پژواک: ایران بعد از ۲۵ بهمن؛ چرا تظاهرات خیابانی؟

در پی تظاهرات مخالفان دولت در ایران در روز ۲۵ بهمن ماه و پایان غیبت یکساله آنان در تجمعات خیابانی، بحث بر سر ضرورت و درستی ادامه این تظاهرات به موضوعی اصلی در بین طیف های مختلف نیروهای مخالف و منتقد جمهوری اسلامی بدل شده است.

در حالی که بحث بر سر دستاوردها و ابعاد رخدادهای روز ۲۵ بهمن، در متن واکنش های شدید هواداران حکومت همچنان ادامه داشت، معترضان در تدارک تجمعات دیگری برای گرامیداشت صانع ژاله و محمد مختاری، دو شهروند کشته شده در وقایع روز ۲۵ بهمن برآمدند.

در حالی که گزارش ها از ایران از پلیسی شدن فضای تهران و چند شهر بزرگ حکایت داشتند، طیف هایی از معترضان با بهره گرفتن از شبکه های اجتماعی و اینترنت، به عنوان اصلی ترین رسانه ارتباطی خود بر ضرورت تداوم تجمعات اعتراض آمیز تاکید کردند.

اعمال محدودیت های فوق العاده شدید علیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، اگرچه از یک سو بر میزان اصرار هواداران آنها برای اعتراضات خیابانی افزوده، اما در عین حال، پرسش هایی را نیز در مورد نحوه و مسئولیت افراد یا گروه های مشخص برای سازماندهی اعتراضات و تصمیم گیری در این زمینه پدید آورده است.

دامنه چنین مباحثی تنها محدود به داخل ایران نیست. سازمان ها و گروه های سیاسی متعددی در خارج از کشور، در روزهای اخیر از برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در ایران حمایت کردند و در برخی از کشورها نیز در مقابل ساختمان سفارتخانه های ایران دست به تجمع زدند.

با این همه، بحث بر سر ضرورت و درستی تداوم اعتراضات خیابانی و دستاوردها و هزینه های احتمالی آن، در خارج از کشور نیز به بحثی پردامنه بدل شده است.

موافقان، اعتراضات خیابانی را تنها یا دست کم اصلی ترین امکان اعمال فشار بر حکومت و راهی به سوی دستیابی به اهداف خود می دانند، در مقابل، مخالفان احتیاط بیشتری پیشه می کنند و می گویند اعتراضات خیابانی می تواند سرکوب تمام عیار حکومت را در پی داشته باشد و روزنه هر فعالیت حتی اندک را نیز مسدود کند؛ وضعیتی که از نگاه معترضان خواهان تحولات بنیادین هم اکنون تحقق یافته است.

در برنامه این هفته پژواک، همین نکات همراه با مجتبی واحدی، سخنگوی مهدی کروبی، مهرداد مشایخی عضو اتحاد جمهوریخواهان ایران هر دو در آمریکا و مهرداد خوانساری، فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در لندن بررسی شده است.

آقای واحدی، به دنبال فراخوانی که شورای هماهنگی راه سبز امید منتشر کرد، تلاش شد که تظاهرات دیگری سازماندهی شود. بحث اصلی این است که این شورا بر چه اساسی و چگونه به این تصمیم می رسد که روزی را برای تظاهرات اعلام بکند یا نکند؟ مردم را به تجمعات خیابانی و حضور در خیابان ها فرابخواند یا نه؟ آیا می توانید درمورد مکانیزم آن توضیح بدهید؟

مجتبی واحدی: اجازه بدهید خیلی کوتاه خدمت شما عرض کنم که فلسفه تشکیل این شورا بیش از هر چیز این بود، یعنی بعد از حصر آقای کروبی، فلسفه وجودیش اعلام مواضع آقای کروبی و آقای موسوی در ارتباط با تحولات کشور بود، بخاطر اینکه خود آقایان از دسترس خارج هستند.

شما در جریان هستند که یکی از دلایل اصلی حصر آقای کروبی و آقای موسوی این بود که آنها مردم را به تجمعات دعوت می کردند. یعنی فقط این حصر نیست که موضوع دعوت به تجمعات است، بلکه ادامه همان درخواست هایی است که مردم در 21 ماه گذشته و حتی بسیاری از مردم قبل از آن و سال های قبلش هم داشتند.

اما الان تعداد افراد و طیف هایی که به آن پیوسته اند بیشتر شده است. یکی از بخش های این تجمعات اعتراض به حصر آقای کروبی و آقای موسوی است. اما حتی اگر حصر به زودی هم برطرف شود به این معنی نیست که تجمعات برطرف خواهد شد.

تا زمانی که این خواسته ها محقق نشود این تجمعات ادامه پیدا خواهد کرد. کمااینکه عرض می کنم آقای کروبی و آقای موسوی هم در آخرین بیانیه خود که صادر کردند مردم را به یک تجمع دعوت کردند.

نحوه تصمیم گیری هم این است که دوستان کنار هم می نشینند وفقط درمورد زمان و مکانش صحبت می کنند. وگرنه درمورد اصل تجمعات تقریبا همه به این نتیجه رسیده اند که با نحوه برخوردی که حکومت با آنها می کند و برخلاف آنهایی که می گویند که اگر تجمع شود روزنه ها بسته می شود، حکومت ایران تمام روزنه ها را بسته است.

حتی اگر کسانی هم ضعف به خرج بدهند و بخواهند یک نوع آشتی طلبی با دولت نشان بدهند، دولت بلافاصله می آید و اتهامات سنگین تری به آنها می زند. به همین جهت به نظر می رسد تجمعات تنها راه بیان اعتراضات و اعلام وجود مخالفان است.

بسیار خوب، شما از ضرورت برگزاری تجمعات و حضور خیابانی صحبت می کنید. چگونه و برچه اساسی این شورای هماهنگی روزی را تعیین می کند یا نمی کند و شما چگونه به درخواست ها و انتظاراتی که از این شورا می رود پاسخ می دهید؟

مجتبی واحدی: من خدمت شما یک نکته را اضافه بگویم بعد به سوال شما برمی گردم. دلیلی هم ندارد که فقط این شورا تصمیم بگیرد. شورا بخشی از جنبش اعتراضی مردم است. من اینجا به صراحت اعتراف می کنم الان برای تجمعاتی که برای هفته آینده و هفته های بعدی برنامه شده اتفاقا شورا تصمیم نگرفته است، یک سری از گروههای فیس بوکی، گروههای اجتماعی و فعالان دانشجویی تصمیم گرفته اند. و من هم بعنوان مشاور آقای کروبی، مجرد از آن شورا، از آن حمایت کردم.

حالا شورا براساس یک تدبیر جمعی عمل می کند، دوستان کنار هم می نشینند و عرض می کنم فقط درمورد اینکه چه روز و چه ساعتی و چه مکانی مناسب تر است تصمیم می گیرند، که این هم یک مکانیزم رای گیری است که در آنجا هست.

آقای مشایخی، شما فکر می کنید به عنوان مثال شورای هماهنگی راه سبز امید سازماندهی ها را انجام می دهد یا اینکه از طریق شبکه های اجتماعی، اینترنت و وبسایت ها سازماندهی تجمعات امکان پذیر است، یا اینکه بیشتر یک نوع تشتت دیده می شود؟

مهرداد مشایخی: ببینید، در شرایط معین ایران وقتی که مسئله رهبری جنبش سبز بهرحال با مشکلاتی مواجه است و حکومت تمام نیروی خودش را بکار می برد که ایجاد تفرقه بکند و از رابطه میان رهبری و مردم جلوگیری بکند، طبیعی است که بخشی از این مشکلات ایجاد می شود.

یعنی مقداری تشتت هست، مقداری عدم سازماندهی هست. ولی بهرحال فعالان جنبش دارند از این شرایط بهترین استفاده ممکن را می کنند، و البته با مقداری تشتت و عدم هماهنگی، ولی بهرحال من فکر می کنم در مجموع کار را به نحو احسن پیش می برند. و این در شرایط کنونی ایران غیرقابل اجتناب است.

آقای خوانساری، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی ایران و منتقدان در عین حال که با خواسته های معترضان همسو هستند، اما معتقدند که حضور خیابانی و اعتراضات خیابانی به این شکل که شاهدش بوده ایم امکان سرکوب را برای حکومت بیشتر فراهم خواهد کرد. آیا شما با این نظر موافقید؟

مهرداد خوانساری: به نظر من مسئله اساسی این است که تب آزادیخواهی که ما امروز در خاورمیانه می بینیم، هر جایی با جای دیگر فرق می کند.

همانطور که در آزادسازی اروپای شرقی بین چکسلواکی و رمانی تفاوت بود. در ایران رژیم مترصد است که به شدیدترین وجه مردم را سرکوب کند.

لذا اینکه صرفا مردم تشویق بشوند که به خیابان ها بیایند موقعی که از آنها پشتیبانی لازم نشده و یا آن پیش بینی ها و تدارکات لازم برای حمایت از آنها از طریق عواملی که در درون نظام هستند، و آنها هم آمادگی پیوستن به این موج را دارند، صورت نگرفته است به نظر من این یک چالش اساسی است که ما امروز با آن مواجه هستیم. و پیروزی نهایی مردم در گرو به اصطلاح رفتار درست، گفتمان صحیح و عملکرد مسئولانه در جهت حفظ آن نیروهایی است که نهایتا باید در خیابان ها باشند.

آقای واحدی، در یک سال و نیم گذشته شاید بزرگ ترین نمود خیابانی جنبشی که در ایران به جنبش سبز معروف شد، عاشورای سال گذشته بود، از 22 بهمن سال قبل به هرحال مردم تا 25 بهمن ماه امسال حضور خیابانی نداشتند، اما نشانه ای از گشایش سیاسی هم دیده نشد، و در واقع سرکوب، بازداشت معترضان، و بسته بودن فضای اطلاع رسانی دیده می شد. بنابراین آیا با استناد به اینکه برگزاری تظاهرات می تواند ماشین سرکوب را به راه بیندازد، باید از این امکان، امکانی که آقای مشایخی از آن به عنوان یک فرصت سیاسی نام می برند، چشم پوشی کرد؟

مجتبی واحدی: به نظر من سوال شما جواب را در خود مستتر دارد. اتفاقا این نکته ای بود که من می خواستم خدمت شما عرض کنم. ببینید، در همان 13 ماه 14 ماهی که تظاهرات خیلی شاخص و بارز خیابانی انجام نشد به هیچ وجه از میزان خشونت حاکمیت کم نشد، به هیچ وجه نسبت به خواسته های مردم توجهی نشد.

حتی در داخل خود حکومت گرایش بیشتری به استبداد پیدا شد تا جاییکه صدای بعضی از اصولگرایان درآمد که احمدی نژاد دارد همه چیز را منوپول می کند. یعنی علاوه بر آن ایرادهای قبلی که وجود داشت کار به جایی رسید که احمدی نژاد گفت مصوبات مجلس را هم اجرا نمی کند حتی این مجلس فرمایشی که در دولت خودش و با نفوذ خودش تاسیس شده است.

یعنی می خواهم خدمت شما بگویم که عدم اعتراضات نه تنها چیزی را حل نکرد بلکه در داخل خود حاکمیت به آن جناحی که گرایش بیشتری به استبداد دارد یا قدرت بیشتری برای ایجاد استبداد دارد فرصت داد.

نه اینکه آقای خامنه ای مستبد نیست و احمدی نژاد مستبد است، هر دوی آنها مستبدند. احمدی نژاد فرصتی پیدا کرده است که یک قرائت جدیدی از استبداد بکند که یک نوع استبداد واقعا حقیرانه هم است.

وقتی که مثلا وزیرش را استیضاح می کنند، بگوید اصلا وزارتخانه را هم منحل می کند. او فرصتی پیدا کرد این نوع قرائت از استبداد را در کنار استبدادی که آقای خامنه ای اعمال می کند در کشور حاکم بکند.

و نکته دومی که می خواهم خدمت شما عرض بکنم، ببینید، من این را به خود آقای کروبی هم در آستانه 25 بهمن گفتم، ایشان نگران این بودند که ممکن است دعوت به تجمعات خسارت هایی برای مردم داشته باشد و امنیت مردم را به خطر بیندازد. ایشان حتی با همین جمله می گفتند که من نگران این هستم که خونی از بینی کسی ریخته شود. من خدمت ایشان عرض کردم با توجه به تحولاتی که در داخل کشور و در خارج از کشور، بخصوص تحولات یک ماه اخیر در منطقه صورت گرفته است، این به این معنا نیست که اگر شما و آقای موسوی دعوت نکردید مردم هم بنشینند.

اتفاقا فقط منجر به این خواهد شد که تظاهرات بدون هیچگونه هماهنگی و انسجام صورت بگیرد، که در آن تجمعات و تظاهرات احتمال نفوذ هست، احتمال تخریب و آشوب بیشتر است. خود حکومت ممکن است عواملش را بفرستد و آشوب ایجاد کند برای اینکه توجیه سرکوب درست کند.

به نظر من حتما فرمایش آقای خوانساری درست است که ما باید با توجه به شرایط خود مسئولانه عمل کنیم. اما تعریف مسئولانه به نظر من صرفا این نیست که بگوییم مبادا خونی از بینی کسی ریخته شود و مردم در خانه هایشان بنشینند. من باز تاکید می کنم فکر هم نمی کنم که مردم نشسته باشند و به حرف من و دوستان من گوش کنند یا به دوستان دیگری گوش بکنند که آیا تظاهرات بکنند یا نه.

این روندی که در دنیا ایجاد شده و در منطقه ایجاد شده است، حتی در چین که کسی تصور نمی کرد شنیدم که دارد تحولاتی اتفاق می افتد، نه تنها اگر ما دعوت نکنیم بلکه حتی اگر به مردم بگوییم که در خانه هایشان بنشینند، معلوم نیست که مردم به حرف ما گوش کنند.

آقای خوانساری، خود شما هم اشاره کردید که منطقه شاهد تحولات بنیادینی است و این به هرحال بر روند تحولات در ایران تاثیر می گذارد. آیا در کنار آن چیزی که شما از آن صحبت کردید، یعنی برخورد مسئولانه در فراخواندن مردم به اعتراض و تظاهرات، شما راهکار دیگری هم می بینید؟ آیا در فضای کنونی ایران شما امکانات دیگری هم می بینید که بتواند هم موثر واقع شود و هم به خواسته ها پاسخ بدهد، خواسته هایی که دست کم ما می توانیم در شبکه های اجتماعی، سایت های اینترنتی، آنجاهایی که معترضان امکان و مجال بیان دیدگاه های خود را دارند، از آنها آگاه شویم؟

مهرداد خوانساری: خوب ببینید، به نظر من برای اینکه آن تغییراتی که همه ما می خواهیم در ایران صورت بگیرد بدیهی است که ما نیازمند به نیروهای دیگری هستیم که خارج از این محوری که ما الان داریم صحبتش را می کنیم، و بدون تردید آنها وجود دارند.

همین نیروهای امنیتی که امروز می آیند و در مقابل مردم اسلحه می کشند و به اصطلاح مردم را سرکوب می کنند، در یک نقطه ای آنها باید به موج و حرکت مردمی بپیوندند و درست در مقابل آن سردمداران نظام فعلی جبهه بگیرند.

این یک امری است که بالاخره و نهایتا صورت خواهد گرفت. این نکته ایی که من روی آن پافشاری می کنم این نیست که تظاهرات نباید باشد و یا مردم نباید تشویق شوند که به خیابان بیایند. مردم باید بیایند ولی ما نیاز به یک سری میزان کاری هایی داریم. در راس آن میزان کاری ها، آن مواضع سیاسی است که ما نهایتا از مردم می خواهیم. امروز شما موج تظاهراتی که در خاورمیانه می بینید، مردم مصر، یا مردم تونس، یا مردم لیبی طالب هیچ چیزی کمتر از به اصطلاح تغییر ساختاری نبودند.

اگر فرض کنیم که ما در آن تقاضاهایی که از مردم می کنیم، این باشد که مثلا فرض کنیم که در شرایط موجود با تمام تحولاتی که دارد در خاورمیانه رخ می دهد بخواهند بیایند مثلا قانون اساسی جمهوری اسلامی را درست اجرا بکنند.

خوب بدیهی است آن پاسخی که ما می خواهیم نمی گیریم و آن عده ایی هم که به هر امیدی جلو می آیند، نمی توانند از آن پشتیبانی وسیع تر مردم برخوردار باشند. و این عمل به جایی کشیده نمی شود. مسئله این است که باید از این ترفند استفاده کرد باید از این راه استفاده کرد.

باید میزان کاری کرد. باید همانطور که آقای مشایخی گفتند برای پیدا کردن راه حل های بهتر در آینده از تجربیات گذشته استفاده کرد.

آقای مشایخی، آنچه که آقای خوانساری از آن صحبت می کنند میزان کاری ها است و شما از آن به عنوان درس آموختن صحبت کردید. در شرایط فعلی ایران که شما هم به آن اشاره کردید با این بسته بودن فضا، بازداشت رهبران، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی، و تلاشی که حکومت می کند که شبکه های ارتباطی را مختل بکند، چقدر عملا امکان درس آموزی وجود دارد؟ نوع حرکت و نوع شعارها آیا از بالا به پایین تعیین می شود و یا نه برعکس، بصورت خودجوش است و خواسته هایی است که از بطن جامعه بیرون می آید و خود معترضان هستند که آن شعارها را طراحی و مطرح می کنند؟

مهرداد مشایخی: من فکر می کنم در شرایط کنونی ایران ما شاهد برخورد و تقاطع از دو سو هستیم. یعنی از یک سو رهبری جنبش سبز شعارها و مطالباتی را در برنامه خودش مطرح می کند و مقداری از آنها به هرحال به جنبش سرایت می کند و مردم می گیرند.

از طرف دیگر ما شاهد این هستیم که برخی از شعارها، مثل "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" یا مثلا "جمهوری ایرانی" یا شعارهای "مرگ بر"، اینها خودجوش هستند و از طرف مردم می آیند.

و برخی از آنها به هرحال در درازمدت به رهبری جنبش سبز هم فشار می آورند که به نوعی با آنها همسو بشوند. بنابراین ما هنوز در شرایطی نیستیم که بگوییم این سو یا آن سو، بدنه جنبش یا رهبری جنبش.

من فکر می کنم در شرایطی هستیم که باز است و هر دو سو دارند بر همدیگر تاثیر می گذارند. و طبیعتا در شرایط اختناق این برخورد شبکه ایی و ارتباط منظم دشوارتر است. ولی ما ناچار از این هستیم که به یک جمع بندی هایی از دو سال اخیر برسیم و بخصوص رابطه بین رفرم و تغییرات ساختاری را به نظر من ما باید تنظیم بکنیم، از نظر نظری و تئوریک.

آقای واحدی، شما اشاره کردید که شورای هماهنگی راه سبز امید تنها یکی از این تشکل ها در متن این جنبش فراگیر است. شما الان در خارج از ایران هستید، در داخل ایران محدودیت های فراوانی برای آقای کروبی، آقای موسوی، فعالان سیاسی نزدیک به آنها، روزنامه نگاران، و همین طور تشکل ها و احزاب سیاسی فراهم شده است، تا اندازه ای که دیده شد که به عنوان مثال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه برون مرزی خود را فعال کرد. به نظر شما در چنین شرایطی چه میزان نقش و اهمیت می شود برای سازمان ها و گروه ها و احزاب اپوزیسیون در خارج از کشور قائل شد؟ سازمان ها و گروه هایی که ممکن است در جاهایی با رهبران جنبش سبز، یعنی آقایان کروبی و موسوی، زاویه هم داشته باشند.

مجتبی واحدی: ببینید، شاید یکی از مزیت ها و اگر جسارت به دوستان خودمان نشود تنها مزیت گروه های که در خارج از کشور هستند این است که دسترسی آنها به رسانه ها برای اطلاع رسانی بیشتر است امکان صحبت کردن و اظهارنظر کردن بیشتر است و تشکیل همین میزگردها، حالا یا رسانه ای یا در محافل است که می توانند شرایط را بررسی کنند و با دید بازتر مسائل را مطرح کنند، و کم چیزی هم نیست.

در شرایط فعلی که آقای دکتر مشایخی هم اشاره کردند و آقای خوانساری هم اشاره کردند با توجه به اختناقی که در داخل کشور هست همین مزیت، مزیت کمی نیست. البته دوستانی که در خارج هستند بایستی با توجه به شرایط داخل حرف بزنند.

اتفاقا به نظر من یکی از نقاطی که بعنوان نقطه ضعف در بعضی از بیانیه های سران اصلاح طلب مطرح می شود، در مورد اجرای بدون تنازل قانون اساسی، اتفاقا همین نکته است که آنها با توجه به شرایط داخل صحبت می کنند و اینکه تلاش می کنند بسیاری از افراد را که شاید دلبستگی هایی به همین قانون اساسی دارند ولی از وضعیت موجود ناراضی هستند آنها را هم جلب کنند و جذب کنند.

من معتقدم این چیزهایی که الان پیشنهاد شده اتفاقا اگر قرار باشد که این توصیه هایی که برای اجرای بدون تنازل قانون اساسی داده می شود اجرا شود و براساس همین توصیه ها یک انتخابات آزاد برگزار شود همان انتخابات آزاد موجب یک تغییر بزرگ ساختاری در کشور خواهد شد.

فقط فرقش این است با این نوع قالب بندی نیروهایی هم که در داخل هستند و ممکن است یک نوع دلبستگی داشته باشند و از کلمه براندازی وحشت داشته باشند، که به نظر من اصلا کلمه وحشتناکی نیست، آنها هم در زیر این چتر قرار بگیرند.

آنها قطعا هم تمکین خواهند کرد، وقتی در یک انتخابات آزاد مردم رای دادند که منجر به تغییرات ساختاری شود به نظر من بسیاری از نیروهای داخل نظام هم به این خواهند پیوست.

آقای خوانساری، شما نقش و جایگاه نیروها و گروه های سیاسی خارج از کشور را در این تحولات چگونه می بینید؟

مهرداد خوانساری: به عنوان کسی که سال های سال است که در خارج فعالیت می کنم به نظر من حرف آقای واحدی تا حدود بسیار زیادی درست است. ولی به عنوان فردی که حداقل در 9 ماه گذشته در یک قالب جدید فعالیت، یعنی فقط و فقط با توجه به اوضاع و احوالی که در داخل ایران است، کارها را پیش می برم من یک اختلاف سلیقه ای با اظهارات آقای واحدی دارم.

ضمن اینکه در تئوری امیدوار بودم که آنچه که ایشان می گویند می توانست عملی باشد. در 20 ماه گذشته ثابت شده است که آن شیوه ایی که ایشان پیشنهاد می کردند که از طریق یا بیان مثلا مواضعی از قبیل بازگشت بدون تنازل قانون اساسی و برگشتن به اصل طلایی امام خمینی، این حرف هایی که ممکن است به دل خیلی ها در درون ایران بنشیند که یک اتفاقاتی بیفتد.

کاملا امروز مشهود است که آن اتفاقاتی که قرار بوده با این طرز تفکر بیافتد نه برای توده های مردم جذاب بوده و نه آن انگیزه را برای آن فداکاری های لازم ایجاد کرده که در تظاهرات بخواهند به معنای واقعی بیایند و در تعدادهایی که ما در گذشته مشاهده کردیم. باید قاطع بود.

به نظر ما باید در شرایط فعلی آن خواسته های نهایی و اصلی را بدون تعارف گفت. مواضعی که آقای موسوی و آقای کروبی گرفته بودند درصورتی می توانست پاسخگو باشد که نظام یک امتیازی در ظرف این 20 ماه به آنها می داد.

باید این مسئله را که می شود اصلاحات را در درون این چهارچوب انجام داد و با حضور افرادی مثل احمدی نژاد، که آقای واحدی به بهترین وجه به عملکرد و نحوه برداشت او اشاره کردند، این یک امر غیرممکن است و ما باید این را قاطعانه به مردم بگوییم. مسئله این است که مردم موقعی باید به خیابان بیایند و تشویق بشوند با پشتیبانی های لازم، که دیگر در خیابان بمانند تا اینکه به آن خواسته های نهایی آنها رسیدگی شود.

آقای مشایخی، همین سوال را از شما می پرسم: نسبت احزاب و گروه های سیاسی خارج از کشور را با آنچه که در ایران می گذرد، چگونه می بینید؟

مهرداد مشایخی: جنبش سبز بطور کلی از دو بخش مجزا تشکیل شده است. یک بخشی که به هرحال گرایش دینی تر دارد و یک بخشی هم سکولارتر است. آنچه که فرمایش آقای واحدی است شاید به اندازه کافی روی این تفاوت دقت نمی کنند.

ما به هرحال به عنوان گروهها و تشکلاتی که سکولار هستیم و بخاطر اختناق ایران ناچاریم که در خارج از کشور باید فعالیت کنیم به هرحال ارتباطات معینی را با نیروهای سکولار داخل کشور داریم. و این یک نوع تاثیرگذاری فکری و رابطه و تعامل فکری سیاسی با آن بخش جنبش هست.

بنابراین محدود کردن نقش تشکل های خارج از کشور و اینکه به هرحال فقط یک نوع وظیفه معینی را باید انجام بدهند و یا باید همیشه فقط تحت تاثیر آنچه که در داخل می گذرد فعالیت بکنند شاید به یک مقدار دقیق نباشد. چون ما این تفاوت بین سکولارها و غیرسکولارها را یک امری است که بهرحال باید درنظر داشته باشیم.

و من فکر می کنم که مسئله اجرای بدون تنازل قانون اساسی پر از ابهام است. ممکن است دوستان بدانند که نیت از طرح این مسئله چه است و تا کجا می خواهند این را مطرح کنند.

ولی مردمی که آن را در برنامه می خوانند نمی دانند مثلا در این اجرای بدون تنازل قانون اساسی مسئله با ولایت فقیه تکلیفش چیست.

این است که اگر درمورد مسئله ولایت فقیه سکوت شود و دوستان نگویند که منظور چه است و چه ارتباطی با اجرای بدون تنازل قانون اساسی دارد، طبیعتا هرکسی تفسیر خودش را از آن خواهد داشت.

*****

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر جمعه صبح و شنبه شب در نیمه دوم برنامه های رادیویی ما بشنوید.

شما می توانید این برنامه را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk