تاریخ نگاری معاصر ایران و فراموشی گزینشی جنبش چپ مسلحانه ایران

حق نشر عکس .
Image caption جنبش چپ مسلحانه ایران، همچنان در روایت تاریخ خود بی صدا مانده است.

مورخی که به تدوین تاریخ معاصر ایران می نشیند، نمی تواند بر حضور جنبش چپ مسلحانه در سالهای دهه چهل و پنجاه خورشیدی در ایران چشم ببندد. اما در تاریخ نگاری رسمی ایران اشاره ای به این حضور نیست.

در این تاریخ نگاری، جنبش چپ مسلحانه این دو دهه به گونه ای محکوم فراموشی گزینشی شده است و قراراست از حافظه ملی زدوده شود. در کتاب هایی نیز که در حاشیه تاریخ معاصر از سوی بنیادهای گونه گون "تاریخ پژوهی" منتشر می شود، اگر اشاره ای به پیشاهنگان و رهروان جنبش چپ مسلحانه شده است، اشاره ای است ساخته و پرداخته و مخدوش.

در این دست از تاریخ پردازی ها، چریک‌ها، گروهی از جوانانند با افکاری بیگانه بافته و درهم و رفتاری خام، و بیشتر کودکانه، که نه الفتی با جامعه‌شان دارند و نه مردمشان را می شناسند. سودایی مزاجند و خام فکر. نمی دانند که در پی چه اند و از این رو رفتارشان با جامعه همچون رفتار یک بیگانه است. در این گونه تاریخ پردازی ها، فراموش گزینشی امری متعارف است. فراموشی گزینشی به معنای آن که بخشی از تاریخ را که پسند و خورند فرهنگ حکومتی نیست و با اندیشه حکومتگران ناسازگار، مى‌توان کنار گذاشت و جایش را به روایتی داد که شاید هرگز واقع نشده باشد.

گذشته قرار است مشروعیت حکومت امروزی را بسازد. بنابراین، با بازی کردن با حافظه جمعی و به کارگرفتن شگردهای فراموشی گزینشی، تصویری از گذشته جامعه ساخته و پرداخته می شود تا گذشته‌‌اى غیرواقعى، بی واسطه به اکنون جامعه پیوند زده شود.

در تاریخ نگاری رسمی ایران امروز، گویا قرار بر این است که باز خوانی تمامی جنبش های اجتماعی تاریخ ایران از منشور آرمان خواهی های اسلامی بگذرد. و این کار، به حقیقت یعنی کنار گذاشتن و اخراج از تاریخ تمام جنبش های اجتماعی‌اى که به هیچ وجه صبغه اسلامی ندارند. از جمله این جنبش ها، جنبش چپ مسلحانه ایران دهه‌هاى چهل و پنجاه خورشیدی است.

تردیدی نیست که جریان‌ها و جنبش های مذهبی در صد و پنجاه سال گذشته در تلاش‌هاى سیاسى و فرهنگى نقش و جایگاه خود را دشته اند، اما اشاره کردنی است که این جریان‌ها و جنبش ها، تنها جنبش های اجتماعی ایران نبوده و نیستند.

در تاریخ ایران، نمی توان بر حضور جنبش های دیگر اجتماعی چشم بست. جنبش هایی چون جنبش زنان، جنبش کارگران، جنبش دهقانان، جنبش اقوام ایرانى، جنبش بازاریان و یا جنبش روشنگران و روشنفکران. جنبش هایی که برخاسته از هویت های جنسی، گروهی، طبقاتی، قومی و صنفی بوده است. در حوزه رفتار سیاسی نیز نادیده گرفتن جنبش های غیر مذهبی از جمله جنبش چپ، مصداق گونه ای ضد تاریخیگری است.

در بیرون از مرزهای ایران، تاریخ نگاری معاصر ایران هرچند از تاریخ نگاری رسمی به جد متفاوت است، اما سهم بزرگ را در پژوهش های تاریخ ایران، مطالعات اسلامی دارد.

بیشتر طرح های مطالعاتی در مراکز دانشگاهی در سی سال گذشته در باره مسائل اسلامی، گروه های اسلامی، نحله های اندیشه اسلامی و نقش آنها در تاریخ روزگار ما بوده است. بیشتر رساله های فوق لیسانس و دکترا در دانشگاه های اروپایی و آمریکایی به مطالعات اسلامی اختصاص دارد و جزمواردی انگشت شمار، مطالعات اسلامی تقریبا سایه خود را بر همه طرح های تاریخ پژوهی دانشگاهی گسترانده است.

در چنین فضایی، برای پرداختن به تاریخ جنبش چپ مسلحانه سال‌هاى پایانى سلطنت پهلوى، آن هم به شکلى جامع و همه‌جانبه، موانع و دشواری های فراوانی وجود دارد.

احزاب، سازمان ها و گروهای چپ ایران که هنوز بقایی دارند به دلیل مشکلات عدیده، علاقه‌ چندانى به درنگ و درنگریستن به تاریخ خود نشان نداده‌اند. حاصل روایت مبارزان قدیمى نیز، که گذر عمر چه ناسپاسانه آنان را با خود می برد، اندک است. بدین ترتیب تاریخ نگار جنبش می ماند با اسنادی پراکنده، سر و دم بریده و دستچین شده از سوی اهل قدرت یا گزارش های ماموران سفارت خانه های بیگانه که بیشتر رنگ و بوی ادای وظیفه اداری دارد تا تقویم جامع رویدادها.

در این میان جنبش چپ مسلحانه ایران، همچنان در روایت تاریخ خود بی صدا مانده است.