هفت روز کتاب؛ قلابی، بستان‌الحق و اندوه عیسی

محمد حسینی حق نشر عکس MEHR
Image caption وزیر ارشاد ایران گفت که امسال صدور مجوز کتاب سرعت می‌گیرد

در چند هفته اخیر «ابر و باد و مه و خورشید و فلک» دست به دست هم دادند تا ضرباهنگ رکود مزمن بازار بحرانی کتاب را در ایران افزایش دهند.

از نیمه های اسفند تا آخرین روزهای تعطیلات نوروزی به ندرت کتاب قابل بحثی منتشر می‌شود و ناشران که به انتظار رونق نسبی بازار کتاب در روزهای نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه هستند، ترجیح می‌دهند کتاب های تازه خود را در نمایشگاه کتاب عرضه کنند، هرچند این نمایشگاه جاذبه های گذشته خود را در سال های اخیر از دست داده است.

تیغ سانسور و نرخ پائین کتابخوانی در جامعه نیز در کار است و این همه رکود بازار کتاب ایران را به ویژه در هفته های گذشته افزایش دادند.

«هفت روز کتاب» این هفته را به تازه ترین سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معرفی چند کتاب اختصاص می‌دهیم که در هفته های گذشته منتشر شدند.

مثله کردن کتاب با سرعت بیش تر

آقای محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، روز چهارشنبه ۱۷ فروردین، از «اقداماتی اساسی» در زمینه کتاب در سال جدید خبر داد و گفت «صدور مجوز موسسات، نشریات، کتاب و همه کارهایی که ما باید انجام دهیم، امسال سامان می‌گیرد».

وزیر ارشاد با اشاره بدان که «البته ممیزی ضوابط خودش را دارد»، تاکید کرد که ممیزی و معیارهای سخت تر شده سانسور کتاب همچنان پابرجای خواهد ماند. اما او به عنوان «یک خبر خوب برای مولفان و نویسندگان» اعلام کرد که امسال به صدور مجوزها سرعت خواهیم داد و وزارت ارشاد «ساز و کاری تعبیه» خواهد کرد که «مشکلات کتاب به خود نویسنده هم خبر داده شود و اگر جایی اصلاحی نیاز است، افراد خودشان سریع تر اصلاحات لازم را انجام دهند تا کار انجام شود.»

با این «خبر خوب» نویسندگان در سال آینده دعوت خواهند شد تا با اعمال حذف، اصلاح و تغییرات دلخواه وزارت ارشاد در کتاب های خود به سانسور سرعت بخشیده و ناظر و شاهد آن باشند که اداره برسی کتاب وزارت ارشاد خلاقیت های آنان را با سرعت بیش تری مثله می‌کند.

رومن گاری، طنزی که جدیت قدرت را به مضحکه می‌کشد

حق نشر عکس
Image caption داستان کوتاه «قلابی» در هم پاشیدگی جهان کلکسیونری شیفته اصالت را پس از اطلاع از قلابی بودن بینی زنی تصویر می‌کند

رومن گاری، خالق رمان های ماندگار را نخستین بار مترجم معتبر و برجسته ایرانی «ابوالحسن نجفی» با ترجمه پنج داستان کوتاه او در مجموعه داستان «پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند» در سال ۱۳۵۲ به فارسی زبانان معرفی کرد.

رومن گاری، خالق رمان های ماندگار و ارزشمندی چون خداحافظ گاری کوپر، تربیت اروپائی و زندگی در پیش رو است، اما مجموعه «پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند» نیز از درخشان ترین آثار او است.

بر اساس یکی از داستان های این مجموعه فیلمی نیز در سال ۱۹۶۸ ساخته شد. این مجموعه علاوه بر داستانی که عنوان خود را به مجموعه داده است، داستان های بشردوست، ملالی نیست جز دوری شما، همشهری کبوتر و کهن ترین داستان جهان را در بر می‌گیرد.

در برخی نسخه های زبان اصلی «پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند» پنج داستان کوتاه دیگر نیز با نام های قلابی، زمینیها، قدرت و شرافت، برگی از تاریخ و عود نیز هست. این پنج داستان، که اخیرا با ترجمه «سمیه نوروزی» و با عنوان «قلابی» منتشر شد، در مجموعه ای با عنوان «برگی از تاریخ» به فرانسه منتشر شده است.

داستان کوتاه «قلابی»، که مترجم فارسی عنوان آن را به کتاب داده است، در هم پاشیدگی جهان کلکسیونری شیفته اصالت را پس از اطلاع از قلابی بودن بینی زنی تصویر می‌کند. درون مایه داستان «عود» هم موسیقی و هنرمندان اند.

رومن گاری در داستان «برگی از تاریخ» از شخصیت «شوایک» سرباز ساده دل، قهرمان اثر ماندگار و مشهور «یاروسلا هاشک»، که از بهترین آثار طنز دنیا است و به فارسی نیز ترجمه شده است، بهره می‌گیرد تا بلاهت و حماقت مضحکه پنهان شده در نقاب جدیت تصنعی مستبدان را در طنزی متعالی تصویر کند.

رومن گاری در داستان کوتاه «قدرت و شرافت» نیز آدلف هیتلر را به سخره می‌گیرد و در داستان «زمینی ها» فضای سرد مناسبات ناانسانی را به دوران پس از جنگ جهانی دوم در اروپا تصویر می‌کند.

رومن گاری از نویسندگان بزرگی است که مترجمان معتبری آثار او را به فارسی برگردانده اند و علاوه بر ابوالحسن نجفی، سروش حبیبی نیز «تربیت اروپائی» و «خداحافظ گاری کوپر» او را به فارسی روان و وفادار به اصل ترجمه کرده است.

طنز متعالی در آثار رومن گاری از زندگی او نیز مایه می‌گیرد. رمن گاری جایزه معتبر کنگورد را در سال ۱۹۵۶ برای رمان «ریشه های آسمان» دریافت کرد. جایزه کنگورد فقط یک بار به یک نویسنده اعطاء می‌شود. رومن گاری پس از چندی آثاری را با نام مستعار «امیل آژار» منتشر کرد. امیل آژار نیز برای آثار خود از جمله رمان «زندگی در پیش رو» برنده جایزه کنگورد شد و رومن گاری پسرخاله خود را برای دریافت این جایزه به مراسم فرستاد.

اما «گاری» نیز نام خانوادگی پدری او نبود. رومن گاری در ۱۹۱۴ در مسکو به دنیا آمد. وقتی نوجوان بود پدر و مادرش از هم جدا شدند. مادر، رومن ۱۴ ساله را با خود به فرانسه برد. در فرانسه او را «رومن کاسو» می‌خواندند. کاسو نام خانوادگی همسر دوم مادر او بود.

رومن گاری تحصیلات خود را در حقوق به پایان برد و به دوران جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه، به نهضت مقاومت ملی فرانسه علیه ارتش نازی پیوست.

پس از جنگ عضو هیات نمایندگی جمهوری فرانسه در سازمان ملل متحد بود. دوبار ازدواج کرد. بیش از ۲۱ داستان نوشت و در سال ۱۹۸۰ در سن ۶۶ سالگی با شکلیک گلوله به مغز، به زندگی خود پایان داد.

در نامه خودکشی رومن گاری نوشته شده بود: «خیلی خوش گذشت. ممنون و خداحافظ»

از دیگر آثار مشهور رومن گاری می‌توان به سگ سفید، زندگی و مرگ امیلی آجار، معیاد در سپیده دم، لیدی ال، شبح سرگردان، مردی با کبوتر و شب آرام خواهد بود اشاره کرد.

بستان‌الحق، برگی از فلسفه سیاسی شیعه

حق نشر عکس
Image caption رساله «بستان الحق»، نوشته «شیخ ابراهیم زنجانی» را می‌توان از نخستین تلاش‌های اصلاح طلبانه مذهبی شیعه و از منابع دست اول شناخت تاریخ معاصر ایران تلقی کرد

به گفته اغلب مورخان، گرایش اصلاح طلبی مذهبی شیعه در ایران به دوران مشروطه آغاز شد و شماری از روحانیون شیعه نخستین پیشگامان این گرایش بودند.

رساله «بستان الحق»، نوشته «شیخ ابراهیم زنجانی» را که در هفته های گذشته منتشر شد، می‌توان از نخستین تلاش‌ها در این عرصه و از منابع دست اول شناخت تاریخ معاصر ایران تلقی کرد.

روحانیون اصلاح طلب شیعه ایرانی به دوران مشروطه دریافتند که جوامع اروپائی غیر اسلامی به پیشرفت های بسیار دست یافته و جهان تغیر کرده و به گفته شیخ ابراهیم زنجانی در بستان الحق، «در این عصر، نور علم و اطلاعات و صنایع و عدل و انتظام عالم را چنان احاطه کرده که عقل حیران است و به حقیقت اگر ملاحظه تواریخ اعصار سالفه و آثار سابقه نمایی، خواهی دید که وضع عالم هیچ نسبت به سوابق ندارد».

این گروه از روحانیون می‌کوشیدند تا مفاهیم برآمده از فرهنگ، تمدن و تاریخ اروپای غربی را به قالب مفاهیم دینی درآورده، با ارائه تاویل و تفسیرهای نوتر از اسلام، مذهب را با دستاوردهای علمی، اجتماعی و سیاسی دینای غرب، در حد امکان، آشتی داده و بر بستر این تفکر نوعی فلسفه سیاسی بنا کنند که با حکومت قانون، فراگیری علوم جدید و پیشرفت صنعتی همخوان باشد.

در سراسر رساله بستان الحق و رساله دیگر زنجانی، «مکالمات با میرزا یعقوب» این اندیشه‌ها دنبال می‌شود.

شیخ ابراهیم زنجانی، نویسنده دو رساله مشهور «بستان الحق» و «مکالمات با میزرا یعقوب» ، قاضی دادگاهی بود که شیخ فصل الله نوری را به اعدام محکوم کرد.

او که دروس دینی را در نجف و در محضر مراجع بزرگی چون آخوند ملا کاظم خرسانی آموخته بود، با مشروطه خواهان همراه و نماینده مردم خمسه و زنجان در مجلس اول بود.

زنجانی رساله بستان الحق را در سال ۱۳۲۳ هجری قمری، در آستانه انقلاب مشروطه و رساله «مکالمات با میرزا یعقوب» را در سال های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ به دورانی نوشت که محمد علی شاه مجلس اول را به توپ بسته و زنجانی خانه نشین بود.

زنجانی در رساله بستان الحق می‌کوشد تا زمینه‌ها و دلایل پیشرفت غرب و عقب ماندگی جوامع اسلامی را از منظر خود تحلیل کند. او «انتظام جامعه و امنیت و قانون» را از «مقدمات و لوازم پیشرفت» می‌داند. بخش دیگری از این رساله به اخلاق فردی و اجتماعی اختصاص دارد.

خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی نیز حدود ده سال پیش به همت غلامحسین میرزاصالح منتشر شد.

اندوه عیسی، تصویر فشرده ویرانی

«اندوه عیسی»، مجموعه ۱۷ داستان و یک نمایشنامه، اثر «ولفانگ بورشرت» را که با ترجمه «سیامک گلشیری» منتشر و به تعبیری پس از سال‌ها تجدید چاپ شد، می‌توان از ارزنده ترین آثاری دانست که در ماه گذشته به بازار کتاب ایران راه یافت.

این کتاب یک بار در سال ۱۳۳۷ و یک بار نیز چندسالی پس از چاپ نخست منتشر شده بود، اما نسخه تازه آن با اقبال گرم تر دوستداران کتاب رو به رو و چند نشست ادبی در تحلیل و نقد آن برگزار شد.

ترجمه آثار بورشرت به فارسی آسان نیست، به ویژه که او زبانی بسیار فشرده دارد و با بهره گیری استادانه و خلاقانه از امکانات گسترده زبان آلمانی در انتقال دقیق مفاهیم، تصویرهائی پرمعنا و پیچیده را در بافت جمله های کوتاه و منسجم با مهارتی ستودنی خلق می‌کند.

اغلب منتقدان ادبی اروپا بورشرت را از بنیان گذاران ادبیات داستانی آلمان پس از جنگ جهانی دوم و یکی از برجسته ترین استادان داستان کوتاه جهان می‌دانند.

هاینریش بل، نوبیسنده بزرگ آلمانی و برنده جایزه ادبی نوبل می‌گوید «ادبیات جدید آلمان با داستان نان بورشرت آغاز می‌شود».

عمر کوتاه ۲۶ ساله فرصتی اندک در اختیار ولفانگ بورشرت نهاد اما او در حدود دو سالی که به نوشتن روی آورد، برخی شاهکارهای ادبیات داستانی و برخی از زیباترین و خوش ساخت ترین داستان های کوتاه جهان پس از جنگ جهانی دوم را خلق کرد.

آلمان پس از جنگ دوم به ویرانه ای درهم پاشیده بدل شده بود. سرخوردگی، مصائب اقتصادی و روانی شکست در جنگ، وحشت برآمده از آگاهی بر جنایات نازی های آلمانی به دوران جنگ، درهم پاشیدگی روانی، ذهنی و روحی آدم هائی که در موقعیت شکست و ویرانی در دام سرنوشتی تلخ اسیر بودند و فروپاشی شخصیتی سربازانی که از جنگ بازگشته و باری سنگین از تجربه های تلخ را بر دوش داشتند، فضای فرهنگی و اجتماعی آلمان را به فضائی سیاه بدل کرده بود.

ادبیات آلمانی زبان پس از جنگ که بار سنگین تصویر و ثبت این فضا را بر عهده داشت، به زبان لحن و بافتی نو نیازمند بود و با برگذشتن از سنت های غنی گذشته از عهده کار دشوار خود برآمد. ولفانگ بورشرت از خلاق ترین نویسندگان این دوران و از پیشگامان خلق ادبیات مدرن آلمانی زبان بود.

ولفانگ بورشرت در مه ۱۹۲۱ در هامبورگ چشم به جهان گشود و در نوجوانی به تأتر و شعر روی آورد. با شعله ور شدن آتش جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۲ به جبهه فراخوانده و در جبهه شرق مجروح و بستری شد.

بورشرت در نامه ای به یکی از دوستان خود، آدلف هیتلر، پیشوای مستبد وقت آلمان را به سخره کشید. اداره سانسور نامه را خواند و بورشرت در دادگاه نظامی به مرگ محکوم شد. چند ماهی را در زندان با انتظار اعدام گذراند اما به دلیل پیشرفت بیماری از مرگ معاف و بار دیگر به جبهه اعزام شد.

پس از جنگ با تنی بیمار از جبهه بازگشت و به نوشتن روی آورد. دو سال برای استعدادی خلاق مجالی بی رحمانه اندک بود، اما بورشرت، که با مرگ مسابقه گذاشته بود، در همین مجال اندک نمایشنامه ها، شعرها و داستان های کوتاهی خلق و راه تحول در ادبیات آلمانی زبان را هموار کرد.

او در نوشتن سرعتی شگفت آور داشت چنانکه در سال ۱۹۴۲ در اوج بیماری نمایشنامه معروف «بیرون پشت در» را در یک هفته خلق کرد.

بورشرت در نوامبر ۱۹۴۷ درگذشت.

مطالب مرتبط