پژواک: سالگرد بی‌بی‌سی و نگاهی به عملکرد رسانه‌های فارسی زبان خارجی

هفتاد سال پیش در چنین روزهایی، بخش فارسی بی بی سی فعالیت خود را آغاز کرد. آغاز فعالیت بخش فارسی همزمان بود با جنگ جهانی دوم و نشانی از اهمیت ایران برای متفقین. با پایان جنگ و آغاز جنگ سرد، از این اهمیت کاسته نشد و رادیو بی بی سی فارسی، حضوری موثر در جامعه ایران پیدا کرد.

این حضور اغلب با واکنش منفی قدرت های مستقر در ایران روبه رو بوده است و در باره آن، قضاوت های فراوانی از چشم اندازهای گوناگون و متضاد صورت گرفته است.

با این همه، بی بی سی فارسی، تنها رسانه خارجی فارسی زبان نبوده است. در دهه های گذشته، رسانه های فراوانی از کشورهای مختلف با سیستم های سیاسی متفاوت به زبان فارسی برنامه پخش کرده اند. از آمریکا گرفته تا شوروی سابق، از اسرائیل گرفته تا آلبانی و از چین گرفته تا فرانسه و آلمان و بسیاری از کشورهای دیگر؛ درست همان طور که در سال های اخیر، جمهوری اسلامی ایران نیز بر میزان برنامه های خود به زبان های مختلف افزوده است.

عملکرد رسانه های خارجی فارسی زبان را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ این رسانه ها چه تاثیری بر معادلات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر بر جای گذاشته اند. علل راه اندازی، کامیابی ها و ناکامی های آنها چه بوده است؟

همین موضوعات در گفت و گو با داریوش همایون سردبیر روزنامه آیندگان و وزیر اطلاعات و جهانگردی در سال های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و علیرضا نامور حقیقی مدرس تاریخ در دانشگاه تورنتو و از کارشناسان پیشین اداره کل مطبوعات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بررسی شده است.

آقای همایون، اگر سال های قبل از انقلاب را مد نظر قرار بدهیم، در آن سال ها خوب فقط رادیو بود و هنوز آنلاین و تلویزیون بخش فارسی بی بی سی راه اندازی نشده بود، اگر بخواهید برای ما جمع بندی بکنید، چه در سطح جامعه و چه در سطح روزنامه نگاران و چه در سطح قدرت، چه تلقی از عملکرد بی بی سی وجود داشت؟

داریوش همایون: آشنایی من با بی بی سی به همان سال ها برمی گردد، یعنی همان سال های 1319 و 1320. اولین اثری که از لحاظ سیاسی از بی بی سی در شنوندگان ایرانی ماند آن موقعی بود که در توجیه حمله متفقین به ایران صورت گرفت، و اثری بسیار منفی بود، و احساس بسیار بدی را در همه برانگیخت. و این اثر ماند، بعد هم چون با هجوم نظامی ارتش انگلیس به ایران همراه بود و آن سابقه 100 ساله 150 ساله پیش، که خوب انگلیس ها دائما در امور ایران مداخله کرده بودند.

مردم بی بی سی را زبان سیاست خارجه انگلستان شمردند، و طبعا نظرشان هم به انگلستان به هیچ وجه خوب نبود، که در جریان ملی شدن نفت به اوج خودش رسید.

این تنفر دامن بی بی سی را هم گرفت. بی بی سی به عنوان یک وسیله بسیار موثر در ذهن ایرانیان ماند، برای اینکه ایرانیان به نقش انگلستان در امور ایران ارزش بیش از اندازه می دادند، که اینطور نیست و هیچوقت هم اینطور نبوده است.

ولی بهرحال در ذهنیت مردم هنوز هم مقداری از این تفکر هست. در نتیجه از نظر مردم بی بی سی شد سخنگوی سیاستی که اساسا ضدایرانی بود. این طور نبود که فقط حکومت های وقت نظر نامساعدی نسبت به بی بی سی داشتند، بلکه عموم مردم نظر نامساعدی داشتند.

منتهی این نظر نامساعد در تعیین راه و روش های آنها خیلی تاثیر می کرد، به این معنا که آنچه را که فکر می کردند انگلیس ها می خواهند عملا انجام می دادند، چون می گفتند که خوب کار دیگری نمی شود کرد، همین است که هست، قدرت برتر است و هرچه آنها می گویند در ایران خواهد شد.

آقای همایون، شما می گویید که علی رغم اختلافات و شکافی که بین حاکمیت و در راس آنها شاه و به هرحال مردم وجود داشت، در وجوه مختلفی این دیده شده بود، یک اشتراک نظری درمورد نقش انگلیس و درواقع حضور سیاسی بریتانیا در ایران از طریق بی بی سی بود؟

داریوش همایون: بله. البته کلمه "حاکمیت" درست نیست، بهتر است بگوییم حکومت. در افکار عمومی ایرانیان این بود که انگلیس ها صاحب اختیار این کشور هستند و هر کاری بخواهند می توانند بکنند، و اینکه همه چیز زیر سر انگلیس هاست، ریش هر آخوندی را بالا بزنیم زیرش "ساخت انگلیس" نوشته شده است. این فاکتوری بود که افکار عمومی را در سطح خیلی وسیعی پوشانده بود.

آقای همایون، ولی در آن زمان به عنوان مثال شاه روابط بسیار خوبی با بریتانیا داشت. چرا در خاطراتی که به جا مانده و نقل شده است، مثل خاطرات علم و مواردی دیگر، شاه این میزان به برنامه هایی که از رادیوی بی بی سی در آن زمان پخش می شد حساس بود؟

داریوش همایون: شاه به شدت از انگستان می ترسید و ملاحظه داشت. همان اواخر که شاه پولدار شد یک دفعه تمام آن احساس حقارتش برگشت و به صورت خیلی زننده ای واکنش نشان داد، خوب این که بجای خود. ولی چون پدرش مرده بود و می گویم که در این فاکتور سهیم بود، او هم مثل بقیه ایرانی ها فکر می کرد که انگلیس ها خیلی کارها می توانند بکنند و همه چیز زیر سر آنهاست. خلاصه در این زمینه روی هم رفته یک اشتراک نظری بین دستگاه حکومتی و مردم بود.

آقای نامور حقیقی، آیا این تلقی بعد از انقلاب دچار تغییر شد، یا اینکه پابرجا ماند و این نگرش به بی بی سی تفاوت چندانی با قبل از انقلاب نکرد، به ویژه با توجه به نقشی که بعضی ها برای بی بی سی در جریان انقلاب قائل شدند؟

علیرضا نامور حقیقی: خوب این تلقی کم و بیش وجود داشت. یادمان نرود که به هرحال رابطه ایران و انگلیس از لحاظ دیپلماتیک فراز و نشیب داشت و زمانی روابط قطع شد.

ولی درمجموع در درون حکومت ایران همه متفق القول بودند، به خاطر منابع مالی بی بی سی که از سوی وزارت خارجه انگستان تامین می شود درحقیقت تلقی شان این بود که بی بی سی دو هدف را دنبال می کند.

یکی ترویج ارزش هایی که درحقیقت مخالف نظام جمهوری اسلامی است. یعنی بی بی سی شخصیت هایی را مطرح می کند، که مخالف نظام هستند، و یک نوع اپوزیسیون پروری را دارد در سطوح افکار عمومی انجام می دهد.

دوم هم اینکه بی بی سی به طور غیرمستقیم و خیلی حرفه ای و خیلی پیشرفته که با قبل متفاوت است درحقیقت مخالفت با نظام را نهادینه می کند. خوب حالا مثال هایی هم برای این تصویرشان داشتند ولی درمجموع همین تلقی امتداد پیدا کرده است.

آقای نامور حقیقی، شما به امتداد این تلقی در سطح قدرت سیاسی اشاره کردید. در سطح افکار عمومی یا مخاطبان این رسانه چطور؟ آیا همان نگرش سابقی که آقای همایون به آن اشاره کردند بعداز انقلا هم دیده می شد؟

علیرضا نامور حقیقی: خوب بستگی به فضا داشت. مثلا در دوره هایی که ما رسانه کمتر داشتیم مثل قبل از دوره سال های 1372 و 1373 هر چه که بی بی سی موثرتر بود یا اثرگذارتر بود در موردش این بحث ها بیشتر وجود داشت.

عده ای به هرحال در جامعه همین تلقی را داشتند، و عده ای از مخالفین هم به بی بی سی به عنوان یک منبع که از طریق آن به برخی اطلاعات دسترسی پیدا می کنند به خصوص در زمینه مسائل مربوط به حقوق بشر و یا تصویرهای خارج از ایران - یعنی اینکه دولت های خارجی درمورد ایران چه فکر می کنند - نگاه می کردند.

در دوره های بعد، به خصوص دوره آقای خاتمی، به علت اینکه عملا روزنامه های اصلاح طلب نحوه نگارش و خبرپردازی شان تغییر کرد و متفاوت شد و درحقیقت آزاد شدند، به شدت نقش بی بی سی کاهش پیدا کرد.

به این علت که دیگر خود رادیو بی بی سی هم مجبور می شد خبرهایی که در روزنامه های اصلاح طلب چاپ می شد را بخواند، چون خودش مستقیما نمی توانست خبرهای دست اول داشته باشد.

بنابراین آن خبرهای دست اول به روزنامه های اصلاح طلب منتقل شد و نقش بی بی سی عملا کاهش پیدا کرد. و نهادهای قدرتی هم که به هرحال با این نوع نگرش درمورد چرخش آزاد اطلاعات مخالفت می کردند حساسیت شان روی روزنامه های اصلاح طلب رفت.

در یک دوره ای هم که می شود گفت بین سال های 1373 تا 1376 تلاشی برای حضور بی بی سی فارسی در ایران شد، که عمدتا از سوی آقای دکتر ملکی معاون وزیر خارجه وقت صورت گرفت.

آن تلاشی بود که این امکان را بدهد و تا نهادهای قدرت را هم راضی کند که به بی بی سی فارسی اجازه بدهند در ایران دفتر داشته باشد. حتی ایشان در راضی کردن آقای ناطق نوری نقش داشت که کاندیدای ریاست جمهوری بود و با بی بی سی فارسی با آقای صادق صبا مصاحبه انجام داده است.

خوب به هرحال می دانید که بعد از انجام آن مصاحبه {آقای ناطق نوری با بی بی سی}، و اینکه خوب آقای ملکی موفق نشد آقای خاتمی را، که آن موقع کاندیدا بود، قانع کند که با بی بی سی فارسی مصاحبه کند، یک فضای تبلیغاتی علیه بی بی سی فارسی ایجاد شد.

اگر دقت کنید مجاهدین انقلاب اسلامی درمورد بی بی سی خیلی موضع تندی داشتند و اتفاقا به مقاله آقای سِر آنتونی پارسونز در گاردین اشاره می کردند که او با خصوصی سازی سرویس جهانی بی بی سی مخالفت کرده بود.

اگر یادتان باشد خانم تاچر، اگر اشتباه نکنم، شاید هم آقای میجر بود، می خواستند سرویس جهانی بی بی سی را خصوصی کنند و آقای سِر آنتونی پارسونز یک مقاله ای نوشت و اشاره کرد که ما امروز دو تا ابزار اعمال قدرت در ایران داریم.

یکی رادیو بی بی سی که در دوره انقلاب هم که من بودم حتی سربازهای محافظ سفارت انگستان در ایران هم بی بی سی گوش می کردند. او گفته بود ما نباید این ابزار اعمال نفوذمان را از دست بدهیم. و اتفاقا آن روزنامه ها به این موضوع اشاره می کردند، هفته نامه "عصر ما"، و از این بابت به آقای ناطق نوری انتقاد می کردند و مذاکرات آقای جواد لاریجانی را هم در این رده بندی قرار داده بودند، یعنی یک مجموعه ای که ظاهرا با هم متحد هستند و دارند یک فکر را تبلیغ می کنند.

آقای همایون، آقای نامور حقیقی به مسئله حضور بی بی سی در ایران اشاره کردند. در دوران وزارت شما چطور؟ آیا بحث مجوز فعالیت یا حضور بی بی سی در آن زمان مطرح بود؟ در آن زمان چرا این امکان برای بی بی سی فراهم نمی شد که در داخل ایران حضور داشته باشد؟ منظورم این است که دفتر داشته باشد و آنجا بطور رسمی فعالیت کند؟

داریوش همایون: بی بی سی که حضور هر روزه داشت. برای داشتن دفتر هم، تصمیم خود بی بی سی بود. وگرنه خبرنگارانش دائما در ایران بودند. با خود من هفته ای حداقل یک مصاحبه داشتند. آن موقع این صحبت ها نبود که دفترها را ببندند و ممنوع کنند. اصلا این بحث ها نبود. آنچه که بود وحشت شدید از بی بی سی بود. که درمورد خود شاه دیگر به حد پارانویا رسیده بود و دیگران هم فکر می کردند که انگلیس ها پشت خمینی است پس کار دیگر تمام است.

به نظر من یکی از عوامل مهم تسلیم آن رژیم به موج انقلابی همین نگرش به بی بی سی بود، نه نقش بی بی سی. بی بی سی خیال نداشت. من هیچوقت اعتقاد نداشتم که انگلستان و بی بی سی در ایران همه کاره هستند، ولی خوب این تصور در سیاست تاثیر داشت.

آقای همایون، این نگاه چقدر در ساختار قدرت و نگرش به رسانه ها و مطبوعات در این زمینه موثر است، مثلا در نوع رابطه ای با رسانه های خارجی فارسی زبان که شکل می گرفت؟

داریوش همایون: مردم فکر می کردند بی بی سی یعنی حکومت انگلستان. آنچه که مایه تعجب است این است که در بالاترین سطح سیاسی کشور هم همین نظر بود. آنها نمی توانستند بفهمند که می شود یک رسانه ای را یک حکومتی هزینه اش را بدهد ولی در اداره اش به آن ترتیب مستقیم و صددرصد مداخله نداشته باشد و اداره آن کم و بیش مستقل باشد.

کم و بیش، ولی خوب البته گاهی هم بالاخره بیشتر می شود. در آن بالا این را کسی نفهمید و سفیر ایران در لندن در آن موقع که با من در تماس بود، آن بیچاره هم هر روز گرفتار بود، برای اینکه این تمایز را قائل نبودند.

حتی بی بی سی جای خود دارد، روزنامه های آمریکا هم اگر مطلبی می نوشتند به عنوان نظر حکومت آمریکا تلقی می شد. در یک فرهنگی که هیچوقت تا حالا آزادی گفتار وجود نداشته است این ریزه کاری ها اصلا قابل تصور نمی بود.

آقای نامور حقیقی، در دوره بعد از انقلاب یک تفکیکی دیده می شود، یعنی در برخوردی که مثلا با رسانه های غیرفارسی زبان، رسانه های انگلیسی زبان، فرانسوی زبان، آلمانی زبان بود. با رسانه های غیرفارسی زبان برخورد متفاوتی صورت می گیرد تا رسانه های فارسی زبان، از جمله بی بی سی و دیگر رسانه ها. علت این تفکیک از سوی مسئولان چه بوده است؟

علیرضا نامور حقیقی: خوب علتش این بود که آنها فکر می کردند که رسانه های غیرفارسی زبان مخاطبشان افراد خارجی هستند، و ایران برای اینکه بتواند در دوره های مختلف، چون مسئله جنگ داشت، بازسازی داشت، نیاز به سرمایه گذاری داشت، بهرحال می خواست تصویر و ویترین خودش را خوب نشان بدهد.

در این دوره ها طبیعی است که نیاز داشت که افکار عمومی در کشورهای خارجی ایران را بهتر ترسیم کنند. و بویژه بعد از جنگ به این مسئله خیلی توجه شد.

طبیعی بود چون مخاطبشان متفاوت بود و نگاه آن خبرنگارها هم متفاوت بود، آنها با خبرنگاران خارجی مشکلی نداشتند.

اگر یادتان باشد حتی قبل از این انتخابات آخر حدود 600 یا 700 خبرنگار برای پوشش خبری انتخابات به ایران رفت. و هم اکنون هم حدود 150 دفتر خبری هست، ولی حالا نه همه نشریات معتبر دنیا ولی به هرحال کم و بیش اکثر رسانه ها در ایران دفتر دارند. ولی خوب بعد از انتخابات اخیر محدودیت های بیشتری اعمال شد. ولی درمجموع از این بابت مشکلی نداشتند.

آقای نامور حقیقی، یعنی درواقع ارتباط این رسانه ها و مردم است که موجب نگرانی می شود، و موجب ایجاد محدودیت برای آنها می کند؟

علیرضا نامور حقیقی: بله. اگر مثلا ایرانی ها همه شان انگلیسی بلد بودند یا زبانشان زبانی بود که آن رسانه تولید می کرد ممکن بود همین محدودیت ایجاد شود.

ولی چون افرادی که در ایران بودند به این رسانه ها دسترسی نداشتند و یا تعداد خیلی کمی دسترسی داشتند و درضمن مخاطب این رسانه ها ایرانی ها نبودند بلکه آن کشورها بودند از این بابت حساسیت وجود نداشت.

چون ایران می خواست در حوزه افکار عمومی خوب ترسیم شود، حالا به دلایل مختلف، مسئله جنگ، بعد بازسازی ایران، و نیاز به جذب سرمایه گذاری، و حضور در عرصه بین المللی. ایران به خوبی می دانست که برای این کار باید از رسانه های خارجی استفاده کند.

مصاحبه های مکرری که آقای احمدی نژاد با رسانه های خارجی انجام می دهد نشان دهنده همین وجه است که می خواهد در افراد مختلف در کشورهای مختلف نفوذ کنند و می دانند که ابزارش رسانه است. اینکه آقای احمدی نژاد مصاحبه می کند و رسانه های طرفدار ایشان افتخار می کنند که مثلا 200 تلویزیون همزمان این مصاحبه را پخش می کردند، به خاطر همین قضیه است.

آقای همایون، در سال های گذشته در پی انقلاب تکنولوژیکی که صورت گرفته و دستاوردهایی که در عرصه ارتباطی وجود داشته است، رسانه های جدیدی پدید آمده اند، هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی دچار تحولات چشمگیر و قابل توجهی شده اند. شما بطورکلی اگر بخواهید این وضعیت جدید را با سال های قبل از انقلاب مقایسه بکنید، وضعیت رسانه های فارسی زبانی را که در خارج از ایران هستند، چطوری می بینید؟ از نظر شما نقاط قوت و ضعف آنها چیست؟

داریوش همایون: در این شکی نیست که به دلیل همان گسترش امکانات تکنولوژیک، آنها دامنه عملشان بسیار زیادتر شده است، حتی آنهایی که دسترسی به اینترنت دارند ولی خوب بطور روزافزونی دارند فعالیت می کنند.

از این نظر از لحاظ دسترسی داشتن هیچوقت تا به این اندازه به اصطلاح بازار بزرگ رسانه ای نداشته ایم. از نظر محتوی و سطح بحث هم به تدریج خیلی بهتر شده است. من 30 سال است که رسانه ها را دنبال می کنم، ما از جاهای بسیار تاسف آوری شروع کردیم و از این آزادی گفتار به یک طرز خیلی شرم آوری استفاده کردیم. ولی الان خوب خیلی بهتر شده است. همه رسانه هایی که لااقل من می بینم، بخصوص آنهایی که در ایران هستند که فوق العاده خوب هستند، و چه آنهایی که بیرون هستند، نشانه های خیلی زیادی از پیشرفت و نزدیک شدن به سطح جهانی نشان می دهند.

همین که این تکنولوژی جهانگیر، اینترنت، توانسته است همه را به هم نزدیک کند، توانسته من را با یک رسانه ای فرض کنید در شیلی مربوط بکند. من گاهی موسیقی در شیلی می شنوم، یک رادیوی کلاسیک دارند که خیلی دوست دارم. این نشان می دهد که خوب بهرحال یک اثری روی اذهان می بخشد. حالا هنوز به هم سطح مطلوبی نرسیده ایم ولی در جهت هم سطحی است. از این بابت من به آینده رسانه های فارسی زبان خیلی خوشبین هستم.

آقای همایون، آیا در عملکرد این رسانه ها نقطه ضعفی یا درواقع کمبودی هم می بینید؟

داریوش همایون: نقطه ضعف بسیار است. و اصلا از زبان هم شروع می شود. بیشتر آنها آن تسلط لازم را به ابزار اصلی کارشان که زبان است ندارند. ولی اینها وسیله ورزیدن است و عمل کردن. نگرش ها محدود است چون نگاه سیاسی محدود است. ولی من می بینم که اینها اصلاح خواهد شد. یعنی نه اینکه آنها خودشان برای بهبود تلاش زیادی بکنند، دیگران این کار را برایشان می کنند.

وقتی کسانی که به آنها امیدوار بودند و هستند یا از آنها درس گرفته اند و به اصطلاح خط می گرفتند وقتی خودشان از اثر می افتند، خوب طبعا این تجربه روی تجربه های گذشته بار می شود و ذهن ها بازتر می شود.

عوامل مختلفی در کار است که ما را از نظر سطح رسانه ای مثل بقیه امور اجتماعی در ایران به جلو می برد. شما حکومت را بگذارید کنار، بقیه جامعه ایرانی دارد خودش را به جهان اول می رساند، خلاصه دارد از این جهان سوم بیرون می آید.

آقای نامور حقیقی، پاسخ شما به این سوال چیست؟ با توجه به تغییرات کیفی و کمی که در رسانه هایی که در خارج از ایران هستند صورت گرفته است، شما این تحولات را چگونه می بینید، و از نگاه شما نقاط ضعف و قوتش چیست؟

علیرضا نامور حقیقی: از جنبه تاثیرگذاری که تاثیرگذاریش افزایش پیدا کرده است، همانطور که آقای دکتر همایون گفتند و بخاطر همین هم است که واکنش های دولتی به این رسانه ها افزایش پیدا کرده است و دائما این تاثیر به عنوان تهدید امنیتی تلقی می شود.

نکته بعدی که درمورد نقاط قوت و نقاط ضعف آنها این است که ما در رسانه ها دو گروه داریم.

رسانه هایی که تامین مالی مناسب دارند و آنهایی که منابع مالی غیرمناسب دارند. رسانه هایی که به هرحال مثل بی بی سی یا صدای آمریکا از لحاظ مالی تامین هستند و از لحاظ کار حرفه ای و از جنبه تکنیکی امکانات تکنیکی درستی در اختیار آنها است، فقط مسئله برمی گردد به محتوی. در مورد محتوی، این برنامه ها بتوانند خودشان را از آن ذهنیت جدا کنند، یعنی ایرانی ها قبول کنند که این رسانه ها، برای منافع کسانی که سرمایه گذاری می کنند تبلیغ نمی کند.

به نظر من اول اینکه رسانه های ایرانی باید رعایت انصاف خبری کنند. در این زمینه ها در بعضی موارد رسانه های خارجی فارسی زبان، و در اکثر موارد آنهایی که متعلق به اپوزیسیون یا مخالفین ایرانی است کلا در پارادیم سرنگونی و مخالفت با جمهوری اسلامی همه خبرها را تحلیل می کنند. خوب همین نقطه ضعف استراتژیکی است. بعد از یک مدتی اینها دچار مشکل می شوند.

دوم اینکه درحقیقت خودشان هیچ خبری نمی توانند تولید کنند. همه خبرهایشان مربوط به سایت های خبری داخل ایران است. این هم نقطه ضعف دومی است که به نظر من آنها دارند. درحقیقت همان خبرها را سعی می کنند در پارادایم مخالفت با رژیم منتشر کنند و خوب به مرور زمان جامعه احساس می کند که آنها خبر تازه تری ندارند و درعین حال تحلیل هایشان هم منصفانه تر نیست.

اگر دقت کرده باشید، مثلا نظرسنجی هایی که اخیرا خود نهادهای دولتی و تلویزیون انجام داده است، میزان نفوذ تلویزیون بی بی سی را بیش از دیگران نشان داده است. آن هم به خاطر احتیاط های خبری که بخاطر قواعد کلی نهاد بی بی سی، انجام می دهد. همین مسئله در جذب مخاطبان در حوزه خبر خیلی تاثیر گذاشته است.

نکته بعدی هم به نظر من این است که اگر نشان داده شود که این رسانه ها قصد براندازی ندارند، به نظر من امکان تعامل بیشتری با سیستم وجود دارد.

چون این بی اعتمادی وجود دارد این تاثیر دائما به عنوان تهدید امنیتی مطرح می شود و کسانی که با این رسانه ها مصاحبه می کنند هزینه های بیشتری پرداخت می کنند.

اگر دقت کرده باشید در یک سال گذشته تعداد کسانی که از ایران در حوزه سیاست با این رسانه های مصاحبه می کنند به شدت کاهش پیدا کرده است، به خاطر همین مشکلاتی که وجود دارد. این هم مسئله ای است که بایستی برایش راه حلی پیدا بشود.

*****

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید.

این برنامه صبح هر جمعه هم در برنامه چشم انداز بامدادی تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk