رقابت، نگرانی، احترام؛ مردم تركيه چه نگاهی به ايران دارند؟

احمدی نژاد و گل حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عبدالله گل، رئیس جمهور ترکیه این هفته با مقام های ایرانی در تهران دیدار کرد. عکس از فارس

امروزه مناسبات دو كشور ايران و تركيه به شكل چشمگيرى بهبود و گسترش يافته است. در شرايطى كه بهبود و گسترش مناسبات بين اين دو كشور در سطح بين المللى نگرانى هايى را برانگيخته بد نيست نگاهى بياندازيم به اينكه افكار عمومى در تركيه نسبت به ايران چه نگاهى دارد.

به اين منظور ضمن به دست دادن يك ارزيابى از افكار عمومى براساس شاخص هاى مهم ، به چند نظر سنجى كه در مورد اين موضوع انجام شده نيز نگاهى خواهيم انداخت.

به طور كلى مردم ايران و تركيه داراى پيوندهاى فرهنگى و تاريخى عميقى هستند. وجود يك مرز امن بين دو كشور كه حدود سه قرن بيش تعيين و تثبيت شده يكى از عواملى است كه در مجموع روابط دو كشور را به شكلى حسنه حفظ كرده است.

به اين معنا مى توان گفت كه تا قبل از وقوع انقلاب اسلامى در سال ۱۹۷۹ دو كشور ايران و تركيه براى بيش از سه قرن مناسباتى آرام و پيوسته را تجربه كرده اند.

پس از وقوع انقلاب و روى كار آمدن جمهورى اسلامى در ايران اين تصوير از مناسبات دو كشور به شكل چشمگيرى تغيير كرد. در تركيه نگرانى شديدى در مورد ماهیت اسلامى و ايدئولوژيك رژيم جديد به وجود آمد و مهمتر از همه شايد عنصر صدور انقلاب اسلامى از سوى ايران بود كه تركيه را مثل ساير همسايگان ايران نگران كرده بود.

به زبانى ديگر اختلاف هاى ايدئولوژيك بين دو حكومت در آن دوره باعث سردى روابط شد. در آن سال ها ايران يك حامى بالقوه و يا بالفعل براى گروههاى اسلام گراى تندرو در تركيه تلقى مى شد كه خطر جدى براى نظام سكولار تركيه محسوب مى شدند.

علاوه براين حكومت ايران متهم بود به تامين امكانات تداركاتى و دادن سرپناه به اعضاى حزب كارگران كردستان تركيه (پ كا كا) كه در اوايل دهه نود میلادی نگاه افكار عمومى تركيه نسبت به ايران را تيره تر كرد. در اين دوره و سالهاى پس از آن افت و خيزهاى فراوانى در مناسبات دو كشور روى داد. براى مردم تركيه حكومت ايران و سياستهاى آن يك صندوق اسراسر آميز و تيره و تار جلوه مى نمود و نگرانى و وسواس هاى فراوانى در مورد حكومت ايران وجود داشت.

اما به دنبال تغيير محسوس در سياست خارجى ايران اين وضعيت شروع به تغيير كرد. از اواسط دهه ۱۹۹۰ حكومت ايران يك سياست خارجى عملگرايانه را در پيش گرفت و سياست صدور انقلاب اسلامى را در مجموع به بايگانى سپرد. اما از نگاه مردم تركيه همان نگرانى هايى كه ذكر شد تا اواخر دهه ۱۹۹۰ ادامه يافت.

به دنبال انتخاب محمد خاتمى به رياست جمهورى در سال ۱۹۹۷ تصوير ايران در ذهن مردم تركيه تا حد زيادى تغيير كرد. دليل اين تغيير تا حد زيادى به خاطر شهرت و اعتبار محمد خاتمى به عنوان يك رهبر اصلاح طلب و ميانه رو بود. به همين خاطر در دوره رياست جمهورى محمد خاتمى مناسبات بين ايران و تركيه بسيار آرام تر از گذشته بود.

البته اين نكته را بايد ذكر كرد كه با وجود تمام افت و خيزها و سردى يا توقف دوره اى مناسبات دولت تركيه بر اساس اصل عدم مداخله در امور كشورهاى ديگر در مجموع مناسبات خوبى با ايران داشته است.

آغاز یک تحول

حمله نظامى آمريكا به عراق و جنگ در اين كشور نقطه آغاز يك تحول مهم در مناسبات ايران و تركيه بود. پيامدهاى آن جنگ و نگرانى هاى مشابه و مشترك ايران و تركيه در مورد حوادث و آينده منطقه، دو كشور را بيش از گذشته به يكديگر نزديك كرد.

علاوه بر اين حمله نظامى آمريكا به عراق و به طور كلى سياست هاى دولت جورج بوش در مورد خاورميانه احساسات ضد آمريكايى را در تركيه افزايش داد.

به همين خاطر، بسيارى در تركيه و حتى ناسيوناليست هاى تركيه به نوعى موضع مستقل و مقاومت ايران در برابر فشارهاى آمريكا و غرب را مى ستايند. در عين حال موضع مبهم آمريكا در قبال گروه مسلح پ كا كا باعث خشم و نارضايتى مردم تركيه شده و حتى در بخشهايى از جامعه تركيه نظراتى طرح مى شد كه شايد براى مقابله با فشارهاى آمريكا بايد يك نوع اتحاد جايگزينى را در قالب دوستى با روسيه و ايران دنبال كرد.

البته در این میان حزب عدالت و توسعه در نوامبر سال ۲۰۰۲ قدرت را در تركيه به دست گرفت. با وجوديكه سياست خارجى اين حزب به خصوص در مورد آمريكا و غرب به طور كلى در همان خطوط و چهارچوب هاى هميشگى نظام سياسى تركيه حفظ شده است اما بسيارى در تركيه اين حزب را وارث اسلام سياسى تندرو دانسته و توسعه مناسبات با ايران در دوره پس از جنگ عراق را محصول سياست هاى اين حزب مى دانند.

Image caption رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه چند ماه پیش در تهران از توسعه همکاری های دوجانیه ایران و ترکیه سخن گفته بود

شايد عناصر اسلام گرايى و محافظه كارانه موجود در حزب عدالت و توسعه حدى از علاقه و گرمى مناسبات را از سوى ايران تشويق كرده باشد ولى قطعا مى توان گفت كه ماهيت يا سياست هاى اين حزب دليل و توضيح دهنده علاقه تركيه به گسترش روابط با ايران نيست.

اگر به تهديدها و منافع مشترك براى هر دو كشور نگاهى بياندازيم بهتر مى توان عامل بهبود مناسبات را درك كرد. توجيه بهبود مناسبات با ريشه هاى اسلامى حزب عدالت و توسعه ناديده گرفتن واقعيات بزرگترى است كه بر روابط دو كشور سايه انداخته است.

از هر زاوايه اى كه به آن بنگريم اكنون نگاه افكار عمومى تركيه نسبت به ايران به شكل محسوسى تغيير كرده است. گذشته از مناسبات بسيار گرم بين دو حكومت عوامل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نيز باعث شده كه افكار عمومى تركيه نگاه ديگرى به ايران داشته باشند.

به عنوان مثال سالانه قريب به دو ميليون ايرانى به شهرها و استانهاى مختلف تركيه سفر مى كنند و بدون شك اين واقعيت بر افكار عمومى تركيه تاثير مثبتى گذاشته است.

مردم تركيه از اين طريق امكان بهترى براى شناخت و درك كشور همسايه خود يافته اند. مسلما اين سفرها امكان تماس بين تك تك شهروندان دو كشور را فراهم كرده و بر اين بستر حدى از فضاى دوستى و درك متقابل شكل گرفته است.

با وجودي كه نماد رژيم حاكم بر ايران بيش از يك دهه پيش از ذهن مردم تركيه رخت بر بست، با اين وجود آنها امكان چندانى برای شناخت بهتر كشور همسايه خود نداشتند. پس از افزايش چشمگير شمار ايرانيانى كه به تركيه سفر مى كنند براى مردم تركيه مشخص شد كه شباهت هاى دوجامعه بسيار بيشتر از اختلاف ها و تضادها است.

در عين حال مردم تركيه به تقويت و گسترش مناسبات اقتصادى با ايران توجه ويژه اى دارند. مشخصات اقتصادى دو كشور كه به خوبى مكمل يكديگر هستند كاملا واضح است به خصوص در عرصه انرژى. در حال حاضر حجم معاملات اقتصادى دو كشور سالانه حدود ۱۰ ميليارد دلار است و بازرگانان و بخش خصوصى تركيه به خوبى از ظرفيت هاى بازار ايران آگاه اند. علاوه بر گسترش مناسبات بين دو كشور، تلاش هاى ايران براى شكستن انزوا و محاصره بين المللى زمينه هاى خوبى براى فعاليت بخش تجارى تركيه فراهم كرده است.

با وجود اين، در شرايط اعمال تحريم هاى گسترده بين المللى عليه ايران هنوز بخش خصوصى تركيه براى گسترش فعاليت در ايران آرامش خاطر ندارد.

با اين همه، داده هاى محصول نظرسنجى از افكار عمومى تركيه نشان مى دهد كه اكثريت زيادى از مردم طرفدار گسترش مناسبات با ايران به خصوص در عرصه هاى اقتصادى هستند. (منبع اين نظر سنجى مقاله اى است كه همراه با نظرسنجى هاى مربوطه تحت عنوان « تغيير محور در سياست خارجى و مناسبات با همسايگان تركيه» در دسامبر سال ۲۰۰۹ توسط سازمان پژوهش هاى استراتژيك و بين المللى در تركيه منتشر شد.)

Image caption ترکیه حكومت ايران را متهم به تامين امكانات تداركاتى و دادن سرپناه به اعضاى حزب كارگران كردستان تركيه (پ كا كا) می کرد که این موضوع در اوايل دهه 90 میلادی نگاه افكار عمومى تركيه نسبت به ايران را تيره تر كرد

در نگاه افكار عمومى تركيه نسبت به ايران موضوع برنامه هسته اى اهميت خود را دارد. موضع دولت تركيه در مورد برنامه هسته اى ايران كاملا صريح است. تركيه از حق ايران براى دستيابى به انرژى هسته اى دفاع كرده ولى با توليد سلاح هسته اى مخالف است. علاوه بر اين تركيه طرفدار آن است كه اين بحران از طريق مسالمت آميز و نه اعمال زور حل شود.

به همين دلیل دولت تركيه از حدود دو سال پيش به اشكال مختلف در بحران مربوط به برنامه هاى هسته اى ايران به شكلى دخالت داشته است. به طور كلى با وجود حساسيت ها و نگرانى هاى شديد در مورد پيامدهاى احتمالى زيانبار تقويت توانايى هسته اى ايران، كه به خصوص در محافل امنيتى به آن اشاره مى شود، در عين حال به ميزان قابل توجهى از افكار عمومى تركيه، از حق ايران براى ادامه برنامه هاى هسته اى حمايت مى كنند.

در اين مورد مشخص، بسيارى از مردم تركيه، ايران و حتى ايران هسته اى را خطرى براى تركيه محسوب نمى كنند. اكثريت مردم تركيه معتقدند كه حتى اگر زمانى ايران صاحب سلاح هسته اى شود بعيد است كه از آن براى تهديد تركيه استفاده كند. براى بخش وسيعى از مردم تركيه، مقابله ايران با فشارهاى آمريكا يك نوع مقاومت مشروع و ستايش آميز تلقى مى شود.

علاوه بر اين، در تركيه اين باور نيز وجود دارد كه دليل فشارهاى آمريكا و غرب به ايران اين است كه نمى خواهند يك كشور مسلمان به تكنولوژى هسته اى دست يابد. به عنوان بخش ديگرى از همين باور، بسيارى در تركيه معتقدند كه در آينده همين حالت يعنى فشارهاى محدود كننده غرب ممكن است درمورد كشور آنها نيز اعمال شود.

با اين همه بايد تاكيد كرد كه بخش اعظم روشنفكران ، سياستمداران و رهبران جوامع محلى و دولتمردان سابق معتقدندكه بلندپروازى هاى هسته اى ايران در نهايت ممكن است تعادل قوا را در منطقه به نفع آن كشور برهم زده و اين در طولانى مدت به ضرر منافع ملى تركيه خواهد بود.

اختلاف دیدگاه

آخرين نكته اى كه در خصوص بحران هسته اى ايران بايد به آن اشاره كرد اختلاف نظر بين افكار عمومى تركيه در مورد نقش فعال دولت در مجادلات مربوط به اين بحران و راى منفى دولت تركيه به قطعنامه تابستان سال گذشته شوراى امنيت سازمان ملل متحد است.

در ماه مه ۲۰۱۱ توافقى به ابتكار دولتهاى تركيه و برزيل با ايران صورت گرفت كه به بيانيه تهران شهرت یافته است. حصول اين توافق در مجموع يك اقدام موفقيت آميز و حاصل مدتها تلاش تركيه و برزيل براى قانع كردن ايران به ارسال اورانيوم غنى شده خود به خارج و در مقابل دريافت سوخت هسته اى براى راكتور تحقيقاتى آن كشور بود. ولى به هر دليل اين توافق دولتهاى غربى را قانع نكرد و علاوه بر اين، آنها تركيه و برزيل را به شدت مورد انتقاد و سرزنش قرار داده كه با يك چنين ميانجيگرى تلاش هاى غرب براى اعمال تحريم عليه ايران را به خطر انداخته اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption محمود احمدی نژاد و عبدالله گل؛ ترکیه در ماه های اخیر به کشوری کلیدی در سیاست خارجی ایران بدل شده است

از نگاه غرب، اين توافق ناكافى و ديرهنگام بود. به فاصله چند روز پس از آن مجموعه ديگرى از تحريم ها عليه ايران در شوراى امنيت به تصويب رسيد كه تركيه و برزيل به آن راى منفى دادند. به خصوص تصميم دولت تركيه، انتقاد شديدى را از سوى غرب برانگيخت. در مورد اين وجه مشخص از اقدامات دولت تركيه در مجادله هسته اى ايران افكار عمومى تقريبا بر دو دسته اند.

يك گروه از مردم تركيه راى منفى دولت به قعطنامه را نادرست دانسته و مى گفتند كه اين به نوعى دعوت به مشكلات بيشتر در آينده مناسبات با غرب خواهد بود. اما گروه ديگرى از اين تصميم دولت خوشحال بودند. شايد دادن راى ممتنع تصميم درست ترى به نظر برسد، ولى دولت تركيه با دادن راى منفى به قعطنامه مى خواست حتى در شرايط تصويب و اعمال تحريم ها، ايران را پاى ميز مذاكره نگه دارد.

در ماه ژانويه نيز دولت تركيه بارى ديگر نقش فعالى در ميانجيگرى در بحران هسته اى ايفا كرد و مذاكرات بين نمايندگان ايران و كشورهاى گروه ۵ بعلاوه يك در استانبول برگزار شد هر چند به نتيجه چندانى نرسيد.

به اين ترتيب شايد بتوان گفت كه ايران براى تركيه نه يك متحد مهم و نه يك دشمن مهم است، و در واقع اشتراكات تاريخى و فرهنگى، عوامل اصلى‌ای هستند كه نگاه افكار عمومى تركيه را در مورد ايران تعيين مى كنند.

مردم تركيه به ايران به عنوان يك كشور مسلمان با سابقه تاريخى و تمدن چند هزار ساله احترام مى گذارند. ولى در عين حال، بخشى از مردم تركيه فكر مى كنند كه نزديكى بيشتر به ايران ممكن است باعث تحريك آن دسته از كشورها (غربی) شود كه معتقدند محور سياست خارجى تركيه بيش از حد از دوستى با غرب دور شده است.

نظرسنجى هايى كه دراين مورد انجام شده نشان مى دهد كه حدود نيمى از مردم تركيه طرفدار گسترش مناسبات تجارى و اقتصادى با ايران هستند. (منبع نظر سنجى ، مركز پژوهشهاى اتحاديه اروپا در دانشگاه آنكارا، فوريه ۲۰۱۰ ) ولى در عين حال بخشى از افكار عمومى اين كشور با ميانجيگرى تركيه در بحران هسته‌اى ايران مخالفت اند. اطلاعاتى كه در همين نظر سنجى جمع آورى شده نشان مى دهد كه تقريبا نيمى از مردم موافق ميانجيگرى تركيه بين ايران و آمريكا هستند.

بنابراين مى توان نتيجه گرفت كه گذشته از تفاوت هاى موجود در نظام سياسى و يا دولت حاكم بر هر يك از اين دو كشور، مردم تركيه در مجموع موافق مناسباتى خوب و عارى از مشكل با ايران هستند.