پژواک: انتخابات آینده، اصلاح طلبان و اصولگرایان؛ نزاع برای بقا و حذف

طرح شروطی از سوی محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران در باره حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، که قرار است سال آینده برگزار شود، نه تنها واکنش منفی گسترده اصولگرایان حاکم را به همراه داشت، بلکه بر دامنه بحث ها پیرامون آینده و نحوه حضور سیاسی اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی افزود.

آقای خاتمی در جریان دیدار با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس هشتم، خواستار آزادی زندانیان سیاسی، پایبندی همگان به قانون اساسی و فراهم شدن امکان برگزاری انتخابات سالم و آزاد، به عنوان پیش شرط های حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شد.

این اظهارات با واکنش تند هواداران دولت مواجه شد و از جمله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، به عنوان مرجع تایید صلاحیت نامزدها و نظارت بر انتخابات، تاکید کرد که اصلا نیازی به حضور این عده در انتخابات نیست و کسانی که وی آنان را سران فتنه خواند بهتر است همچنان خارج از عرصه سیاست بمانند.

در مقابل، شورای هماهنگی اصلاح طلبان، با تاکید بر اصول اعلام شده از سوی کسانی که رهبران جنبش سبز خوانده شده اند، از پیشنهادهای محمد خاتمی دفاع کرد.

با توجه به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و در حالی که بیشتر از یک سال تا انتخابات مجلس نهم زمان باقی است، نتیجه چنین مجادله ای چه خواهد بود؟

آیا اصلاح طلبان، یا بخشی از جنبش اعتراضی پس از انتخابات که به جنبش سبز مشهور است، به رغم آنچه روی داده همچنان در پی حضور در قدرت است و در مقابل، جناح حاکم مصمم است که هر حضور احتمالی رقیب را در آینده منتفی سازد؟

در برنامه این هفته، همین موضوع در گفت و گو با علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده اصلاح طلب مجلس در دوره ششم، مقیم آمریکا، و مهرداد خوانساری، فعال سیاسی در بریتانیا بررسی شده است.

آقای موسوی خوئینی، به نظر شما پیشنهادها یا شروطی که آقای خاتمی مطرح کردند در شرایط حاضر یک اقدام تاکتیکی است یا اصولا حکایت از یک سیاست استراتژیک و راهبردی در بین اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی دارد؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من فکر می کنم که اولا این کاری که آقای خاتمی انجام دادند به لحاظ استراتژیک کار خوبی بود. ولی اینکه مفهومش این باشد که ایشان امید بسته باشند به اینکه اجازه بدهند آن شروط محقق بشود و قانون اساسی اجرا بشود و زندانیان آزاد بشوند و انتخابات آزاد و سالم و عادلانه برگزار شود، فکر نمی کنم که خود ایشان هم درواقع چنین امیدی داشته باشند. اما آقای خاتمی با این کارشان توپ را در زمین جریان به اصطلاح حاکم و حکومت انداختند، که الان آنها هستند که بایستی تصمیم بگیرند و عمل بکنند.

من معتقدم که آقای خاتمی با کاری که انجام داد، و دو ضلع دیگر مثلث که چهره های نمادین این جنبش در آن هستند مثل آقای کروبی و آقای موسوی هم به نوعی آن را رد نکردند، جناح حاکم چه بخواهد جلو بیاید یعنی حمله بکند مثل کاری که چند روز پیش کردند که آنها را محاکمه می کنیم،ظ و چه عقب نشینی بکند، در هر صورت به ضررش هست و مجبور است درواقع به افکار عمومی پاسخ بدهد. بنابراین معتقدم این اتفاق که در این چند روز افتاد و آنها درواقع مرتب به حرف های مبهم و پرت و پلا متوسل شده اند و صحبت های مختلفی را مطرح کرده اند، اینکه اول گفتند محاکمه می کنیم، بعد گفتند نه چون شرایط آماده نیست و برای عنایت گذاری دادگاه های علنی و غیره اعلام آمادگی کردند. چون در این دادگاه ها هم باید افکار عمومی را قانع بکنند که آنها مجرم هستند.

از بحث دادگاه و محاکمه رهبران مخالفان دولت که بگذریم، بطور صریح و مشخص به همین پیش شرط های آقای خاتمی واکنش نشان داده شد. آقای جنتی دبیر شورای نگهبان است و این شورا نقش اساسی و تعیین کننده در برگزاری انتخابات دارد. ایشان از همین الان می گویند درواقع بهتر است که اصلاح طلبان برای همیشه از عرصه سیاست بیرون بمانند. به این ترتیب آیا اگر از همان تعبیری که شما استفاده کردید بخواهیم بهره بگیریم آیا از همان اول توپ در زمین جناح حاکم نبوده است؟ بنابراین صحبت آقای خاتمی چه چیزی را تغییر می دهد؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من فکر می کنم قبلا اینطور نبوده است. چون آنها بودند که دست بالا را داشتند و اعلام می کردند که به اصطلاح این برخوردها را انجام دادیم و این دولت دولتی قانونی و مشروع است. اصلاح طلبان و جنبش سبز می گفتند اینها مشروع نیستند، قانون اساسی را اجرا نکرده اند، افرادی را به صورت غیرقانونی به زندان انداختند یا محاکمات و اعدام هایی که صورت می گیرد شکل قانونی ندارد و ماهیت قانونی اش اینجا رعایت نمی شود، انتخابات هم آزاد نبوده است، و از این جور مسائل.

اما درواقع نتیجه اش این می شد که خب چون چنین وضعیتی بوده است ما {اصلاح طلبان} اصلا در انتخابات نیستیم و با شما خداحافظ. درصورتیکه آقای خاتمی با این کار اعلام کرد خب بسم الله قدم بعدی را شما می خواهید بردارید، آنجا هم شرایط ما به همان شکل است، یعنی اگر قانون اساسی را اجرا می کنید و اگر زندانیان را آزاد می کنید و انتخابات درستی را برگزار می کنید ما باز سر موضع خود هستیم. من فکر می کنم آنجا جناح مقابل باز دچار عصبانیت شدند. شما دیدید که جناح مقابل انتظار نداشتند که اصلاح طلبان دوباره به این شکل درواقع وارد این عرصه بشوند، و حالا آنها هستند که باید بگویند ما اجازه نمی دهیم، ما می خواهیم آرایش صحنه سیاسی کشور را عوض کنیم.

آقای خوانساری، شروطی که آقای خاتمی مطرح کردند از جهاتی تکرار همان شروط و مواضعی است که پیش از این نه تنها از سوی رهبران مخالفان دولت بلکه بعنوان مثال از سوی آقای هاشمی رفسنجانی هم مطرح شده بود. یعنی آزادی زندانیان سیاسی و بحث برگزاری انتخابات سالم و آزاد. به نظر شما پیوند این شروط با حرکت بعدی اصلاح طلبان، آن هم حضور در یک انتخابات دیگر بعد از تجربه انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، را چگونه می شود تفسیر کرد؟

مهرداد خوانساری: به نظر من باید این طوری شروع بکنیم که اگر آقای خاتمی با این پیشنهاد خواسته اند مثلا به کسانی که تا به امروز فکر می کنند جمهوری اسلامی می تواند اصلاح پذیر باشد و اصلاحات را قبول بکند، در اصل به آنها نشان بدهد و ثابت بکند که جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست، خب این یک امتیاز است که می شود گفت که این یک عمل مثبتی است که ایشان انجام داده است. ولی اگر انگیزه ایشان همچنان این باشد که مثلا در رویاهای گذشته و یا احتمالا تمایل ایشان و نزدیکان ایشان برای شریک شدن با امثال احمدی نژاد در آینده باشد، خب بهرحال این یک پیام کاملا متفاوتی را می رساند.

به نظر من امروز یک فرصتی است که اصلاح طلبان در اصل بتوانند با آغاز این بحث وضع خودشان را با مردم روشن کنند، آیا هدف اصلاح ساختار نظام است یا اینکه صرفا محدود به شرکت دادن و سهیم ساختن این افراد در وضعیت کنونی مملکت است. یعنی بعد از این همه تجربیات مختلفی که از کوی دانشگاه گرفته تا قتل های زنجیره ای و ماجراهای مربوط به اصلاح قانون مطبوعات و پذیرش حکم حکومتی در آن زمان و تمام فجایع یک سال و نیم گذشته، حداقل باید به این واقعیت پی برده باشند که با این افراد در اصل راهی جز ساختارشکنی وجود ندارد. اگر واقعا در این فرصت نخواهند این وضع را بطور جدی روشن بکنند به نظر من خدمتی نکرده اند.

چون آقای خاتمی و دوستان ایشان در این زمان در اصل چه کسانی هستند؟ در اصل مخاطب اصلی همه این حرف ها شخص رهبر جمهوری اسلامی است، که منهای مشارکت و مداخله او هیچ اتفاقی در راستای آن حرف ها و آن تقاضاهایی که ایشان کرده اند نمی تواند صورت بگیرد.

آقای خوانساری، صحبت های شما به این معناست که اصولا در شرایط کنونی و وضعیتی که در ساختار قدرت در جامعه ایران وجود دارد، شما اصولا شرکت در انتخابات را موثر نمی دانید و فکر می کنید که در این شرایط راه تغییر و تحول از طریق صندوق رای نیست؟

مهرداد خوانساری: به نظر من بعد از تجربه یک سال و نیم گذشته و انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته اینکه کسی امید ببندد به اینکه از طریق صندوق رای می شود وضع را عوض کرد این یک تخیل بچگانه است. در جمهوری اسلامی این افرادی که امروز سر کار هستند و زمام امور را در دست دارند برای اینکه بتوانند قدرت را تصاحب کنند امروز بهای گزافی را پرداخت کرده اند، از نظر افکار عمومی چه در داخل کشور و چه در خارج. آنها آمادگی ندارند که بطور عادی بیایند و از طریق صندوق آراء شرایطی را فراهم کنند، آنهم به دست خودشان، که قدرت از آنها گرفته شود.

این حرف در ارتباط با تقاضای آقای خاتمی هم همین معنا را دارد. آقای خاتمی هم صحبت از قانون اساسی و جمهوری اسلامی می کند که مشارکت تقریبا هر کسی که به این وضعیت و این سیستم اعتقاد نداشته باشد را امکان ناپذیر می کند. لذا صندوق آراء و انتخابات آزاد و این جور مسائل، یک معنا و مفهومی دارد که نه آقایانی که سر کار هستند، امثال احمدی نژاد، حاضرند به آن تن بدهند، و نه امثال آقای خاتمی در گذشته {توانسته اند کاری بکنند}. حاصل 8 سال اصلاح طلبی آقای خاتمی این بود که احمدی نژاد روی کار آمد. با این فرم و با این فرمول بندی و این نوع حرف های نیم بند به نظر من کار به جایی نمی رسد.

آقای موسوی خوئینی، همانطور که رهبران مخالفان دولت هم بارها تایید کرده اند و بر این نکته تاکید کردند که جنبش سبز جنبشی است متنوع که دربرگیرنده طیف ها و گرایش های سیاسی متنوعی است که روی یک سری حداقل ها فصل مشترک دارند و با هم توافق دارند و البته بخشی از این جنبش را اصلاح طلبان جمهوری اسلامی با مواضع خاص خودشان تشکیل می دهند. فکر می کنید که به فرض اگر رهبران جمهوری اسلامی شروط آقای خاتمی را بپذیرند آیا با توجه به حوادثی که پس از انتخابات ریاست جمهوری رخ داد اصولا در بدنه جنبش سبز این آمادگی وجود دارد که استدالال اصلاح طلبان برای آزمودن یک بار دیگر صندوق رای را بپذیرند؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من معتقدم باید در واقع در داخل جمهوری اسلامی به ارزیابی انتخابات بنشینیم، یعنی با شرایط بافت نظامی که دارد و شما می بینید که عملا نظامی ها دارند آنجا حکومت می کنند، و شرایط امنیتی کشور را باید در نظر گرفت، نه با شرایط بین المللی که در دنیا راجع به برگزاری انتخابات ها وجود دارد.

خود مقوله ای به نام انتخابات مخصوصا به جان آنها وحشت می اندازد. انتخابات موضوعی می شود که اولا یک فضای بازتر سیاسی و امنیتی درواقع ایجاد شود. آنها آنجا سعی می کنند به ظاهر هم که شده یک سری نکات را رعایت بکنند. دوم اینکه آنها مجبورند یک سری تریبون ها را باز بکنند، چون احتیاج دارند به اینکه یک عده ای را پای صندوق بیاورند و از این جور بحث ها. بنابراین به نظر من در این مقطع اساسا شرکت کردن یا نکردن در انتخابات موضوع اصلی و مهمی نیست، بلکه مهم این است که آن موقعیت و آن ایستگاه مهم می تواند چه دستاوردی برای مردم داشته باشد و چقدر می تواند فضا را باز بکند و چقدر می تواند آگاهی مردم را افزایش بدهد.

درواقع اگر بنا به فرمایش آقای خوانساری باشد دیگر اصلا معنا نداشت که بعد از دوره اصلاحات صحبت از شرکت در انتخابات بکنیم. در حالیکه خیلی ها در همین انتخابات اخیر که سال گذشته بود و قبل از آن هم در انتخابات شرکت نکردند. از جمله کسانی که در همین جنبش سبز حاضر شدند قبلا نمی آمدند. ولی این دفعه خیلی ها آمدند و با هم آمدند. درمورد خیلی از گروه های اپوزیسیون در خارج کشور هم درواقع به همین شکل شد. اگر این طوری است همین ها هم نباید می آمدند چون مزیت انتخابات یا سالم برگزار شدن آن یا مقدمات آن قبلا هم زیر سوال رفته بود. اما خیلی ها درواقع آمدند و از این موقعیت استفاده کردند.

من فکر می کنم امروز اتفاقی که افتاد افکار عمومی هم مردم ایران که خیلی ها آگاهی کمتری داشتند و هم دنیا درواقع عوض شد و دیدش نسبت به مردم ایران تغییر کرد. این دستاورد بسیار بزرگی بود. نباید درواقع به آن شکل به انتخابات نگاه کرد.

آقای موسوی خوئینی، سوال را بر این فرض بنا کنیم که اصلاح طلبان براساس همان استدلالی که شما مطرح کردید، موافق حضور در انتخابات هستند اما پیش شرط هایی دارند. و فرض کنیم این پیش شرط ها از سوی حکومت پذیرفته شود. فکر می کنید، با توجه به حوادث یک سال و نیم گذشته، اصلاح طلبان تا چه اندازه این توان را دارند که هواداران خودشان را بار دیگر متقاعد بکنند که در انتخابات شرکت کنند؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من معتقدم اگر این پیش شرط ها بخواهد رعایت بشود بخصوص اینکه قانون اساسی اجرا بشود، که در آن همچنین آمده راجع به شرایط دادگاه های محاکمات، آزادی احزاب و مطبوعات، و این مسائل درست شود، خب اصلا ماهیت حکومت موجود عوض می شود، بنابراین در دل مردم امید زیادی ایجاد می شود که بخواهند دوباره مشارکت بکنند.

ولی سوال این است که آیا اساسا آنها به اجرای این خواسته تن خواهند داد، که من معتقدم آنها تن نخواهند داد. بهتر است که خود آنها برای مردم روشن بکنند و دلایل شان را بگویند که چرا آنها تن نمی دهند و درواقع بیشتر بر طبل رسوایی این کاری که انجام می دهند بکوبند. من معتقدم به این شکل است، و این شرایط اگر محقق بشود اساسا ماهیت این جریانی که الان حاکم است و حکومتی که وجود دارد تغییر خواهد کرد.

آقای خوانساری، همین فرض دوم را که به نظر آقای موسوی خوئینی هم محتمل تر است در نظر بگیریم. فرض کنیم که حکومت پیش شرط های آقای خاتمی و اصلاح طلبان را نمی پذیرد و در نتیجه اصلاح طلبان حالا چه به رغم خواست خودشان و چه علی رغم خواست خودشان، از انتخابات کنار گذاشته می شوند یا کنار می کشند. و در عمل همان وضعیتی اتفاق می افتد که شما از آن دفاع می کردید یعنی به نوعی تحریم انتخابات یا شرکت نکردن در انتخابات. دستاورد چنین وضعیتی چه خواهد بود؟ یعنی در چنین شرایطی چه سودی دارد برای حرکت به سمت آن اهدافی که شما از آن دفاع می کنید؟ چه گامی به آن سمت برداشته خواهد شد؟

مهرداد خوانساری: هر کسی که در میدان سیاست است در درجه اول یک وظیفه ای نسبت به مردم دارد و آن این است که مردم را به سمت راست و درست و به سمتی که فکر می کند درست است هدایت کند، نه اینکه تن بدهد و بخواهد خودش را به حداقل ها قانع بکند، موقعی که می داند آن حداقل ها نمی تواند دردی را دوا بکند.

در انتخابات ریاست جمهوری قبلی، مسئله تحریم یک موضع عوام پسندی بود، ولی اصول آن را که نمی توان زیر پا گذاشت. یا یک چیزی درست است یا یک چیزی غلط است. یا یک چیزی کاذب است و دست بردن در آن هست یا نیست. یا سوءاستفاده کردن از مردم در آن کار دارد یا ندارد.

من روزی که از این موضع تحریم حمایت می کردم می دانستم که خیلی ها می گویند که نتیجه آنچنانی نمی دهد. ولی فرض کنیم که مثلا با شرکت بزرگ مردم در پروسه انتخابات، یعنی همان اتفاقی که در انتخابات سال گذشته رخ داد، میلیون ها نفر در پروسه انتخابات شرکت کردند. مثلا آقای موسوی به جای احمدی نژاد برده بود، مثلا همین قانون اساسی بود، مثلا همین وضعیت بود، تمام اینها ادامه همان وضعیتی نارسایی است که در زمان آقای خاتمی بود.

الان درواقع بحث بررسی احتمالاتی که در گذشته می توانست رخ بدهد نیست. بحث این است که اگر بعنوان مثال هم اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نکنند هم مردم در آن مقیاس وسیعی که شما از آن صحبت کردید شرکت نکنند، خوب در چنین حالتی نیروی حاکم حالا با تعداد شرکت کنندگان کمتری می تواند ساختارهای قدرت را آن گونه که مطلوب خودش می داند شکل بدهد. دستاوردش برای منتقدان و معترضان چه خواهد بود؟

مهرداد خوانساری: این شرایطی که ما امروز در آن هستیم راهی جز این را جلوی ما نگذاشته است و نمی گذارد. تنها دستاورد این است که وضعیت فعلی با بازیکن های فعلی ادامه پیدا می کند، حالا ممکن است سمت هایشان یک کمی این طرف و آن طرف تغییر بکند. این عده ای که امروز در ایران سر کار هستند دارای این آمادگی نیستند که بعد از پرداخت این همه هزینه {جناح مخالف را در حکومت خود شریک کنند}. هزینه گزافی که با زندانی کردن و با شکنجه دادن کسانی که دوستان و نزدیکان خودشان بودند و با اخراج عده بسیار زیادی از اصلاح طلبان من جمله افراد شایسته ای مثل آقای موسوی خوئینی که الان با ما دارند صحبت می کنند.

همه آنها که مخالف نظام نبودند، آنها که مخالف قانون اساسی نبودند، آنها طرفداران اصلاحات بودند. دولت فعلی و کسانی که امروز سر کار هستند آمادگی این را ندارند که بخواهند آنها را مجددا در قدرتی که آمادگی شراکتش را ندارند شریک بکنند. لذا راهی جز ادامه همین مسیر برای نظام فعلی و وضعیت فعلی باقی نمانده است. انتخابات، چه انتخابات مجلس و چه انتخابات ریاست جمهوری دوره بعدی، این وضعیت را عوض نمی کند تا زمانی که این افراد و با این روحیه و با این طرز تفکر در مسند قدرت باقی مانده باشند، و در اصل عرصه را برای بقیه مردم ایران تنگ کنند.

آقای موسوی خوئینی، آقای خاتمی همزمان با مطرح کردن این شروط صحبت از آن کرده است که شرایط سخت تر و فضا بسته تر حتی از آنچه که امروز می بینیم خواهد بود. درواقع ایشان چشم انداز روشنی از آینده ترسیم نکرده اند. در چنین شرایطی اگر همان طور که اصول گرایان واکنش نشان داده اند و آقای جنتی گفته، این شروط پذیرفته نشود و امکان حضور اصلاح طلبان در انتخابات داده نشود و درواقع فرآیند حذف کامل آنها از عرصه های قدرت عملی بشود و تداوم پیدا بکند، شما چه چشم انداز و فضایی پیش روی اصلاح طلبان جمهوری اسلامی می بینید؟

علی اکبر موسوی خوئینی: من معتقدم آرایش سیاسی که آنها در پی ساختن آن هستند این است که درواقع یک اقلیت دیگری چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری دوره بعد و دولت بعدی شکل بگیرد. ترکیبی از این جریان شبه سکولاری که آقای مشایی از خودش نشان می دهد و دوستان آقای احمدی نژاد با نیروهای درواقع اصول گرای سنتی، یعنی دیگر اصلاح طلبان در آن جایی نداشته باشند.

من معتقدم که در این شرایط جریانی که جنبش سبز امروز ساخته است و بقول خودشان به شکل آتش زیر خاکستر است، این درواقع نیرومندتر می شود، و امکان اینکه این مجموعه را بخواهند به صورت کامل از صحنه اجتماعی ایران حذف بکنند نیست. ممکن است از داخل بازی قدرت کنار بروند اما امکان حذف آنها از صحنه اجتماعی و فعل و انفعالات اجتماعی که معطوف به آینده ایران است بسیار کم و ضعیف است. و خود آنها هم وحشتشان بخاطر همین است. وقتی آقای خاتمی این را مطرح کرد آنها خواستند که اصلاح طلبان غیر از حضور در عرصه اجتماعی نتوانند کاری بکنند، و اینکه در ارکان قدرت به آن آزادی عملی برسند که تصمیم می گرفتند، و نقشه هایی که در آینده دارند برای اینکه کشور را بیشتر نظامی بکنند، و درواقع همه اینها را اجرا بکنند.

آقای خوانساری، در تصویری که شما ترسیم کردید این گروه حاکم را درواقع فعال مایشاء دانستید و گفتید به دلیل رویکردی که دارند عملا راهی جز تحریم انتخابات پیش پای فعالان سیاسی منتقد نمی گذارند. آقای موسوی خوئینی از تقویت جنبش سبز صحبت می کند. در آن سوی مخالف، یعنی نه در گروه حاکم، بلکه در آن سو شما چه ابزارها و چه امکاناتی را برای تدوام فعالیت می بینید؟

مهرداد خوانساری: من جنبش سبز را یک جنبش یکدست نمی دانم. جنبش سبزی که به نظر من مطرح است جنبش سبزی است که می خواهد ساختار شکن باشد، نه اینکه از درون این سیستم بخواهد این سیستم را اصلاح بکند. یک حرکتی که بارها و بارها شکست خورده است. من به آینده اعتقاد دارم و به آینده خوشبینم. و من فکر نمی کنم که این وضع دوام بیاورد.

ولی راه فرایافته از آن این نیست که افراد را تشویق بکنیم که به دنبال یک مسائلی بروند که همه می دانیم کاذب و غیرواقعی است. مسئله اساسی این است که انقلاب مخملی با امثال آقای احمدی نژاد غیرممکن است. این وظیفه افراد مسئول سیاسی است که مردم را به دنبال نخودسیاه نفرستند. این تمام آن حرفی است که من می زنم.

ثابت شد انتخابات اصلا فرقی در جریان نمی کند. مگر انتخابات گذشته تحریم شد؟ این همه مردم شرکت کردند. آیا این چیزی که امروز ما صاحبش هستیم خواسته و پاسخگوی خواسته ها و تمایلات آن مردمی است که در آن انتخابات شرکت کردند، با تمام محدودیت هایی که وجود داشت. پس موقعی که در این سطح حاصلی ندارد، حالا در سطح کلانش دیگر برسیم به الگوهای آزادی و دمکراسی به معنای واقعی که هیچکدامش در 31 سال گذشته در ایران رعایت نشده است.

*****

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر جمعه صبح و شنبه شب در نیمه دوم برنامه های رادیویی ما بشنوید.

شما همچنین می توانید این برنامه را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید

pezhwak@bbc.co.uk