"قانون حمایتی زنان در افغانستان ضمانت قانونی ندارد"

حق نشر عکس AP

روز هشتم مارس بهانه خوبی است که حتی اگر هم شده سالی یکبار به صورت جدی و نه فقط سمبلیک به زنان در افغانستان و مشکلاتشان پرداخته شود.

زندگی به عنوان یک زن افغان در افغانستان پیچیدگی‌ها و مشکلات خود را دارد. در عین این که قانون نوشته شده، از تمامی حقوق زنان به صراحت پشتیبانی می‌کند اما ضمانت اجرایی برای آن وجود ندارد. مخصوصا در مناطقی که دولت کنترل چندانی بر آنها ندارد. همچنین در مناطق دیگر افغانستان قانون‌های نانوشته زیادی بر زندگی زنان سنگینی می‌کند و حقوق انسانی‌شان را سلب می‌کند.

امروزه، مشکلاتی که قرن‌ها بر زندگی زن افغان سایه افکنده بود، همچنان به قوت خود باقی است و زنان فعال افغانستان راه دراز و دشواری را پیش‌رو دارند؛ ازدواج اجباری در سطح گسترده همچنان رواج دارد. آموزش اولیه به راحتی در دسترس زنان نیست و کمبود معلم‌های مکتب مخصوصا برای دختران مشهود است.

تبعیض در دسترسی به فرصت‌های شغلی و تحصیلی از دیگر موارد است. اضافه بر اینها، زنان همچنان در معرض بدترین خشونت‌های خانوادگی قرار دارند و آمارهای متعدد تاییدکننده این گفته‌ها می‌باشد.

در سالهای اخیر پس از حکومت طالبان اگر چه وجه تبلیغاتی تغییر وضعیت زنان بسیار پررنگ بوده است، اما کاستی‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد.

اگر بتوان مشارکت سیاسی زنان را در طول این سال‌ها یک دستاورد به حساب آورد، متاسفانه به علت عدم ظرفیت سازی در زنان، این فرصت‌ها در بسیاری موارد از دست رفته است. به طور مثال وزارت زنان پس از بیش از یک دهه، هیچ فعالیت چشم‌گیری در تغییر وضعیت زنان نداشته است و همچنین در حالی که ۲۵درصد وکلای پارلمان را زنان تشکیل می‌دهند، هیچ‌گاه به صورت یک گروه قوی ظاهر نشده‌اند. از جمله نگاه کنید به مصوبه قانون شخصیه احوال اهل تشیع که هیچ کار مؤثری از طرف اعضای زن پارلمان انجام نگرفت.

شاید بتوان گفت که ریشه این عدم موفقیت، به اولویت‌بندی جامعه جهانی در مورد زنان افغان برمی‌گردد و عمده‌ترین چیزی که فراموش شده است، نظرخواهی از زنان افغان برای تعیین اولویت‌ها برای آنان است.

در شرایطی که جامعه جهانی، مشارکت سیاسی زنان و مشارکت و استقلال اقتصادی آنان را در اولویت قرار داده است و برای آن هزینه و نیروی انسانی صرف می‌کند، شاید برای زن افغان امروز به صورت عموم، آموزش سواد بیشتر از مشارکت سیاسی ضروری باشد، چرا که با آموزش آنها، زنانی خواهیم داشت که قدرت دفاع از حقوق خود و همچنین قدرت مشارکت سیاسی پا به پای مردان را خواهند داشت.

بهتر است بیشتر از تاکید بر استقلال اقتصادی برای زنان، به فکر تأمین جانی زنان در معرض آسیب باشیم و زمینه اجرای قانون برای زنان را فراهم کنیم. خشونت‌های خانوادگی را کاهش دهیم و برای این کار، از رسانه‌های افغانی و زنان افغان و کسانی که در معرض این آسیب‌ها قرار دارند، کمک بخواهیم چرا که بستر فرهنگی و اعتقادی مردم افغانستان بسیار متفاوت از دیگر کشورهاست و باید این حساسیت‌ها را مد نظر قرار دهیم ، چون ممکن است تلاش‌های ما نتیجه عکس داشته باشد.

جالب ترین داستانی که این تناقض را نشان می‌دهد از زبان دوستم شنیدم که در یک مؤسسه غیردولتی کار می‌کند. او در یک کارگاه گروهی با مردی آشنا شده بود که پروژه‌های متعددی را در سطح افغانستان درباره حقوق زنان تطبیق کرده بود که خود هیچ اعتقادی به لزوم آنها نمی‌دید. واضح است که تطبیق این برنامه‌ها بدست کسانی که عملا آن را نمایشی می‌دانند خود مشکل بزرگی است.

در کنار همه این کارهای انجام‌نشده و ناتمام، هستند گروه کوچک اما مؤثری از زنان افغان که با کوشش فراوان، از حقوق انسانی زنان در افغانستان دفاع می‌کنند. کار کردن برای این گروه از زنان ومردان افغان در جامعه قبیله‌ای افغانستان بسیار دشوار بوده و هست و روز جهانی زن، فرصت خوبی برای قدردانی از زحمات این زنان و مردان است.

جامعه بین‌المللی هم تلاش‌های زیادی برای کمک به بهبود وضعیت زنان افغان انجام داده است که جای تقدیر بسیار دارد.

سخن آخر اینکه بدون آگاهی، مشارکت مستقیم و پرداخت هزینه مادی و معنوی از سوی عموم زنان افغانستان برای تغییر، بهبود چندانی حاصل نخواهد شد.

مطالب مرتبط