمای سنتی هم به دیدار ایشان رفتند.

تقریبا می شود گفت که یکی از درس های مهمی که از این سفر می شود گرفت این است که روحانیت حسابش با جمهوری اسلامی یکی است و نباید آن اقلیتی که مخالف جمهوری اسلامی است یا مخالف نظریه ولایت فقیه است و یا حتی مخالف آقای خامنه است، البته به دلایل خودش نه به دلایل دمکراتیک، ذهن ما را از این نکته منحرف کند که جمهوری اسلامی با روحانیت یک حساب مشترک دارند و این اقلیت مخالف از ابتدای انقلاب وجود داشته اند.

پیش از انقلاب یک بخشی از روحانیت بودند که با روحانیت انقلابی مشکل داشتند، پس از انقلاب هم در طول 10 سالی که آیت الله خمینی زنده بود یک بخشی از روحانیت و علمای بلندپایه با ایشان مخالف بودند، این خیلی مهم نیست. مهم این است که کلیت روحانیت با جمهوری اسلامی یک حساب مشترک دارد و درحقیقت آقای خامنه ای در این سفر باز هم بر این نکته تاکید کرد و در یکی از سخنرانی هایش به درستی گفت که روحانیت باید توجه داشته باشد که اگر جمهوری اسلامی به خطر بیافتد سازمان روحانیت هم به خطر خواهد افتاد.

آقای اکبرین، به صحبت های آقای خامنه ای حتما برخواهیم گشت. اما اول به این نکته بپردازیم که آقای خلجی می گویند توقعاتی که آقای خامنه ای از این سفر داشت برآورده شده است. گر بپذیریم که این سفر، سفر موفقی برای آقای خامنه ای بوده است، چگونه و بر چه اساسی پیش از آن این ارزیابی وجود داشت که این سفر می تواند موفق نباشد یا توقعات برآورده نشود؟ چقدر این ارزیابی نزدیک به واقعیت بود؟

محمدجواد اکبرین: من اساسا با دیدگاه آقای خلجی موافق نیستم. بنده این سفر را در درازمدت یک سفر موفقی نمی دانم. در کوتاه مدت به لحاظ رسانه ای و تبلیغاتی و تلویزیونی و تاثیرش بر توده مردم در داخل ایران ممکن است سفر موفقی ارزیابی بشود، آن هم عرض می کنم که ممکن است، و باید منتظر زمان باشیم و تحلیل بکنیم.

اما داوری آقای خلجی عزیز مبتنی بر داده هایی بود که این داده ها، داده های درستی نیست. البته من با این نکته ایشان موافقم که دلایل مخالفت روحانیت و روحانیت سنتی با حکومت جمهوری اسلامی لزوما از جنس دلایل دمکراتیک نیست. اما در اینکه این مخالفت ها باقی است و آقای خامنه ای موفق نشد این رابطه را ترمیم بکند و این انتقادها را مهار بکند من بر داده هایی تاکید می کنم که نتایج آن معارض با نتایج آقای خلجی خواهد داد.

اولا کسانی روز اول از روحانیان قم که به استقبال آقای خامنه ای در حرم حضرت فاطمه معصومه رفتند و عکس هایشان منتشر شد، شما تک تک افراد را در این تصاویر نگاه بکنید، هیچکدام خارج از خانواده حکومت جمهوری اسلامی نیستند. همه یا منصوبین جمهوری اسلامی هستند و منصوبین آقای خامنه ای هستند، یا از اقران و نزدیکان ایشان هستند و در مجموعه هایی که منسوب به ایشان است. این عکس ها در وبسایت تابناک هم منتشر شده است.

نکته دوم، از مراجعی که پیش ایشان رفتند، زعیم حوزه علمیه قم پیش ایشان نرفت. امروز به گواهی روحانیان بلندپایه قم، زعیم حوزه به لحاظ علمی و وجاهت آقای وحید خراسانی است، ایشان به دیدار آقای خامنه ای نرفت، اینکه پسر ایشان رفته است، یا اینکه آقای شبیری زنجانی و آقای مکارم و آقای صافی گلپایگانی رفتند، آنها در یک مهمانی عمومی رفتند و دیدار خصوصی نداشتند. در حالیکه می توانستند دیدار خصوصی داشته باشند و رسانه ها می توانستند روی این دیدار خصوصی مانور بدهند، اینها نکات بسیار مهمی است.

ضمن اینکه نکته بسیار محوری اینجا وجود دارد و آن مقوله تهدید و تطمیع است. شما فراموش نکنید که سرنوشت آقای منتظری و آقای صانعی امروز جلو دید مراجعی است که از نظر آنها بقای حوزه مهم تر از مطرود شدن آنهاست. یعنی در یک بحثی از آقای بروجردی پرسیدند که شما چرا با شاه به صراحت مخالفت نمی کنید، آقای بروجردی گفته بود من اگر با شاه مخالفت کنم شاه جلو حوزه می ایستد و حوزه را تخریب می کند و امروز بقای حوزه مهم تر از مخالفت من با شاه است.

آقای اکبرین، شما به صرف دیدار نکردن شماری از مراجع تقلید و روحانیون بلندپایه با آیت الله خامنه ای، این سفر را ناموفق ارزیابی می کنید؟

محمدجواد اکبرین: خیر، بحث این نیست. بحث این است که این آقایان، ازجمله آقای شبیری زنجانی و آقای صافی گلپایگانی و آقای وحید تابحال نامه نوشتند، گلایه کردند، انتقاد کردند. انتقادشان نه تنها پاسخ نگرفت، بلکه منتقدین در سفر اخیر آقای خامنه ای بعنوان میکروب های سیاسی و اجتماعی توصیف شدند. یعنی این بی احترامی از دید آنها پنهان نمی ماند. ضمن اینکه آقای خامنه ای در این سفر هیچ اشاره ای به ماجرای حمله به بیوت مراجع نکرد. اینها انتقاداتی نیست که درواقع اگر پاسخ نگیرد از بین برود.

ضمن اینکه شما نگاه به اطلاعات و اخباری بکنید که تمام بستر رود خیابان ساحلی قم پر از اتوبوس های شماره دار بود. من این را مخصوصا پیگیری کردم تا مطمئن بشوم. این اتوبوس ها از شهرستان ها برای چه آمده بودند؟ من معتقدم که حتی استقبال جدی هم از ناحیه روحانیان و مردم قم صورت نگرفته است.

آقای خلجی، شما فکر می کنید که صرف دیدار نکردن شماری از روحانیونی که در ماه های گذشته بهرحال با آقای خامنه ای انتقادها و گلایه هایی را مطرح کردند می تواند مبنایی یک تحلیل جدی قرار بگیرد که درواقع از یک اختلاف عمده در جمهوری اسلامی به ما خبر بدهد؟

مهدی خلجی: نه، اینطور نیست. یک موقع است که یک چیزی را دوست داریم که اتفاق بیافتد، یک موقع است که یک واقعیتی در پیش روی ما است. اینکه ما دوست داریم که روحانیت قادر باشد سلب از جمهوری اسلامی سلب مشروعیت کند، یک مسئله است، و اینکه آیا واقعا روحانیت چنین توانایی را دارد، مسئله دیگری است.

مسئله اینکه حالا یک شخص دیدار کرده است و یک شخصی دیدار نکرده است، یکی پسرش را فرستاده است و آن یکی نفرستاده است، ملاقات در یک جمع خصوصی بوده است یا در یک جمع عمومی بوده است، اینها مهم نیست. هیچ موقع مراجع به استقبال هیچ کس نرفته اند. آقای خمینی که در اوج قدرتش بعد از انقلاب به قم آمد، هیچ کدام از مراجع به استقبالش نرفتند، آقای خمینی به دیدن مراجع رفت. اگر آقای خمینی همین امروز زنده بود وبه قم می رفت همین کسانی که به دیدار آقای خامنه ای نیامدند آن موقع هم به دیدار آقای خمینی نمی آمدند. مراجع بزرگ در آن زمان مثل آقای خویی و آقای شریعتمداری و دیگران با آقای خمینی مشکل داشتند.

اینکه یک سری از مراجع یا علما یا مدرسین حوزه علمیه قم با جمهوری اسلامی مشکل داشته باشند ابدا چیز جدیدی نیست. به نظر من اگر شما دوره آقای خمینی را با دوره آقای خامنه ای مقایسه کنید، خواهید دید که به دلیل اینکه بهرحال 30 سال از جمهوری اسلامی گذشته است، پول و ثروتی که آقای خامنه ای وارد حوزه های علمیه کرده است اصلا قابل مقایسه نیست با پولی که آقای خمینی به حوزه ها می داد و امتیازهایی که آقای خمینی به روحانیت می داد. بنابراین اصلا روحانیت خیلی خوشحال هستند از اینکه آقای خامنه ای اینقدر به حوزه می رسد. شما قم امروز با قم 30 سال پیش یا 40 سال پیش را مقایسه بکنید، قم واقعا یک قریه بود یک شهر کوچک و بدون هرگونه امکاناتی بود. الان یک شهر فوق العاده ثروتمند شده است و یکی از ثروتمندترین شهرهای ایران است، پایتخت کامپیوتری ایران است. اینها شوخی نیست. منافع اقتصادی حرف اول را می زند.

یک نکته را باید توجه کرد. در دوره کمونیست هم در اتحاد جماهیر شوروی سابق هم هرگز تک تک اعضای حزب کمونیست بر مملکت حکومت نمی کرد. رهبران حزب کمونیست و اعضای شاخص آن حکومت می کردند، اما همه اعضا به نوعی امتیاز می گرفتند. شما الان مثلا روحانیت را فرض کنید، اینکه در ایران روحانیت این امتیاز را نسبت به بقیه دارد که سربازی نرود، اینکه روحانیت این امتیاز را نسبت به بقیه دارد که مالیات نپردازد. اینها امتیازاتی است که جمهوری اسلامی به روحانیت داده است و همه روحانیت از آن متنعم هستند.

این نکته را هم فراموش نکنید که آقای وحید و آقای سیستانی و بقیه آقایان اگر با آقای خامنه ای مشکلی هم داشته باشند بخاطر این نیست که آقای خامنه ای حقوق بشر را رعایت نمی کند، برای این است که چرا آقای خامنه ای به روحانیت بیشتر قدرت نمی دهد، برای این است که چرا آقای خامنه ای به اسلام بیشتر عمل نمی کند. به عبارت دیگر اگر جنبش دمکراتیک در ایران منتقد جمهوری اسلامی است به این دلیل که جمهوری اسلامی به اندازه کافی جمهوری نیست، روحانیت سنتی منتقد جمهوری اسلامی است به این دلیل که جمهوری اسلامی به اندازه کافی اسلامی نیست.

آقای اکبرین، آقای خامنه ای در بدو ورود به قم نکته ای را مطرح کرد و بر این نکته تاکید کرد که جریانی در کشور وجود دارد که اسلام منهای روحانیت را می خواهد و می خواهد روحانیون را تضعیف بکند و اینکه بهرحال باید با این جریان مقابله کرد. این صحبت ها درواقع اشاره ای قلمداد شد به رویکرد دولت محمود احمدی نژاد و برخی چهره های نزدیک به او مثل اسفندیار رحیم مشایی. بهرحال انتقادهایی هم در ماه های گذشته و در چند سال گذشته از رویکرد دولت آقای احمدی نژاد از داخل حوزه مطرح شده است. فکر می کنید که این بحث اساسا چقدر در جمهوری اسلامی موضوعیت دارد که رهبر جمهوری اسلامی نسبت به آن هشدار می دهد؟ و اگر وجود داشته است چرا ایشان مانع آن نشده است؟ شما این را چگونه تحلیل می کنید؟

محمدجواد اکبرین: من در پاسخ شما فقط به این نکته اشاره می کنم و بعد برمی گردم به نکته ای در نقد سخنان آقای خلجی. در پاسخ شما همین مقدار بس که من فکر می کنم اشاره آقای خامنه ای به این جمله صرفا ایجاد یک فضای تهدیدآمیز برای مخاطبش یعنی روحانیان حوزه علمیه قم بود، که اگر شما به انتقاد از نظام جمهوری اسلامی و انتقاد از ولایت فقیه رو بیاورید کسانی که مترصد فرصت هستند که اسلام منهای روحانیت را به مردم عرضه بکنند قاعدتا آنها فضا را به دست خواهند گرفت و آن وقت نه ما می مانیم و نه شما. به اعتقاد من آن یک پیام تهدیدآمیزی به مخاطبانشان بود، و من مطلقا این را درواقع نقد رویکرد اعضایی از دولت محمود احمدی نژاد نمی دانم، مگر اینکه دلخوشی باشد برای کسانی که درواقع به بخش هایی از این دولت انتقاد دارند.

آقای اکبرین، یعنی یک حرکت تاکتیکی است برای مجبور کردن روحانیون به حمایت از آقای خامنه ای برای حفظ موجودیت خودشان؟

محمدجواد اکبرین: بله، تحلیل من این است. این نکته را هم لازم می دانم بگویم که اگر به تعبیر آقای خلجی عزیز داده های ما از جنس اینکه فلان مرجع دیدار نکرده است، فلان مرجع پسرش را فرستاده است، اگر این داده ها را جدی نگیریم، پس ما تحلیل مان را براساس چه اطلاعات و اخباری باید استوار بکنیم؟ اساسا تحلیل درست مبتنی بر اطلاعات دقیق و درست است. به اعتقاد من حتی اینکه در زمان وجاهت آقای خامنه ای یعنی در سال 1376 بیشترین آرای صندوق انتخابات ریاست جمهوری در مدرسه فیضیه متعلق به محمد خاتمی بود، حتی آن را هم نباید از یاد برد. من فکر می کنم تک تک این موارد را باید برای رسیدن به یک تحلیل درست جدی گرفت، تک تک این اخبار ظریف و دقیق را باید جدی گرفت.

بعد درمورد آن نکته ای که آقای خلجی می گوید که روحانیت بر اسلامیت نظام تاکید دارد و از این منظر منتقد است نه از منظر جمهوریت، من فکر می کنم این را نباید نادیده گرفت که بهرحال اگر ما در مبحث جمهوریت حقوق بشر داریم در مبحث اسلامیت حق الناس داریم. اگر ما بپذیریم که بخشی وسیعی از منتقدین از پرهیزگارانند و بخش وسیعی از روحانیت از پرهیزگارانند و آنها دارند از این منظر نقد می کنند، قاعدتا آنها نمی خواهند آخرتشان را به دنیای این حکومت بفروشند.

آقای خلجی، پیامد عملی آن در عرصه سیاست در ایران چه خواهد بود؟ یعنی در یک سال و نیم گذشته هم ب گفته شد که شماری از مراجع منتقد بودند، اما آنچه که در عمل دیده شده است بیشتر سکوت آنها بوده است. چقدر می شود این ناخرسندی یا این عدم همراهی را جدی گرفت؟

مهدی خلجی: ما همواره روحانیت منتقد و مخالف جمهوری اسلامی داشته ایم. نباید خیلی به این اقلیت منتقد اهمیت داد. فراموش نکنیم که آیت الله خمینی بدترین ادبیات را درباره روحانیت مخالف خودش بکار برده است و این حرف هایی که آقای خمینی زده است. آقای خمینی روحانیتی که ولایت فقیه را قبول نداشت یعنی آقای خویی و بسیاری کسان دیگر را، مقدس نما، واپس گرا، متحجر، فریب خورده استعمار، آخوند درباری، احمق، بی شعور، دین فروش، و طرفدار اسلام آمریکایی خطاب کرده است. اینها کلماتی است که آقای خمینی درمورد مخالفان روحانی خودش بکار برده است. خوب اینها وجود داشته است ولی با اینحال ما نمی توانیم بگوییم که حکومت جمهوری اسلامی حکومت فقهی و روحانی نیست.

همانطور که گفتم، بعنوان یک کسی که سعی می کنم از بیرون نگاه کنم و تحلیل کنم، من روحانیت را بطورکلی یک سازمان می بینم، حتی اگر مخالفانی هم داشته باشد. شما در سپاه پاسداران هم ممکن است کسانی را بتوانید پیدا بکنید که با خیلی چیزها مخالف باشند. حالا ما هر وقت راجع به سپاه صحبت می کنیم راجع به کلیت آن صحبت می کنیم. به همین دلیل است که من کلیت نظام روحانیت را چنان از نظر مالی و اجتماعی وابسته به جمهوری اسلامی می دانم که معتقدم که این نظام روحانیت نه توانایی اعطای مشروعیت به آقای خامنه ای و جمهوری اسلامی را دارد و نه توانایی سلب مشروعیت از جمهوری اسلامی را دارد. بنابراین قصه به این سادگی نیست، جمهوری اسلامی رابطه جامعه تشیع را در خاورمیانه با نظام سیاسی در ایران برای همیشه تغییر داده است.

آقای اکبرین، به آخرین محور بحث بپردازیم. یکی از مسائلی که در جریان این سفر و مدتی قبل از آن مطرح می شد بحث مرجعیت تقلید و انتشار رساله آیت الله خامنه ای در ایران بود و روی این موضوع خیلی مانور داده شد. شما از این زاویه این موضوع را چقدر مهم می بینید و فکر می کنید که حتی اگر این اتفاق بیافتد پیامد آن بویژ در عرصه سیاست چه خواهد بود؟

محمدجواد اکبرین: آقای خامنه ای به تازگی مرجع نشده است. ایشان بعد از درگذشت آیت الله اراکی نامش در فهرست جامعه مدرسین اعلام شد و مرجعیتش هم تبلیغ و ترویج شد و اگر چه به ظاهر گفتند که در خارج کشور هست و در داخل نیست، ولی در داخل بهرحال پاسخ به استفتائات ایشان ترجمه شد. بله، ایشان رساله توضیح المسائل جامع و کاملی مثل بقیه مراجع نداشتند. ولی این سفر فوقش مقدمه ای بشود برای انتشار آن رساله در داخل، به این معنا که چون ایشان در گذشته اعلام کرده بود که من در داخل رساله منتشر نخواهم کرد و مرجع داخل نخواهم بود و خارج از کشور هم حساب آن با داخل فرق می کند، این بار طومارهایی امضاء شد و اصرار شد که رساله شان را منتشر کند. من فکر می کنم این بهرحال از قبل پیش بینی شده بود که از ایشان خواستند که رساله ایشان منتشر بشود و بعنوان یک مرجع تمام عیار در داخل کشور هم حضور پیدا کند، که این بیشتر پاسخی است و توجیهی است برای کسانی که مخاطب سخن ایشان در چند سال پیش بوده اند و آن سخن را جدی گرفته بودند.

اما بهرحال این روند تاثیر خواهد داشت، همانطور که مخالفت منتقدان ایشان تاثیر خواهد داشت. اگر امروز روحانیت و روحانیان بلندپایه به انتقاد خودشان بر آقای خامنه ای اصرار کنند و پاسخ نگیرند شما خواهید دید که هنوز تاثیر این روحانیان بر جامعه سنتی و دینی ما آنقدر است که از آقای خامنه ای سلب مشروعیت و وجاهت بکند.

آقای خلجی، در جریان این سفر نوع واژگانی که در توصیف آیت الله خامنه ای بکار برده می شد صراحت و شفافیت بیشتری داشت، درواقع نوع کلماتی که حتی در رسانه ها و در گزارش این دیدارها بکار می رفت و در واکنش هایی که مردم نشان می دادند خاص و متفاوت بود. شما فکر می کنید که درخواست انتشار رساله چه پیامد عملی می تواند در چارچوب معادلات سیاسی داشته باشد؟

مهدی خلجی: در داخل ایران بهرحال آقای خامنه ای به رغم اینکه ظاهرا خودش را مرجع اعلام کرده بود، زنده بودن آقای منتظری یک مشکل عمده ای برای ایشان بود و همانطور که دیدید تا زمانی که آقای منتظری هم در قید حیات بود ایشان نظر آقای منتظری درمورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را رد نکرد و درباره آن اظهار نظر نکرد. حالا که ایشان فوت کرده است آقای خامنه ای جرات می کند که آن را رد بکند و درحقیقت عرصه را از به اصطلاح پهلوانی در فقه خالی دیده است.

ولی این در عمل از نظر تبلیغاتی مهم است. از نظر عمل سیاسی، اولا رهبر طبق نسخه بازنگری شده قانون اساسی لازم نیست مرجع باشد، مجتهد هم کافی است، حتی لازم نیست اعلم باشد. و نکته خیلی جالب تر این است که نظر مجتهد حاکم یعنی ولی فقیه بر فقهای دیگر هم حاکم است. بنابراین در عمل تفاوتی نخواهد کرد. اما البته از نظر تبلیغاتی خیلی مهم است.

آقای خامنه ای نه تنها از این جهت که از بسیاری جهات شخصیتش روز به روز دارد در رسانه های جمهوری اسلامی تقدیس می شود. یعنی اینکه دارد به یک مرتبه سلطان صاحب قرامین، به آن شیوه ای که ما در نظام های پادشاهی در ایران سراغ داریم، می رسد. و این خیلی متفاوت است با آن مشروعیت انقلابی که آقای خمینی داشت. به عبارت دیگر یک شخص پرستی سلطنتی درمورد آقای خامنه ای دارد بوجود می آید، و یک بخشی از این هم طبیعتا مسئله مرجعیت است، که البته به نظر من همانطور که گفتم در این زمینه خیلی موفق نخواهد بود. مشروعیت آقای خامنه ای به دلیل موازنه سیاسی که در ایران به نفع جنبش دمکراتیک ایجاد شده است از بین رفته است.

*** برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه صبح هر جمعه هم در برنامه چشم انداز بامدادی تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید

pezhwak@bbc.co.uk