پژواک: جایگاه وزارت امور خارجه در حکومت ایران

عزل منوچهر متکی از وزارت امور خاجره ایران و انتخاب علی اکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت خارجه و وزیر احتمالی آن این پرسش را بار دیگر مطرح کرده که جایگاه وزارت امور خارجه ایران در نظام سیاسی کجا است و تحولات و اقدامات در این وزارتخانه چقدر وابسته به شخصیت و توانایی وزیر است.

تحولات در وزارت امور خارجه ایران را که یکی از اولین وزارتخانه های ایرانی است در گفت و گو با حسین علیزاده دیپلمات پیشین ایرانی که اخیرا از سمت خود در سفارت ایران در فنلاند استعفا داده و علیرضا نامور حقیقی، مدرس تاریخ در دانشگاه تورنتو و آشنا به ساختار وزارت امور خارجه ایران بررسی کردیم.

آقای علیزاده، شما تا مدتی پیش در وزارت خارجه ایران مشغول بودید و از نزدیک با این ساختار آشنا هستید. نظرات و دیدگاه اعضای وزارت خارجه به نظر شما تا چه حد در نظام دیوانی و دولتی ایران پذیرفته می‌شود و اصولا وزارت خارجه چقدر در وظیفه‌ای که در تنظیم سیاست خارجی دارد نفوذ دارد و تاثیرگذار است؟

حسین علیزاده: ما با یک مغالطه بزرگ در جمهوری اسلامی مواجه هستیم. وقتی دیگر کشور‌ها نام جمهوری اسلامی ایران را می‌شنوند، طبیعتا ابتدا تصوری به ذهن آن‌ها خطور می‌کند که در کشور خودشان حاکم است. بعنوان مثال وقتی ما عنوان رئیس جمهور را روی کسی می‌گذاریم، همین عنوان در ایالات متحده آمریکا یا در بسیاری از کشورهای دیگر هم هست، با نام رئیس جمهور ایران این تصور در ذهن آن‌ها خطور می‌کند که رئیس جمهور مقام اول کشور است و بنابراین تمام انتظاراتی که از این مقام در آمریکا و فرانسه دیده می‌شود برای رئیس جمهور ایران تلقی می‌کنند. حال اینکه ما می‌دانیم که بهترین تعبیر از این مقام در نظام جمهوری اسلامی ایران را برای خود آقای خاتمی بکار بردند، گفتند آقای خاتمی نهایتا یک کارگزار ارشد است.

با این توضیحی که دادم که رئیس جمهوری چنین مقامی دارد شما موضوع را تعمیم بدهید به موضوع سفیر خارجه که بحث امروز این نشست است. می‌خواهم بگویم وقتی ما عنوان وزیر خارجه را برای شخصی در ایران بکار می‌بریم هرگز نبایستی آن تلقی که از مقام و جایگاه وزیر خارجه مثلا در ایالات متحده آمریکا یا در فرانسه یا در آلمان و یا در دیگر کشورهای پیشرفته به ذهن متبادل می‌شود را در نظر بگیرید.

آقای علیزاده، درواقع از ۹ تا وزیر خارجه‌ای که ایران تابه حال داشته است در هر دوره‌ای نفوذ وزارت خارجه متفاوت بوده است. مثلا اگر ما به دوره آقای ولایتی نگاه بکنیم می‌بینیم که ایشان نقش وزارت خارجه را مثلا در ماجرای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ صلح تا چه حد بالا برد، به شکلی که این نقش و این وظیفه منحصرا در اختیار وزارت خارجه قرار گرفته بود.

حسین علیزاده: من این موضوع را انکار نمی‌کنم. من می‌خواستم در وهله اول همین را توضیح بدهم که اگر جایگاه وزیر خارجه تعریف شده باشد دیگر فرقی نخواهد داشت اینکه آقای ولایتی در آنجا نشسته باشد یا آقای علی اکبر صالحی. مناسبات قدرت در ایران است که وزیر خارجه‌ای را قدرتمند می‌کند، مثل آقای ولایتی که دیدیم ۱۶ سال به قدرت نشست، و یا وزیر خارجه‌ای را کم قدرت می‌کند. حتی اگر کاراکترهای شخصی او بسیار پرنفوذ و موثر و برجسته هم باشد مثل آقای صالحی که می‌توان او را بعنوان دیپلمات خوب مورد ارزیابی قرار داد.

در مناسبات قدرت در سیاست خارجه، سیاست خارجه ایران در خارج از آن تدوین می‌شود. اساسا وزیر خارجه آن گونه که تلقی عمومی در کشورهای پیشرفته است، این گونه نیست که وزیر خارجه ایران قرار است تدوین کننده سیاست خارجه و پیش برنده سیاست خارجه در ایران باشد. علی الخصوص در دولت آقای احمدی‌نژاد که ایشان به دنبال یک وزیر خارجه بسیار مطیع است، به دلیل اینکه آقای احمدی‌نژاد هیچگونه ذهنیت از مناسبات بین المللی و سیاست و نظام بین الملل ندارد.

از این رو آن جمله معروفی که من پیش‌تر هم در یکی از مصاحبه‌هایم گفتم را بگویم. آقای احمدی‌نژاد به کارمندهای وزارت خارجه اعلام کرده بود که پول کارمندهای وزارت خارجه را بدهید که آن‌ها بروند و در منازلشان بنشینند، ما و سپاه قدس کار سیاست خارجه ایران را پیش می‌بریم. این جمله معروف آقای احمدی‌نژاد در ۵ سال پیش بود.

آقای حقیقی، وقتی می‌بینیم که گرچه آقای احمدی‌نژاد وزیر مطیعی می‌خواهد ولی درواقع در ساختار نظام دولتی و دیوانی خودش و به طور مستقل و از طریق نهادهای موازی به دنبال آن است. این می‌تواند جایگاه وزارت خارجه ایران را هم به نوعی تقویت کند. شما با این موضوع موافق هستید؟

علیرضا نامور حقیقی: مسئله وزارت خارجه مسئله پیچیده‌ای است. ولی باید توجه داشت که اینطور نیست که نقش وزیر یا پرسنل وزارت خارجه در حد صفر باشد، آنطوری که آقای علیزاده مطرح کردند.

از بعد از انقلاب وزارت خارجه حضور افرادی را داشته است که این افراد مدعی جدی در سطح ریاست جمهوری بودند. از آقای سنجابی که بگذریم، آقای دکتر یزدی بهرحال موفق‌ترین وزیر امور خارجه بود. بسیاری از استراتژی‌هایی که ایشان تدوین کرد بعدا بدون اینکه اسمی از ایشان برده شود خطوط کلی سیاست خارجه ایران را شکل می‌داد، مثل اصل ‌ام القرا بودن ایران در جهان اسلام. همچنین آقای بنی صدر و آقای قطب‌زاده، آن‌ها همه نظرگاه‌های سیاسی خیلی جدی داشتند. همین طور دوره‌ای که آقای موسوی سرپرست وزارت امور خارجه بود.

از دوره آقای ولایتی کسانی که در حقیقت مسئولیت وزارت امور خارجه را به عهده گرفتند بیشتر تکنوکرات‌ها یا بوروکرات‌هایی بودند که موضع سیاسی خاصی نداشتند. آن‌ها بیشتر سعی می‌کردند با اطاعت کردن از نهادهای بالا دستی، هرچند با دیدگاه‌های مختلف سیاسی، راه و روش خودشان را به پیش ببرند.

آقای ولایتی طولانی‌ترین پست وزارتی را در ایران داشت، مدتی نزدیک به ۱۳ سال، و سعی می‌کرد با جناح‌های مختلف هم رابطه خوبی داشته باشد، همین طور آقای خرازی ۸ سال و همین طور آقای متکی. درحقیقت مسئله اساسی در این افراد این بود که بجای اینکه موضع سیاسی خاصی داشته باشند سعی می‌کردند از لحاظ بوروکراتیک رسخ و فسخ بدهند.

چند عامل تاثیر می‌گذارد در اینکه وزارت خارجه نقش بیشتری بازی کند. در گذشته هم وزارت خارجه نقش‌هایی ایفا کرده است. بخشی از آن برمی گردد به کاراکتر وزیر خارجه. به اینکه وزیر خارجه استراتزیست است یا نه، و اینکه صرفا می‌خواهد خودش و منافع خودش را حفظ کند. دوم اینکه تیمی که در وزارت خارجه کار می‌کند توانایی تولید کار کار‌شناسی و تولید استراتژی دارد یا نه. اگر تیمی که در وزارت خارجه کار می‌کند توانایی این کار را داشته باشد این استراتژی‌ها به شورای امنیت منتقل می‌شود. درست است که در شورای امنیت است که سیاست گذاری نهایی می‌شود ولی بهرحال خط و خطوط اصلی‌اش را در خیلی موارد کار‌شناسان وزارت امور خارجه داده‌اند. اگر وزارت خارجه در تولید این استراتژی‌ها ضعیف باشد خوب طبیعی است که نظرات جناج‌های دیگر در سیاست گذاری ایران وارد می‌شود.

مشکلی که الان اینجا است این است که وزارت خارجه بخاطر اینکه بهرحال سمتی است که کم نظیر است، هم پرستیژ دارد و هم کارمندانش به خارج از کشور می‌آیند و فرزندانشان در خارج کشور درس می‌خوانند. خیلی از سفرا و حتی آقای خرازی که وزیر بود بچه‌اش در آمریکا ماند. همچنین از لحاظ مالی، تفاوت حقوق یک کارمند وزارت خارجه در خارج از کشور با یک کارمند ایرانی حدود ۳۰ یا ۴۰ برابر است. همین طور توانایی ایجاد ارتباط با صاحبان ثروت و قدرت است. این عواملی است که سبب شده است که وزارت خارجه در بورس فرزندان علما و فرزندان صاحب مقامات و افراد مختلف باشد.

بخاطر همین در بسیاری از موارد کارشناس‌های وزارت خارجه بیشتر از اینکه دنبال این باشند که نظر کارشناسی شان را در موضوعات جلو ببرند درحقیقت برای اینکه از کار برکنار نشوند یا آن پست و مقام را از دست ندهند سکوت می‌کنند یا مخالفت جدی نمی‌کنند. مواردی بوده است مثل آقای خرم، من یادم است که آقای خرم که یک موقعی معاون وزارت خارجه بود. او گفت در مسئله فلسطین نظرم این است که سیاست ایران بر مبانی منافع ملی اعمال بشود ولی الان این سیاستی که دارد اعمال می‌شود سیاستی نیست که ما قبول داریم، این سیاست ایدئولوژیک است. آنوقت آقای دکتر زیدآبادی از او پرسید خوب پس چرا شما استعفا نمی‌دهید.

مسئله اساسی دقیقا این مسئله است که شما همیشه می‌بینید که کارمندان و کار‌شناسان وزارت خارجه این احتیاط را دارند که این احتیاط هم طبیعی است. همانطور که آقای علیزاده فرمودند حالا نوع افراد بالادستی هم در کار وزارت خارجه تاثیر دارد. مثلا آقای هاشمی یا آقای خاتمی یا حتی خود آقای خامنه‌ای موقعی که رئیس جمهور بودند به کار کار‌شناسی خارجی و نظرات وزارت خارجه اهمیت می‌دادند و آن‌ها را مد نظر قرار می‌دادند. آن‌ها گاهی اوقات برمبنای آن نظرات، نظرات خودشان را عوض می‌کردند.

اما آقای احمدی‌نژاد یک دیدگاهی دارد که حالا با دیدگاه‌های مشایی تلفیق شده است که درحقیقت یک نوع نگاه امام زمانی است و ایشان احساس رسالت و مسئولیت می‌کند بعنوان دولت برگزیده امام زمان که بیاید مدیریت بین المللی را اصلا تغییر بدهد و راه و روش برای مدیریت بین المللی ایجاد کند. او درحقیقت معتقد است که تمام این ساخت بوروکراسی وزارت خارجه بطورکلی اشتباه بوده است. در چنین فضایی و با چنین تصویری، کار وزیر خارجه و کار‌شناسان وزارت خارجه بسیار مشکل می‌شود، چون ایشان اصلا کل برنامه‌های دیپلماتیک آن‌ها را قبول ندارد.

آقای علیزاده، دقیقا می‌خواستم همین سوال را بپرسم. شما تا همین چند ماه پیش در داخل وزارت خارجه مشغول بودید. ممکن است بفرمایید که چقدر بدنه وزارت خارجه و دیدگاه کار‌شناسی بدنه وزارت خارجه برای وزیر و طبیعتا برای دولت خریدار داشت؟

حسین علیزاده: اجازه بدهید هم پاسخ شما را بدهم هم اشاره‌ای کنم به فرمایشات جناب دکتر حقیقی، و آن اینکه اگر ایشان مثال‌های دوران آقای قطب‌زاده و آقای سنجابی و دیگران را زدند این‌ها دوران‌هایی بود که درواقع خود دولت از یک توانمندی‌های برجسته‌ای برخوردار بودند. مثلا آقای بازرگان فرد کمی نبوده است و بنابراین وزیر خارجه او هم فرد موثر و تاثیرگذاری بوده است.

ما داریم در فضای کنونی صحبت می‌کنیم، در فضای کنونی اعتقاد جاذم دارم که وزیر خارجه هیچگونه تاثیرگذاری مستقلی ندارد. بله طبیعتا او در بعضی مذاکرات وارد می‌شود، به اصطلاح وی‌ترین وزارت خارجه است، این طرف و آن طرف دنیا می‌رود اما تصمیم سازی که معمولا در نهادهای وزارت خارجه کشورهای توسعه یافته انجام می‌شود چیزی است که از درون وزارت خارجه ایران خارج شده است.

برای روشن شدن بحث چند مثال می‌زنم. ما الان بزرگ‌ترین بحثی که در سیاست خارجه ایران داریم بحث هسته‌ای است. شما نگاه کنید در بحث هسته‌ای آنچه که همین چند روز گذشته اتفاق افتاد معروف است. شما می‌بینید که پنچ بعلاوه یک وزیر خارجه اروپایی می‌آید می‌نشیند، چینی و روسی و بقیه، نه درمقابل وزیر خارجه ایران، بلکه در مقابل دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران. این خودش معنی دار است که وزیر خارجه ایران در سطح وزرای خارجه کشورهای دیگر نیست. شاید شما در تصاویر تلویزیونی دیده بودید که آقای متکی در آن زمان که وزیر خارجه بودند، وزرای خارجه همین پنج به علاوه یک را که به ایران آمده بودند را در تهران مشایعت می‌کرد، آن‌ها را تا دم دفتر رئیس شورای عالی امنیت ملی می‌برد. آن‌ها می‌رفتند وارد جلسه می‌شدند، آقای متکی خارج از جلسه بیرون می‌ایستاد.

آقای علیزاده، خوب این موضوع به شخصیت و کاراکتر فردی وزیر یا جایگاه حقوقی وزارت خارجه برمی گردد؟ مثلا همین آقای جلیلی در همین دولت معاون وزارت امور خارجه بودند، ولی از وقتی که به شورای عالی امنیت ملی رفته‌اند خوب جایگاه حقوقی ایشان و میزان تاثیرگذاری ایشان هم تغییر کرده است. سوال مشخص من این است که این ضعف در ساختار وزارت خارجه ایران وجود دارد یا این را باید در وزیر جست؟

حسین علیزاده: این را نباید در شخصیت وزیر جست. الان شما اگر فرد بسیار محترمی در وزارت امور خارجه مثل دکتر ظریف را هم در کابینه بیاورید، فرض بر اینکه ایشان بپذیرد، اگر بیاید و پست وزارت خارجه را بپذیرد، با این محدودیت و اختیارات ایشان را وزیر خارجه می‌کنند که شما باید تا پشت آن در بروید، شما حق ندارید وارد آن مذاکرات بشوید.

من موضوعی از دوران سوابق کاری خودم در وزارت خارجه را بگویم و شما پاسخ روشن خود را دریافت می‌کنید. زمانی بود که قرار بود در یکی از راندهای مذاکراتی پاسخی برای پنج بعلاوه یک نوشته شود، وزیر خارجه ایران و معاونان وزیر خارجه از سندی که تهیه شده بود و برای پنج بعلاوه یک فرستاده شده بود بی‌اطلاع بودند، و وزیر خارجه نمی‌دانست که این سندی که تهیه شده است چه در آن نوشته شده است.

خوب در زمانی که یک چنین وضعیتی در نظام دستگاه دیپلماسی کشوری برقرار باشد شما دیگر انتظار این را نخواهید داشت که تصمیم سازی بشود، بخاطر اینکه تصمیم سازی براساس داده‌ها انجام می‌شود. آن مقدار داده‌های کامل و صحیح وارد بشود و پس از آن به نتیجه گیری و تصمیم سازی خواهیم رسید.

بنابراین من می‌خواهم بگویم که آنچه که اینک شالوده وزارت خارجه را ساخته است شالوده‌ای بسیار ضعیف و نحیف است که نه از آن انتظار تصمیم سازی و تدوین دیپلماسی می‌رود، و نه می‌تواند تصمیم سازی و تدوین دیپلماسی کند. به چه دلیل نمی‌تواند؟ به دلیل آنکه آن عده از کارشناس‌های زبده وزارت خارجه هم که در دوران‌های گذشته به این منظور تربیت یافته بودند، یک به یک یا استعفا دادند یا اخراج شدند یا به گوشه‌ای رانده شدند. بنابراین الان شما نگاه کنید که سطح سفرای ما چقدر تنزل پیدا کرده است. یعنی شما فقط ناظر به این مسئله باشید که ما بسیاری از سفرا را داریم که نمی‌توانند زبان انگلیسی صحبت کنند، و آن وقت شما چه انتظاری از آن‌ها دارید که بخواهند مثلا در عرصه سیاست خارجی فعال باشند.

آقای حقیقی، شما هم با دیدگاه آقای علیزاده موافق هستید؟ بدنه کار‌شناسی وزارت خارجه ایران تا این حد نحیف است که درواقع بخشی از وظایف اصلی این وزارتخانه خودبخود به شورای عالی امنیت ملی و سایر نهادهای حکومتی منقل بشود؟

علیرضا نامور حقیقی: از لحاظ حقوقی درست است که وزارت خارجه درحقیقت مجری تصمیم سازی‌هایی است که در شورای عالی امنیت ملی صورت می‌گیرد، یا نهاد رهبری دستور می‌دهد و غیره. از لحاظ حقوقی این مسئله وجود دارد. اما واقعیت این است که بسته به نوع مسائل فرق می‌کند. هنگامی که کلیت کشور با بحرانی مواجه می‌شود نقش وزارت خارجه کمرنگ می‌شود، مثل مسئله جنگ، مثل مسئله هسته‌ای.

آقای حقیقی، اما در دوره جنگ این طور نبود، درواقع وزارت خارجه نقش کلیدی داشت.

علیرضا نامور حقیقی: حالا من توضیح می‌دهم. در دوره جنگ هم اگر نگاه کنید، افرادی بیرون از وزارت خارجه در مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ بودند مثل آقای صادق طباطبایی، که در مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ نقش داشت. یا مسئله مک فارلین که ربطی به وزارت خارجه نداشت و بیرون از وزارت خارجه برنامه ریزی می‌شد.

ولی بهرحال واقعیت این است که در آن دوره‌ها بخاطر اینکه نیروهایی که آنجا بودند نیروهایی بودند که از اول انقلاب بودند و سیستم مجموعه بیرونی کار‌شناسی نداشت. درنتیجه نظام بیشتر متکی به وزارت خارجه بود، مضافا براینکه افرادی هم که کار می‌کردند افراد قدرتمندی بودند.

یک بخشی از آن هم برمی گردد به اینکه کارمندهای وزارت خارجه یا کارشناس‌های وزارت خارجه رسما نقد نمی‌کنند. اتفاقا من این را سال ۱۳۸۴ نوشتم. شما چند نفر را دیده‌اید که از کارمندهای وزارت خارجه و دیپلمات‌ها مثلا نظرات آقای احمدی‌نژاد را در مورد سیاست خارجی نقد کنند. درحالیکه همه آن‌ها معتقدند که این نظر‌ها غلط است. نمونه‌ای که خیلی بارز بود مسئله اینکه اسرائیل باید از بین برود. او یک چنین نظری را مطرح کرد و دیپلمات‌های ایران را دچار مشکل کرد.

سه روز بعد از آن آقای احمدی‌نژاد جلوی آقای خامنه‌ای مجبور شد نظرش را عوض کند و بگوید مقصودش رفراندم در اسرائیل بوده است. می‌خواهم بگویم این نوع الهاماتی که آقای احمدی‌نژاد مطرح می‌کند مثل مسئله هولوکاست مثل همین نابودی اسرائیل و غیره که بدون کار کار‌شناسی صورت می‌گیرد کل دستگاه دیپلماسی ایران را دچار مشکل می‌کرد.

خود آقای متکی هم متاسفانه کاراکترش طوری نبود که بایستاد و برایش مهم نباشد که این سمت خودش را حفظ کند بلکه مهم این باشد که حیثیت و پرستیژ وزارت خارجه را حفظ کند. همین مثالی که آقای علیزاده آوردند، خوب آقای متکی می‌توانست فردای آن استعفا بدهد، ولی خوب ایشان این کار را نکرد و اجازه داد که آقای احمدی‌نژاد هر نوع رفتاری که می‌خواهد با او بکند. این مشکل بهرحال وجود دارد.

ولی آقای صالحی به نظر من طور دیگری است. آقای صالحی موقعیت دیگری دارد و نوع مسائل هم تغییر کرده است و آقای احمدی‌نژاد هم این را فهمیده است، شما از اسناد ویکی لیکس هم متوجه می‌شوید. آن رویاهای سال ۱۳۸۴ که آقای احمدی‌نژاد در مورد سیاست خارجه مطرح می‌کرد همه این‌ها به سنگ خورده است. ایشان روزی که آمد گفت من مخالف سیاست تنش زدایی هستم. این سیاست که آقای هاشمی و آقای خاتمی بکار بردند اشتباه بوده است و ما سیاست برخورد همه جانبه با غرب را دنبال می‌کنیم.

شما اسناد ویکی لیکس را که خوانده‌اید می‌بینید که مذاکراتی که این‌ها با اتریش داشتند و غیره همه برمبنای این است که دنبال تنش زدایی هستند، حتی خیلی پیشرفته‌تر از دوره‌های قبلی. و خوب این نشان می‌دهد که آن رویا‌ها الان با بن بست مواجه شده است و آن‌ها مجبورند دوباره برگردند به‌‌ همان روال دیپلماتیک عمومی که در کشور در جریان بود.

آقای علیزاده، آقای حقیقی هم اشاره کردند به وضعیتی که آقای صالحی دارند. اگر ایشان هفته‌های آینده موفق بشود از مجلس رای اعتماد بگیرد و وزیر امور خارجه این کشور بشود، شما چه چشم اندازی برای فعالیت کاری ایشان می‌بینید؟ با توجه به اینکه ایشان به هرحال یک شخصیت تکنوکرات است و سابقه ایشان هم نشان می‌دهد که اصولا آدم لیبرال مسلکی است. شما فکر می‌کنید او تا چه اندازه بتواند هم از سابقه و پیشینه خودش حفاظت بکند، و هم بتواند با دولت آقای احمدی‌نژاد به فعالیت ادامه بدهد و بتواند همکاری خودش را به یک جایی برساند و عاقبتی همچون آقای متکی نداشته باشد؟

حسین علیزاده: اگر فرض بکنیم ما داریم درباره یک وزارت خارجه سر و سامان دار صحبت می‌کنیم. درحالیکه در توضیحاتی که من دادم عرض کردم که وزارت خارجه‌ای که ما شاهد هستیم نحیف و ضعیف و ناتوان است.

اگر فرض کنید درمورد یک وزارت خارجه سامان دار بخواهیم صحبت کنیم چهار فاکتور را باید درنظر بگیریم. که این چهار فاکتور اگر همگی جمع بشوند وزیر خارجه در پیشبرد وظایف محوله خودش موفق خواهد شد.

اول کاراکتر شخصی وزیر خارجه، دوم سازماندهی آن وزارتخانه که تحت نظر دارد، سوم مقام مافوقی که دارد با او کار می‌کند یعنی روان‌شناسی رئیس جمهور، و چهارم نهادهای تاثیرگذار بیرون از وزارت خارجه یا به اصطلاح گروه‌های فشار.

ما الان از این چهار فاکتوری که من شمردم، فقط آن کاراکترهای شخصی آقای دکتر صالحی را می‌شناسیم. من بعنوان یک نفر دیپلمات به ایشان نمره قبولی می‌دهم، بعنوان اینکه زبان می‌داند و تحصیلات عالی دارد و نظام بین الملل را می‌داند، بهرحال در وین بوده و مشخصاتی در این زمینه. خیلی خوشحال هستم که آقای ثمره و امثال آن‌ها را نگذاشتند.

اما مشکلات بعدی مسئله سازماندهی وزارت خارجه است که شدیدا آسیب دیده است و مشکل بالا‌تر از آن اینکه اساسا نهاد‌ها یا مراکز فشاری از بیرون وزارت خارجه وجود دارند که وزیر خارجه را تحت تاثیر قرار می‌دهند. برای مثال ببینید الان در اولویت‌های سیاست‌های خارجه ایران یک افغانستان، دو عراق، سه فلسطین است. هر سه موضوع این‌ها خارج از وزارت خارجه ایران تدوین می‌شود. سفرایی که برای عراق و افغانستان و برای مسئله فلسطین و لبنان داریم خارج از وزارت خارجه تعیین شده است.

آقای حقیقی، شما چه آینده‌ای را درصورت تصدی پست وزارت خارجه برای آقای صالحی پیش بینی می‌کنید؟

علیرضا نامور حقیقی: خوب آقای صالحی به علت توانمندی‌هایی که دارد به نظر من موفق‌تر از آقای متکی خواهد بود، هم از جنبه اینکه به زبان عربی مسلط هست و می‌تواند روابط بهتری با همسایگان عرب ایران ایجاد کند و هم از جنبه فکری به دیدگاه‌های آقای مشایی نزدیک است. و به نظر من درمورد ایرانیان خارج از کشور و همچنین سیاست تنش زدایی موفق‌تر از آقای متکی عمل خواهد کرد.

مضافا بر اینکه آقای صالحی ستاره جدیدی است که وارد آسمان سیاست ایران شده است و به نظر من ذخیره‌ای برای تیم آقای احمدی‌نژاد است، که اگر شورای نگهبان آقای مشایی را برای کاندیدای ریاست جمهوری رد صلاحیت کند، آقای صالحی یک نیروی جدیدی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری برای تیم آقای احمدی‌نژاد و مشایی است.

*****

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر جمعه صبح و شنبه شب در نیمه دوم برنامه های رادیویی ما بشنوید.

شما می توانید این برنامه را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk