مذاکرات استانبول؛ آیا انعطافی در کار خواهد بود؟

سعید جلیلی
Image caption مقامات غربی گفت‌وگو با مذاکره کنندگان ایرانی را "دشوار" توصیف می‌کنند

ایران و قدرت‌های جهانی فردا در شرایطی در استانبول به مذاکره می‌نشینند که هیچ یک از طرفین نشانه‌ای از انعطاف در برابر طرف مقابل از خود نشان نمی‌دهد. اگر این مذاکرات شکست بخورد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و آیا احتمال دارد که طرفین به توافقی دست یابند؟

حدود شش هفته پیش بود که کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران، پس از دو روز مذاکره در ژنو، در کنفرانس های خبری جداگانه، روایت خود را از نتیجه این مذاکرات ارائه دادند.

تنها نتیجه این دو روز گفت و گو، توافق در مورد ادامه مذاکرات در استانبول عنوان شد؛ اما خانم اشتون گفت که ایران پذیرفته است که آنجا در مورد برنامه اتمی اش مذاکره کند، در حالی که آقای جلیلی به شدت این ادعا را رد کرد و گفت که موضوع مذاکرات در استانبول، "همکاری حول نقاط مشترک" خواهد بود.

این اختلافات تنها به برداشت های متفاوت از نتیجه مذاکرات محدود نمی شود، واقعیت این است که دو طرف صحنه را طوری توصیف می کنند که گویی در مورد دو موقعیت کاملا متفاوت سخن می گویند.

غرب می گوید که فشار ناشی از تحریم های بین المللی باعث شده است که ایران به میز مذاکرات باز گردد؛ اما ایران می گوید که درست بر عکس، گروه ۱+۵ از آنجا که این تحریم ها بی نتیجه بوده، دوباره به فکر مذاکره با ایران افتاده است.

ایران می گوید که سخت گیری های بین المللی اتکا به نفس متخصصان ایرانی را افزایش داده است و به عنوان نمونه، اگر قدرت های جهانی سوخت مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران را تأمین می کردند، ایران اکنون توانایی غنی سازی اورانیوم تا مرز ۲۰ درصد و تبدیل آن به میله و صفحه سوخت را نداشت.

اما غرب می گوید که تحریم ها، سرعت پیشرفت هسته ای ایران را کند کرده است، چرا که ایران به دلیل تحریم های مالی بین المللی، برای پرداخت هزینه خریدهای خود -از جمله تجهیزاتی که در مراکز هسته ای کاربرد دارد- دچار مشکل شده و حمل و نقل چنین تجهیزاتی نیز در حال حاضر دشوارتر از قبل است.

این دو رقیب که ظاهرا تلقی مشترک چندانی از اوضاع ندارند، فردا می خواهند در استانبول پشت میز مذاکره بنشینند. سئوال این است که انتظار هر یک از دو طرف از چنین مذاکراتی چیست.

ایران چه می خواهد؟

گروه ۱+۵ چه می خواهد؟

انعطاف در کجا ممکن است؟

اگر مذاکرات شکست بخورد چه اتفاقی می افتد؟

ایران چه می خواهد؟

ایران می گوید که در پی بررسی زمینه های همکاری با غرب است. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در آستانه مذاکرات استانبول گفته است که کشورش از همکاری استقبال می کند، اما حاضر نیست از حقوق خود دست بردارد.

وقتی مقامات ایران از "حقوق هسته ای" خود سخن می گویند، منظور آنها عمدتا غنی سازی اورانیوم و فعالیت های مرتبطی است که شورای امنیت سازمان ملل خواستار توقف آنها شده است.

ایران در برابر پیشنهاد همکاری در زمینه هایی مانند "مدیریت جهانی" یا "امنیت منطقه ای"، می خواهد که غرب "هسته ای شدن" ایران را به رسمیت بشناسد.

اما مذاکره کنندگان ایرانی می دانند که قدرت های جهانی در حال حاضر چنین پیشنهادی را نخواهند پذیرفت، بنابراین خود را برای مذاکراتی تهاجمی آماده کرده اند.

آنها می خواهند بار دیگر موضوع سوءقصد به یکی از متخصصان ایرانی را پیش بکشند که نامش در فهرست تحریم سازمان ملل آمده بود.

ایران می گوید که شورای امنیت سازمان ملل با افشای نام دانشمندان ایرانی، در واقع "تروریست ها" را به کشتن آنها تشویق کرده است. مذاکره کنندگان ایرانی احتمالا این موضوع را هم مطرح خواهد کرد که قتل یکی دیگر از متخصصان فیزیک ایران که سال قبل اتفاق افتاد، به گفته آنها توسط سازمان اطلاعاتی اسرائیل سازماندهی شده بود و این امر به عنوان "تروریسم دولتی" باید در دستور کار شورای امنیت قرار گیرد.

مذاکره کنندگان ایرانی از نمایندگان پنج عضو دائمی شورای امنیت که در مذاکرات استانبول حضور خواهند داشت، خواهد پرسید که برای جلوگیری از چنین تروریسمی چه کرده اند.

موضوع دیگری که باز هم به اسرائیل مربوط می شود و ایران همیشه آن را مطرح می کند، رفتار دوگانه ای است که قدرت های جهانی در برابر ایران و اسرائیل نشان می دهند. به گفته مقامات ایران، اسرائیل به معاهده منع گسترش سلاح های اتمی نپیوسته و سلاح اتمی هم دارد، اما به اندازه ایران که تنها به تلاش برای دستیابی به چنین سلاحی متهم است، تحت فشار بین المللی نیست.

این مواضع تهاجمی بیشتر برای اثر گذاری بر افکار عمومی داخلی و خارجی طراحی شده است و بعید است که ایران واقعا انتظار داشته باشد که مطرح کردن این موضوع ها، رفتار اعضای شورای امنیت را عملا تغییر دهد.

بازگشت

گروه ۱+۵ چه می خواهد؟

در طرف مقابل هم کسی واقعا امیدوار نیست که ایران ناگهان خواسته های شورای امنیت را بپذیرد یا حتی نرمشی آشکار و فوری در برابر آنها نشان دهد.

غرب می بیند که ایران در آستانه مذاکرات استانبول مشغول قدرتنمایی است. نشانه های این قدرتنمایی را می توان در تأکیدهای مکرر مقامات ارشد حکومتی مبنی بر اینکه از حقوق خود عقب نشینی نمی کنند، یا در آزمایش روز چهارشنبه پدافند موشکی در اطراف مراکز هسته ای اراک دید.

مقام های غربی می گویند که لفاظی های مقامات ایران را درک می کنند و متوجه هستند که آنها برای هر اقدامی، ناچارند فضای سیاسی داخل ایران را در نظر بگیرند.

اما نگرانی غرب از برنامه اتمی ایران جدی است؛ اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد، توازن قدرت در منطقه به هم خواهد خورد و این امر بر عملکرد ایران و متحدانش، و در نتیجه بر فرآیند صلح خاورمیانه اثری عمیق خواهد گذاشت.

دیپلمات های غربی می گویند که در استانبول حاضرند در مورد موضوعات مورد علاقه ایران گفت و گو کنند، اما انتظار دارند که ایران هم به مذاکره ای معنادار در مورد برنامه هسته ای خود تن دهد.

به نظر می رسد که اگر مذاکره کنندگان ایرانی، دست کم در بخشی از مذاکرات استانبول، به گفت و گو در مورد جزئیات نگرانی های غرب از برنامه اتمی خود بپردازند و پیشرفتی در این زمینه به دست آید، ادامه مذاکرات ممکن خواهد بود، اما با توجه به سرسختی دو طرف، چنین پیشرفتی در چه زمینه ای ممکن است رخ دهد؟

بازگشت

انعطاف در کجا ممکن است؟

یکی از مواردی که مقامات ایران در روزهای اخیر نسبت به آن علاقه معناداری نشان داده اند، موضوع مبادله سوخت است.

ایران پیشنهاد مبادله ذخیره اورانیوم غنی شده خود با سوخت اتمی مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران را سال گذشته به منظور جلوگیری از صدور قطعنامه ششم شورای امنیت مطرح کرد، اما عمدتا به دلیل مخالفت ها و فشارهای داخلی از پذیرش نهایی سازوکار مورد نظر آژانس برای این تبادل باز ماند.

با این حال ایران بعدا با کشورهای ترکیه و برزیل معاهده ای سه جانبه در مورد مبادله سوخت امضا کرد که شامل انتقال بخش قابل توجهی از ذخیره اورانیوم ایران به خارج از این کشور می شد و علی الاصول می توانست نگرانی قدرت های جهانی را موقتا کاهش دهد، اما این قدرت ها این توافق را چنانکه بود نپذیرفتند و ملاحظاتی در مورد آن مطرح کردند.

با این حال معاهده تهران هنوز می تواند مبنایی برای مذاکره ایران و گروه ۱+۵ و زمینه ای برای رسیدن به نوعی توافق تلقی شود.

اگر دو طرف بر سر تغییر بعضی جزئیات این معاهده توافق کنند، از یک طرف ایران می تواند آن را برای دیپلماسی خود نوعی پیروزی بداند و از طرف دیگر نگرانی قدرت های جهانی در مورد ذخیره اورانیوم ایران، دست کم تا مدتی کاهش می یابد.

در این زمینه چند ملاحظه وجود دارد. اولا با توجه به اینکه غنی سازی اورانیوم در این مدت در ایران ادامه داشته است، غرب احتمالا خواستار بازنگری در میزان ذخیره اورانیومی خواهد بود که از ایران خارج می شود.

نکته دیگر غنی سازی اورانیوم تا مرز ۲۰ درصد است که ایران پس از شکست تلاش ها برای مبادله سوخت آغاز کرد. در مورد این موضوع هم لازم است توافقی به دست آید.

نکته آخر هم اصراری است که قدرت های جهانی برای گذراندن هر گونه توافقی برای مبادله سوخت از مسیر گروه ۱+۵ (پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان) یا آژانس بین المللی انرژی اتمی دارند. دلیل عمده این اصرار می تواند این باشد که آنها معاهده تهران میان ایران، ترکیه و برزیل را بخشی از تلاش دولت ایران برای "ایجاد شکاف در جامعه بین المللی" می بینند و معتقدند که باید با آن مقابله کرد. از نظر آنها، گروه ۱+۵ و آژانس هر دو از سازمان ملل و در نتیجه از جامعه جهانی نمایندگی می کنند.

دعوت اخیر از نمایندگان کشورهای عضو آژانس برای بازدید از مراکز هسته ای ایران هم کوششی با هدف ایجاد شکاف تلقی شد و به همین دلیل مورد استقبال هیچ یک از اعضای گروه ۱+۵ قرار نگرفت.

با وجود همه این ملاحظات، به نظر می رسد که موضوع مبادله سوخت، موضوعی است که ایران امکان و آمادگی انعطاف نشان دادن در آن را بیش از هر موضوع دیگری دارد.

نشانه های این آمادگی را شاید بتوان در سخنان ظاهرا هشدارآمیز مقامات ایرانی جستجو کرد که می گویند مذاکرات استانبول فرصتی استثنایی برای گروه ۱+۵ است و اگر این فرصت از دست برود و ایران میله سوخت را تولید کند، "ممکن است مجلس ایران دیگر اجازه ارسال اورانیوم به کشور ثالث را ندهد" یا مبادله سوخت "توجیه خود را از دست بدهد". این، موضعی است که هم علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و هم علی اکبر صالحی، سرپرست وزارت امور خارجه و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در روزهای اخیر بر آن تأکید کرده اند. معنای دیگر این سخن این است که ایران در حال حاضر آمادگی مذاکره و رسیدن به توافق در این زمینه را دارد.

بازگشت

اگر مذاکرات شکست بخورد چه اتفاقی می افتد؟

اگر مذاکره کنندگان ایرانی حاضر به گفت و گو در مورد جزئیات نگرانی های هسته ای غرب نشوند یا پیشرفتی در این زمینه به دست نیاید، باید این دور از مذاکرات ایران و قدرت های جهانی را شکست خورده تلقی کرد.

در آن صورت ابتدا آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم های یک جانبه خود را تشدید خواهند کرد و فهرست های جدیدی به آن خواهند افزود و سپس دور تازه تلاش غرب برای ترغیب چین و روسیه به تشدید تحریم های سازمان ملل آغاز خواهد شد. همچنین می توان حدس زد که ایران بر سرعت پیشرفت برنامه اتمی خود خواهد افزود و چه بسا آن را در بعضی زمینه ها گسترش خواهد داد.

افتادن رویدادها به این مسیر، حرکت به سوی مخاطره ای است که در مورد زمان رسیدن آن به مرحله نهایی اختلاف نظر وجود دارد، اما در قطعی بودن آن تردید چندانی نیست: اگر اسرائیل از تلاش های بین المللی برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران ناامید شود، دست روی دست نخواهد گذاشت.

با توجه به عواقب غیرقابل پیش بینی ای که اقدام یکجانبه احتمالی اسرائیل می تواند برای این کشور و منافع غرب در خاورمیانه داشته باشد، و با توجه به تأخیری که گفته می شود در اثر تحریم ها، حمله کرم اینترنتی استاکس نت و ترور متخصصان ایرانی، در برنامه اتمی ایران ایجاد شده است، در حال حاضر احتمال دست زدن اسرائیل به اقدامی یک جانبه از یک سال پیش کمتر است، اما سابقه نشان می دهد که پرونده هسته ای ایران چرخش های ناگهانی، افشاگری ها و کشفیات تازه کم نداشته است و تکرار احتمالی هر یک از اینها می تواند صحنه را به کلی دگرگون کند.

آیا ممکن است یکی از این چرخش های دور از انتظار در استانبول رخ دهد و ایران و گروه ۱+۵ در مذاکرات دشوار خود پیشرفتی به دست آورند؟ آیا دو طرف از روزنه ای که امکان تبادل سوخت در بن بست موجود ایجاد کرده است استفاده خواهند کرد؟

این امکان وجود دارد، به شرطی که اراده سیاسی برای آن هم وجود داشته باشد.

بازگشت