کودتای سوم اسفند به روایت جانشینان سلسله پهلوی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی به عنوان مؤسسه پژوهشی تاریخ انقلاب اسلامی ایران و به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک مربوط به آیت الله روح‌الله خمینی جهت انجام تحقیقات مستند تاریخی و سندیت تدوین و نگارش تاریخ انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۶۰ فعالیت خود را آغاز کرد.

این مرکز در سال ۱۳۵۹ به پیشنهاد آیت الله خمینی به سید حمید روحانی تأسیس شد و با پیام مورخ ۲۰ دی ۱۳۶۷ به او نیز با دستوری دیگر به مهدی کروبی تحکیم یافت.

در سال ۱۳۷۴ با پیشنهاد هیات امنای مرکز، روح‌الله حسینیان به عنوان رئیس جدید مرکز اسناد انقلاب اسلامی از سوی آیت الله علی خامنه ای منصوب شد.

روایت زیر دیدگاه این مرکز درباره کودتای سوم اسفند و به نوعی روایت رسمی جانشینان سلسله پهلوی از این مقطعی تاریخ ایران است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مرکز اسناد انقلاب اسلامی به پیشنهاد آیت الله خمینی تاسیس شده است

انگلیسی‏‌ها پس از جنگ جهانی اول به این نتیجه رسیدند که جهت دستیابی بیشتر به منابع ایران، به ناچار باید کودتایی در ایران انجام دهند تا حکومت سرسپرده‏ای را بر سر کار آورند.

در این راستا آنان دو مهره وابسته سیاسی و نظامی نیاز داشتند که از این میان سیدضیاالدین طباطبایی را به عنوان چهره سیاسی، و رضا خان پهلوی را به عنوان چهره نظامی برگزیدند.

قبل از کودتا، رضاخان توافق کرد که پس از فتح تهران توسط نیروهای قزاق، مقام نخست‏وزیری به سیدضیاءالدین سپرده شود. سرانجام در اوایل اسفند ۱۲۹۹ شمسی، قوای قزاق به فرماندهی رضا خان از قزوین به سوی تهران حرکت کردند و بدون هیچگونه مشکل جدی، در سوم اسفند، تهران را تصرف نمودند.

احمد شاه قاجار از روی ترس و ناچاری، بدون هیچ واکنش جدی، رضاخان را به عنوان فرمانده کل قوا و همدست وی، سیدضیاالدین طباطبایی را به سمت نخست وزیری منصوب کرد. در این میان رضا خان به دلیل فرمانبرداری از دولت انگلیس و نیز سرکوب جنبش‏های آزادی‏خواهانه مردم ایران، به عنوان عاملی جهت تمرکز قدرت در کشور و حفظ منافع نامشروع انگلیس، مورد حمایت شدید این کشور بود.

چهار سال بعد، رضاخان به پادشاهی ایران رسید و تا سال ۱۳۲۰ شمسی، مستبدانه از منافع انگلیس در ایران حمایت و حراست کرد. اما در جریان جنگ جهانی دوم، به دلیل گرایش رضاخان به آلمان، انگلیس وی را از پادشاهی خلع و تبعید کرد.

رضا خان میرپنج فرزند عباسقلی خان سواد کوهی معروف به «داداش بیک» در بیست و دو سالگی به سلک نیروهای قزاق در آمد ودر این مسیر پیشرفت کرد. او در بیست سال آینده دوره‌های مختلف نظامی را تا فرماندهی هنگ قزاقخانه (آتریاد) همدان طی کرد.

در سوم اسفند سال ۱۲۹۹ هجری شمسی واحدهای قزاق مقیم قزوین به فرماندهی رضا خان میر پنج وارد تهران شدند. کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با توجه به تاثیرات فراوان آن بر حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران واقعه‌ای مهم و در خور توجه است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مرکز اسناد می گوید با کمک بریتانیا به بانک شاهی زمینه اقتصادی کودتا مهیا شد

انگلیسی‌ها برای اجرای نقشه‌ای که کشیده بودند به دو چهره سیاسی و نظامی احتیاج داشتند و سرانجام در این میان سید ضیا الدین طباطبایی مدیر روزنامه رعد و رضاخان میرپنج را برای این کار برگزیدند. رضاخان سوادکوهی که چند سال قبل توسط اردشیر جی به عوامل انگلستان ملحق شده بود به عنوان عامل نظامی کودتا به ژنرال «آیرون ساید» معرفی شد.

در این میان با کمک بانک شاهنشاهی و همکاری نظامی کلنل اسمایس، کاظم خان سیاح مسعود خان کیهان، قوای نظامی و قزاق سازماندهی شده و شرایط برای انجام کودتا و اشغال تهران فراهم شد. رضا خان در بهمن ماه‌‌ همان سال در ملاقاتی با آیرون ساید توافق کرده بود که پس از فتح تهران توسط نیروهای قزاق مقام نخست وزیری به سید ضیاء الدین طباطبایی سپرده شود.

برای اینکه رضا خان اطمینان حاصل کند که در تصرف تهران مشکلاتی وجود نخواهد داشت ژنرال انگلیسی به او اعلام کرد که احمد شاه در جریان این اقدام قرار دارد و نورمن سفیر انگلستان در تهران مشکلات احتمالی را مرتفع خواهد کرد. سرانجام در شب سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتاچیان وارد تهران شده و نقاط حساس شهر را به اشغال خود درآوردند. با فتح تهران حکومت به دست کودتاچیان افتاد.

فردای‌‌ همان روز سید ضیاء‏الدین طیاطبایی به عنوان نخست وزیر رسما زمام امور را در دست گرفت. پست حساس وزارت جنگ با اندکی کشمکش در اختیار رضاخان سردار سپه قرارگرفت. پس از آن احمدشاه قاجار حکم نخست وزیری سید ضیاالدین طباطبایی یزدی و سرداری سپه ژنرال رضاخان را صادر کرد. سید ضیاء الدین پس از دست گرفتن قدرت بسیاری از شخصیت‌های سیاسی را دستگیر و به زندان افکند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مرکز اسناد می گوید نمایندگان مجلس موسسان با نیرنگ، حسن مدرس را در خانه احمد قوام نگه داشتند تا مجلس به خلع احمد شاه از قدرت رای بدهد

از جمله این شخصیت‌ها آیت الله مدرس بود. کابینه سید ضیاء عملا وظیفه یک محلل برای ورود کابینه رضا خان را ایفا نمود. پس از چندی مقام وزارت جنگ نیز به رضاخان واگذار شد. به این ترتیب با حمایت انگلیسی‌ها، وی یک به یک پله‌های ترقی را پیمود و به تدریج به محکم کردن مواضع خود مشغول شد. اما در این مسیر رضا خان با حضور مبارزانی چون سید حسن مدرس نمی‌توانست به جولان گسترده بپردازد.

در دوره چهارم مجلس، رضاخان که در مقام وزارت جنگ بود، کوشید امور دفاعى و اقتصادى را هم در اختیار گیرد. مدرس در دوازدهم مهر ۱۳۰۱، در جلسه ۱۴۸ دوره چهارم مجلس، نطقى علیه رضاخان ایراد کرد و بر برکناری او تاکید نمود. طرح موهوم جمهورى خواهى نیرنگ دیگر رضاخان بود که مدرس آن را ضد استقلال و هویت ایران و ره‌آورد تصمیم انگلستان براى تمرکز قدرت در شخص رضاخان خواند و در جهت نابودى‏اش گام برداشت. سرانجام گروهى از نمایندگان وابسته، به نیرنگ روى آوردند، مدرس را به بهانه آشتى با رضاخان در منزل قوام السلطنه نگاه داشتند و در غیاب وى سردار سپه با راى مثبت مجلسیان، قدرت را به دست گرفت.