زبان فارسی، سنت انقلابی و عمومی کردن گفتار فقهی

Image caption فارسی شدن گفتار فقه شیعه مجال تازه ای برای پژوهش درباره مسائل فقهی پدید آورده است

با پیروزی انقلاب، ادبیات متعهد تنها ادبیات مشروع از نظر حکومت بود و مشکل اساسی نه در محتوای فکر دینی که در کهنه بودن زبان آن دیده شد.

گویی با بیان محتوای فکر دینی به "زبان روز" کنار گذاشتن زبان مغلق و ثقیل آخوندی و کاربرد زبان "شیک" و روزآمد فارسی، به طور طبیعی همه‌ ناباوران به فکر دینی مطلوب حکومت می‌گروند و جز "بیماردلان" و غرض ورزان، از تفکر روحانیان روی نمی‌گردانند.

در سال‌های نخست انقلاب که دارالتبلیغ اسلامی، موسسه‌ معروف آیت الله محمد کاظم شریعتمداری، مصادره و به دستور آیت الله خمینی به دفتر تبلیغات اسلامی واگذار شده بود، دفتر تبلیغات تصمیم گرفت کلاس‌هایی را در "فن خطابه" و "فن نویسندگی" برای طلبه‌ها برگزار کند. در آن دوران، در میان طلبه‌ها چنین شایع بود که از محمدرضا حکیمی، نویسنده‌ اسلامی و دوست نزدیک علی شریعتی دعوت شده بود در کلاس "فن نویسندگی" تدریس کند.

هم‌چنین شایع بود که حکیمی پذیرش این دعوت را بدان منوط کرده بود که اجازه دهند وی از جمله خواندن آثار علی شریعتی را به طلبه‌ها توصیه کند.

وقتی مقامات دفتر تبلیغات چنین شرطی را نپذیرفتند، او هم دعوت را رد کرده و گفته بود: "نویسندگی با انشانویسی فرق می‌کند. چیزی که شما می‌خواهید به طلبه‌ها یاد بدهم انشانویسی است نه نویسندگی."

این داستان واقعیت داشته یا نه، بازتاب بخشی از نگرشی است که در سال‌های اولیه‌ جمهوری اسلامی، نهادهای حکومتی حوزه نسبت به مقوله‌ فرهنگ، ادبیات و زبان فارسی داشتند.

فارسی‌نویسی حوزویان

پس از انقلاب، اتفاق مهم، البته رشد بی‌سابقه‌ی تولید آثار مذهبی، از تاریخ اسلام و ترجمه‌ قرآن گرفته تا نوشته‌های فقهی، اصولی، فلسفی به زبان فارسی است. این شمار آثار دینی فارسی در طول تاریخ بی‌سابقه است.

حق نشر عکس FARS
Image caption درس‌نامه‌های حوزه بیشتر به زبان فارسی است و مدرسان اغلب فاقد تسلط لازم بر ادبیات هستند

طبیعی است که می‌توان تصور کرد چقدر این نوشته‌ها که در قالب‌های مختلف مانند کتاب، مقاله، صدا و تصویر و اکنون رسانه‌های دیجیتال تولید و توزیع شده‌اند، زبان فارسی را دینی‌تر کرده‌اند.

از آن سو، زبان حوزه‌ها هم تا اندازه‌ قابل توجهی کمتر دینی شده است. تقلید از نثرهای مختلف در میان روحانیان رواج یافت؛ از نثر روشن‌فکران دینی پرنفوذ مانند عبدالکریم سروش تا نویسندگان و مترجمان غیرمذهبی.

بر خلاف آن‌چه ممکن است به نظر آید، زبان فارسی جدید حوزویان به هیچ رو عربی‌گرا نیست.

آنان می‌کوشند در رقابت با نویسندگان غیرمذهبی که پادشاهان زبان فارسی امروز به شمار می‌روند، زبانی هر چه فارسی‌تر با واژگان و تعابیری هر چه نوتر به کار گیرند.

اصولا تظاهر پر رنگ به تجدد یکی از ویژگی‌های حکومتی‌شدن حوزه‌های علمیه پس از انقلاب است. این تظاهر افراطی به تملک و تسلط بر هرچه دیگران – به خصوص روشن‌فکران و دانشگاهیان – چیرگی دارند، در فیلم مارمولک، ساخته‌ی کمال تبریزی به طنز تصویر شده است.

در صحنه‌ای از این فیلم، دوست رضا مارمولک به او توصیه می‌کند به سخنان یک روحانی در تلویزیون گوش کند تا طرز سخن گفتن روحانیان را بتواند درست تقلید کند.

اما روحانی در تلویزیون در حال صحبت کردن درباره‌ سینمای هالیوود و رسانه‌های دیجیتال است و یکی در میان، اصطلاحات انگلیسی در جملات‌اش به کار می‌برد. این زبان هیچ نسبتی با زبان شناخته‌شده‌ نخ‌نمای روحانیان ندارد.

رسانه‌های حوزه

جمهوری اسلامی نه تنها روحانیان را بر سر مسئولیت‌های رسانه‌ای در کشور گماشت و ارتباطی منظم اداری میان حوزه‌ علمیه و صدا و سیما و نهادهای فرهنگی دیگر برقرار کرد که سرمایه‌گذاری عظیمی برای تولید رسانه‌های حوزه‌ای انجام داد.

در قلمرو رسانه‌های چاپی، بخشی از آن‌ها تخصصی – مانند آینه‌ی پژوهش، نقد و نظر، کاوش‌هایی در فقه – و بخشی دیگر عمومی – مانند پاسدار اسلام، پوپک ویژه کودکان و زن – است. اکنون شمار مجله‌هایی که در حوزه یا موسسات وابسته به حوزه نشر می‌یابد از صد فزون‌تر است.

حتی مطبوعات عمومی حوزه نتوانست روزنامه‌نگار تربیت کند و البته تربیت روزنامه‌نگار اولویت آن هم نبود. غرض اصلی نشر تعالیم ایدئولوژیک اسلام از طریق مطبوعات بود و در نتیجه به رغم کیفیت چاپی مرغوب، از نظر محتوا، نشریه‌های عمومی اغلب سست‌اند.

البته نشریه‌های تخصصی داوری دیگری می‌طلبد. برخی از این نشریه‌ها مانند آینه‌ پژوهش که خاص کتاب و کتاب‌پژوهی است موفقیت‌های چشم‌گیری داشته‌اند. اما اغلب مدیران این نشریات ناگزیرند فشار سیاسی موسسه‌های حوزوی یا حوزه‌ی علمیه را برای محدودکردن ایدئولوژیک محتوای مجلات خود تحمل کنند.

در عرصه‌ اینترنت و نشر کتاب نیز حوزه‌ی علمیه در مقیاس کشوری از پیشتازان است. چاپخانه‌ی دفتر تبلیغات اسلامی در قم از مجهزترین و روزامدترین امکانات تکنولوژیک چاپ برخوردار است که هم‌چون چاپخانه‌ سازمان اوقاف به طور عمده از کشور آلمان وارد شده است.

حوزه‌ی علمیه هیچ مرز و محدودیت مالی و فنی برای نشر کتاب یا مطبوعات ندارد.

در نتیجه آثار فارسی بی‌شماری در سطوح مختلف تولید شده که عمدتا آن بخش که احیای میراث گذشته است بیشتر ارزش دارد تا آن آثاری که هدف‌شان تبلیغ مذهبی-سیاسی یا توجیه سیاست‌های گوناگون حکومت است.

شکاف نسل‌ها در حوزه

نزدیک به همه‌ کسانی که پیش از انقلاب وارد حوزه‌ی علمیه می‌شدند، جز خواندن و نوشتن، همه‌ آموزش خود را در چارچوب حوزه‌ علمیه می‌گذراندند.

از پیروزی انقلاب به این سو، ورودی‌های حوزه، در پس‌زمینه‌ آموزشی تفاوت مهمی با پیشینیان خود دارند؛ شمار فراوانی از آن‌ها دیپلم یا دست‌کم پایان‌نامه‌ تحصیلات راهنمایی دارند، به ویژه در میان نسل اول پس از انقلاب، برخی نیز دانش‌آموختگان دانشگاه بودند یا در میانه‌ راه تحصیل دانشگاهی – عمدتا به سبب انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه‌ها – به حوزه وارد شدند.

حق نشر عکس ISNA
Image caption در عرصه‌ اینترنت و نشر کتاب نیز حوزه‌ی علمیه در مقیاس کشوری از پیشتازان است

از آن نسل اول، بسیاری طلبه‌‌ها به دانشگاه رفتند، یا شغل طلبگی را رها کردند یا هم‌زمان در هر دو نهاد فعال شدند.

در نسل جدید نیز طلبه‌های بسیاری به دانشگاه می‌روند یا در مراکز پژوهشی-آموزشی حکومتی – حوزوی به تحصیل یا تدریس می‌پردازند.

اگر به یُمن مشروطیت روحانیان انحصار آموزش در ایران را از دست دادند، با جمهوری اسلامی، حوزه‌ علمیه انحصار سلطه‌ آموزشی خود را حتی بر روی طلبه‌ها نیز از دست داد. حوزه‌ی علمیه، دیگر تنها منبع یگانه‌ دانش و آموزش طلبه‌ها نیست.

جدا از آن‌که طلبه‌ها مانند دیگر مردم عادی از مصرف‌کنندگان رسانه‌های داخلی و خارجی، مجاز و غیرمجاز هستند، دست کم در بخشی از آموزش خود حتی تا سطوح دانشگاهی با دیگر شهروندان اشتراک دارند.

این امر موجب شده تا فاصله‌ فکری-فرهنگی-زبانی ژرفی میان روحانیان نسل قدیم و روحانیان به حوزه‌آمده پس از انقلاب پدید آید.

حجت الاسلام مولایی، مدیر امور مدارس حوزه‌ علمیه‌ی قم در نشست مدیریت تحول در حوزه‌های علمیه و رویکرد به نقش مدارس، اردیبهشت‌ماه امسال، گفت: جوانان ورودی امروز به حوزه ادبیات تازه‌ای دارند و «ادبیات اساتید حوزه با ادبیات تازه‌واردان به حوزه یکسان نیست که طبیعتا مشکلاتی را به وجود می‌آورد». وی که سردبیر مجله‌ی افق حوزه نیز هست افزود: "دیگر نمی‌توان با زبان آموزشی گذشته با طلاب نسل امروز ارتباط برقرار کرد."

آموزش زبان عربی

آموزش زبان عربی در حوزه‌های ایران، اکنون به دو بخش تقسیم شده است: آموزش زبان عربی امروز به قصد مکالمه و تربیت مبلغ برای اعزام به کشورهای عربی یا کشورهایی که مخاطبان عرب در آن‌ها یافت می‌شود و آموزش ادبیات کلاسیک عربی که بخش مقدماتی نظام سنتی تعلیم و تربیت حوزوی است.

آموزش زبان عربی، اختیاری است و طلبه‌ها بسته به ذوق و علاقه‌ی خود این درس‌ها را در مراکز وابسته به حوزه مانند دفتر تبلیغات اسلامی می‌گذرانند. اما آموزش ادبیات کلاسیک عربی، اجباری است.

حق نشر عکس FARS
Image caption پیش از انقلاب سعی می‌شد تجدد ادبی و هنری به درون حوزه‌ها برده شود، اما پس از انقلاب، حکومت، روحانیان را به قلمروهای رسانه، هنر و ادبیات دعوت کرد

کیفیت آموزش ادبیات عربی در سه دهه‌ پس از انقلاب به شدت افت کرده است. بسیاری از متون درسی قدیم در صرف و نحو و معانی و بیان و بدیع حذف شده‌اند بدون آن‌که جایگزینی هم‌تراز خود بیابند.

درس‌نامه‌ها بیشتر به زبان فارسی و مدرسان اغلب فاقد تسلط لازم بر ادبیات هستند. از این جهت، حوزه‌ نجف، هم‌چنان برتری خود را در ادبیات عربی، نسبت به حوزه‌ قم حفظ کرده است.

در حوزه‌ مشهد نیز هنوز معدود اساتید نامبرداری در صرف و نحو عربی مشغول تدریس‌اند مانند حجت هاشمی.

در حالی که علمای قدیم قادر بودند متون کلاسیک عربی را به خوبی بخوانند و دریابند، اکنون در حوزه‌های علمیه ایران به ندرت کسانی را می‌توان یافت که بتوانند به آسانی آثار ادبی قدیم از شعر و نثر را بخوانند.

آموزش ادبیات عربی در سطحی است که به شکلی محدود به خوانده شدن متون مذهبی و نیز متون حوزوی – که چیزی میان فارسی و عربی است – کمک کند.

البته شمار بسیار نادری از طلبه‌ها نیز هستند که خود داوطلبانه و خارج از چارچوب حوزه، آموزش ادبیات عربی را جدی می‌گیرند و از راه‌های گوناگون توانایی ادبی خود را افزایش می‌دهند.

آموزش زبان فارسی

در سال‌های نخست جمهوری اسلامی، موسسات حوزوی مانند دفتر تبلیغات اسلامی کوشیدند توانایی تبلیغ روحانیان را از راه آموزش "فن خطابه" و "فن نویسندگی" بالا ببرند.

این کلاس‌ها همچون دیگر درس‌ها مانند "ترجمه" و "ویرایش" همه فرعی و حاشیه‌ای بود و تنها طلبه‌های جوان علاقه‌مند را به سمت خود جذب می‌کرد.

پس از سی سال، شاید بتوان گفت که مجموع این درس‌ها چندان موفقیت‌آمیز نبود؛ نه خطیب نام‌داری در تراز خطیبان پیش از انقلاب از درون حوزه بیرون آمد، نه نویسنده‌ پرآوازه‌ای، نه مترجمی شایسته نه ویراستاری برجسته‌.

این بدان معنا نیست که در میان آن طلبه‌ها هیچ کس مستعد یا کوشا نبود.

بسیاری از طلبه‌هایی که در پی علایق خود در نویسندگی یا شاعری یا ترجمه و ویرایش رفتند، حوزه را ترک گفتند یا دیگر به عنوان چهره‌ای روحانی شناخته شده نیستند.

بر خلاف روحانیت پیش از انقلاب، حوزه‌ی علمیه‌ پس از انقلاب دیگر نیازی به این نداشت که روحانیان را از جمله در قلمرو ادبیات فارسی نیز وارد کند. جمهوری اسلامی، خود "ادبیات و هنر متعهد" را از طریق رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، وزارتخانه‌های فرهنگی و نهادهای مختلف مانند حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی تولید و ترویج می‌کرد که طیف وسیعی از رشته‌ها از ادبیات کودکان و نوجوانان تا سینما را دربرمی‌گرفت.

به نظر می‌رسد پیش از انقلاب سعی می‌شد تجدد ادبی و هنری به درون حوزه‌ها برده شود، اما پس از انقلاب، حکومت، روحانیان را به قلمروهای رسانه، هنر و ادبیات دعوت کرد و از رادیو و تلویزیون تا دانشگاه و روزنامه، خوش‌آمدگوی روحانیان و مدیریت آنان شدند.

در درس‌های عمومی حوزه، زبان فارسی در حد چند واحد معدود گنجانده شد، که بیشتر جنبه‌ صوری دارد.

شعر حوزه

شعر در میان فقیهان اصولا امری مذموم است. قرآن شاعران را سرگردانانی می‌نامد که پیروانی گمراه دارند و سخنی می‌گویند که بدان عمل نمی‌کنند مگر آن‌که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند.

از نظر بسیاری فقهیان شعرخوانی در شب مکروه است؛ با این‌ همه، بسیاری از فقیهان گرایش ادبی داشته‌اند و نظم یا شعر سروده‌اند؛ مطالب فقهی یا علمی را به صورت نظم درآورده‌اند یا در مدح پیشوایان مذهبی شعر گفته‌اند.

به ندرت هم شعرهای غیرمذهبی از فقیهان ثبت شده است. در حوزه‌ علمیه پس از انقلاب، بعضی طلبه‌های جوانان کوشیدند شعر متعهد خلق کنند که از میان آنان جواد محدثی بیش از دیگران شهرت دارد.

اما شعر متعهد مانند ادبیات متعهد خود در بیرون حوزه شکل گرفته بود و حکومت تلاشی برای سرمایه‌گذاری مضاعف در این زمینه در درون حوزه‌ها انجام نداد. به تازگی انجمن شعر حوزه‌ علمیه‌ قم با حضور شصت شاعر روحانی اعلام موجودیت کرده و نخستین جلسه خود را در اسفندماه سال گذشته در مدرسه فیضیه برگزار نموده است.

کیفیت شعر این شاعران به نسبت در سطح نازل‌تری از دیگران قرار دارد.

افزون بر این، «شعر حوزه» جز آن‌که شاعران آن حوزوی هستند، تمایز دیگری با شعر متعهد و مذهبی-انقلابی تولید شده در جاهای دیگر ندارد.

زبان فارسی و ذهن فقهی

حق نشر عکس FARS
Image caption پس از انقلاب اسلامی تولید آثار مذهبی به زبان فارسی رشد بی سابقه ای یافت

تأثیر زبان فارسی بر ذهن فقهی در سه دهه‌ گذشته آن قدر پیچیده است که باید موضوع پژوهشی گسترده قرار گیرد. فارسی شدن گفتار فقهی در این سه دهه، به بسیاری از غیرروحانیان مجال داد تا بتوانند درباره‌ی مسائل فقهی مطالعه، پژوهش و داوری کنند.

به عبارت دیگر، فارسی شدن گفتار فقهی، این گفتار را بسی پیش‌تر از گذشته وارد عرصه‌ عمومی و مباحثات علنی کرده است. در عین حال، معلوم نیست این روند چه اندازه به افزایش قدرت اقناع گفتار فقهی کمک کرده باشد.

مولدان فکر فقهی هم‌چنان در درون منظومه‌ معرفتی سنتی می‌زیند، چنان‌که از مشروطیت به این سو اتفاق بنیادینی در جامعه‌ی ایران نیفتاده است.

کسانی که تغییراتی در اندیشه‌ فقهی پدیدآورده‌اند و کوشیده‌اند آن را به سمت سیستم بازتری پیش برانند، از قضا حاکمان فقیه یا سیاسی کشور بوده‌اند که در بیرون حوزه قرار داشته‌اند.

نزدیک به همه‌ مدرسان بلندمرتبه‌ فقه و اصول فقه در ایران، این دو رشته را فارغ از تحولات سیاسی و اجتماعی یکصد سال اخیر آموزش می‌دهند.