بررسی روزنامه های صبح تهران؛ سه شنبه ۱۳ اردیبهشت

همه شک ها در مورد مرگ بن لادن و غیبت رییس جمهور

روزنامه های امروز صبح تهران عکس و خبرهائی پیرامون کشته شدن اسامه بن لادن را در صفحات اصلی خود آورده اما در مقالاتشان شک و تردیدهائی را مطرح کرده اند از جمله این سئوال که آمریکا چطور ده سال از بن لادن در کنار شهر اسلام آباد بی خبر بوده است. ادامه انتقادها از محمود احمدی نژاد به خاطر قهر و خانه نشینی یازده روزه، گفتگوی دولت و مجلس بر سر وزارت خانه های جدید و بی اعتنائی دولت با قانون از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

همه شایعات درباره بن لادن

"بازی انتخاباتی اوباما با جسد بن لادن" تیتر اول قدساست، جام جم نوشته "پایان بن لادن؛ آغاز پرسش ها"و کیهان خبر داده "آمریکا مزدور خود را کشت".

حق نشر عکس ebtekar
Image caption پایان افسانه اسامه، صفحه اول ابتکار

مردم سالاری در سرمقاله خود ضمن انتقاد از عروسی خاندان سلطنتی بریتانیا نوشته خاندان ملکه با صرف حداقل 2 میلیون پوند برنامه ریزی دقیق و سوار بر موج رسانه ای همسوی آنها بردی را کسب کردند که چندین هزار پوند را می طلبید تا این گونه صدر اخبار جهان و اذهان عمومی را تسخیر کنند. در این بین برخی چرتکه به دست گرفتند تا سود و زیان ریخت و پاش تاریخی لندن را حساب کنند.

در ادامه این مقاله آمده زمانی که هنوز هم ذهن ها درگیراین بازی بزرگ عروسی بود، باراک اوباما همه را شوکه کرد. اسامه بن لا دن توسط تفنگداران ویژه آمریکا کشته شد و این یعنی فاتح جنگ با مرد کابوس 11 سپتامبر ظرف 10 سال گذشته باراک اوبامای دموکرات بوده است. اسامه، همچون شبحی سیاه به آمریکا و غرب ضربه می زد و می گریخت; سرویس های امنیتی غرب به هر دری می زدند به در بسته می خوردند.

سرمقاله مردم سالاری نقل کرده که در زمان جورج بوش، رهبر القاعده در محاصره نیروهای آمریکایی گرفتار شد اما به دلیل هراس از تبعات مرگ بن لا دن او آزاد شد و به کوهستان های پاکستان گریخت. پایان کار بن لا دن در این برهه زمانی برای واشنگتن همانند عروسی پرنس ویلیام سود زیادی خواهد داشت. با وقوع انقلا ب های دومینویی در خاورمیانه گرچه ظرف چند ماه گذشته اثبات شد القاعده به مرگ سیاسی مبتلا شده است.

حق نشر عکس arman
Image caption کشته شدن پرحاشیه اوباما، صفحه اول آرمان

محمد ابراهیم طاهریان در آرمان نوشته کشته شدن بن لادن در مسائل داخلی آمریکا نیز تاثیرات وسیعی خواهد داشت. اما از نظر آثاری که این اتفاق در منطقه خاورمیانه خواهد داشت باید اشاره کرد که عموما نسبت به کارکرد رهبر القاعده این باور بود که نقش مهمی را در منطقه دارد. با این وجود پس از تحولات شمال آفریقا و خاورمیانه از آنجایی که ردپایی از حضور القاعده دیده نشد این نظر پررنگ شد که این جریان علیرغم اینکه خاستگاهش کشورهای عربی و عربستان بوده، نتوانسته کار جدی انجام داده و دچار مرگ سیاسی شده است.

به نوشته سفیر پیشین ایران در اسلام آباد در این مقاله: در تحولات ماه های گذشته در شمال آفریقا و کشورهای عربی، جریان های افراطی از جمله القاعده تاثیری نداشته و جایگاهی از آن ها دیده نشده است.

محمود صدری هم در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته مرگ اسامه بن‌لادن، آمریكایی‌ها و احتمالا بسیاری كسان دیگر را در گوشه و كنار جهان خرسند كرده است؛ اما آیا این مرگ، دستاوردی فراتر از تشفی‌ خاطر بازماندگان حادثه 11 سپتامبر و رضایت رهبران آمریكا از «اجرای عدالت» را در پی خواهد داشت؟ بعید است! زیرا آثار روانی این واقعه به‌زودی فروكش می‌كند و واقعیتی كه پابرجا می‌ماند، «پدیده بن‌لادن» است كه نمی‌توان آن را در شخص «اسامه» خلاصه كرد.

در ادامه این مقاله آمده اكنون كه بن‌لادن مرده است، مطلوب آمریكا این است كه این واقعه را پایان افسانه القاعده بداند؛ حال آنكه بسیار بعید است، این‌گونه باشد. شبكه القاعده دیری است كه از حد تشكیلات سازمان یافته فراتر رفته و ظاهرا به هسته‌های پراكنده و احیانا خودجوش تبدیل شده است و بود و نبود بن‌لادن بر كاركرد آن تاثیر تعیین‌كننده ندارد.

به نوشته دنیای اقتصاد حال كه بن‌لادن مرده است، انگیزه مشترك چندانی برای تهران و واشنگتن باقی نمانده است و آمریكایی‌ها ناگزیرند معركه افغانستان را حدفاصل دو همسایه ناهمراه با آمریكا، (پاكستان و ایران) اداره كنند. رابطه آمریكا با عربستان هم تا حدودی از واقعه مرگ بن‌لادن تاثیر خواهد پذیرفت، آمریكایی‌ها در سال‌های اخیر از بیم خیزش حامیان بن‌لادن در عربستان، با حاكمان ریاض از در مدارا وارد شده بودند؛ اما حال كه بن‌لادن مرده است، احتمالا در برابر عربستان رویه سختگیرانه‌تری پیش خواهند گرفت.

کسی نمی تواند قهر کند

آرمان در صفحه اول خود از زبان مشاور سپاه پاسداران نوشته "کسی نمی تواند قهر کند" و رسالت از قول مدیر آن روزنامه نوشته "رییس جمهور از گروه منحرف تبری جوید". همین روزنامه در سرمقاله خود با اشاره به قهر یازده روزه رییس دولت نوشته رئیس‌جمهور گفته دلایل خانه‌نشینی چند روزه را در دل خود نگه می‌دارم. خوب اگر قرار است این دلایل در دل ایشان بماند بنابراین "خانه نشینی" در تاخیر اجرای حكم رهبری بلا موضوع می‌شود. این نگهداری راز آلود می‌توانست 10 روز پیش هم صورت گیرد، تا این همه حاشیه پدید نیاید.

نکته دیگری که این روزنامه بدان پرداخته این است که رئیس‌جمهور طی سال‌های خدمت در دولت نهم و دهم بسیاری از وزرا و همكاران خود را عزل كرده است و هیچ كس دلایل عزل را از او نپرسیده است. صرفا به این دلیل كه در قانون اساسی چنین حقی به اوداده شده است، كسی معترض نبوده است. اما وی در نصب معاون اول و عزل وزیر اطلاعات با مخالفت مقام معظم رهبری روبه‌رو شد. احمدی‌نژاد در اولی با یك تاخیر چند روزه و در دومی با یك تاخیر 10 روزه و قهر و خانه‌نشینی امتثال امر كرد.

رسالت اضافه کرده این تردید یا تامل برای چیست؟ مگر نه این است كلیه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌ها و عزل و نصب‌های دولت به دلیل تنفیذ رهبری مشروعیت دارد؟ پس تاخیر در عمل چه توجیهی دارد؟ تردیدی نیست یك جریان در نوع روابط دولت با قوا، رئیس‌جمهور با ولی فقیه و در نهایت رابطه رئیس‌جمهور با مردم اخلال می‌كند و بی‌اعتنایی رئیس‌جمهور به این نقدها و حمایت بی‌چون و چرا از این جریان ممكن است بار دیگر او را در خدمت به مردم دچار مشكل كند.

غلامرضا کمالی پناه در سرمقاله ابتکار نوشته معنی کاملاً واضح است. رئیس‌جمهور عمداً رفته بود، حالا برگشته است. نیازی هم به لاپوشانی نیست. در این سیزده روزی که برای دولت دهم نحس بوده، سایه سنگین و ترس‌آلودی بر فضای سیاسی جامعه چیره شده بود. مسئله‌ای ایجاد شده بود که به گفته رئیس‌جمهور «میان ایشان و رهبر معظم انقلاب» بوده است. خیلی ساده است؛ وزیر اطلاعات بنا به مصلحتی استعفا داد یا برکنار شد و بنا‌بر مصلحت بالاتری رهبر انقلاب مانع این کار شد. آقای احمدی‌نژاد هم ترجیح داد که در این وضعیت تأمل کند و به نوعی با تعمد از رفتن به محل کار خویش خودداری نماید. رسانه‌های زیادی به این موضوع پرداختند هرکسی از ظن خود یار این وضعیت شد و از نگاه خویش به این مسئله نگریست.

به نظر این مقاله نظام نشان داد که ظرفیت زیادی برای حل مشکلات خویش دارد. به تعبیر دیگری، سران نظام نشان دادند که تحمل مخالفت را دارند. رئیس‌جمهور در فرمان رهبر (بالاترین مقام کشور) تأمل می‌کند و در پذیرش آن از زمان کمک می‌خواهد، از رفتن به محل کارش امتناع می‌کند و درنهایت، پس از بحث و بررسی چند و چون کار و مذاکره، تن به مصلحت می‌دهد و با صدای رساتری می‌گوید که تابع ولی فقیه زمان است. رهبر انقلاب بارها گفته‌اند که انتقادپذیر هستند و رفتار رئیس‌جمهور در چارچوب مصالح نظام، که یکی از آن‌ها نقدپذیری و نقدشدگی است، نباید تعجب‌برانگیز و سرزنش‌آمیز باشد.

دومین موضوعی که ابتکار بدان پرداخته این است که غیبت رییس دولت نشان داد که سطح اخلاق سیاسی در جامعه تا چه اندازه افت کرده است. مخالفان با دمشان گردو می‌شکستند که احمدی‌نژاد و دولتش سرنوشت بنی‌صدر را پیدا می‌کند و مدام به شبیه‌سازی‌ها دامن می‌زدند و برخی هم با اشاره از وقوع پیش‌بینی آقای هاشمی سخن می‌راندند که البته با حرکت اخیر رئیس‌جمهور و برگشتن به محل کارش، تا اندازه‌ای صدای طبل مخالفان فروکش کرده است. اما در این میان، بسیاری از موافقان وی دچار سستی شدند.

دولت و وزارت خانه بی قانون

"وزیران راه و ورزش باید معرفی شوند" تیتر اصلی مردم سالاریاست، جهان صنعت در عنوان اصلی خود نوشته "اعلام یک وزارت خانه پیش از رای مجلس"، سیاست روز از "اختلاف بر سر وزارت راه و مسکن" خبر داده و آرمان نوشته "اخطار مجلس به دولت برای سامان ندهی وزارت خانه ها".

مریم بابایی‌ در سرمقاله جهان صنعت نوشته مهلت قانونی برای سرپرست وزارت راه‌وترابری به پایان رسیده و دولت در حالی این مدت را تمدید نکرده که بحث ادغام دو وزارتخانه مسکن و راه را نیز به صورت رسمی و براساس قانون به مجلس ارایه نداده است. ابوترابی اعلام کرده احتیاجی به معرفی سرپرست جدید نیست و وزیر وقت مسکن و سرپرست اسبق وزارت راه هم با قاطعیت گفته ادغام صورت گرفته و وزیر این وزارتخانه‌های ادغام شده نیز خود اوست. در تجمیع این خبرها و تحلیلی خلاصه به خوبی می‌توان چرخه این اقدام‌ها را در جایی مثل مجلس دید که می‌لنگد.

به نوشته این مقاله همین دوگانگی افعال مورد استفاده نیکزاد و دستان خالی نمایندگان از لایحه‌ای قانونی برای ادغام به خوبی گویاست که دولت باز هم فراتر از مجلس و حتی قانون اساسی فکر و سخنرانی کرده تا خود جامه‌ای به دلخواه خود بریده و بدوزد. نباید فراموش کرد هرچه باشد نیکزاد هم عضو کابینه‌ای است که رییس‌جمهور‌ش پیشتر گفته بود مجلس در راس امور نیست!

محسن حاتم در مقاله ای در روزگار به مصوبه ای در مجلس پرداخته که به دولت امکان می دهد بابت بدهی اش به شرکت های خصوصی سهام شركت های دولتی را واگذار کند به نوشته این مقاله این مصوبه پایانی بود بر بحث ها و دغدغه هایی كه دولت بر سر پرداخت طلب به سازندگان تجهیزات و پیمانكاران بخش خصوصی داشت. پرداخت نشدن این طلب طی سال های گذشته سبب شده بود چرخش نقدینگی در بخش صنعت كشور با مشكلاتی جدی مواجه شود.

به نوشته معاون پیشین وزارت صنایع: وزارت نفت، وزارت راه و ترابری و شركت ملی گاز ایران جزء بزرگترین بدهكاران دولتی به بخش خصوصی اند. كه با مصوبه دیروز مجلس باید امسال از محل واگذاری سهام دولتی این بدهكاری ها پرداخت شود. اگر قرار بود این بدهی از محل بودجه عمومی یا عمرانی پرداخت شود این احتمال وجود داشت باز تاخیری در پرداخت ها صورت گیرد و دولت نتواند بدهی سنگین خود را بپردازد اما این مصوبه راه را برای دولت باز كرد تا با مجوز مجلس بدهكاران خود را راضی كند.

مقاله روزگار اظهار عقیده می کند که اگر بدهی صنعتگران در سال جاری پرداخت شود می توان امیدوار بود نقدینگی چند هزار میلیارد تومانی كه از محل این پرداخت ها به بخش صنعت تزریق می شود رونق كاری را به سازندگان تجهیزات و پیمانكاران بخش خصوصی برگرداند و سرعت اجرای پروژه ها چند برابر شود چراكه با نبود نقدینگی نمی توان امیدوار بود در توسعه عمرانی كشور اتفاقی بیفتد. هستند شركتهایی كه مثالً در ساخت نیروگاه، سد، راه و ساختمان فعالیت می كنند اما به سبب طلب سنگینی كه از دولت دارند ادامه كارشان با مشكل مواجه شده است.

امکانات برادران منحرف

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته یاد گونی های مجانی سیب زمینی (یا گونی های سیب زمینی مجانی) بخیر! چقدر زود آن روزهای خوب و آن گونی های خوبتر برای بعضی ها تمام شد وجای خودش را به قبض های چندصد هزار تومانی گاز داد. حالا اگر شما، خدای ناکرده، جزوآنهایی هستید که حسرت آن گونی های توزیعی را می خورید، به شما نوید می دهم که اگر کمی صبر کنید شاید تا چند وقت دیگر با گونی های مجانی پر از پیاز سراغتان بیایند و دست نوازشی روی سرتان بکشند و دوباره التماس دعا داشته باشند! می پرسید چطور؟

به نوشته این طنزنویس این جریان (که خوشبختانه تا دلتان بخواهد صاحب پست و حکم در قوه اجرایی است) ادعا دارد که در مجلس آینده که انتخاباتش اسفند ماه برگزار می شود، 150 نماینده خواهد داشت که باید به شدت با آن مقابله کنند! از طرف دیگر به دلیل سیاستگذاری های خیلی اصولی در زمینه کشاورزی، این روزها پیاز را از کشاورزان فقط کیلویی 50 تومان می خرند و وضعیت کشاورزان بحرانی است. حال این دو خبر را با هم جمع بزنید و تجربه سیب زمینی راهم به آن اضافه کنید، ببینید چه می شود؟

مردم سالاری اضافه کرده برادران محترم جریان منحرف که پول و امکانات تا دلتان بخواهد دارد و می تواند با مبلغی ناقابل، پیازها را بخرد و گونی های مجانی پیاز را بین مردم تقسیم کند تا شاید بتواند 150 نماینده اش را به دست بیاورد و هیچکس هم نتواند هیچ شبهه ای به کارشان وارد کند. بدین ترتیب پیاز هم کارآیی خودش را نشان می دهد و در عوض در مجلس آینده، کسی دست دولت را در گرانتر کردن آب و برق و گاز نمی بندد و همه چیز به خیرو خوشی تمام می شود.

کارتون روز

حق نشر عکس fars
Image caption هفته کتاب، کارتون محمدعلی خلج، خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط