رقابت طبّ سنّتی چین با مک دونالد!

Image caption البته همه چیز ببر در طب سنتی چین مصرف دارویی دارد

من هم مثل همۀ آدمهای بی غرض و مرض دنیا، هم برای طبّ سنّتی چین احترام قائل بوده ام، هم برای دموکراسی آمریکا.

اوّلی می تواند بعضی از آدمها را به یاد کنفوسیوس (孔夫子) ، متفکّر و فیلسوف اجتماعی چین بیندازد که گفته است: «شغلی انتخاب کن که دوستش داشته باشی، آنوقت تا آخر عمرت مجبور نخواهی بود کار بکنی!»

دوّمی هم می تواند همان بعضی از آدمها را به یاد والت ویتمن (Walt Whitman)، شاعر دموکراسی و آزادی آمریکا بیندازد که گفته است: «من در چهرۀ مردها و زنها خدا را می بینم!»

این هم همیشه طبیعی به نظرم می آمد که وقتی حرف از «دموکراسی آمریکا» پیش بیاید، آدم می تواند مثلاً به یاد «توماس جفرسون»، سوّمین رئیس جمهوری آمریکا، بیفتد و اعلامیۀ استقلال و حقوق انسانی فرد در جامعه، یا وقتی حرف از «طبّ سنّتی چین» پیش بیاید، آدم می تواند مثلاً به یاد زیبایی اعجاب انگیز شعر و مینیاتور چینی بیفتد!

Image caption علامت مخصوص دموکراسی آمریکا تا همین یک قرن پیش اعلامیه استقلال و دفاع از دموکراسی و حقوق بشر بود، امّا حالا چی؟ رستوران مک دونالد!؟

امّا تازگیها نمی دانم چرا «طبّ سنّتی چین» باعث می شود که بوی باروت توی دماغم بپیچد و به یاد «رستورانهای زنجیره ای بنشین، بخور، یا بگیر، ببرِ مک دونالد آمریکایی» بیفتم که تعدادشان از همۀ معبدهای دنیا بیشتر است.

این از طبّ سنّتی چین. «دموکراسی آمریکا» هم اوّل مرا به یاد «ویتنام» می اندازد و بمبهای ناپالم که هر جا می انداختند، جهنّم خدا را می بُرد آنجا، تحویل آدمهایی می داد که خودشان حالا فراموش شده اند، امّا تاریخ لعنت و نفرینشان را تا قیامت فراموش نخواهد کرد.

البتّه من به آنهایی که از طبّ سنّتی چین مثلاً به یاد آلت نرینگی ببر و خوک آبی، شاخ کرگدن، کیسۀ صفرای خرس و پَرّۀ کوسه ماهی می افتند، هیچ اعتراضی ندارم. اعتراض منطقی مال خود این حیوانهای بیچاره است که قرنهاست دارند به زبان بی زبانی به مردم چین می گویند: «شما را به همۀ مقدّساتتان قسم می دهیم که ما را برای آلت نرینگیمان، یا شاخمان، یا کیسۀ صفرامان، یا کوفتمان یا زهر مارمان شکار نکنید و از این چیزها معجون تقویت قوّۀ باه نسازید و به خورد مردهایی که دلشان می خواهند بیش از حد مردانگی بکنند، ندهید، چون این چیزها هیچ همچین خاصیتی ندارد. فقط پول آن مردها هدر می رود و جان ما حیوانهای کمیاب!»

و حرف همۀ این حیوانهای کمیاب را ببر تصدیق می کند و می گوید: «تقویت قوّۀ باه کدام است؟ من خودم با همین آلت نرینگیم تا حالا نتوانسته ام مدّت کلّ ماجرا را از پانزده ثانیه به شانزده ثانیه برسانم!»

Image caption و حالا چین در رقابت با دموکراسی آمریکا، در جنب رستورانهای مک دونالد، دکّان طبّ سنتی باز می کند و کارش حسابی گرفته است.

وقتی «جمهوری خلق چین» فهمید که لباس سادۀ یک شکل و یک رنگ و دادن یک کتاب کوچک قرمز، با آیات در باغ سبز، به دست مردم، احتیاجات مقدّس زندگی مقدّس آنها را برآورده نمی کند و همۀ مردم، مخصوصاً شهرنشینهای دانشگاه دیده را راضی به رضای حکومت نگه نمی دارد، به این فکر افتاد که در جنگل مولای تمدن وارد رقابت با «دموکراسی آمریکا» بشود.

آنوقت رجال چین با رمل و اسطرلابشان به این نتیجه رسیدند که باید حضور چین در بازارهای دنیا را به رأی العین به مردم دنیا نشان بدهند و چون خودشان حضور آمریکا را، همۀ چیزهای دیگر به کنار، با رستورانهای «مک دونالد» احساس کرده بودند، تصمیم گرفتند که حضور چین را با باز کردن یک دکّان «طب سنّتی چین» در کنار هر دکّان «مک دونالد آمریکا» در سرتاسر دنیا اعلام کنند.

البتّه با دو، سه پوند می شود رفت توی یک «مک دونالد» و سیر آمد بیرون، ولی با همۀ پولی که بعضی مردها بالای قرصهای ویاگرایی چین با طعم «آلت نرینگی ببر» می دهند، باز هم معلوم نیست که رو سفید از جا بلند خواهند شد یا سرشکسته خواهند نشست!