پژواک: مجلس خبرگان رهبری و سرنوشت هاشمی رفسنجانی

با برگزاری انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری و خودداری اکبر هاشمی رفسنجانی از نامزدی ریاست این مجلس سرانجام بحث چند ساله، که در ماههای اخیر ابعاد گسترده تری پیدا کرده بود، به پایان رسید، هرچند گمانه زنی ها درباره آینده زندگی سیاسی او همچنان ادامه دارد.

پیش از این نیز منتقدان اکبر هاشمی رفسنجانی تلاش کرده بودند که او را از ریاست خبرگان رهبری کنار بگذارند، اما در عملی کردن قصد خود توفیقی نیافته بودند. اما این بار اعلام نامزدی محمدرضا مهدوی کنی در شرایطی که انتقادها از اکبر هاشمی رفسنجانی به بالاترین حد خود رسیده بود زمینه ساز وضعیتی شد که نتیجه ای جز کناره گیری آقای رفسنجانی و اعلام رضایت آشکار آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در پی نداشت.

آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری انتخاب آقای مهدوی کنی بعنوان رئیس مجلس خبرگان را بجا و بحق دانست و از تصمیم اکبر هاشمی رفسنجانی استقبال کرد.

آیا چنین سخنانی را باید نشانه حضور فعال آیت الله خامنه ای در فرایند انتخاب رئیس مجلس خبرگان رهبری که طبق قانون وظیفه نظارت بر عملکرد رهبری جمهوری اسلامی و مجموعه های زیر نظر او را دارد دانست؟ کنار رفتن اکبر هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری در فضای کنونی ایران چه پیامدهای احتمالی سیاسی به همراه خواهد داشت و به چه معناست؟ آیا در فضای قطبی شده سیاسی ایران اصولا جایی برای نیروهای میانه رو در نظام جمهوری اسلامی باقی نمانده است و رهبران جمهوری اسلامی موفق به شکل دادن نیرویی یکدست در سطح قدرت شده اند؟

همین موضوعات را در برنامه امروز بررسی می کنیم همراه با حسن شریعتمداری، فعال سیاسی در آلمان، محمدجواد اکبرین، پژوهشگر مسائل دینی در فرانسه، و احمد قابل، پژوهشگر امور دینی در ایران.

آقای قابل، در هفته های اخیر و بویژه بعد از تظاهرات ۲۵ بهمن ماه در شعارهایی که هواداران حکومت سر می دادند، به شکل کم سابقه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی حمله شد و حتی شعارهایی که علیه او سر داده شده بود از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شد. آیا شما فکر می کنید که اصولا در چنین فضایی این امکان وجود داشت که آقای رفسنجانی حتی اگر مایل باشد بتواند مجددا به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شود؟

احمد قابل: من گمان می کنم که پروژه حذف آقای هاشمی رفسنجانی دارد با موافقت آقای خامنه ای پیش می رود و ایشان درخصوص تصمیم گیری پس از اتفاقات روز ۲۵ بهمن اصرار دارند بر اینکه همگان موضعشان را یکدست کنند. دیدیم کسانی که در طول این یکی دو سال سکوت کرده بودند، مثل آقای ناطق نوری، آقای روحانی، آقای قالیباف، آنها را وادار کردند که موضع خودشان را کاملا مشخص کنند.

آقای هاشمی هم از این قاعده مستثنی نبود. ولی آقای هاشمی سخنی باب میل آقایان بیان نکرد. به همین لحاظ تنبیه آقای هاشمی این بود که تصمیم به حذف ایشان یک مقداری تسریع شود، به خصوص از یکی از سمت های عمده ای که ایشان داشت یعنی ریاست مجلس خبرگان. جوسازی هم که در سطح جامعه صورت گرفت عملا همین را می گفت. آنها تصریح می کردند به اینکه چون آقای هاشمی موضع مشخصی در برابر "فتنه" نگرفته است پس لیاقت رهبری مجلس خبرگان را ندارد. آنها با همین پیش درآمد و پیش فرض برای به میدان آوردن آقای مهدوی کنی عمل کردند، که من فکر می کنم به آقای مهدوی کنی هم دستور داده شده است که این دفعه علی رغم همه بیماری ها بیاید و او آمد و اتفاق هم افتاد.

آقای شریعتمداری، اگر این سخن را بپذیریم که آیت الله خامنه ای موافق حذف آقای رفسنجانی است به نظر شما چه اتفاقاتی در عرصه قدرت در ایران افتاده است که اولا آیت الله خامنه ای به چنین نتیجه ای رسیده و در عین حال امکان عملی کردن آن را هم داشته است. برای اینکه بهرحال از آقای رفسنجانی همواره به عنوان یک چهره قدرتمند یا یکی از اصلی ترین چهره های نظام جمهوری اسلامی یاد می شد. بنابراین به نظر می رسد که کنار گذاشتن او نباید چندان ساده باشد، اما این کار دارد صورت می گیرد. چه اتفاقی افتاده است؟

حسن شریعتمداری: مدتهاست که کنار گذاشتن آقای رفسنجانی از چرخه قدرت شروع شده است، ولی ابتکار این عمل بیش از آنچه که با آقای خامنه ای باشد با دولت آقای احمدی نژاد است. بنابراین من فکر می کنم که آقای خامنه ای با وجود اینکه از مواضع آقای هاشمی رنج می برد و ایشان را در مسند قدرت نمی خواست، مایل هم نبود که آقای رفسنجانی کاملا از مواضع قدرت حذف شود.

امروز باید پرسید که خود آقای خامنه ای در چه وضعیتی است که نمی تواند سیاست را آنطوری که می خواهد اجرا کند. یعنی وقتی می خواهد آقای هاشمی رفسنجانی ضعیف را نگه دارد آقای احمدی نژاد و سپاه می تواند به ایشان دیکته بکند که باید آقای رفسنجانی از مناسب قدرت حذف شود.

البته آقای مهدوی کنی یک شخصیت پیر و از کار افتاده ای است که سمت محلل را دارد. در حقیقت مجلس خبرگان به دست آقای یزدی خواهد افتاد که شخصیتی مورد قبول جناج تندرو سپاه هم است. بنابراین من فکر می کنم که آقای رفسنجانی با وجود اینکه از سیاست حذف نشده است ولی به سرعت دارد از مناسب خودش خلع می شود.

آقای اکبرین، بهرحال در حال حاضر آقای رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم هست که برخلاف پست قبلی، دراین پست منصوب رهبر است. پیش از این هم مثلا حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان نوشته بود که کسانی که در این یکی دو سال گذشته آنگونه که شایسته بوده است عمل نکرده اند نباید دیگر امکان این را داشته باشند که در سمت های انتخابی با رای مردم انتخاب بشوند، مگر اینکه مصالح نظام ایجاب بکند و در برخی مناسب درواقع انتصابی آن افراد به کار گرفته شوند. آیا شما بر این باور هستید که این روند ادامه پیدا خواهد کرد و آقای رفسنجانی حتی از مجمع تشخیص مصلحت هم کنار گذاشته خواهد شد و پروژه حذف او به حد نهایی خودش خواهد رسید؟

محمدجواد اکبرین: من گمان نمی کنم که نظام در حال حاضر آمادگی پرداخت این هزینه را داشته باشد که بخواهد خودش بصورت مستقیم مسئول حذف آقای هاشمی رفسنجانی باشد. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را رهبر جمهوری اسلامی تعیین می کند و رهبر جمهوری اسلامی همچنان تمایل دارد که آخرین نشانه های وحدت و اقتدار نظام را حفظ کند و به خوبی آگاه است که اگر آقای هاشمی رفسنجانی را به دستور خودش کنار بگذارد این آخرین پرده های نمایش اقتدار و وحدت نظام درواقع کنار خواهد رفت و حقیقت تنها ماندن ولی فقیه روشن خواهد شد.

درنتیجه گمان نمی کنم که نظام این هزینه را بپردازد. اگر هم تا به حال آنها پیش رفته اند به این صورت بوده است که گفته اند آقای هاشمی خودش در نماز جمعه شرکت نکرده است. بارها دیده ایم که مسئولین نظام گفته اند که ایشان خودش نخواسته است بیاید اگر بخواهد بیاید امکانش وجود دارد. قصه مجلس خبرگان را هم بصورتی ساخته اند که ایشان انتخاب نشده است و یا دیگر زمینه انتخاب ندارد و اکثریت مجلس خواسته است که آقای مهدوی کنی را انتخاب کند و نمایش را به این صورت پیش بردند.

درنتیجه من کماکان فکر می کنم که نظام می ترسد از اینکه بصورت مستقیم هزینه کنار گذاشتن این چهره ویژه خودش را بپردازد، چهره ای که ماندنش نشانه بقای نظام است و رفتنش نشانه جدی برای اضمحلال آن.

آقای قابل، آقای خامنه ای، در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، انتخاب آقای مهدوی کنی را بجا و بحق دانستند و درعین حال از تصمیم آقای رفسنجانی هم استقبال کردند. در چنین شرایطی فکر می کنید پیامد این وضعیت چه خواهد بود، یعنی کنار رفتن آقای رفسنجانی؟ آیا پیامد سیاسی مشخصی خواهد داشت یا آنطور که آقای شریعتمداری گفتند این درواقع یک زمینه سازی و یک تصمیم موقت برای یک آرایش و صف بندی جدید در آینده است؟

احمد قابل: من با نظر آقای شریعتمداری موافق نیستم. من معتقدم این خواست خود رهبری است. من منکر این نیستم که چیزهایی به او تحمیل می شود. هر انسانی هرچقدر هم قدرت داشته باشد بهرحال ممکن است در شرایطی قرار بگیرد که بعضی چیزها را اضطرارا انتخاب بکند. ولی آقای خامنه ای، با توجه به مواضع آقای هاشمی، خودش موافق حذف آقای هاشمی است. یعنی اگر آقای هاشمی برگردد و بشود همان هاشمی دورانی که آقای خامنه ای می گفت که هیچکس برای من هاشمی نمی شود، طبیعتا هیچکس جایگاه آقای هاشمی را در دستگاه آقای خامنه ای نخواهد داشت. ولی الان دیگر آن سبو شکسته است و امکان بازگشت آن هم وجود ندارد.

بهرحال الان آقای هاشمی از نظر حضورش در مجموعه حاکمیت تنها به یک ریسمان بسته شده است و آن هم یک مقام انتصابی است یعنی ریاست مجمع تشخیص مصلحت، که آقای خامنه ای و مجموعه اقتدارگرای ایران می تواند بر سرش منت بگذارد. شخصیت ایشان از این به بعد دیگر به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و به عنوان یک فرد انتصابی از جانب رهبری معرفی می شود، نه بعنوان یک فرد انتخابی که دارای مقام فوق العاده ای باشد. چون ایشان عضویت مجلس خبرگان را هم دارد که مثلا می گویند از جانب مردم به ایشان واگذار شده است و انتخابی است، اما دیگر در یک نهاد انتخابی از جانب سایر نمایندگان به مقام ریاستی انتخاب نشده است، او یک فرد عادی سیاسی است.

من حرف آقای اکبرین را تایید می کنم، شاید الان حاکمیت حاضر نباشد که بهای سنگین حذف کلی آقای هاشمی را به عهده بگیرد. شاید منتظر هستند که خود آقای هاشمی یک چنین کاری بکند. و من البته اگر جای آقای هاشمی بودم پیش از آنکه رای گیری برای انتخابات رئیس مجلس خبرگان می شد، با توجه به مواضعی که الان آقای هاشمی دارد ابراز می کند، بطورکلی از سیاست به معنای حضور در حاکمیت کناره می گرفتم. الان هم من فکر می کنم که صلاح ایشان در این است، اگرچه من در جایگاه ایشان نیستم و شاید نتوانم و درست نباشد که بخواهم راهکاری را ارائه کنم.

در مجموع فکر می کنم اگر روند به همین شکلی که تاحالا پیش رفته است ادامه پیدا بکند، اگر آقای هاشمی خودش کنار نرود، به هرحال روزی آن بخش دیگر قدرت را هم از او خواهند گرفت.

آقای شریعتمداری، آقای قابل از یک احتمال صحبت کرد یا درواقع به شکلی توصیه کرد که اگر جای آقای رفسنجانی بود خودش کنار می رفت. آقای رفسنجانی در یکی دو سال گذشته یکی دو بار مطرح کرده است که بسیار مایل است که از نظر سیاسی بازنشسته شود، اما گفته است نگران این است که این اقدامش درواقع به عنوان قهر قلمداد شود و به همین خاطر این کار را نکرده است. اما آنچه که در عمل اتفاق می افتد درواقع به نوعی بازنشسته کردن ایشان و کنار گذاشتن ایشان است. شما فکر می کنید آیا این اجازه به آقای رفسنجانی داده نمی شود که داوطلبانه کنار بکشد و چرا، یا اینکه او خودش این کار را نمی کند؟

حسن شریعتمداری: من در اینکه گفتم آقای خامنه ای ابتکار عمل را در حذف ایشان از مجلس خبرگان نداشت با استناد به سخنرانی خود آقای رفسنجانی در مجلس خبرگان است. آقای رفسنجانی گفت فقط رهبر می توانست وحدت را حفظ کند که به حرف ایشان هم توجهی نمی شود. یعنی ایشان هم فکر می کند که آقای خامنه ای می خواسته است ایشان را در یک موضع ضعیفی نگه دارد و بقول معروف اگر گوشتش را تحویل لاشخوارها می دهد استخوانش را حفظ کند. کمااینکه با سخنرانی که آقای خامنه ای کرد و هتاکی را محکوم کرد به نوعی ایشان را تحت حمایت خودش قرار داد.

آقای اکبرین، این سوال را از شما هم بپرسم آقای رفسنجانی از تمایل خودش به بازنشستگی خبر داده بود اما ابراز نگرانی کرده بود که این اقدامش تفسیر به قهر بشود، قهر از نظام سیاسی. ولی در عمل در واقع این اتفاق دارد می افتد. شما فکر می کنید که آیا او خودش نمی تواند این کار را بکند یا اینکه نظام اجازه نمی دهد که کسی داوطلبانه بازنشسته شود، و در عمل او را به آن سمت سوق می دهد؟ بحثی را که به عنوان مثال درخصوص اصلاح طلبان مطرح می کنند، زمانی که اصلاح طلبان ایده خروج از حاکمیت را مطرح کردند، بخاطر آن ایده به تندی مورد انتقاد قرار گرفتند، اما بعد عملا از حاکمیت اخراج شدند.

محمدجواد اکبرین: فکر می کنم سیره آقای هاشمی رفسنجانی هنوز چندان قابل تحلیل نیست. آیا ایشان در واقع فکر می کند که اگر همچنان در مناسبی که دارد بماند و رفتنش صورت قهر به خود نگیرد آیا امکان دارد فرصتی فراهم بشود که ایشان نقش تاریخی خود را ایفا بکند و بتواند تاثیر بگذارد؟ یا آیا نقطه ضعف هایی وجود دارد که اگر ایشان از نظام قهر کند، نظام آن نقطه ضعف ها را در زندگی و شخصیت ایشان منتشر خواهد کرد، و درواقع او حاضر به پرداخت این هزینه نیست؟

یا اینکه او دوراندیشی دارد و اطلاعاتی دارد که در فضای عمومی منتشر و رسانه ای نشده است؟ به عبارت دیگر ایشان چیزی از اتفاقاتی که در پیش است می داند، چه در مناسبات قدرت در داخل کشور و چه در عرصه بین المللی. آیا رایزنی هایی دارد، آیا دارد لابی هایی می کند؟ همه این فرض ها محتمل است.

هنوز کسی نمی داند که چرا آقای هاشمی رفسنجانی با این دیدگاه تحلیلی که نسبت به وضعیت کنونی نظام دارد، پیشتر به بهانه اعتراض از مقام ریاست مجلس خبرگان استعفا نداد، آنطوری که جناب آقای قابل هم اشاره کردند و چرا گذاشته که او را کنار بگذارند.

آخرین سخنرانی ایشان به عنوان رئیس مجلس خبرگان در اجلاس نکات بسیار مهمی داشت. ایشان رسما اعلام کرد که حل مسائل با ترس و زور و ارعاب ممکن نیست. ایشان رسما اعلام کرد که اگر مردم معتقد و متقاعد بشوند احتیاج به پلیس و زندان نیست. ایشان رسما اعلام کرد که جامعه دچار بیکاری، بی اخلاقی، اختلاف و تورم شده است. ایشان رسما اعلام کرد حتما نقصی در مدیریت نظام وجود دارد که نظام به این نقطه رسیده است و دروغ دارد به صورت رسمی گفته می شود. خوب اینها عین جملات آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین سخنرانی ایشان در مقام رئیس مجلس خبرگان است.

کسی که چنین تحلیلی از وضع موجود دارد چرا وقتی کاری از او بر نمی آید اعتراض نمی کند و از جایگاهی که دارد استعفا نمی دهد. چرا همین الان از جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام استعفا نمی دهد. تا پاسخی برای آن پرسش هایی که عرض کردم پیدا نشود و درواقع این فضای مبهم و معماگونه ای که بر سیره سیاسی کنونی آقای هاشمی حاکم است برای ما اندکی مکشوف نشود، نمی شود چندان به پرسش شما پاسخ داد.

آقای قابل، از بحث سرنوشت سیاسی آقای رفسنجانی که بگذریم و به مجلس خبرگان رهبری بپردازیم، به نظر شما آیا اصولا فرقی می کند که آقای رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری باشد یا آقای مهدوی کنی یا به فرض آن احتمالی که آقای شریعتمداری مطرح کردند که در آینده ای نزدیک کسی مثل آقای آیت الله یزدی رئیس مجلس خبرگان شود. آیا اصولا تاثیری در فضای سیاسی ایران در مناسبات قدرت دارد و آیا تاثیری در نحوه عملکرد مجلس خبرگان رهبری دارد؟

احمد قابل: آقایانی که در درون حاکمیت هستند معمولا می توانند از عناوین دهان پرکن برای استفاده های خودشان بهره ببرند. خوب وقتی که آن عناوین و آن جایگاه ها در اختیار کسانی مثل آقای هاشمی باشد که تا اندازه ای با آقایان متفاوت هستند و متفاوت می اندیشند، یا لاقل در این چند سال اخیر بیشتر با خواسته های مردم عجین و همراه شده اند، برای حاکمیتی که می خواهد یکدست باشد و فقط یک صدا از همه ارکان حکومت شنیده شود، طبیعتا سخت است که این مسئولیت ها در دست چنین افرادی باشد.

اما برای مردم هیچ تفاوتی نمی کند. اگر بنا باشد در مجلس خبرگانی که آقای هاشمی عنوان ریاست آن را دارد مثلا سال گذشته در پایان اجلاس بیانیه ای صادر شود که عین بیانیه ای است که حالا تحت ریاست آقای مهدوی کنی دارد صادر می شود، خوب این چه ریاستی است که آنها همین چند هفته پیش بروند و در دفتر رئیس مجلس خبرگان بنشینند و بیانیه ای در محکومیت حرکت مردم و بدون اینکه ذکر خاصی از رفتارهای ناصحیح حاکمیت بشود صادر کنند. چنین بیانه ای به نام هیات رئیسه مجلس خبرگان صادر شود و آقای هاشمی حتی حق تعدیل نداشته باشد.

به نظر می آید که این کار انداختن مسئولیت به عهده ایشان است، نبودن آقای هاشمی در چنین جایگاهی لااقل این گناهان را به گردن او نخواهد انداخت. به نظرم می آید که نباید آقای هاشمی نگران باشد چون از این روز به بعد کارش سبکتر و آسانتر است. شاید از این به بعد نگاه های بهتر به آقای هاشمی باشد، یعنی نگاه مثبت تری نسبت به ایشان باشد.

آقای شریعتمداری، شما فکر می کنید که اصولا مجلس خبرگان رهبری قادر است به وظایف قانونی خودش عمل بکند؟ و اگر رئیس این مجلس عوض بشود آیا رویکرد و عمکلرد این مجلس عوض خواهد شد؟ یا اینکه اصولا رهبر جمهوری اسلامی یا ساختار قدرت به گونه ای است که این اجازه به چنین مجلسی داده نخواهد شد که بخواهد به وظایفش عمل بکند؟

حسن شریعتمداری: از ۸۳ نفر عضو مجلس خبرگان ۵۳ نفر آن حقوق بگیر مستقیم آقای خامنه ای هستند. از چنین مجلسی چه انتظاری می شود داشت که به وظایف خودش عمل کند. آنها ذوب در ولایت فقیه هستند و آقای هاشمی هم می خواست که با بودن در آنجا یک نقش دوگانه ای داشته باشد که یکی به نعل و یکی به میخ بزند که موفق به این کار نشد.

اشتباه آقای هاشمی در این بود که ندانست موقعی که جامعه قطبی می شود بین دو صندلی نشستن خطرناک است. چون هیچکدام از دو طرف به او اعتماد نمی کند. امروز سرنوشت آقای هاشمی این است که هیچکس در جامعه به او اعتماد ندارد تا از او دفاع کند. آقای قابل ایشان را با ابومسلم خراسانی قیاس کردند، قیاس مع الفارق است. ایشان اگر بنا باشد معادلی در تاریخ اسلام داشته باشد شاید شریح قاضی باشد. ابومسلم خراسانی سردار بزرگی بود و البته اشتباهاتی هم داشت.

آقای اکبرین، از نظر شما آیا مجلس خبرگان رهبری می تواند به وظایف قانونی خودش عمل بکند؟

محمدجواد اکبرین: سالیان درازی است که مجلس خبرگان که بنا بود خبرگان نظارت باشد به خبرگان اطاعت تبدیل شده است. وجود آقای هاشمی رفسنجانی برای نظام این تهدید را ایجاد کرد که خبرگان اطاعت ممکن است اندکی به وظیفه اصلی خودشان نزدیک بشود، آن هم بخاطر اقتدار آقای رفسنجانی. به عبارتی آقای رفسنجانی از اعتبار و اقتدار خودش به جایگاه ریاست مجلس خبرگان بخشید و فضای تهدیدی را برای حاکمیت ایجاد کرد که اگر کار به جای باریک بکشد او ممکن است از توانایی خودش در جایگاه رئیس مجلس خبرگان و اعتبارش بین نمایندگان این مجلس استفاده بکند و گامی در راه نظارت بر رهبری و هشدار به او بردارد.

همین احساس ترس از این جایگاه باعث شد که هر چه زودتر به فکر بیافتند و با توجه به دیدگاه های تازه انتقادی آقای هاشمی او را کنار بگذارند، و مجلس خبرگان را به کسی ببخشند که تهدیدی نباشد، کسی که به دلیل ناتوانی جسمی و شرایطی که بر او حاکم است، شرایطی که باعث شد در سال های اخیر حتی در بسیاری از جلساتی که آقای مهدوی کنی را دعوت می کردند ایشان نتواند حاضر شود. یعنی خبرگان را به کسی ببخشند که همچنان خبرگان را به عنوان خبرگان اطاعت نگه دارد و نگذارد به جایگاه اصلی اش در قانون اساسی که نظارت و توانایی بر عزل رهبر است نزدیک بشود. من چندان امیدی نسبت به مجلس خبرگان ندارم.

*****

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر جمعه صبح و شنبه شب در نیمه دوم برنامه های رادیویی ما بشنوید.

شما می توانید این برنامه را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود را در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk