دولتمردان جادوگر وسقوط گفتمان سیاسی در ایران

مراسم عزاداری فاطمیه حق نشر عکس khamenei.ir
Image caption محمود احمدی نژاد در مراسم عزاداری فاطمیه در دفتر رهبری

چالش روحانیت محافظه کار سنتی، طرفداران ولایت فقیه و اصولگرایان منتقد دولت با گروه محمود احمدی نژاد و دولتمردانی که حکومت اسلامی را نه با ولایت فقیه و فقه سنتی که با مفاهیمی دیگر تعریف می کنند، نه در قالب مفاهیم سیاسی، که در جامه مبارزه با جادوگران و صاحبان توانمندهای متافیزیکی، به گفتمان مسلط سیاسی در ایران بدل شده است.

اتهام سحر و جادو علیه "جریان منحرف نفوذی در دولت" را می توان پوششی برای رقابت های سیاسی،اقتصادی و جناحی در دوران تدارک انتخابات آینده مجلس نیز ارزیابی کرد.

اما باور اعلام شده چهره های برجسته "جریان منحرف" و باور بیان شده مخالفان حکومتی این "جریان" به تاثیر ریاضت و عوامل متافیزیکی بر عالم مادی و در عرصه سیاست، نحوه بیان اتهامات علیه "جریان انحرافی"، قالبی که برای طرح رسانه ای و قضایی دعوا انتخاب شده یا خود را تحمیل کرده است، تمرکز حمله ها،انتقادها و اتهامات نه بر باور به توانمندی های متافیزیکی، که به سمت و سوی ضد ولایت فقیه صاحبان این توانمندی ها، از تنزل و سقوط سطح و عمق فرهنگ و گفتمان سیاسی در ایران حکایت می کنند.

اغلب روحانیون و دولتمردان سیاسی و نظامی و امنیتی، که می کوشند تا با حذف اسنفدیار رحیم مشایی و "جریان منحرف نفوذی در دولت" از پیروزی جناح هوادار رئیس جمهوری در انتخابات آینده مجلس جلوگیری کنند، و حتی گزارش امنیتی روزنامه کیهان روز شنبه 17 اردیبهشت،"جریان منحرف" را به داشتن توانمندهای فوق بشری، که از راه "ریاضت و سحر و جادو و ارتباط با عالم غیب" به دست آمده و به بهره گیری از این توانمندی ها در عرصه سیاست و مدیریت کشور متهم می کنند.

سخنگویان این جبهه نامتجانس باور خود را به تاثیر این نیروها در جهان مادی و عرصه سیاست پنهان نمی کنند، اما از مجهز بودن رقیب خود به توانمندهای فوق بشری و از جهت گیری "جریان منحرف" علیه ارزش های فقه سنتی، ولی فقیه و اتوریته روحانیت شیعه خشمگین هستند.

موقعیت دشوار روحانیت در چالش اخیر

در چالش کنونی در باره تاثیر سحر و جادو و عالم غیب بر سیاست و کشورداری موقعیت روحانیت سنتی شیعه از دیگران دشوارتر است.

روحانیت سنتی شیعه در سراسر تاریخ حیات خود با مدعیان رابطه با امام غائب، اقطاب صوفیه، جن گیران، فالگیران، مرتاضان، رمالان، پیشگویان، طالع بین ها، آیینه بین ها و مدعیان ارتباط با عالم غیب خصومت ورزیده است، اما مفاهیم و باورهای پس زمینه این ادعاها و امکان دستیابی برخی انسان ها را به چنین توانمندی هایی تایید کرده و برخی کشف و کرامات را به برخی روحانیون نسبت داده و می دهد.

کلیسای کاتولیک خود را تنها مرجع اعطای مقام قدیسی به انسان ها می داند و روحانیت شیعه نیز بر حق انحصاری خود در تعیین، اعلام و معرفی انسان های بهره مند از کشف و کرامات و رابطه با عالم غیب و امام غائب تاکید می کند.

اما مدعیان توانمندی هایی فوق بشری دو مدعای اصلی روحانیت شیعه یعنی انحصار ارتباط با عالم غیب و امام غائب و انحصار رهبری شیعیان را به چالش می طلبند.

مدعیان توانمندی های متافیزیکی در لایه هایی از مردم نفوذ می کنند که به عالم غیب و دخالت عالم ماوراء در امور جهان مادی باور دارند. روحانیت شیعه این لایه های جامعه را منطقه انحصاری نفوذ خود تلقی می کند و حضور غیر را در این عرصه برنمی تابد.

روحانیت شیعه در سی سال گذشته، و به ویژه به دوران جنگ، رابطه با امام غائب، امدادهای غیبی و حضور و فعالیت مستمر عالم غیب به سود جمهوری اسلامی را تبلیغ کرده و نفوذ مدعیان سحر و جادو و ارتباط با عالم غیب و امام غائب در سال های اخیر پررنگ تر شده است.

جمهوری اسلامی در سی ساله گذشته بیش از صد تن را به دلیل ادعای ارتباط با امام غائب بازداشت کرده و گرایش لایه هایی از مردم به شاخه هایی از تصوف را با زندانی کردن اقطاب صوفیه پاسخ داده است،

سانسور آثاری که در عرف رسمی وزارت ارشاد "مبلغ عرفان کاذب" تلقی می شوند نیز در سال های اخیر شدت گرفته و خبر بازداشت فال گیران به اتهام کلاه برداری و فساد اخلاقی نیز از خبرهای رایج در ایران است، اما نفوذ مدعیان کشف و کرامات و گستره این رخدادها تا کنون به لایه هایی از جامعه محدود بوده است.

هجوم اخیر روحانیت سنتی،محافظه کاران،فرماندهان سپاه و بسیج و دیگر نهادهای امنیتی به گروهی از نزدیکان محمود احمدی نژاد که به سحر و جادو متهم شده اند، از نفوذ مدعیان توانمندی های فوق بشری در بالاترین سطوح سیاسی و از تاثیر این گونه باورها بر مدیریت کلان کشور خبر می دهد و طرفه آنکه مخالفان این مدعیان نیز باور خود را به چنین توانمندی هایی انکار نکرده و تنها به جهت گیری سیاسی صاحبان این توانمندی ها حمله می کنند.

از خلق مفاهیم تا فقر گفتمان سیاسی

گفتمان سیاسی در ایران مشروطه به بعد با افت و خیزهای بسیار همراه و در اغلب موارد و دوران ها از عمق نظری متناسب با زمانه بهره مند نبود، اما سقوط گفتمان سیاسی حکومتی به حد نازل سحر و جادو و ارتباط با عالم غیب رخدادی است تازه که از عمیق تر شدن فقر فرهنگی خبر می دهد.

به دوران مشروطه مفاهیمی برآمده از فرهنگ سیاسی اروپای غربی به جامه ایرانی تقلیل یافت اما این مفاهیم و از جمله "قانون،آزادی و مجلس" به نیازهای دوران پاسخ دادند. مذهبیون سنتی و اصلاح طلب نیز در برخورد با جهان نو مفاهیمی تازه ابداع کردند.

به دوران پهلوی اول گفتمان حکومتی بر مفاهیمی چون "احیاء ملیت و ناسیونالیسم ایرانی" شکل گرفت و گفتمان چپ نیز در تداوم خود در همان بستر پیشین متمایل به «کمونیسم آسیایی» ارتقاء یافت.

در دهه سی برخی مفاهیم پیشرفته "سوسیال دموکراسی" در برابر چپ سنتی حزب توده قد علم کرد. رفرمیست های مذهبی نیز کوشیدند تا سازگاری برداشت های خود از اسلام را با علوم تجربی اثبات کنند.

پهلوی دوم با اصلاحات سال های 40 و 41 ساختار جامعه ایرانی را دیگرگون کرد، اما لایه های حاکم به دوران حکومت او از منظر خلق گفتمان سیاسی فقیر بوده و جز تقلید از برخی مفاهیم رنگ باخته دستاوردی نداشتند.

بدین دوران برخی مفاهیم "چپ نو" در ایران مطرح شد و رفرمیست های مذهبی کوشیدند تا الگوهای مدیریت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را از برداشت های خود از اسلام استخراج کنند.

مفهوم "ولایت فقیه" به دوران انقلاب اسلامی به مفهوم مسلط بدل شد و اصلاح طلبان مذهبی نیز با ابداع مفهوم "مردم سالاری دینی"، 8 سال ریاست جمهوری خاتمی را زمینه سازی کردند.

با رنگ باختن مفاهیم ولایت فقیه و مردم سالاری دینی در سیاست عملی و نظری مفاهیم گذشته از جمله "عدالت اجتماعی" به عرصه سیاست عملی احضار شدند و محمود احمدی نژاد یکی دو سال از برداشت پوپولیستی این مفهوم بهره گرفت.

کارآیی این مفهوم و مفهوم "بازگشت به ارز ش های دوران امام راحل"، که بر تلفیق عدالت اجتماعی در پرتواقتصاد دولتی با حق رقابت محدود جناح های حکومتی بنا شده است، محدود بوده و این مفاهیم نیز در عرصه سیاست عملی و نظری رنگ باخته اند.

در یکی دوسال گذشته گروهی از هواداران محمود احمدی نژاد کوشیدند تا از مفهوم "مکتب ایران اسلامی" بهره گیرند و با واکنش تند روحانیت سنتی محافظه کار رو به رو شدند. این مفهوم بیان دیگری از آن مفهوم قدیمی بود که هویت ایرانی را با دو رکن "ملیت ایرانی و مذهب شیعه" تعریف می کرد.

جمهوری اسلامی در حالی به یکی از گره گاه های تحول نزدیک می شود که جناح های حکومتی توانایی ابداع مفاهیم تازه را از دست داده و گفتمان سیاسی به حد و سطح مبارزه با جادوگران تنزل یافته است.

حکومت حقه جادوگران در گزارش روزنامه کیهان

گزارش کیهان روز شنبه 17 اردیبهشت، به رغم ساختار امنیتی و اطلاعات تایید نشده، اهداف سیاسی چالش های اخیر و فقر گفتمان سیاسی را در ایران تصویر می کند.

بر اساس این گزارش "چهار گروه : فرقه های رمالی، عرفانی، رسانه ای و رانتخوار"،"به موازات و در ارتباط با هم" توطئه ای را برای حذف ولی فقیه تدارک دیده اند.

حق نشر عکس keyhan
Image caption روزنامه کیهان روزنامه ای که مدیر مسئول آن از سوی آیت الله خامنه ای منصوب می شود

اما "چندي پيش نيروهای اطلاعاتی" پس از مشکوک شدن به "مراودات يک جريان خاص انحرافی در دولت با برخی رمالان و جن گيرها"، "يكی از اين افراد را دستگير می نمايند" و او "اعتراف" می کند که "با برخی مسئولين دولتی" در طرحی شیطانی همکاری می کند.

"جريان انحرافی با فشار به مسئولين اين نهاد امنيتی" خواستار آزادی زندانی می شوند "و از رئيس جمهور می خواهند كه شخصا مساله را پيگيری" کند "اما مسئولان اين نهاد امنيتی " بی اعتنا به خواست رئیس جمهوری "عمليات شناسایی اعضای شبكه جريان انحرافی و مرتبطين با آنها را آغاز" می کنند "و كليه فعاليت های آشكار و پنهان اين جريان را تحت رصد قرار می دهد."

متن کیهان تا همین جا برخی دلایل برکناری و انتصاب وزیر اطلاعات را بیان کرده و ساختار آن نشان می دهد که شنود تلفنی و از جمله شنود تلفن های اسنفدیار رحیم مشایی ،رئیس دفتر رئیس جمهوری، از اقداماتی است که در این گزارش با عنوان "رصد کردن" از آنها یاد شده است.

کیهان در ادامه می نویسد:"برخی از اين نفرات نيز در روزهای گذشته دستگير شده و برخی هم فراری و تحت تعقيب هستند."

"يكي از چهره های برجسته اين جريان در برخی از مناسبات سياسی از توان شيطانی و غيرشرعی اين افراد استفاده كرده و برنامه ها، تصميمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصيه های آنان تنظيم می كرده" است.

گزارش امنیتی کیهان در باره هدف های سیاسی جریان منحرف می نویسد:"اين فرقه قائل به نظريه حجتيه نوين براساس رد اصل ولايت مطلقه فقيه است؛ قطب معنوی! ليدر جريان انحرافی براساس اين نظريه، دو اصل "نظام ارزشی حكومت مستضعفين" و "نظام ارزشی حكومت حقه "را القاء كرد و در اين زمينه گفته است كه حكومت مستضعفين با ابزار فقه اداره می شود اما در "حكومت حقه" كسانی بايد حاكميت جامعه را برعهده بگيرند كه واجد قدرت خاصه نيز باشند."

آیت الله خامنه ای تا کنون ادعای "قدرت خاصه" نکرده است، اما در حکومتی که مشروعیت قدرت به نیابت امام غائب مشروط است دارندگان این ارتباط، اگر چون روحانیت شیعه به چنین ارتباطی قائل باشیم، بر آقای خامنه ای ارجح نیستند؟

مطالب مرتبط