حاشیه های جذابتر از متن در سفر عبدالله گل به تهران

احمدی نژاد و گل حق نشر عکس AP
Image caption در حالیکه گل و احمدی نژاد از نظامیان سان می دیدند، در بخش دیگری از شهر نظامیان با تظاهرکنندگان مقابله می کردند

سفر عبدالله گل، رئیس جمهوری ترکیه، به تهران و دیدار او با رهبران جمهوری اسلامی با حاشیه هایی همراه بوده که خبرنگاران همراه او آنها را به عنوان حاشیه های سفر در رسانه های ترکیه منعکس کرده اند.

"تهران – ساعت های دور از دنیا " عنوانی است که چنگیز چاندار، ستون نویس روزنامه حریت و از خبرنگاران همراه عبدالله گل در سفر به ایران، برای گزارش امروز خود برگزیده و در آن، از محدودیت های فراوان اینترنتی، مسدود بودن بسیاری از سایت ها و عدم دسترسی به رسانه های خبری در هتلش در ایران گله کرده است.

چنگیز چاندار تنها روزنامه نگاری نیست که بیشترین بخش نوشته هایش را به جای پوشش دیدارها و تحلیل اهمیت اولین سفر رسمی آقای گل به ایران، در مقام ریاست جمهوری ترکیه، به توصیف مصیبت های حاشیه این مسافرت چهار روزه اختصاص داده است.

تقریبا همه خبرنگارانی که با عبدالله گل به ایران رفته اند، همین رویکرد را داشته اند زیرا این بار برای آنان و رسانه هایشان، حاشیه این سفر سیاسی بسیار مهمتر و جذاب تر از متن بود.

اگرچه همزمانی سفر آقای گل به تهران با روز ولنتاین، یا جشن عشاق، بهانه کافی به خبرنگاران ترک داده بود تا در مورد روابط رو به رشد ایران و ترکیه به مزاح و شوخی های نهان و آشکار بپردازند، وقتی پای هیات ترکیه ای به تهران رسید این شوخی ها به سوال هایی جدی و حساس برای رسانه ها بدل شد، سوال هایی درباره اینکه این رابطه دوستانه که هر روز نزدیکتر و نزدیکتر به نظر می رسد، تا کجا می تواند پیش برود؟ حتی یکی از خبرنگاران در فیس بوک خود نوشت:" باید ببینیم چشم عشق ترکیه به ایران کور است یا نه؟"

طرح این سوال ها همه از آنجا ناشی می شد که حال و هوای "روز عشاق"، که روز آغاز دیدارهای رسمی عبدالله گل بود، با تمام دنیا فرق داشت و این تفاوت را خبرنگاران ترک که گویا هتل محل اقامتشان در بلوار کشاورز قرار داشت، به سادگی می دیدند و حس می کردند.

البته به گفته بسیاری از این روزنامه نگاران، همه تلاش مقام های ایران این بود که تا حد ممکن همراهان آقای گل به هر وسیله سریعتر به محل دیدارهای رسمی در کاخ سعد آباد منتقل شوند تا شاید کمتر شاهد فضای متفاوت ولنتیاین در روز تظاهرات اعتراضی در تهران باشد، اما به نظر می رسد همان چند ساعت اول صبح برای تجربه این فضای متفاوت کافی بوده است.

آقای چاندار در این باره نوشته است: "صبح خیلی از ماها کنجکاوانه به سوی خیابان طالقانی و انقلاب حرکت کردیم همه جا از بلوار کشاوز گرفته تا سایر چهارراه ها و میادین سر راهمان، پر بود از موتور سوارانی که 'بسیج' خوانده می شوند؛ روی هر موتور دو نفر نشسته بودند و مدام در طول خیابان ها ویراژ می دادند. نیروهای انتظامی نیز مثل آنکه منتظر یک حمله باشند، همه جا موانع بتنی چیده بودند و تعداد بی شماری از آنها که زره بر تن داشتند، شانه به شانه در سر هر تقاطع ایستاده بودند"

تهران آن روز آشفته بود و درست زمانی که آقایان گل و احمدی نژاد پس از اجرای سرودهای ملی دو کشور، برای چندمین بار در برابر دوربین ها یکدیگر را این بار مقابل دوربین ها گرم در آغوش می کشیدند و دست در کمر یکدیگر، روی فرش قرمز از برابر نظامیانی که مارش می نواختند، گام بر می داشتند، در خیابان های دیگر تهران، نظامیان دیگری برای مقابله با تظاهرکنندگان مخالف دولت، از این سو به آن سو حرکت می کردند.

اگرچه در تصاویری که عکاسان از شروع این دیدار صمیمانه ثبت کردند هیچ اثری از التهاب موجود در پایتخت ایران مشاهده نمی شود، در هیات میهمان کسانی سهم خود را از کارزار دریافت کردند، رویدادی که به جای آن روز، امروز به روزنامه های ترکیه درز کرده است.

مامور طرفدار اردوغان و کتک خوردن راننده مقام ترک

داستان از این قرار است که حدود ساعت دو یا سه بعد از ظهر روز دوشنبه، "مصطفی ایسن"، مدیر دفتر ریاست جمهوری ترکیه، همراه "محمد تلکی اوغلو "، نماینده مجلس این کشور، به یک کتابفروشی داخل پاساژ روبروی دانشگاه تهران می روند تا هم آقای ایسن، که قبلا بارها به عنوان استاد دانشگاه به ایران سفر کرده، خاطره زنده کند و هم نگاهی به کتاب ها بیاندازند، و شاید هم از فضای ملتهب آن روز هم برآوردی داشته باشند.

حق نشر عکس Khamenei.ir
Image caption به گفته خبرنگاران، گل نظر خود در مورد لزوم توجه به خواست مردم را در گوش رهبران ایران نجوا کرد

اما چند دقیقه بعد، چند مامور نیروی انتظامی وارد کتابفروشی می شوند و از آنها می خواهند هر چه زودتر آنجا را ترک کنند، و وقتی آقای ایسن کارت دیپلماتیک حاکی از عضویت در هیات سیاسی ترکیه را نشان می دهد، یکی از سربازان به زبان ترکی آذربایجانی می گوید: "نترسید نترسید ما ' طیبچی' هستیم، که منظور طرفداری از رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بوده است."

این مامور ایرانی سپس گفته است "برای امنیت خودتان باید اینجا را ترک کنید چون راننده تان هم حالش خوب نیست"، که البته واقعیت هم داشت زیرا وقتی ناخواسته خود را در میان مردمی می یابد که از دست بسیج و نیروی انتظامی می گریختند، سهم خود را از ضربه های باتوم لباس شخصی ها دریافت می کند.

با وجود اینکه ضربات باتوم با توضیح اینکه چه کسی است، متوقف می شود، به گواه روزنامه نگارانی که امروز این خبر را منتشر کرده اند، صورت راننده چنان کبود شده بود که امکان نداشت ماجرای کتک خوردنش از دید دیگر اعضای هیات همراه آقای گل پنهان نگاه داشته شود.

جالب آنکه به نوشته آقای چاندار، در همان اثنا کتابفروش هم به مهمانانش توضیح می داده است که شنیده رییس جمهوری ترکیه از دولت ایران خواسته است مجوز برگزاری تظاهرات را صادر کند و آقای احمدی نژاد هم قبول کرده است، خبری که در همان ساعات اولیه روز دوشنبه در برخی از سایت های فارسی هم به سرعت منتشر شد و با گذشت یکی دو ساعت، وزارت کشور آن را تکذیب کرد.

با اینهمه، آنگونه که رسانه های ترکیه نوشته اند، این خبر به طور کلی عاری از حقیقت هم نبود.

حقایق تلخ از زبان دوست؟

روز دوشنبه که این خبر سایت به سایت می چرخید، من هم کوشیدم از صحت یا سقم آن سر در آورم.

بعد از چندین بار گرفتن شماره تلفن خبرنگاران شبکه های خبری ترکیه که همراه آقای گل به تهران رفته بودند، موفق شدم با سه نفر از آنان صحبت کنم اما همگی گوشزد کردند که امکان ندارد رییس جمهوری ترکیه تا این حد در جریان یک سفر رسمی در مسایل ایران دخالت کند.

این توضیح قابل قبول به نظر می رسید به ویژه اینکه مقامات ترکیه در قبال وقایع پس از انتخابات ایران سکوت کرده و حتی همان روز اول پس از انتخابات، به محمود احمدی نژاد تبریک گفته بودند.

احمد داوود اغلو، وزیر خارجه ترکیه هم در مصاحبه ای مطبوعاتی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران درباره زد و خورد میان نیروی انتظامی با تظاهرکنندگان ایرانی، آن را مساله داخلی خواند و با اشاره به میزان چشمگیر مشارکت مردم در انتخابات، اظهار داشت که انتخابات در فضایی سالم برگزار شده است.

Image caption احتمالا دعوت جنبش سبز از عبدالله گل برای شرکت در تظاهرات به گوش او رسیده بود

با این حال ظاهرا مقطعی که دیدار اخیر رهبران ترکیه در آن صورت می گرفت از یک طرف، و مشاهدات مشاوران عبدالله گل و خبرنگاران همراهش، از طرف دیگر، دست به دست هم داد تا به رغم همه ابراز صمیمیت ها و برادری ها در این سفر، میهمان ترک اندکی هم لب به انتقاد از میزبان باز کند.

سفر آقای گل درست پس از رویدادهای خارق العاده اخیر در خاورمیانه صورت می گرفت: سقوط دولت حسنی مبارک در مصر در پی سماجت مردمی که هجده روز میدان تحریر قاهره را ترک نکردند تا به مرادشان رسیدند و رئیس جمهوری را از پایتخت راندند.

دز این ماجرا، ترکیه برخلاف موضع خود در مورد تظاهر کنندگان مخالف دولت ایران، تصمیم گرفت در "مسایل داخلی "مهمترین کشور عربی منطقه، یعنی مصر دخالت کند و بی مهابا خود را در صف اول کشورهای حامی مخالفان آقای مبارک قرار دهد.

حتی رجب طیب اردوغان، نخست وزیر، در سخنانی در اولین روزهای تظاهرات قاهره، آشکارا از حسنی مبارک خواست تا به ندای مردم خود گوش دهد و هرچه زودتر قدرت را رها کند و به این ترتیب، ترکیه بار دیگر خود را به عنوان بازیگری که هر روز بیش از پیش درصحنه خاورمیانه می درخشد، مطرح کرد، البته این بار در نقش حامی حرکت های دموکراسی خواهانه در منطقه.

همین موضعگیری کافی بود تا این سوال مطرح شود "که خوب در باره ایران چه؟" و دقیقا به این دلیل بود که همه رسانه های ترکیه در روز نخست دیدار آقای گل در انتظار نشسته بودند تا ببینند آیا دولت این کشور در نظر دارد "سیاست یک بام و دوهوا"در پیش بگیرد و یا اینکه، لااقل در لفافه و با این توجیه که "دوست حقیقت تلخ را می گوید"، آقای گل در نظر دارد آن حقایق تلخ را در گوش همتای ایرانی خود نجوا کند؟

و گویا چنین هم شده است. جایی دور از چشم رسانه ها، عبدالله گل با اشاره به برگزاری آزادانه تظاهرات ضددولتی مختلف در ترکیه، تلویحا به آقای احمدی نژاد پیشنهاد کرده که این "حق"را برای مخالفانش بپذیرد، و این موضوعی بود که پریشب، در راه اصفهان، با رسانه های ترکیه در میان گذاشته شد و امروز هم در بیشتر روزنامه های پر تیراژ این کشور انتشار یافت.

پیامهای لازم

البته اگر خبر حرف درگوشی آقای گل با آقای احمدی نژاد به روزنامه ها هم کشیده نمی شد، باز هم اظهارات رئیس جمهوری ترکیه در مصاحبه مطبوعاتی مشترک با رئیس جمهوری ایران درباره تحولات منطقه، پیام های لازم را برای میزبان در بر داشت.

رییس جمهوری ترکیه در پاسخ به سوال خبرنگار ایرانی در مورد بیداری اسلامی در مصر و تونس گفت: "در این عصر که عصر رسانه ها و ارتباطات است، همه از یکدیگر خبر دارند، خواسته های مردم در چنین زمانی بسیار واقعگرایانه است و حکام منطقه باید به این خواسته ها گوش کنند و گامهای لازم را برای اصلاحات بردارند، و اگر چنین نکنند، مردم به زور، مطالباتشان را مطرح می کنند. "

عبدالله گل که در پشت میزی سرتاسر تزیین شده با شاخه های گل در کنار آقای احمدی نژاد نشسته بود، در این جواب به هیچوجه به مصر و تونس اشاره نکرد بلکه همه حکام منطقه را خطاب قرارداد، رفتاری که بسیاری از رسانه های ترکیه بلافاصله برای تفسیر آن از ضرب المثل ترکی "دخترم به تو می گویم، عروسم تو بشنو" استفاده کردند، که معادل فارسی آن می شود: به در بگو تا دیوار بشنود.

مهم تر اینکه آقای گل درست زمانی به این سوال جواب می داد که معترضان ایرانی، کمی آنسوتر، خواسته ها و آرزوهایشان را در قالب شعارهای مختلف فریاد می زدند، در حالی که اینترنت و شبکه تلفن همراه در ایران از کار افتاده یا بسیار کند شده بود و کانالهای خبری ترک، که خبرنگارانشان را برای پوشش این سفر مهم روانه تهران کرده بودند، به سختی می توانستند گزارش های آنان را دریافت کنند.

به گفته خبرنگار ان تی وی، همین از کار افتادن اینترنت کافی بود تا هیات همراه عبدالله گل به دلهره میزبان از آنچه در جریان بود پی ببرند.

چنگیز چاندار در مورد اظهارات آقای گل نوشته است:" همه فهمیدیم که روی صحبت عبدالله گل با کیست، باید ساده لوح بود یا خود را به آن راه زد تا نفهمید که آقای احمدی نژاد هم متوجه این موضوع شده است."

در واقع به نظر می رسد آقای گل سعی داشت به منتقدان بین المللی و داخلی خود نشان دهد که اگرچه ترکیه و ایران کم کم به لطف حضور دولت اسلامگرا و به واسطه میانجیگری های آنکارا در پرونده هسته ای، و البته روابط رو به گسترش سیاسی و اقتصادی، کم کم به "رفقای جون در جونی" یکدیگر تبدیل می شوند، این احساسات هنوز به حدی نرسیده که چشم ترکیه را کور کند و بر واقعیات ببندد.

البته شاید اگر نبود فریادهای الله اکبر شب اول اقامت مهمانان ترک در تهران، که به گفته خبرنگاران در هتل های محل اقامت آنها هم شنیده می شد، و اگر به گوش آقای گل نمی رسید که نمایندگان جنبش سبز از او دعوت کرده اند تا به تظاهرات حمایت از مردم مصر و تونس بپیوندد، و از همه مهمتر، اگر ترکیه تصمیم نمی گرفت سراسیمه جامه رهبری حرکت های دموکراسی خواهانه منطقه را بر تن کند و خود را در برابر چشمهای پرسشگر جهان قرار دهد، باز هم وقایع ایران در حد همان "مسایل داخلی" قابل اغماض باقی می ماند.