هزینه- فایده یک استعفای جنجالی

آیت الله خامنه ای و حیدر مصلحی حق نشر عکس a
Image caption در قضیه استعفای حیدر مصلحی اینگونه بنظر می رسد که آیت الله خامنه ای به درجه ای از ناراحتی از رفتارهای محمود احمدی نژاد رسیده که ناچار شده با صرف هزینه از خود، جلوی کنار رفتن آقای مصلحی را بگیرد.

ماجرای استعفای حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، از تصدی وزارت اطلاعات و قبول این استعفا از سوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، به سرعت با دخالت و "دستور کتبی" آیت الله خامنه ای، همراه شد.

آنچه رسانه های طرفدار آیت الله خامنه ای، بویژه روزنامه کیهان، از آن با عنوان "تعلل" رسانه های دولتی مانند خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، و روزنامه ایران تعبیر شده، بار دیگر تکراری بود برای آنچه که می توان تمایلی خواند در نزد آقای احمدی نژاد و همراهان نزدیکش در دولت که بخواهند سازوکارهای مرسوم چند دهسال گذشته در مقابل رهبری کشور را تغییر دهند.

آقای احمدی نژاد این تمایل را با کنار گذاشتن غلامحسین محسنی اژه ای (اولین وزیر اطلاعات دولت وی)، صفار هرندی (وزیر فرهنگ و ارشاد و دارای تمایلات قدرتمند در حمایت از فرامین آیت الله خامنه ای) و منوچهر متکی (وزیر خارجه پیشین) به خوبی نشان داده بود.

تمایلی که در رفتار آقای احمدی نژاد در مقابل سایر قوای مقننه و حتی قضاییه در جمهوری اسلامی نیز مشهود بوده است؛ تمایلی که شاید بتوان هسته آن را اینگونه تعبیر کرد که به نظر آقای احمدی نژاد، رییس جمهوری بالاترین مقام اجرایی کشور است و به تعبیری ساده تر در راس امور کشور.

در جمهوری اسلامی ایران سیر تحولات به نوعی پرشتاب بوده و استانداردهایی برای تدبیر امور به طور عرفی مرسوم شده است که عدم دقت به آنها هم برای ناظران و هم برای مقامات می تواند دردسر ساز باشد.

از زمانی که انقلاب 1357 پیروز شد و آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار سیستم نوپای جمهوری اسلامی میلی برای دخالت روحانیون در قدرت نداشت تا زمانی که در همان دوران آیت الله خمینی و پس از آن روحانیان متعددی در بالاترین سطوح مثل ریاست جمهوری، نخست وزیری، ریاست مجلس و قضاییه دست به ایفای نقش زدند، سالها گذشته و یکی از این نکات عرفی در ساختار حکومت و سیاست در ایران آن بوده که بویژه در دوران رهبری آیت الله خامنه ای، وزرایی مانند اطلاعات، خارجه، دفاع و کشور با نظر رهبر به مجلس معرفی می شوند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption هنوز بطور دقیق مشخص نیست که علت استعفای حیدر مصلحی چه بوده است، آیا وی خود به نشانه اعتراض و انتقاد استعفا داده یا در عمل توسط بخشی از دولت برای کنار رفتن تحت فشار بوده است.

صرفنظر از اینکه، این رفتار سیاسی تا چه اندازه دست یک رییس جمهوری را برای هدایت این دسته از وزرا می بندد، در قضیه استعفای حیدر مصلحی اینگونه بنظر می رسد که آیت الله خامنه ای به درجه ای از ناراحتی از رفتارهای محمود احمدی نژاد رسیده که ناچار شده با صرف هزینه از خود، جلوی کنار رفتن آقای مصلحی را بگیرد.

این ناراحتی به گونه ای در قضیه برکناری منوچهر متکی هم ممکن است وجود داشته است، اما این بار به نظر می رسد که آیت الله خامنه ای با صدور دستور کتبی، سطح قضیه را بالاتر برده و مثلا به جای بیان شفاهی خواست خود، ترجیح داده این قضیه صورت کاملا رسمی داشته باشد و به اصطلاح، در پرونده کاری آقای احمدی نژاد ثبت شود.

هنوز بطور دقیق مشخص نیست که علت استعفای حیدر مصلحی چه بوده است، آیا وی خود به نشانه اعتراض و انتقاد استعفا داده یا در عمل توسط بخشی از دولت برای کنار رفتن تحت فشار بوده است.

خبرها و واکنش های مختلف هنوز تصویر دقیقی از این ماجرا ارائه نکرده اند. اما بنظر می رسد که این استعفا بخشی از بازی قدرت میان حناح های مختلف ایران است. در گذشته هم وزرای به اصطلاح وابسته به بیت رهبری مانند صفار هرندی و غلامحسین محسنی اژه ای به خاطر اعتراض به تعلل آقای احمدی نژاد در پس گرفتن تصمیم انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی رییس جمهوری کنار گذاشته شده بودند. این بار دلایل این استعفا از کنار گذاشته شدن یکی از معاونان وزارت اطلاعات تا مجموعه ای از عوامل دیگر، در نوسان است.

برخی کناره گیری آقای مصلحی و بازگشت وی به اصرار رسمی آیت الله خامنه ای را به مجموعه ای از اطرافیان آقای احمدی نژاد مربوط می دانند که اسفندیار رحیم مشایی را در راس آن می بینند. ممکن است برخی هم تکروی های محمود احمدی نژاد را عامل اصلی این مساله بدانند.

حق نشر عکس ISNA
Image caption برخی کناره گیری آقای مصلحی و بازگشت وی به اصرار رسمی آیت الله خامنه ای را به مجموعه ای از اطرافیان آقای احمدی نژاد مربوط می دانند که اسفندیار رحیم مشایی را در راس آن می بینند

اما عاملی که در این مورد یا موارد مشابه در پشت صحنه حضوری قوی دارد، دیدگاههایی است که با توجه به دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری ایران حرکت و عمل می کنند.

از منظر تحلیلی، شاید آیت الله خامنه ای با ترجیح دادن این گونه دخالت مستقیم، بنوعی به اطرافیان خود نشان داده که از موجی حمایت می کند که طی هفته های گذشته در حمله به آفای رحیم مشایی از همه تریبون ها، از روحانیت گرفته تا مطبوعات، هماهنگ عمل می کنند.

روزنامه کیهان در سرمقاله ای به قلم حسین شریعتمداری با عنوان "چه کسانی در ماجری عزل مصلحی فتنه کردند؟"، با نگاه به انتخابات آینده ریاست جمهوری حتی پیش بینی کرد که حتی اگر فردی (مانند رحیم مشایی) از فیلتر شورای نگهبان هم رد شود بازهم احتمال رای آوردن او بسیار ناچیز است و به تعبیر کیهان، از آرا مهدی کروبی که کمتر از آرا باطله بود، هم کمتر خواهد بود.

آنچه در اینجا می تواند اهمیت یابد نحوه صف بندی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این منازعه است.

سپاه پاسداران بنوعی از عوامل اصلی و محوری روی کارآمدن محمود احمدی نژاد تلقی می شود، بسیاری از عناصر سپاه در دولت آقای احمدی نژاد حضور سیاسی و مسئولیت دارند، پروژه های بسیاری به سپاه پاسداران سپرده شده و حجم پولی که بین دولت و سپاه در این زمینه رد و بدل می شود، پیوندها و هواداری هایی ایجاد می کند.

از طرفی سپاه پاسداران با محور قرار دادن رهبری، تمام نگاههای ایدئولوژیک و عملیاتی خود را روی فرمانبرداری مطلق از آیت الله خامنه ای قرار داده است. این نیرو در حال حاضر به اذعان فرماندهان ارشدش بنوعی از شکاف ناشی از انتخابات ریاست جمهوری رنج کشیده است. یک مقام ارشد دیگرو این نیرو اعلام کرد که عملیات برخورد با آنچه "فتنه" خوانده شد، تنها بر دوش "عناصر خاص" قرار داشته است. ولی در عین حال، این نیرو در حال حاضر بااصطلاح رابطه مرید و مرادی با شخص آیت الله خامنه ای بر قرار کرده که احتمال گرایش سپاه پاسداران به جناح محمود احمدی نژاد را ناچیز جلوه می دهد.

از طرفی، تحولاتی که در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران طی سالهای اخیر اتفاق افتاده نشان از تلاش گسترده ای دارد که در صدد بازآرایی صف مدیران و عناصر کلیدی آن وزارتخانه به نفع جناح خود هستند. چندی پیش نگرانی ناشی از استعفا یا بازنشستگی عناصر قدیمی وزارت اطلاعات در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در مجلس بازتاب داشت. برخی از ضرورت حفظ افراد قدیمی و کارکشته دفاع می کردند و نسبت به تهی شدن این نهاد کلیدی از افراد متبحر و کار آزموده هشدار می دادند.

در عین حال برخی مدیران بلندپایه این وزارتخانه در دوران آقای احمدی نژاد از این نهاد جدا شده اند که بخشی به خاطر جابجا شدن کرسی وزارت و بخشی بخاطر دست بردن دولت برای گماشتن عناصر مورد اعتماد خود در آنجا بوده است. همین روند احتمالا باعث شد تا برخی بدنبال ابتکار تبدیل وزارت اطلاعات به سازمان اطلاعات برآمده اند، بحثی همیشگی که طی دو دهه گذشته، طرفداران و مخالفان خود را داشته است.

از این رو، برخی ناظران ممکن است به استعفای حیدر مصلحی، یا به عبارت کیهان، "عزل" مصلحی، به دیده یک نقطه عطف در شکل گیری فصل تازه ای از آرایش های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران نگاه کنند.

در فصل جدید، این احتمال وجود دارد که طیف محافظه کار و بنیادگرا برای تسویه سیستم از وجود افرادی که به قطبی تهدیدآمیز برای آنها تبدیل شده اند، وارد عمل شود. و در این چارچوب با در نظر گرفتن سهمی که محافظه کاران و بنیادگرایان در سایه محوری همچون آیت الله خامنه ای دارند، بعید بنظر می رسد که جناحی مانند طیف آقای رحیم مشایی و محمود احمدی نژاد شانسی برای ابراز وجود پیدا کند.

محمود احمدی نژاد، از نظر محافظه کاران، عدم تبعیت خود از استانداردها و انتظارات را ثابت کرده و با ایستادن پشت عناصری همچون آقای رحیم مشایی، خشم جناح یاد شده را برانگیخته است. وی در نزد جناح مخالف و افکار عمومی متمایل به جنبش موسوم به سبز، از وزنی برخوردار نیست و در کشاکشی که در تسویه حساب دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری براه خواهد افتاد احتمالا این طیف به همان سرعتی که در صفحه سیاسی ایران ظهور کرد، از عرصه رخت برخواهد بست.

مطالب مرتبط