آیت الله منتظری چگونه تدریس می کرد؟

آیت الله منتظری در مراسم عمامه گذاری
Image caption آیت الله منتظری در مراسم عمامه گذاری

آیت الله حسینعلی منتظری در حوزه علمیه و در میان مراجع دینی، مکتب خاصی را بنیان نهاد که ویژگی آن نه تنها در شیوه تحقیقات اجتهادی بلکه در نگاه متفاوت هم به ابزار و منابع تحقیقی و هم در تجزیه و تحلیل و تفسیر متون، بود.

دروس حوزوی از سه مرحله مقدمات، سطح و خارج تشکیل می شود. استادی که درس «خارج» ارائه می کند، در واقع در مسیر تربیت مجتهد حرکت می کند.

آیت الله منتظری در بالاترین مرحله دروس حوزوی، درس «خارج» تدریس می کرد.

در سال های اول انقلاب اسلامی، پرانتزی در بحث «خارج فقه» باز کرده بود و مساله حکومت اسلامی و به تعبیر دقیق تر «ولایت فقیه» را مطرح می کرد.

در بحث ولایت و حاکمیت، قبل از هرگونه ابراز نظری، ابتدا متونی را از تاریخ بیان و سپس فتواهای فقیهان شیعه و سنی را تجزیه و تحلیل می کرد.

در مباحثش، به کتب عامه مثل «احکام السلطانیه» ارجاع می داد که در آن کتاب ها به حقوق و تکالیف متقابل حکام و مردم پرداخته شده بود. معمولا منابع فقیهان، قرآن و روایات است اما آیت الله منتظری از منابع تاریخی نیز استفاده می کرد.

تدریس فقه تطبیقی

در قرون اولیه اسلام به دلیل نزدیکی و قرابت و همزیستی فقیهان عامه و شیعه، تفکیک دقیقی از این دو مکتب ارائه نشده بود و فقیهان دو مکتب، نظرات یکدیگر را نقل و نقد و بررسی می کردند.

حتی امامان شیعه نیز در درس هایشان و یا در پاسخ به پرسش مریدان، به نظرات فقهی عامه توجه داشتند. لذا از دیدگاه فقهی (صرف نظر از جایگاه معنوی و ولایت الهی امامان شیعه) مکتب امامیه به عنوان یکی از مکاتب فقهی در کنار سایر مکاتب، توسط بنیانگذاران نقد و بررسی می شد.

فقه تطبیقی یا مقارنه ای در تبیین مسائل، فتواهای مختلف را بررسی می کند.

گاهی این تطبیق در درون یک ساختار فقهی قرار دارد که فتواهای فقیهان مختلف آن مکتب بررسی و مقایسه می شود و گاهی این تطبیق بین مذاهب مختلف (اعم از شیعه و سنی) انجام می شود و مقایسه ای بین مذاهب و مکاتب دارد.

این شیوه در قرون اولیه پس از دوران حضور امامان شیعه، تا مدتی ادامه داشت. کتابی مثل الخلاف (شیخ طوسی) و المختلف (علامه حلی) با همین شیوه به تطبیق مسایل فقهی پرداخته اند.

البته اولی به بررسی تطبیقی فتاوای شیعیان و سنیان پرداخته است، در حالی که دومی شامل اختلافات فقهای امامیه در ابواب مختلف فقهی است.

این شیوه بعدها مورد توجه قرار نگرفت و فاصله فقیهان شیعه و سنی عمیق تر شد و دو مکتب به صورتی در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند.

در میان فقهای متاخر شیعه، آیت الله بروجردی از استادان آیت الله منتظری، توجه خاصی به فقه تطبیقی داشت.

او علی رغم کنار بودن از سیاست، نگرش ژرف و کلانی به امور مسلمانان داشت و از موضعی عمیق و آینده نگر به رابطه بین جهان اسلام می نگریست.

اعزام آیت الله محمد تقی قمی به قاهره مصر و توجه او به «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» و در نهایت فتوای مشهور شیخ الازهر در مورد مجاز بودن عمل به فقه شیعه و به رسمیت شناخته شدن فقه اقلیت (فقه شیعه) در کنار چهار مذهب فقهی اکثریت (عامه) از دستاورهای این نگرش بود.

آیت الله بروجردی در درس خویش نیز با همین شیوه، به منابع اهل تسنن توجه می کردند.

آیت الله منتظری به تبعیت از استاد خویش همین روش را تعمیق کرد و گسترش داد. در درس خویش، ابتدا اقوال و نظریات علمای اهل تسنن را مطرح می کرد و آنها را با نگرشی علمی مورد نقد و بررسی قرار می داد.

تسلط بین رشته ای

معمولا فقیهان شیعی متخصص علم فقه و اصول هستند و بر این دو علم تسلط دارند.

Image caption آیت الله منتظری نه تنها به فقه و اصول تسلط و تبحری کم نظیر داشت بلکه در برخی شاخه های دیگر از دانش های مرتبط، استاد مسلم بود

برخی از فقیهان به تناسب به علوم جنبی و حاشیه ای دیگری هم مثل «علم داریه و حدیث» که حدیث شناسی و منبع شناسی و شناخت سلسله راویان حدیث است، می پردازند، اما آیت الله منتظری نه تنها به فقه و اصول تسلط و تبحری کم نظیر داشت بلکه در برخی شاخه های دیگر از دانش های مرتبط، استاد مسلم بود.

از جمله می توان به تسلط وی بر نهج البلاغه اشاره کرد. او در استنباط و تحلیل خویش، نهج البلاغه را نه به عنوان یک مرجع جانبی، بلکه به عنوان یک منبع اصلی مورد توجه قرار می داد و هنگام ارجاع به این کتاب، تفسیری تاریخی از آن کلام بیان می کرد.

آیت الله منتظری در زمان تدریس و هنگام ارجاع به آیات و روایات، جنبه های تاریخ آن کلام را حتما توضیح می داد.

او «متن» را به صورت یک قطعه مستقل نمی دانست بلکه آن را در بستر تاریخی اش تفسیر می کرد. این شیوه نمایانگر توجه او به علم تاریخ و مخصوصا تاریخ صدر اسلام بود.آیت الله منتظری از میرزا علی شیرازی در اصفهان، نهج البلاغه آموخته بود. به درس خارج فقه اصول و درس اخلاق آیت الله روح الله خمینی می رفت و از او حکمت و اسفار آموخته بود.

از علامه سید محمد حسین طباطبایی فلسفه یاد داشت و از همه بیشتر، از دروس عالیه فقه و اصول آیت الله حسین طباطبایی بروجردی، استفاده کرده بود.

نگاه فقهی آیت الله منتظری متاثر از همه اینها شده است. او فقیهی فقط «فقه دان» و فقه او فقط «شریعت محور» نبود.

آیت الله منتظری متخصص «بین رشته ای» در همه این علوم بود و نگاه او به شریعت، تحت تاثیر این وضعیت، نگاهی ژرف تر و واقع بینانه تر بود.

تاثیر این دانش ها در باور او به «کرامت ذاتی انسان»، در فتواهای فقهی اش کاملا مشهود است.

درس مکتوب به جای تقریر

در حوزه های علمیه مرسوم است که در درس خارج، استاد مطالبش را شفاهی بیان می کند و شاگردان تقریر می کند و به شکل نوشتاری در می آورند. اما آیت الله منتظری قبل از آنکه به درس بیاید مطالبش را می نوشت و هنگامی که به درس می امد از قبل می دانست که چه می خواهد بیان کند.

عبارات را دقیق نقل می کرد و حرمت منابع خویش را نگاه می داشت و از دانشمندان و پیشکسوتان با احترام یاد می کرد.

بحث ها را چنان صادقانه پیش می برد که اگر روزی مشغول بررسی آرای مخالف خویش بود و شخصی استثنائا وارد مجلس درس او می شد، گمان می برد فقیهی از اهل تسنن نظر عالمان عامه را بیان می کند و مفسر آن نظرات است.

ویژگی دیگر او زبان اش بود. برای نسلی که عادت کرده عالمانش با زبانی پیچیده سخن بگویند و به هر مقدار که پیچیده تر می گفتند و مخاطبان کمتر متوجه می شدند، عالم تر جلوه می کردند، آیت الله منتظری ساده بود؛ هم خودش و هم زبانش.

آیت الله بروجردی وی را «فقیه جوان» خطاب می کرد و از همو نقل شده است که می گفت: «من می خواهم آقای منتظری عالم همه مسلمین باشد.»

استاد برای شاگردش آینده ای فراتر از مرجعیت فقهی در حوزه علمیه قم آرزو می کرد و در او چنین ظرفیتی می دید.

مطالب مرتبط