احمدی نژاد : خودسری یا چرخش استراتژیک

حق نشر عکس Press TV
Image caption ماجرای مناقشه میان رهبر و رییس جمهوری ایران بر سر وزارت اطلاعات به آقای محسنی اژه ای فرصت داده است تا گلایه های کهنه خود را از رفتار آقای احمدی نژاد بازگو کند

غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور اطلاعات تازه ای در باره رفتار محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران در ماجرای برکنار کردن وزرای خود به دست داده است .

سخنان آقای محسنی اژه ای اطلاعاتی را به طور رسمی تایید می کند که پیش از این در باره نحوه رفتار آقای احمدی نژاد با همکاران خود منتشر شده بود و طی آن رفتار رییس جمهوری ایران دور از آداب متعارف و توهین آمیز تلقی شده است.

آقای محسنی اژه ای نحوه برخورد آقای احمدی نژاد در برکناری حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات را " توجیه ناپذیر " توصیف کرده و در مورد برکناری خودش و دیگر وزاری برکنار شده در دولت پیشین آقای احمدی نژاد گفته است " ما خودمان هم نفهمیدیم چگونه و چرا ما را کنار گذاشتند."

آقای اژه ای در روز سوم مرداد ۱۳۸۸ توسط آقای احمدی نژاد از وزارت اطلاعات برکنار شد.

در آن زمان محسن صفار هرندی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از کار کنار گذاشته شد و گفته شد که علت کنار گذاشتن تعدادی از وزرا اعتراض آنها به بی اعتنایی آقای احمدی نژاد به دستور رهبر ایران مبنی بر عدم انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهوری بوده است.

دو وزیر برکنار شده دیگر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی بودند که گفته شد آنها هم درماجرای انتصاب آقای رحیم مشایی به رییس جمهوری مخالف بوده اند.

روایت برکناری ۴ وزیر

حالا آقای محسنی اژه ای می گوید که نمی داند که رهبر ایران از برکناری اش اطلاع داشته یا نه اما تایید می کند که رهبر ایران از قصد آقای احمدی نژاد برای برکناری آقای مصلحی اطلاع نداشته است.

دادستان کل کشور گفته است که در بعد از ظهر یک روز کاری توسط معاونش از برکناری خود مطلع شده است. معاونی که به آقای اژه ای گفته است که انجام سرپرستی وزارت اطلاعات به او پیشنهاد شده است.

بنا بر روایت آقای محسنی اژه ای وقتی او قصد داشته برای شرکت در جلسه هیات دولت راه بیافتد راننده اش به او اطلاع داده است که گفته شده است آقای اژه ای به جلسه هیات دولت نرود و به جای آن به دفتر رییس جمهوری برود.

آقای محسنی اژه ای می گوید که توسط رییس دفتر رییس جمهوری از حضور او و آقای صفار هرندی در جلسه هیات دولت جلوگیری شده و به آنها خبر داده شده که عزل شده اند.

آقای محسنی اژه ای با لحنی گلایه آمیز در باره رفتار آقای احمدی نژاد سخن رانده و گفته است که تصمیم آقای احمدی نژاد آنچنان شتاب زده بوده است که سبب شده است هیات دولت ایران از حد نصاب لازم برای قانونی بودن بیافتد.

در آن زمان افتادن دولت از حد نصاب قانونی که لازمه آن گرفتن دوباره رای اعتماد از دولت است از سوی منتقدان حکومت ایران مطرح شد اما دولت ایران آن را رد کرد و مجلس آن را نادیده گرفت.

سخنان دادستان کل کشور و هم پیمان سیاسی پیشین آقای احمدی نژاد بار دیگر مساله اختلاف بر سر عزل آقای مصلحی را به یک ویژگی ساختاری در رفتار رییس جمهوری ایران پیوند زده است.

چاقویی که دسته خودش را می برد

پیش از این طرز سخن گفتن آقای احمدی نژاد که از دید منتقدان بدون ملاحظه ادب و آداب متعارف است ، مورد انتقاد قرار گرفته بود تا جایی که از نمایندگان مجلس و صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه به آقای احمدی نژاد تذکر دادند که در سخن گفتن آداب و ملاحظات را در نظر بگیرد.

آنچه اکنون مورد توجه بیشتر قرار گرفته رفتار آقای احمدی نژاد است که منتقدان آن را خودمدارانه و نسنجیده و همراه با بی احترامی حتی به همکاران نزدیک خود توصیف می کنند.

طرفداران آقای احمدی نژاد این گونه رفتار ها را به قاطعیت و استواری شخصی آقای احمدی نژاد نسبت می دهند و آن را تحسین می کنند.

اما اکنون منتقدان می گویند که نوع رفتار آقای احمدی نژاد تنها به نشان دهنده ویژگی شخصیتی او نیست بلکه دارای پیامد های سیاسی است که حتی نزدیکان آقای احمدی نژاد را نگران کرده است.

پیش از این مخالفان حکومت ایران و معترضانی که به بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ اعتراض داشتند رفتار آقای احمدی نژاد را دارای پیامد های ناگوار برای کشور توصیف کرده بودند.

میرحسین موسوی ومهدی کروبی رهبران اعتراضات پس از انتخابات و جنبش اعتراضی سبز در مناظره های انتخاباتی نوع رفتار آقای احمدی نژاد را خودسرانه و دور از عرف و بی ادبانه توصیف کردند و حتی مقابله با این نحوه رفتار را یکی از اهداف خود در مبارزه انتخاباتی دانستند.

با وجود همه انتقادات مطرح شده در باره آقای احمدی نژاد ، رهبر ایران اغلب در باره این انتقادات سکوت کرده و یا از رییس جمهوری ایران حمایت کرده است اما تنها در چند مورد خاص نتوانسته به این انتقادات بی اعتنا باشد.

در دومین دور ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و پیش از مناقشه بر سر برکناری اخیر وزیر اطلاعات ایران دو بار دیگر بر سر انتصاب آقای رحیم مشایی به معاون اولی و تعیین نماینده ویژه رییس جمهور در آسیا و خاورمیانه از سوی رییس جمهوری ، رهبر ایران ناگزیر شد به طور علنی دستور رییس جمهوری مورد حمایت خود را لغو کند.

آقای احمدی نژاد اغلب اقدامات غیر متعارف خود مانند تعیین نماینده در سیاست خارجی یا زیر سوال بردن موقعیت مجمع تشخیص مصلحت یا عزل وزرا را با استناد به حق قانونی رییس جمهوری بر اساس قانون اساسی ایران توجیه کرده است.

توجیهی که اگرچه مخالفان حکومت ایران و رهبران اعتراضات پس از انتخابات آن را اجرای گزینشی و ناقص قانون اساسی می دانند اما روشن است که این استدلال تا حدی دست رهبر ایران و منتقدان درون حکومتی را بسته است.

آقای احمدی نژاد در اغلب موارد ی که اعتراض رهبر ایران را بر عهده داشته به اقداماتی دست زده است که عمدتا محدود کننده قدرت عرفی رهبر ایران است.

شاید همین امر نشان دهد که چرا رهبر ایران تنها در مواردی نسبت به رفتار نامتعارف آقای احمدی نژاد واکنش آشکار نشان می دهد که حوزه قدرت شخصی اش مورد تهید قرار می گیرد و در مواردی که مثلا حق و قدرت نمایندگان مجلس یا گروه های مستقل مدنی و سیاسی نادیده گرفته می شود اغلب از سوی رهبر ایران منتقدان آقای احمدی نژاد به سکوت دعوت می شوند.

به این ترتیب ناظران دیگر نمی توانند این تنش ها را تنها ناشی از الگوی رفتاری آقای احمدی نژاد بدانند بلکه این احتمال بار دیگر مطرح شده است که رییس جمهوری ایران آگاهانه و از روی عمد به تنش با رهبر ایران و روحانیون منسب دار و جناح های نزدیک به رهبر ایران دامن می زند.

آنچه این احتمال را تقویت می کند شاید فایده سیاسی باشد که فضای تنش آلود در دو سال پایانی دوران ریاست جمهوری برای آقای احمدی نژاد و نزدیکانش فراهم می کند.

بر اساس این تحلیل آقای احمدی نژاد با فاصله گرفتن از رهبر ایران او را در برابر مسوولیت سرکوب های پس از انتخابات جنجال برانگیز تنها می گذارد. آن هم در شرایطی که قدرت جهانی مانند اتحادیه اروپا در قطع نامه ای رسما ماموران و آمران سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران را مورد تحریم قرار داده اند.

اکثر چهره های تحریم شده در بیانیه اتحادیه اروپا چهره های امنیتی ، سپاهی و یا انتظامی تحت مسوولیت رهبر ایران هستند.

همچنین آقای احمدی نژاد با جدا کردن هواداران خود که اغلب در قالب گروه های فشار سازمان یافته اند از رهبر ایران به سازمان دهی اتخاباتی خود کمک می کند و اگر موفق شود شورای نگهبان را به مجادله بکشاند می تواند طیف های تندرو را به سوی خود جلب کند.

به این ترتیب به نظر می رسد در فاصله ای کمتر از دو سال رهبر ایران تقریبا با تحقق یافتن هشدار هایی روبرو شده است که پیش از این از سوی چهره های میانه رو مانند اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت و رهبران اعتراضات مطرح می شد.

در آن زمان منتقدان به رهبر ایران هشدار می دادند که نادیده گرفتن اعتراضات به نحوه برگزاری انتخابات و نقض حقوق ملت از سوی آقای احمدی نژاد رهبر ایران را در برابر تندروانی تنها خواهد گذاشت که ماهیتا به هیچ قانونی حتی قانون اساسی ایران پایبند نیستند.

حالا رهبر ایران ناگزیر است رقابت با آقای احمدی نژاد را به جای عرصه های رسمی ، آشکار و قانونی در نزاع های پشت پرده در سپاه پاسداران و دستگاه های اطلاعاتی دنبال کند. نهادهایی که پیش از این برای حمایت از دولت آقای احمدی نژاد بسیج شده بودند.

مطالب مرتبط