تردیدها در مورد مذاکرات هسته‌ای ایران؛ گفت‌وگو بر سر چه؟

جلیلی در ژنو - 2009
Image caption آقای جلیلی در مهرماه سال گذشته هم در ژنو با نمایندگان قدرت‌های جهانی گفت‌و‌گو کرد

با نزدیک شدن تاریخ از سرگیری مذاکرات ایران و نمایندگان کشورهای گروه ۱+۵ در ژنو، تردیدها در مورد ماهیت این مذاکرات و احتمال نتیجه بخش بودن آن افزایش یافته است.

مقامات ایران می گویند که قصد دارند در مورد "مدیریت جهان" و "بسته پیشنهادی" خود با طرف مقابل گفت و گو کنند، اما مقامات غربی تأکید می کنند که با هدف مذاکره بر سر برنامه هسته ای ایران پای میز مذاکره می آیند، هر چند آمادگی دارند در مورد موضوعات دیگر مورد علاقه ایران هم گفت و گو کنند.

سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد ایران که قرار است در روزهای آینده در ژنو با نمایندگان قدرت های جهانی به گفت و گو بنشیند، امروز شنبه ۱۳ آذر (۴ دسامبر) در یک کنفرانس خبری در تهران گفت که به هیچ وجه حاضر نیست در مورد "حقوق ملت ایران" با کسی مذاکره کند.

مقامات ایران غنی سازی اورانیوم را "حق" این کشور می دانند و با وجود قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و اعمال تحریم های بین المللی، حاضر نیستند روند غنی سازی را متوقف کنند.

چرا مذاکره؟

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول و نماینده آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان، امروز در سرمقاله این روزنامه، این سئوال را مطرح کرده است که در چنین شرایطی، اصلا چرا باید ایران در مذاکرات ژنو شرکت کند؟

او نوشته است که وقتی دو طرف از مواضع هم آگاهند و در عین حال هیچ یک از طرفین حاضر نیست از موضع اصولی خود کوتاه بیاید، مذاکره چه مفهوم و هدفی دارد؟

مدیر مسئول کیهان یادآوری می کند که نه ایران حاضر است غنی سازی را متوقف کند و نه غرب حاضر است از درخواست توقف غنی سازی دست بردارد.

آقای شریعتمداری نگاهی را در حکومت ایران نمایندگی می کند که با تعامل با غرب به شیوه جاری مخالف است و حتی می گوید که ایران باید از معاهده منع گسترش سلاح های اتمی (ان پی تی) خارج شود.

او در پایان سرمقاله خود توصیه کرده است که ایران به جای حضور در ژنو، "خرمای ختم مذاکره" را پخش کند، چرا که امروز از همیشه قدرتمندتر است.

اما این نظر، نظر غالب در حکومت ایران نیست؛ دست کم به این دلیل که اعلام پایان مذاکره، دست یافتن به اجماع بین المللی علیه ایران را برای آمریکا و همپیمانانش آسان تر می کند.

بسیاری از صاحبنظران می گویند که هدف اصلی مسئولان ایرانی از وارد شدن به مذاکره با گروه ۱+۵، وقت کشی و دشوار کردن کار دولت آمریکا برای ترغیب سایر کشورهای جهان به اتخاذ مواضع تندتر علیه ایران است.

از سوی دیگر به نظر می رسد که مقامات غربی هم، به رغم آنچه می گویند، امید چندانی به اثربخش بودن این دور از مذاکرات با ایران ندارند و آن را تنها به عنوان بخشی از استراتژی دوگانه فشار و گفت و گو در نظر می گیرند.

تحریم و ترور

مسئولان آمریکایی عقیده دارند که تحریم های اقتصادی علیه ایران به تدریج دارد آثار خود را نشان می دهد، اما حتی آنها هم نمی گویند که آثار تحریم ها به حدی است که حکومت ایران را به مرحله تسلیم رسانده باشد.

در طرف مقابل، مسئولان حکومت ایران "تحریم" را تلاشی از قبل شکست خورده توصیف می کنند و می گویند که خود تحریم کنندگان هم به بی نتیجه بودن آن پی برده اند.

آقای جلیلی امروز در کنفرانس خبری خود در این مورد گفت: "پانزده ماه از گفت و گوهای قبلی گذشت و طرف گفت و گو در این مدت در یک راهبرد غلط به اسم فشار، مسیری را طی کرد که امروز بی فایده و پرهزینه بودن آن را بیش از همیشه تجربه می کند".

او سوءقصدهای اخیر به جان دو فیزیکدان ایرانی را ادامه این مسیر معرفی کرد و گفت: "اینکه بازرسان آژانس اسامی دانشمندان [ایران] را اعلام کنند و شورای امنیت آن را در فهرست قطعنامه های خود قرار دهد و بعد با اقدام تروریستی در جهت اجرای قطعنامه، این دانشمندان هدف قرار گیرند، رسوایی بزرگی برای شورای امنیت است".

اشاره او به فریدون عباسی دوانی، فیزیکدانی است که روز دوشنبه در تهران مورد سوءقصد ناموفق قرار گرفت و نام او در یکی از قطعنامه های شورای امنیت آمده بود.

آقای جلیلی گفته است که لازمه تداوم گفت و گو از نظر ایران، دست برداشتن قدرت های جهانی از استراتژی "دو مسیره" تنبیه و تشویق (چماق و هویج) و پذیرش "منطق روشن" ایران در این گفت و گوها است.

اما مشکل اینجا است که قدرت های غربی به نظامی بودن اهداف برنامه اتمی ایران مشکوکند و "منطق ایران"، نه از نظر معنا برای آنها چندان "روشن" است و نه چشم اندازی "روشن" را پیش پای آنها می گذارد.

مطالب مرتبط