تحولات تونس و واکنش مقامات جمهوری اسلامی

انقلاب تونس، به‌ویژه به دلیل تحولات داخلی ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ هم در میان مخالفان دولت و هم در میان رهبران جمهوری اسلامی بازتاب‌های متفاوت و متضادی داشته است.

هرچند که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران ابراز امیدواری کرده است که مطالبات مردم تونس تحقق یابد و گفته است که "جمهوری اسلامی ایران از خواسته‌های مردم مسلمان تونس حمایت و بر لزوم تحقق این خواسته‌ها در فضایی به دور از خشونت تأکید می‌کند" اما به نظر می‌رسد مقامات جمهوری اسلامی از تحولات جاری در تونس نگران هستند.

این نگرانی را می‌توان در اظهارات رییس مجلس شورای اسلامی ایران مشاهده کرد؛ علی لاریجانی با حمله به آمریکا و کشورهای غربی، آنها را "عامل اصلی استبداد و فشار بر ملت تونس" دانسته و حمایت‌های این کشورها را از انقلاب تونس "مضحک" خوانده است.

همچنین رسانه‌های دولتی در ایران، آن چنان که رسانه‌های دیگر کشورهای منطقه به قیام تونس توجه کرده‌اند، به پوشش و تحلیل اخبار مربوط به تونس نمی‌پردازند و فقط سعی می‌کنند که این قیام را "طغیان مردم تونس علیه سیاست‌های ضداسلامی و غربگرای دولت پیشین این کشور" عنوان کنند و آن را "انتفاضه" بنامند؛ تعبیری که این روزها در خود تونس شنیده نمی‌شود.

نکته اساسی دیگر این است که این رسانه‌ها به خوبی ترس جمهوری اسلامی را از ربط دادن اعتراضات مردم تونس به اعتراضاتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران روی داد، نشان می‌دهند.

روزنامه کیهان، نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، در مطلبی در باره مقایسه حوادث ایران و تونس نوشته است: "رسانه‌های رنگارنگ وابسته اپوزیسیون و غرب طبق معمول، در ماجرای فرار رئیس دست‌نشانده دولت تونس دست پیش را گرفتند. این گروه از رسانه‌های وابسته به طیف‌های گوناگون ضدانقلاب به همراه شبکه‌های فارسی ‌زبان آمریکا و انگلیس و اسرائیل در گزارش‌های خود تلاش کرده‌اند سرنگونی دولت تونس و فرار زین العابدین بن علی را اسباب روحیه و امید برای اپوزیسیون ضدانقلاب معرفی کنند."

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی به هیچ وجه شبیه‌سازی جنبش مردم تونس را با "جنبش سبز" و همچنین مقایسه رفتار دیکتاتور سابق تونس با رفتار مقامات جمهوری اسلامی را بر نمی‌تابد.

با این حال، بعضی از ناظران، رفتار حاکمان جمهوری اسلامی و تونس را در مقابل این اعتراضات قابل مقایسه نمی‌دانند و می‌گویند کاری که بن‌علی کرد بیشتر شبیه اقدام محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ بود.

رابطه ایران با تونس؛ پیش و پس از انقلاب اسلامی

تونس پس از استقلال از فرانسه، اوج روابط خود با ایران را به واسطه دوستی حبیب بورقیبه، اولین رییس‌جمهوری تونس پس از استقلال، با محمدرضا پهلوی، شاه ایران، تجربه کرده و تیره‌ترین دوره این روابط نیز در پی حمایت حکومت تونس از صدام، در زمان جنگ ایران و عراق رقم خورد.

ایران از اولین کشورهایی بود که استقلال تونس را در سال ۱۹۵۶ میلادی (۱۳۳۴ شمسی) به رسمیت شناخت و سفارت ایران در تونس، دو سال بعد، در ۱۵ آبان ۱۳۳۶ تأسیس شد.

در سال ۱۳۴۳ با دیدار حبیب بورقیبه از ایران روابط دو کشور گسترش یافت و شاه ایران نیز در سال ۱۳۴۹ به تونس سفر کرد. همچنین فعالیت سفارت تونس در ایران در سال ۱۳۵۱ آغاز شد.

بورقیبه، که به آتاتورک تونس مشهور بود و روابط خوبی با خاندان پهلوی داشت، بار دیگر، در سال ۱۳۵۶ برای شرکت در جشن‌هایی که برای یادبود دو هزار و پانصدمین‌ سال‌ بنیاد شاهنشاهی‌ ایران‌ برگزار شد، به تهران سفر کرد.

او همچنین، زمینی را در یکی از بهترین محله‌های پایتخت تونس که مشرف به تمامی شهر است، در اختیار سفارت ایران قرار داد.

اما پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران، بورقیبه که مواضعی ضداسلامی داشت، تمایلی به ادامه ارتباط با ایران نشان نداد و پس از آغاز جنگ ایران و عراق، به بهانه صرفه‌جویی مالی، به طور یک‌جانبه سفارت خود را در تهران تعطیل کرد.

ایران نیز سطح نمایندگی را عملاً به سطح کاردار تنزل داد. به دنبال آن دولت تونس در سال ۱۳۶۶ به علت "دخالت ایران در مسائل داخلی تونس"، دیپلمات‌های ایران را اخراج کرد و روابط دو کشور به طور کامل قطع شد.

در سال ۱۳۶۹ روابط دو کشور مجدداً در سطح کاردار برقرار شد و در سال ۱۳۷۲ به سطح سفارت ارتقاء یافت.

در تاریخ روابط جمهوری اسلامی با تونس، همواره دو موضوع جنگ ایران و عراق و قضیه رابطه تونس با اسرائیل، مورد مناقشه بوده است؛ با این حال دولت محمد خاتمی سعی کرد با سیاست تنش‌زدایی، در بهبود روابط دوجانبه تلاش کند، اما هیچ‌گاه تردید‌ها و نگرانی‌هایی که همیشه از سوی دو کشور وجود داشت، از بین نرفت.

جمهوری اسلامی همواره دولت تونس را به پیروی از غرب و نادیده‌ انگاشتن مسایل مسلمانان منطقه متهم می‌کرد و حتی محافظه‌کاران، سفر سال گذشته محمد خاتمی را به تونس که به دعوت رییس‌ جمهوری این کشور و برای شرکت در کنفرانس بین‌المللی "گفت‌وگوی تمدن‌ها و تنوع فرهنگی" صورت گرفته بود، تحمل نکردند.

روزنامه ایران، روزنامه رسمی دولت، در این باره نوشت که در این سفر محمد خاتمی از تونس به قاهره رفت و به طور مخفیانه با یک هیأت آمریکایی ملاقات کرد. سفارت ایران در تونس رسماً این خبر روزنامه دولت را تکذیب کرد.

در حوزه روابط اقتصادی و گردشگری ایران و تونس نیز با وجود امضای چند تفاهم‌نامه‌ و سند همکاری هیچ گاه از تمام ظرفیت‌های موجود در این زمینه استفاده نشده و حجم مبادلات همیشه محدود مانده است.

قرارداد تبادل دانشجو، که سال ۱۳۵۰ میان دو کشور امضا شد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به حالت تعلیق درآمد و تاکنون موافقتنامه جدیدی در این زمینه امضا نشده است.

در زمینه روابط فرهنگی نیز، سفارت تونس در ایران بخش فرهنگی جداگانه‌ای ندارد و فعالیت فرهنگی خاصی از سوی دولت تونس در ایران انجام نمی‌شود، اما ۳ سال است که دولت تونس اجازه داده بخش فرهنگی سفارت ایران، با اجاره یک ساختمان در تونس، به شکل جداگانه‌ای فعالیت کند؛ با این حال دولت زین‌العابدین بن‌علی با دقت بالایی فعالیت این بخش را زیر نظر داشت.

جمهوری اسلامی؛ از ناخشنودی تا بی‌‌تفاوتی

اما چرا جمهوری اسلامی از سرنگونی دیکتاتور تونس که روابط حسنه‌ای با او نداشت و هیچ‌گاه به ایران سفر نکرد، رضایت کاملی ندارد؟

شاید گذشته از نحوه بازتاب این رویداد در ایران و شبیه‌سازی‌های انجام گرفته بین اعتراضات مردمی در تونس و ایران، یکی دیگر از دلایل این نارضایتی را بتوان در کمرنگی و یا حتی فقدان نقش جمهوری اسلامی در آینده سیاست تونس جست‌وجو کرد.

ایران به دلیل فاصله جغرافیایی، پیشینه تاریخی و همچنین اختلاف مذاهب شیعه و سنی، آن‌گونه که بر تحولات کشور همسایه‌اش، عراق، پس از سرنگونی صدام حسین مؤثر بوده، نمی‌تواند در تونس پس از زین‌العابدین بن‌علی دخالت کند.

همچنین علی‌رغم این‌که جمهوری اسلامی طی سال‌های حکومت بن علی، همیشه سرکوب گروه‌های اسلام‌گرا را دستاویزی برای حملات لفظی خود به تونس قرار می‌داد، اما هیچ‌کدام از این گروه‌ها رابطه‌محکمی با جمهوری اسلامی ندارند، و تلقی‌شان از اسلام و سلوک عملی‌شان با دریافت و رفتار جمهوری اسلامی متفاوت است.

Image caption در جنبش اخیر مردم تونس، گروه‌های اسلامگرا نقش عمده‌ای نداشتند.

حتی بدون در نظر گرفتن این اختلافات، نمی توان این نکته را نادیده گرفت که گرچه گروه‌های اسلامگرا در تونس، پیشتر اعتراضاتی را ترتیب داده بودند، اما در جنبش اخیر مردم تونس، گروه‌های اسلامگرا نقش عمده‌ای نداشتند.

در عین حال نمی‌توان از هیچ گروه یا حزب دیگری نیز به عنوان سازمان‌دهنده اصلی این جنبش نام برد. گروه‌های سیاسی و احزاب مختلف، به خاطر سابقه سرکوب حکومت‌های بن علی و بورقیبه، هیچ‌گاه نتوانستند در میان توده مردم جایگاه خود را پیدا کنند.

بنابراین، حتی اگر گروه‌های اسلامگرا در دولت ائتلافی تونس نقش عمده‌ای داشته باشند، به نظر نمی‌رسد که جمهوری اسلامی بتواند آن‌گونه که از طریق گروه‌های اسلامی در فلسطین و یا لبنان نقش ایفا می‌کند، در تونس تأثیرگذار باشد.

جمهوری اسلامی به خوبی می‌داند که حداقل در آینده نزدیک نمی‌ تواند در تونس جایگاهی داشته باشد و همچنان باید پشت سر کشورهای عربی و کشورهای غربی به ویژه فرانسه و آمریکا در انتظار بماند.

در چنین وضعیتی به نظر می‌رسد عدم واکنش رهبر جمهوری اسلامی و یا رئیس ‌جمهوری ایران نسبت به این تحولات را بتوان به "بی‌تفاوتی" جمهوری اسلامی به تحولات تونس به عنوان یک کشور اسلامی ارزیابی کرد.

نگاه مردم تونس به جمهوری اسلامی

اگر دموکراسی در تونس به واقعیت بپیوندد، شاید بتوان بهتر به این نکته پی برد که مردم تونس، چه دیدگاهی نسبت به جمهوری اسلامی دارند.

با وجود این، برخی ارزیابی‌ها حکایت از آن دارد که اعراب به طور عام، و تونسی‌ها به طور خاص، از آنجا که به دلایل مختلف به رسانه‌های غربی اطمینان لازم را ندارند، تصور می‌کنند چهره‌ای که از ایران در این رسانه‌ها ارائه می‌شود، محصول "سیاست‌های زیاده‌خواهانه‌غرب و اسرائیل" است. از این رو مواضع ضداسرائیلی و ضدآمریکایی جمهوری اسلامی در میان عامه با استقبال فراوانی مواجه شده است.

اما این حالت در میان نخبگان و احزاب تونسی یا وجود ندارد یا به مراتب کمرنگ‌تر است. آنها به ناکامی‌های جمهوری اسلامی در عرصه‌های داخلی و خارجی واقف هستند و حتی در بعضی از موارد مواضع ایران را تهدیدی برای اعراب می‌دانند و دوری از جمهوری اسلامی را برای رسیدن به منافع بین‌المللی خود توصیه می‌کنند.

مطالب مرتبط