تاثیر مبارزه‌ چریکی در فضای کلی دانشگاه ها محدود بود

دانشگاه تهران حق نشر عکس FARS
Image caption هوشنگ نهاوندی می گوید به عنوان رئیس دانشگاه با بسیاری از دانشجویان چریک گفت‌وگو داشته و آنها در مذاکره با او امنیت کامل داشتند

تا آنجا که به یاد دارم اکثریت اعضای گروه فداییان خلق که به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل در منطقه لاهیجان حمله کردند و سه ژاندارم را به قتل رساندند و یک نفر را هم زخمی کردند که شاید بعدا درگذشت، از دانشجویان رشته مهندسی بودند.

بیشتر آنان از دانشگاه فنی دانشگا تهران و گروه کوچک تری از دانشگاه پلی‌تکنیک آنروز که بعدا دانشگاه امیرکبیر نام گرفت.

مایه اصلی تمایل آنها به شدت عمل و اقدامات چریکی البته نوعی نارضایی از وضع عمومی کشور و گرایش به افکار تندرو چپ بود.

اما فراموش نکنیم که در آن دوران، در بسیاری از کشورهای جهان به خصوص در آلمان، فرانسه و ایتالیا همین روحیه توسل به تروریسم برای نابسامان سازی کشورها و شاید واژگون ساختن نظام سیاسی آنان وجود داشت و مختص به ایران نبود.

آنها در هیچ یک از این کشورها موفق نشدند، در ایران هم موفق نشدند. در آن زمان بر روی هم حکومت ایران محکم و مستقر بود، روستاها هنوز از انقلاب ارضی رضایت داشتند و توجه داشته باشید که چریک ‌ها را روستاییان گرفتند و به قول خود کت بسته تحویل مقامات امنیتی و انتظامی دادند.

محیط دانشگاه‌ها و مخصوصا دانشگاه تهران و شاید دانشگاه ‌های تهران به طور کلی (آریامهر، ملی و پلی‌تکنیک) آزادتر از محیط خارج از دانشگاه بود. کنترل مستقیم قوای انتظامی لااقل در دانشگاه تهران وجود نداشت.

آنچه گارد دانشگاه نامیده می‌شد مسلح نبود، یعنی به اسلحه گرم مسلح نبود و مجاز به ورود به عمارات دانشگاه‌ها بدون اجازه رئیس دانشگاه نبود.

به یاد ندارم که در زمان ریاست دانشگاه تهران چنین اجازه‌ای داده باشم. نمی‌خواستم ماجرای شانزده آذر تکرار شود و موجبی هم برای خشونت به این حد پیش نیامد.

اما تردید نیست که مراقبت‌های غیر مرئی امنیتی در دانشگاه بود و بسیاری از فعالان گروه‌های تندرو، خبرچین های سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی بودند؛ که این داستان دیگری است.

بر روی‌هم، تاثیر مبارزه‌های مسلحانه چریکی در فضای کلی دانشگاه (لااقل در دانشگاه های تهران و پهلوی که من بهتر و بیشتر می دانم) محدود بود.

اصولا اکثر دانشجویان سیاسی نبودند و اگر ماموران انتظامی و امنیتی اشتباه نمی‌کردند، اگر در مدیریت دانشگاه‌ها اصول رعایت می‌شد و به اصطلاح گفت و شنود با دانشجویان وجود داشت و اگر دولت‌ها بی‌جهت اسباب نارضایتی عمومی را فراهم نمی‌کردند، مسلما از میزان تشنج کاسته می‌شد.

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که گروه‌های مسلح چریکی در انقلاب اسلامی نقش مهمی بازی کردند و سپس خود قربانی آنان شدند. این هم جریانی است که محدود به ایران نبود. می‌گویندهمه انقلاب‌‎های خونین اول فرزندان خود را قربانی می‌کنند و در ایران نیز چنین شد.

من شخصا روحیه آنان را تایید نمی‌کردم و نمی‌کنم، اما به عنوان رئیس دانشگاه با بسیاری از آنان گفت‌وگو داشتم و آنان در مذاکره با من امنیت کامل داشتند.

قضاوت در باره قربانیان این گروه‎ها چه قبل و چه بعد از انقلاب هرچه باشد، همه آنها فرزاندان ایران بودند و قطعا برای آمال و آرزوها خود مبارزه می‌کرندند و فدا شدند.

مخالفت اصولی با آنان و روش‌های خشونت‌آمیزشان و بی‌رحمی‌هایی که کردند، دلیل بر آن نیست که به خاطره آنان حرمت نگذاریم. آنها نیز مثل ده‌ها هزار فداییان انقلاب اسلامی ایرانی بودند