هفت روز کتاب؛ نمایشنامه نفوس مرده و شعرهای سفریس

نفوس مرده گوگول به روایت بولگاکف

حق نشر عکس f
Image caption بولگاکف "نفوس مرده" را در نمایشنامه ای کمدی در چهار پرده بازنویسی کرد

رمان نفوس مرده، اثر نیکلای گوگول، رمان نویس بزرگ روسی قرن نوزدهم که او را از بنیان گذاران مکتب ادبی "رئالیزم انتقادی" می دانند، انتقادی است ریشه ای از ستمی که زمینداران روسی آن روزگار بر "سرف" ها، دهقانان وابسته به زمین، روا می داشتند.

گوگول در رمان نفوس مرده با هنرمندی و خلاقیتی کم نظیر، بی بخردی، عقب ماندگی فرهنگی، جهل، خست و ساده لوحی اشرافیتی را تصویر می کند که رو به زوال دارد اما بلاهت و نادانی راه درک زوال و پوسیدگی درونی را بر او بسته است.

رمان نفوس مرده گوگول به گفته الکساندر ترتسن، منتقد بزرگ روسیه "سراسر روسیه آن روزگار را لرزاند" و چون زلزله ای پرقدرت فرهنگ و ارزش های طبقات حاکم روسیه آن روزگار را با طنزی برنده به مضحکه کشاند.

طنز برنده و نگاه تیز و انتقادی گوگول، که در آثاری دیگر او چون بازرس، شنل، دماغ و یادداشت های یک دیوانه نیز با هنرمندی جلوه کرده است، در رمان نفوس مرده او به اوج می رسد.

نام "میخائیل بولگاکف" در جهان ادبیات با رمان درخشان مرشد و مارگریتا سکه خورده است و بسیاری از منتقدان جهان این رمان را از بزرگ ترین و خلاق ترین رمان های تاریخ می دانند.

ساختار چند صدائی و تودرتوی این رمان، تلفیق خلاقانه چند روایت در بافتی منسجم و چند لایه، تخییل غنی که خیال و واقعیت را هنرمندانه درهم بافته است، تکنیک های نو در روایتگری، نوآوری های خلاق در تمهیدهای روایت و طنزی برنده که پوچی، بلاهت و نادانی استبداد استالینی را به مضحکه می کشد، پیرنگ جذاب، ساختار منسجم و بافت پرکشش مرشد و مارگریتا این رمان را به یکی از درخشان ترین آثار ادبی جهان برکشیده است.

بولگاکف پزشک بود اما ترجیح می داد که نان روازنه خود را با کار در تئاتر تامین کند. استبداد استالینی رمان مرشد و مارگریتا را بر نتابید. کتاب ممنوع الچاپ و نویسنده مغضوب و از تئاتر و از اتحادیه نویسندگان رانده و چندین بار برای بازجوئی احضار شد.

بولگاگف علاوه بر رمان مرشد و مارگریتا آثاری دیگری چون دل سگ، گارد سفید و تخم مرغ های شوم نیز نوشت و کوشید تا با بازافرینی آثار کلاسیک،که دستگاه سانسور استالینی اجرای آن ها را مجاز می دانست، بقای حرفه ای خود را در تئاتر روسیه تضمین کند اما آثار دیگر بولگاکف با رمان مرشد و مارگریتا سنجیدنی نیستند و نمایشنامه های برگرفته از آثار کلاسیک او نیز شعله تند غضب استبداد استالیتنی علیه او را کاهش نداند.

بولگاکف رمان نفوس مرده گوگول را در نمایشنامه ای کمدی در چهار پرده بازنویسی کرد اما این بازنویسی لایه ای نو یا نگاهی تازه بر رمان اصلی نیفزود هرچند بولگاکف طنز برنده و زییای گوگول را در قالب نمایشنامه به هنرمندی بازآفرینی کرده است.

نمایشنامه نفوس مرده بولگاکف را آبتین گلکار به فارسی ترجمه و نشر هرمس منتشر کرده است.

شعرهای جورج سفریس، احضار خلاقانه گذشته به حال

حق نشر عکس s
Image caption علاقه و آشنائی کوثری با زبان شعر در ترجمه او از شعرهای سفریس نیز به کار آمده است.

"دستم نمی رسد

دستم به کل وجود تو نمی رسد

انگاه که یکی شده بودی با سکوت

و سایه ات را می دیدم که گاه قد می کشید و گاه کوتاه تر می شد"

جورج سفریس، شاعر بزرگ یونانی که در سال ۱۹۶۳ جایزه ادبی نوبل را به پاداش خلاقیت های شعری خود دریافت کرد، در ایران چندان شناخته نیست اما عبدالله کوثری از بهترین و معتبرترین مترجمان ایرانی است و برخی ترجمه های با ارزش او را نمونه هائی از ترجمه متعالی می دانند.

۳۷ شعر جورج سفریس، همراه با ترجمه فارسی خطابه او به هنگام دریافت جایزه ادبی نوبل، با ترجمه عبدالله کوثری در "مجموعه شعر جهان" انتشارات مروارید منتشر شده است.

یونانیان وارثان یکی از غنی ترین و پیشرفته ترین تمدن ها و فرهنگ جهان باستان اند اما موقعیت کنونی آنان از منظر فرهنگ و تمدن با دیگر کشورهای اروپائی، که بر بستر فرهنگ یونانی بالیده اند، سنجیدنی نیست.

برای یونانیان و دیگران وارثان تمدن ها و فرهنگ های کهن، حسرت دوران طلائی و درخشان از دست رفته را رنج موقعیت نامطلوب کنونی صد چندان می کند و کمتر شاعر یونانی چون جورج سفریس گذشته فرهنگی و اساطیر یونان کهن را خلاقانه به جهان معاصر احضار کرده و به زبان شعر معاصر برکشیده است.

در شعرهای سفریس زبان روزمره کنونی یونان با زبان متعالی تلفیق شده و درون مایه هائی چون تبعید، نوستالژی، اساطیر، حسرت گذشته از دست رفته، غربت، سرگردانی و مرگ در شعرهای او در بافتی خلاق از عاطفه فردی و تفکر غنی شعری شده، تصویر می شوند.

سفریس در اغلب شعرهای خود فرهنگ گذشته یونان و قهرمانان و اساطیر آن را در متن زبان، مسائل و موقعیت معاصر بازآفرینی می کند.

جورج سفریس در سال ۱۹۰۰ در ازمیر در آسیای صغیر، که در آن روزگار به یونان تعلق داشت، متولد شد. در همان شهر به مدرسه رفت اما تحصیلات دبیرستانی خود را در آتن به پایان برد.

خانواده سفریس در سال ۱۹۲۴ به پاریس مهاجرت کرد و سفریس در دانشگاه سوربن پاریس دکترای خود را دریافت کرد و یک سال بعد به آتن بازگشت.

مجموعه شعر نقطه عطف، نخستین دفتر شعر سفریس، که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد، او را به شهرت رساند و دفترهای شعر بعدی او از جمله سراب بر شهرت او افزود.

سفریس در ۲۴ شعر کوتاه دفتر شعری با عنوان اسطوره شناسی، که در ۱۹۳۵ منتشر شد، روایتی معاصر از اودیسه هومر و تصویری هنرمندانه از تبعید و سرگردانی آدمی را در جهان کنونی به دست داد و یکی از کهن ترین متون یونان کهن را با نگاهی معاصر بازآفرینی کرد.

تبعید و سرگردانی در مجموعه شعر دفاتر روزانه او نیز با خلاقیت به عالم شعرهای زیبا برکشیده شدند..

آخرین دفتر شعر سفریس، ۲۸ شعر غنائی، در سال ۱۹۶۶ منتشر شد.

عبدالله کوثری که در سال ۱۳۷۲ مقاله‌ای مفصل را در باره زندگی و شعر سفریس همراه با ترجمه چند شعر او در مجله "مترجم" منتشر کرد، اغلب شعرهای مجموعه حاضر را از ترجمه انگلیسی رکس وارنر به فارسی برگردانده است.

کوثری در ترجمه شعرهای سفریس نیز کوشیده است تا با وفاداری به ساختار نسخه اصلی ترجمه ای روان و زیبا به دست دهد.

عبدالله کوثری از دهه های چهل و پنجاه شعر سروده و از شاعرانی بوده که احمد شاملو آثار آنان را می پسندید و در مجله خوشه، که در دهه چهل سردبیر آن بود، چاپ می کرد. علاقه و آشنائی کوثری با زبان شعر در ترجمه او از شعرهای سفریس نیز به کار آمده است.

"این‌جا در زیرزمین آب‌انباری ریشه دوانده‌ست

مغاک آب‌های پنهان که گرد می‌آیند.

بامش بازتاب می‌دهد صدای گام‌ها را.

ستارگان با دلش درنمی‌آمیزند.

و روز که قد می‌کشد، می‌گسترد و بسته می‌شود

دستی به آن نمی‌رساند."

مطالب مرتبط