جنبش چریکی؛ فصلی از تاریخ ایران با قضاوت هایی ناتمام

حق نشر عکس bbc

یروند آبراهامیان، در کتاب "ایران بین دو انقلاب"، شمار مجموع کشته شدگان جنبش چریکی از سال ۱۳۴۹ تا بهمن ۱۳۵۷ را ۳۴۱ نفر اعلام کرده است. این آمار، دربرگیرنده همه کسانی که است که در جریان درگیری ها، اعدام ها، خودکشی ها و شکنجه ها جان خود را از دست داده اند.

یک مقام بلندپایه امنیتی دوران شاه، در گفت و گویی که با او داشتم، این تعداد را ۳۱۳ نفر دانست.

براساس اسناد موجود و به گفته برخی از اعضای باقی مانده سازمان های چریکی، با توجه به دشواری در پذیرش گسترده اعضای تازه و شمار اندک کادرها، به ویژه پس از ضربات سال ۱۳۵۵، حتی با در نظر گرفتن شمار زندانیان عضو این سازمان ها، مجموع اعضای تشکیلاتی و مسلح سازمان های مختلف چریکی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷، بدون احتساب هواداران سازمان نیافته، کمتر از هزار نفر تخمین زده شده است.

اما شمارهواداران دو سازمان چریک های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق در گرماگرم انقلاب، نشانه آن قلمداد شده که تعداد اندک اعضا و کوچکی این سازمان ها در قبل از انقلاب نمی تواند به تنهایی مبنای ارزیابی اهمیت و میزان تاثیرگذاری آنها باشد.

از چهل سال پیش که گروهی کوچک از جوانانی که حتی هنوز نام چریک بر خود نگذاشته بودند به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل در کناره جنگل های شمال ایران حمله کردند، دورانی آغاز شد که گرچه چند سالی بیش طول نکشید، اما نشانه خود را بر روند تحولات سیاسی برجای گذاشت و فصلی از تاریخ معاصر ایران را رقم زد.

اما این فصل، هنوز چندان ورق نخورده است. به رغم برخی پژوهش های ارزنده، مطالعات صورت گرفته در این باره در مجموع اندک است و بخش عمده ای از ارزیابی ها، اغلب به عنوان تابعی از اوضاع و شرایط زمانه و گرایش های سیاسی، یا سراسر ستایش و تجلیل بوده اند یا یکسره نفی و انکار.

به همان اندازه که هواداران نظام پادشاهی، با اشاره به عملیات نظامی چریک ها آنها را "تروریست و خرابکاران وابسته" خوانده اند، طرفداران مشی مسلحانه نیز با حمله به منش و روش هیئت حاکمه وقت، به روایت "قهرمانی ها در پیکاری نابرابر" پرداخته اند.

در چند سال اخیر، البته هم برخی از پژوهشگران دانشگاهی و هم شماری از کسانی که خود حضوری مستقیم در متن مبارزات مسلحانه نیمه اول دهه پنجاه خورشیدی داشته اند، کوشیده اند شرحی بی طرفانه و نزدیک تر به واقعیت از رویدادها به دست دهند و به ریشه یابی زمینه ها و انگیزه های شکل گیری مبارزات مسلحانه سازمان یافته در ایران بپردازند و پیامدها، دستاوردها و تبعات این حرکت را بررسی کنند.

با این همه، به نظر می رسد که رسیدن به درکی همه سویه و شناخت ابعاد پیدا و پنهان جنبش چریکی در ایران و پیامدهای آن، نیازمند پژوهش ها و بررسی های بیشتری است؛ پژوهش هایی که به دلیل از میان رفتن بسیاری از چهره های اصلی این جنبش، سکوت مسئولان حکومت وقت و دور از دسترس ماندن اسناد به جا مانده از آن دوران با دشواری هایی جدی روبه رو هستند.

اهمیت این پژوهش ها، تنها به بررسی تاریخچه، اندیشه ها و عملکرد سازمان های چریکی محدود نمی شود. از یک چشم انداز، این سازمان ها، نمود و نماد دست کم بخشی قابل توجه از نسلی بودند که در ادامه حضور خود، با انقلاب سال ۱۳۵۷ و پس از به قدرت رسیدن نظام جدید، طیفی از بازیگران اصلی عرصه سیاست ایران را شکل دادند.

از این رو، هر تحقیقی در باره جنبش چریکی ایران، ناگزیر ابعادی بسیار وسیع تر را در برمی گیرد که دامنه آن از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه های چهل و پنجاه، ساختار قدرت سیاسی در نظام شاهنشاهی، فرهنگ سیاسی و حوزه جامعه مدنی تا آرمان ها، خواسته ها و روان شناسی جمعی معترضان آن دوران گسترده است.

چریک ها، هنگام پیوستن به سازمان مخفی خود می گفتند که "عمر چریک، شش ماه است"؛ شاید با بهره گیری از این تمثیل بتوان گفت که در مقیاسی بزرگ تر در پهنه تاریخ، عمر گرایش به مبارزه چریکی به عنوان گرایش غالب نیز به همان اندازه کوتاه بوده است.

با این حال، به نظر می رسد که در بررسی زمینه ها و پیامدهای چنین جنبشی باید محتاطانه سخن گفت.

در باره این مجموعه

مجموعه ای که پیش رو دارید به مناسبت چهلمین سالگرد عملیات سیاهکل فراهم آمده است و به همیل دلیل، تمرکزش بر زمینه ها، انگیزه ها و پیامدهای آن، از جمله سازمان برآمده از این عملیات، یعنی سازمان چریک های فدایی خلق ایران استوار است. بنابراین هرچند، در برخی از مطالب، اشاراتی به جنبش مسلحانه در کلیت آن شده، اما در بخش عمده ای از مطالب به عملیات سیاهکل و سازمان چریک های فدایی خلق پرداخته شده است. این بررسی ها، سیر تحولات را تا انقلاب سال ۱۳۵۷در برمی گیرد، و به مجموعه رویدادها و تحولات پس از انقلاب نمی پردازد.

آنچه پس از انقلاب روی داد، موضوعی است که جداگانه باید مورد بررسی قرار گیرد، با این همه در برخی از مطالب، تنها اشاراتی کلی به سیر تحولات بدون وارد شدن به جزییات صورت گرفته است.

این مجموعه با دو هدف عمده تدارک دیده شده است: اول، گردآوری دیدگاه های متفاوت کسانی که در سال های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در دو سوی خط روبه روی هم صف کشیده بودند و دوم، بیان ناگفته ها و در عین حال دیروز را نگریستن از پنجره امروز تا کسانی را که در پی درک و شناخت بهتر آن رویدادها بوده اند، امکان قضاوتی فراهم آید؛ قضاوتی که در چهل سال گذشته بی وقفه ادامه داشته و نه تنها تمامی نگرفته، که تمام و کمال هم نبوده است.

با این همه، دشواری ها، دامن این مجموعه را هم گرفت. از هر دو سو، بسیاری دعوت ما را برای نوشتن، هر یک به دلیل و دلایلی رد کردند.

تلاش ما برای دسترسی به اسناد نیز ناکام ماند و نهادها و مجموعه های دولتی در ایران که در حال حاضر مجموعه اسناد مربوط به جنبش چریکی ایران را در اختیار دارند و تا کنون تنها بخش هایی از آنها را منتشر کرده اند، به رغم همه تماس ها و پیگیری ها از حضور در این مجموعه و بیان اسناد و دیدگاه های خویش خودداری کردند.