بررسی روزنامه های صبح تهران؛ شنبه ۲۷ آذر

تیترهای اول

"بازتاب حادثه ترور در چابهار" عنوان اصلی روزنامه های خبر و تهران امروز است، آفرینش از زبان رئیس مجلس نوشته "اقدامات تروریستی بی پاسخ نخواهد ماند"، "دستگیری ۹ تروریست حادثه تاسوعای زاهدان" تیتر اول ابتکار و خراسان است، سیاست روز با عنوان "عاشورای ملت در تاسوعای چابهار" همین گزارش را آورده و روزنامه جمهوری اسلامی نوشته "ایران در عاشورا غرق عزا" است.

کیهان، رسالت و حمایت از قول آیت الله خامنه ای نوشته اند "دشمنان از اقتدار مسلمانان هراس دارند".

قدس خبر داده "چشم انتظاری برای آغاز هدفمندسازی امشب به پایان می رسد"، دنیای اقتصاد از "احتمال اعلام قیمت ها" خبر داده و جهان صنعت از "بدهی ۵۰۳ میلیارد تومانی دولت به صادرکنندگان" نوشته است.

"مجاز نیستیم دست روی زندانی بلند کنیم" به نقل از رئیس سازمان زندان ها تیتر اصلی آرمان است.

گزیده مقالات

واکنش به ترور چابهار

حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان در مقاله ای در تهران امروز نوشته است: "انفجار روز تاسوعا در جمع عزاداران حسینی در شهر چابهار که گروهک تروریستی جندالله مسئولیت آنرا به‏عهده گرفت، بیانگر ضعف دستگاه دیپلماسی کشورمان است، زیرا در سال‌های اخیر چند انفجار مرگبار در زابل، زاهدان و دیگر شهرهای استان توسط افراد این گروهک که در حوزه‏های علمیه وهابی در پاکستان آموزش می‏بینند، به وقوع پیوسته، اما مسئولان ایرانی با دولتمردان پاکستان مذاکرات جدی نکرده‏اند تا جلوی این حوادث گرفته‏شود."

به نوشته این نماینده زاهدان در مجلس، "اهل تسنن اعتقادی به کشتن اهل تشیع ندارند و خواستار زندگی مسالمت‏آمیز با آنان هستند، ولی وهابیون با تفکرات افراطی و التقاطی با هدف برهم زدن امنیت منطقه، دست به اقدامات تروریستی در مناطق شیعه‏نشین می‏زنند تا بتوانند از آب گل‏آلود ماهی بگیرند و به وحدت مسلمانان خدشه وارد کنند."

تهران امروز نوشته است: "مسئولان دستگاه دیپلماسی باید بسیار جدی‏تر از گذشته با مسئولان پاکستان اتمام حجت کنند. مردم ایران در سیل اخیر پاکستان بیشترین کمک را به مردم این کشور کردند و مقام معظم رهبری نیز در دیدار دست‏اندرکاران حج خواستار طرح مشکل مردم سیل‏زده پاکستان در مراسم حج امسال با دیگر مسلمانان شدند و حتی برای سیل‏زدگان گریه کردند، ولی نتیجه این محبت‏ها، حمایت سرویس‏های جاسوسی پاکستان از گروه‏های تروریستی برای برهم زدن نظم و امنیت در کشورمان است که جای تاسف دارد."

کار سازمان های جاسوسی

خراسان در سرمقاله خود نوشته: "اختلافات مذهبی و قومی نمی تواند ریشه صدور فرمان چنین اعمال تروریستی باشد بلکه مسبب را باید سیستم های جاسوسی کشورهای زورمدار و مخالف استقلال کشورهای اسلامی جست و جو کرد، در سیستم هایی که استفاده از هر وسیله و حربه ای را برای خود مجاز بر می شمارند تا هر چه می توانند بر طبل واگرایی، جدایی و شکاف بین ملت های مسلمان و مردم مسلمان کشورهای اسلامی استقلال طلب بکوبند".

به نظر این روزنامه "دشمنان پروژه واگرایی و ایجاد اختلاف مذهبی که سال های سال است در بین مسلمانان کلید زده اند را امروز به طرق گوناگون و به شدت و در عین پیچیدگی هر چه بیشتر در ایران اسلامی دنبال می کنند."

و سرانجام این که روزنامه خراسان معتقدست "تروریست ها می خواهند نشان دهند که برای بر هم زدن و خدشه دار کردن امنیت و ایجاد احساس ناامنی به هر جنایتی دست می زنند. نشان دهند که اگر چه با دستگیری و اعدام ریگی از ناامنی کاسته شد اما مراکز پرورش تروریست هایی از جمله تروریست های جندالله هنوز، و از قرار معلوم با کمترین دغدغه ای، در پاکستان مشغول اند."

برکناری متکی ابتکار

ابتکار در واکنش به برکناری منوچهر متکی نوشته "وی در چهار سال دولت نهم بر این باور بود که اروپا کارنامه خوبی در موضوع هسته ای ایران نداشته و بر این اساس بخش های مهم فعالیت‌های او سفر به اروپا و گفتگو در باره پرونده هسته ای ایران شد، شاید محور‌های دیگر برنامه پیشنهادی اش به مجلس، شامل تعیین رژیم دریای خزر، روابط با همسایگان قربانی اولویت فوق گردید. برغم صرف انرژی زیاد در خصوص تغییر در موضع اروپا در نهایت اروپا موضعی به مراتب شدید تر از گذشته اتخاذ کرد و زنجیر قطعنامه‌های تحریم شروع شد."

به نوشته این روزنامه "حدود چهار سال زمان صرف شد تا اینکه متکی دریافت که باید فرمان دیپلماسی کشور را به سمت شرق تغییر کامل دهد. تا آن زمان ماشین دیپلماسی کشور در جاده غرب با راهنمایی شرق حرکت می‌کرد .چرخش به شرق نیز فایده ای نداشت و روسیه و چین بیش از گذشته به موضع غرب نزدیک شدند".

ابتکار تاکید کرده "موفقیت هائی مانند آن چه در آمریکای لاتین رخ داده را هم برخی به ابتکارات شخص رئیس جمهور نسبت می‌دهند و معتقدند که در طول پنج سال و نیم گذشته هیچگاه دستگاه دیپلماسی کشور نتوانست همپای رئیس جمهور در میادین بین‌الملل پیش رود و این وضعیت، همواره مورد انتقاد رئیس دولت بود این چالش تا آنجا پیش رفت که با شروع دولت دهم، همه قبول داشتند که یکی از وزراء برکنار شده متکی خواهد بود اما شرایط به گونه ای شد که او دوباره کت وزارت خارجه به تن کرد".

مشائی، فرستاده ویژه؟

کیهان که روز شنبه احتمال داده بود برکناری منوچهر متکی وزیر خارجه با سفر رییس دفتر رییس جمهور به اردن و مخالفت متکی با این سفر ارتباط داشته باشد، امروز نوشته "یک روز پس از برکناری منوچهر متکی از وزارت خارجه، اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور با سفیران سوئیس و قرقیزستان ملاقات کرد."

به نوشته این روزنامه "دفتر مشایی این ملاقات ها را در حالی با انتشار خبر و تصویر رسانه ای کرده که برخی خبرها از ارتباط میان سفر مشایی به اردن و برکناری دکتر متکی از وزارت خارجه حکایت می کند. مشایی چند ماه پیش به عنوان فرستاده ویژه رئیس جمهور در امور خاورمیانه معرفی شده بود اما به دنبال مخالفت رهبر انقلاب با موازی کاری در سیاست خارجی، حکم صادره و احکام مشابه تحت عنوان "فرستاده ویژه" لغو شد".

کیهان در عین تذکر داده "عزیمت مشایی به اردن در حالی صورت گرفت که شاه این کشور در اوج پروژه القای ایران هراسی و شیعه هراسی از سوی آمریکا، مدعی شکل گیری هلال شیعی علیه کشورهای عرب منطقه شده بود".

اختلاف احمدی نژاد و رهبر

سیاست روز به تحلیل واکنش بین المللی به برکناری وزیر خارجه پرداخته و نوشته "می‌شد پس از پایان ماموریت آقای متکی به سنگال که برای تقدیم پیام کتبی آقای رئیس جمهور به این کشور رفته بود ، تغییر و تحولات انجام شود تا فضا سازی نسبت به این برکناری صورت نگیرد."

به نظر این روزنامه "تحلیل‌های رسانه‌های خارجی و سیاست‌مداران این است که احمدی نژاد با این برکناری مقابل رهبر ایستاده است، پس بین رهبر و رییس دولت اختلاف وجود دارد و اینگونه اقدامات دولت را در راستای مخالفت دولت با دیدگاه‌های رهبری قلمداد کرده و بر روی آن نیز تبلیغات گسترده‌ای می‌کنند. اما آیا واقعا اینگونه است؟"

سیاست روز در پاسخ به این نکته نوشته "حمایت‌های رهبری نظام در صحنه‌های گوناگون از دولت همه شائبه‌های اختلاف بین رئیس جمهور و رهبر را رد می‌کند. رسانه‌های غربی و تحلیل‌گران آنها در صدد هستند از هر اتفاقی که در ایران رخ می‌دهد، تحلیل‌های خود را ارائه دهند و از این فضا به نفع خود سود برند . مگر در دیگر کشورهای دنیا، عزل و برکناری ناگهانی یک وزیر اتفاق نیفتاده است؟"

جان طبیعت در آتش

مصطفی خدادادی و بیژن شایان در گزارش قدس نوشته اند "جان طبیعت در ایران آتش می گیرد بی آنکه کسی خم به ابرو بیاورد و یا برنامه ای برای مقابله با این مشکل اساسی در دست داشته باشد. امسال سیاه ترین سال طبیعت با به آتش کشیده شدن ۴۰ هزار هکتار از اراضی جنگلی مناطق زاگرس، گلستان و مازندران رقم خورد."

به نوشته این روزنامه "پریشان خشکید، هامون چشم انتظار حقابه ماند و دریاچه ارومیه سفیدتر از قبل خود را بازنده بی تدبیری یافت. ناجوانمردی است اگر سال ۸۹ را سال بی توجهی به محیط زیست معرفی نکنیم و برای آن اشک حسرت نریزیم.. در حالی که کشورهای پیشرفته جهان سهم به سزایی در حذف میراث طبیعی بر عهده دارند و در این میان ایران تنها با دو دهم درصد از سهم اقتصاد جهانی جایگاه دهمین تخریب کننده منابع طبیعی را از آن خود کرده و با عزمی راسخ در این راه گام بر می دارد."

هنوز ناامید نباشیم‌

سه روز بعد از امضای قرارداد خط لوله بین چهار کشور ترکمنستان، پاکستان، افغانستان و هند، جهان صنعت در سرمقاله خود نوشته "خط لوله گاز تاپی واقعا طرح بزرگی است. قرار است ۱۸۰۰ کیلومتر خط لوله از چهار کشور ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند بگذرد که هزینه آن هم هشت میلیارد دلار برآورد شده است. این پروژه با این همه بزرگی و با اینکه پروژه‌ای اقتصادی است اما به نظر نمی‌رسد کاملا هم اقتصادی باشد!"

رضا نیاکی در این مقاله یادآوری می کند "این خط لوله بعد از آن مطرح می‌شود که فشار آمریکا و غرب برای ممانعت از اجرای خط لوله صلح ادامه دارد. این خط لوله هم قرار است بین ایران، پاکستان و هند باشد. اما براساس خط لوله تاپی قرار است گاز از منابع ترکمنستان تامین گردد تا پاداش دوستی‌های ترکمنستان به غرب داده شود، از طرفی فشاری بر ایران باشد و از سوی دیگر از تاثیر بیشتر ایران بر منطقه مانع گردد اما نباید ناامید شد."

سرمقاله جهان صنعت ابراز نظر کرده "اهمیت اقتصادی طرح لوله صلح به حدی است که شاید بتوان باز به آن برگشت، به خصوص اینکه کشیدن خط لوله تاپی باید با همکاری شرکت‌های خارجی باشد که معلوم نیست تا چه حدی به طور عملی وارد افغانستان گردند، از سوی دیگر این خط لوله قرار است از منطقه هیلمند و مناطق شمالی پاکستان بگذرد که مناطق ناامنی هستند و حتی می‌توان گفت خارج از اراده کابل و اسلام‌آباد است."

نگاه دیگری به آلودگی

حسین میرمحمدصادقی در مقاله ای در روزنامه خبر با اشاره به مشکلات ناشی از آلودگی هوای تهران نوشته "تعطیلی های مکرر اعلام شده از سوی دولت علاوه بر ایجاد مشکلاتی که برای مردم و برنامه ریزی های انجام شده آنها ایجاد می کند، از لحاظ تضعیف فرهنگ کار و تلاش و انعکاس این پیام را به مردم می رساند که به جای حل اساسی هر مشکلی باید به آسانترین راه یعنی متوقف کردن چرخ کار و فعالیت دست زد، کار نادرست و قابل سرزنشی است."

نویسنده سپس روش کشورهای غربی را عنوان کرده و در مقایسه نوشته "در برخی از این کشورها گاه سرمای شدید زمستان موجب بسته شدن راه ها و مشکلات زیادی برا ی مردم می شود، اما کمتر خبری از اعلام تعطیلی از سوی دولت های مربوطه یا نهادهای وابسته به آنها به گوش می رسد. برای مثال، سرمای شدید چند روز گذشته در انگلستان، شبکه های تلویزیونی این کشور از وضعیتی انتقاد کردند که مردم برای رسیدن به محل کار مجبور هستند تا در جاده برفی چندین کیلومتر راه بروند تا در محل کار خود حضور پیدا کنند و به علاوه با بردن چادر به محل کار ترتیب اقامت در همانجا را برای حضور به موقع در فردای آن روز را داده اند."

مقاله روزنامه خبر به این نکته می رسد "دولتی که به هر بهانه ای اعلام تعطیلی می کند و برای تضمین رسیدن گاز و برق به منازل (به عنوان آسانترین راه حل)، گاز و برق محل های کار و فعالیت را قطع می کند. پیام کم ارزش بودن کار و تلاش را به مردم ابلاغ می کند که تاثیرات کوتاه مدت و بلند مدت آن بر کسی پوشیده نیست."

ما نیز مردمانیم

جلیل صفر بیگی در مقاله ای در آرمان با اشاره به کشته شدن چند معدنکار در ریزش چند معدن در کرمان نوشته "وقتی چندی قبل معدن کاران شیلیایی در عمق هفتصد متری زمین گرفتار شدند، به ناگاه موج خبری عظیمی در سراسر جهان راه افتاد و ابعاد مختلف این حادثه را پوشش دادند. موجی از بیم و امید مردم سراسر جهان و مخصوصا شیلیایی‌ها را فرا گرفت. بسیاری ابراز همدردی کردند."

نویسنده با تشریح آن چه در شیلی رخ داد نوشته "انسان‌هایی فارغ از رنگ و نژاد و قومیت خاص نجات یافتند و همه بشر از این موضوع خرسند شدند. سیل ویران گر و خانمان برانداز پاکستان را هم به یاد داریم که رسانه‌ها به درستی بسیج شدند و ابعاد آن را مشخص کردند و در تهییج افکار عمومی نقشی اساسی داشتند. همه از ابعاد آن مطلع شدند و به عمق فاجعه پی بردند. باز هم عده‌ای کمک کردند عده‌ای تسلی دادند و عده‌ای دعا کردند."

در حالی که به نوشته آرمان "همین چند روز پیش حادثه تلخی در تهران و روبروی چشم هزاران نفر اتفاق افتاد که مدتی کانون توجه رسانه‌ای بود. قتل انسانی توسط انسانی دیگر و بی‌توجهی و کم اهمیتی عابران و بینندگان این حادثه ونهایتا مرگ انسانی که تاسف بار بود و هست. چرا همه سر در لاک‌مان فرو برده‌ایم و گوشمان را گرفته‌ایم و چشممان را بسته‌ایم وسردرگریبان فرو برده‌ایم؟ مگر یک مرد یا زن ایلامی چه فرقی با یک مرد یا زن شیلیایی یا پاکستانی یا تهرانی دارد؟ ما نیز مردمانیم."