بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت

موج جدید گرانی در راه، تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت حق نشر عکس Jahane Sanat
Image caption موج جدید گرانی در راه، تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

بیشتر روزنامه های امروز صبح تهران گفته های رهبر جمهوری اسلامی را در عنوان های اصلی خود نقل کرده اند که از وضعیت عدالت در کشور ابراز نارضایتی کرده و گفته وضع فعلی عدل رضایت بخش نیست. رونمائی آمار رشد اقتصادی کشور بعد از سه سال که از توقف آن می گذشت، گزارش هائی از موج تازه گرانی ها که در راه است و ابراز نگرانی از وضعیت زندان های کشور از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

خطا بود خط نبود

کیهان در سرمقاله خود ابراز خشنودی کرده که احمدی نژاد همه شرایط را پذیرفت و عملا شرایط کشور عادی شده و دیگر دشمنان دلیلی برای ذوق زدگی ندارند چرا که رئیس جمهور همانگونه که از وی انتظار می رفت و قابل پیش بینی بود تاکید کرد که سرباز ولایت فقیه است و نشان داد که اگرچه مرتکب خطا شده است ولی این «خطا» نشانه ای از «خط» ندارد که نابخشودنی باشد.

حسین شریعتمداری در این مقاله اشاره کرده که در یک نشست دانشجویی یکی از دانشجویان از وی پرسید اگر خدای نخواسته، آقای احمدی نژاد به قهر خود ادامه دهد، تکلیف آن همه حمایتی که از وی داشتیم چه می شود؟ و وی پاسخ داده اگر از خدمات او حمایت نمی کردید جای سؤال بود!... و امروز شاهد خرسندی همان ها هستیم که دیروز دلشوره داشتند و نگران بودند.

علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رییس دولت در سرمقاله روزنامه ایران همچنان خبر از پایان اختلافات داده اما نوشته حالا که داستان تمام شد مایه تأسف بسیار است که برخی افراد با استفاده از تریبون‌های در اختیار و ارائه سخنان سست و کم مایه، این سرمایه بی‌بدیل انقلاب اسلامی و ملت ایران را به بهایی ناچیز عرضه می‌کنند و جایگاه رفیع ولایت را تا حد تبدیل کردن حلال خدا به حرام تنزل می‌دهند و حتی این نکته را گوشزد می‌کنند که ولی فقیه می‌تواند همسر یک فرد را به او حرام کند.

مدیر روزنامه دولت بدون نام بردن از امام جمعه موقت تهران نوشته همین تفکر است که به سادگی بر خدمات بی‌نظیر و درخشان رئیس جمهور به نظام ولایی، چشم فرو بست و بر اساس یک برداشت سطحی، به تحلیل رابطه عمیق، گسترده و چند لایه رئیس جمهور با رهبر معزز انقلاب پرداخت و عوامانه چنین نتیجه گرفت که احمدی‌نژاد از مدار تبعیت از ولایت خارج شده است.

جابه جائی ها در پارکینگ و در سیاست خارجی

ابتکار در سرمقاله خود نوشته با فروکش‌کردن موقتی، یا شاید دائم، گرد و خاک‌های ناشی از اختلافات سیاسی، فرصتی پیش آمده است تا بتوان از منظر سیاست خارجی و دیپلماسی منطقه‌ای، تفاوت‌های این دو رویکرد را بررسی کرد.

این مقاله با اشاره به این که همزمان با جابه‌جایی در دستگاه سیاست خارجی تحولات بزرگ خاورمیانه پیش آمده نوشته در ایران اعتراض‌های گسترده‌ای متوجه همسایگان جنوبی شد. منتها کانون این اعتراضات مکتب قم بود. بیوت مراجع و علمای شیعه در قم و همچنین بسیاری از نهادها و ارگان‌های حکومتی، از جمله مجلس، سپاه‌پاسداران و گروه‌ها و نهادهای مردمی در تهران، به شیوه‌های مختلف به وقایع بحرین اعتراض کردند.

به نوشته این مقاله در اوج ادعاهای تند اعراب همسایه و بیانیه‌ها و شکوائیه‌های تندتر قم و برخی نهادها در پایتخت، وزیر امورخارجه مأموریت یافت که به کشورهایی مانند قطر، عمان، امارات و حتی عربستان و کویت سفر کند تا تنش میان تهران با کشورهای مسلمان منطقه را به حداقل برساند، در حالی که هر چند چندصدایی و تکثر دیدگاه در مسائل سیاسی داخلی در بسیاری از موارد، مورد تأیید و نشاط‌بخش است، اما دوگانگی در عرصه سیاست خارجی و به‌خصوص در رایزنی‌های دیپلماتیک می‌تواند نقش ایران را در مسائل جهانی منفی و متزلزل کند.

مهدی عباسی در سرمقاله مردم سالاری عملکرد احمدی نژاد در مدیریت دولت منحصر به فرد خوانده چرا که حداقل در خصوص انتصاب و عزل وزرای دولت نهم و دهم، نمی توان به مدل والگویی ثابت دست یافت.

به نوشته این مقاله همین رفت و آمدهای زیاد در دولت نهم بود که صدای بسیاری از اصولگرایان را نیز بلند کرد و اگر حکم عزل صفار هرندی نیز در روزهای پایانی دولت اول احمدی نژاد اجرا می شد، چه بسا دولت نیاز به رای اعتماد مجدد از مجلس به دلیل تغییرات فراوان پیدا می کرد. هر وقت هم انتقادی از دولت به دلیل عدم ارائه مدلی برای تغییرات و عزل و نصب های فراوان می شد، رئیس دولت از اختیارات قانونی اش سخن به میان می آورد و از اینکه دولت، یک تیم فوتبال است و مربی می تواند بازیکنانش را تعویض کند. اما همیشه در ذهن افکار عمومی این سوال مطرح بود که علت اصلی این تغییر و تحولات چیست؟

نویسنده سرمقاله مردم سالاری معتقد است اگر چه احمدی نژاد معتقد است امورات وزارتخانه ها عادی است، اما رئیس سازمان بازرسی کل کشور در اولین کنفرانس خبری اش در سال ۹۰، از مناسب نبودن وضعیت وزارتخانه های نفت، صنایع و راه سخن به میان می آورد. با این تفاسیر، مهمترین دغدغه ای که دلسوزان کشور با آن روبرو هستند، حسن اداره امور کشور است که در این خصوص غیرهمسوها با دولت، نقدهای زیادی به دولتمردان دارند.

آرمان در گزارشی با عنوان "خداحافظی در پارکینگ" نوشته مراسم غیررسمی تودیع صادق محصولی از وزارت رفاه و تامین اجتماعی در حالی برگزار شد که هیچ کس از نهاد ریاست جمهوری در آن شرکت نداشت در حالی که در مراسم خداحافظی محرابیان از وزارت صنایع، معاون اول رییس جمهور حضور داشت و از خدمات وی تجلیل کرد.

صادق محصولی که انتخابات جنجالی گذشته ریاست جمهوری را در مقام وزارت کشور برگزار کرد و بعد از آن به وزارت رفاه گمارده شد به نوشته این روزنامه هنگامی با کارمندان این وزارت خانه خداحافظی کرد که در پارکینک داشت وزارت خانه را ترک می گفت.

آرمان احتمال داده که محصولی به دلیل اختلافاتش با یکی از مقام های ارشد اجرائی از کابینه کنار گذاشته شده باشد

رونمائی از آمار دنیای اقتصاد

"رونمائی از رشد اقتصادی" تیتر اول دنیای اقتصاد است و جهان صنعت در گزارش اصلی خود نوشته "رشد اندک اقتصاد کشور".

حق نشر عکس donyaye eghtesad
Image caption رونمائی از رشد اقتصادی، تیتر صفحه اول دنیای اقتصاد

مهدی نوروزیان در گزارش اصلی دنیای اقتصاد نوشته سرانجام از برخی آمارها و اطلاعات اقتصادی رونمایی مقدماتی شد. حسین قضاوی معاون اقتصادی بانک مرکزی در همایش سالانه سیاست‌های پولی و ارزی در مورد آخرین ارقام رشد اقتصادی گفت:‌ در سال ۸۸ رشد اقتصادی با نفت ۵/۳ درصد و بدون نفت ۳/۴ درصد بود.

حمیدرضا طهماسبی‌پور در سرمقاله جهان صنعت نوشته دیروز روز خوبی بود چون سرانجام پس از حدود سه سال عدم انتشار آمارهای مهم و زیرساختی برای کشور، نرخ رشد دو ساله اقتصاد خبری رسمی به خود دید. حالا می‌توان قیاسی برای عملکرد چند ساله دولتی که خود را قانون محور و موفق در بیشتر حوزه‌ها می‌داند در دست داشت و با همین اطلاعات نیم بند از رشد اقتصاد ایران، این حوزه را بررسی دقیق‌تر و وعده‌ها را با حقایق میزان کرد.

به نوشته این مقاله امروز روشن‌تر از قبل است که چرا دولت با خست خاصی در این بخش عمل می‌کرده و چرا به این نتیجه رسیده که هر آماری قابل انتشار نیست! آری به واقع دیروز روز خوبی بود که از زبان دولتمردانی که ریاست کابینه‌اش از خوب بودن وضعیت رشد اقتصادی (در کنفرانس خبری اولش در سال ۹۰) یاد کرده بود، شنیدیم که حرف‌های اقتصادی کارشناسان، خبرگان و رسانه‌های منتقد علمی‌تر بوده و کلی‌گویی نزد چه کسی بوده است.

سرمقاله جهان صنعت نوشته حالا یاد نوشته‌ها و حرف‌های کارشناسان در سال ۸۸ و درست در بحبوحه انتخابات می‌افتم که وضع اقتصاد را نزار می‌دانستند اما دولت در رقابت برای ریاست‌جمهوری انتقاد‌ها را نادیده انگاشتن تلاش خود و دروغگویی علیه خود می‌دانست. آری این اعتراف برای آنکه حرف‌هایش شنیده نشده بود شیرین است اما همزمان زهری است در جان که چرا پیش از این شنیده نشد و شاید امروز هم شنیده نشود چراکه عدم توفیق دولتی که نصیحت نمی‌پذیرد، یعنی زیان مردمی که برایشان می‌کوشیم و این یعنی ناراحتی و غم برای ما.

محمدمسعود سمیعی نژاد، معاون سابق وزارت صنایع و معادن در مقاله ای در روزگار با اشاره به رقم ادعائی از سوی بانک مرکزی به عنوان رشد بخش صنعت و معدن نوشته در سال های ۸۶ تا ۸۹ ارقامی که از سوی بانک مرکزی نیز به تایید رسیده بود بسیار بالاتر از این رقم بود. به عنوان مثال رشد ارزش افزوده بخش معدن ۱/۱۷ درصد اعلام شد. این رقم را که از خودمان نمی گفتیم، رقمی بود که معاونت برنامه ریزی و توسعه وزارت صنایع و معادن و بانک مرکزی آن را تایید کرده بود. حال نمی دانم چه اتفاقی افتاده که به یک باره رقم ۱/۹ درصد از سوی مسوولان بانک مرکزی اعلام می شود.

نویسنده مقاله با تاکید بر این که تصور نمی رود در این شش ماه اتفاق خاصی افتاده باشد و در آمار سال های قبل تغییری صورت گرفته باشد نوشته گفته می شود رشد بخش معدن روندی کاهنده داشته، این در حالی است که بخش معدن سال ۸۸ و اوایل ۸۹ بیشترین رشد را در گروه صنایع و معادن تجربه کرده است.

دکتر فرخ قبادی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته کمتر کشوری را در جهان می‌توان یافت که مسوولانش به اندازه متولیان اقتصاد کشور ما از اهمیتی که برای تولید و اشتغال قائلند، سخن بگویند. کدام کشوری را سراغ داریم که تولیدکنندگانش را جهادگر و اشتغالزایی را عبادت بخوانند؟ در خطابه‌ها و رسانه‌های کدام کشور دلالی و سفته‌بازی به اندازه کشور ما مذموم و ضدارزش قلمداد می‌شوند و فعالیت‌های تولیدی و خدمات اشتغالزا، مصداق بارز ارزش ناب عنوان می‌گردند؟

نویسنده اقتصاددان در جست و جوی علت بی‌توجهی به بحرانی که تولیدکنندگان گرفتارش شده‌اند و هر روز بر دامنه و عمق آن افزوده می‌گردد، به گفته های یک عضو کمیسیون برنامه مجلس استناد کرده که آشکار می کند در جریان بررسی بودجه سال جاری یارانه هائی که به تولید اختصاص داده شده بود حذف شده است.

سرمقاله دنیای اقتصاد پرسیده پس سهم وعده داده شده به تولید از درآمدهای هدفمندسازی (که ابتدا ۳۰ درصد بود و سپس به ۲۰ درصد کاهش یافت)، در این گیر و دار چه سرنوشتی یافته است؟ کارشناسان اقتصادی و نیز اهل کسب و کار، در مورد دلایل این دوگانگی در حرف و عمل، تفسیر‌های گوناگونی دارند. یکی از این گمانه‌ها، به عدم اطلاع مسوولان از شرایط واقعی اقتصاد و به طور مشخص از دامنه بحران کنونی تولید و عوامل تشدیدکننده آن مربوط می‌شود. خوشبختانه (یا متاسفانه) شواهد متعدد دال بر آنند که این توضیح، پایه و اساس محکمی ندارد.

وضعیت نگران کننده زندان ها

ابتکار در گزارشی خبر از وضعیت نامناسب و کمبود فضاها و سرانه زندان های در کشور داده و نوشته این از جمله مسایلی است که همواره در کانون توجه و البته انتقاد جمعی از مسئولین سیاسی-قضایی کشور بوده، اما آنچه که همواره در پاسخ به این انتقادات دیده شده صرفاً بی توجهی ها است که باعث گردیده تاکنون اقدامی در خصوص بهبود این وضعیت صورت نپذیرد.

گزارشگر این روزنامه به نامه رئیس سازمان زندان های کشور اشاره کرده که به رئیس شورای شهر تهران نوشت زندانیان تهرانی، باید به عنوان شهروند محاسبه گردند و از سرانه های شهری مانند سایرین، سهمی داشته باشند. حضور ۳۰ هزار زندانی پایتخت که در این شهر و سایر استانهای همجوار در زندان ها نگهداری می‌شوند، باعث مشکلات خاصی شده است.

ابتکار به نقل از نامه غلامحسین اسماعیلی به مهدی چمران زندانها را شهرک هایی خوانده که درون آن، ده ها هزار نفر ساکنند اما مشکل فقط تهران نیست چرا که چندی قبل امام جمعه اصفهان هم به وضعیت نامطلوب زندان های این استان اعتراض کرده بود و پس از وی معاون اجتماعی قوه قضائیه هم با بیان این که آمار ارتکاب جرم در ایران روند رو به افزایشی پیدا کرده است گفت کف‌خوابی، خوابیدن دو یا سه نفر بر روی یک تخت، خوابیدن نوبتی، خواب در راهروها و خواب در پاگردهای پله‌ها امری طبیعی در زندان‌های کشور است.

درست در چنین زمانی به نوشته روزگار رحیم پور ازغدی در یک سخنرانی از قصاص دفاع کرده و گفته سنگسار برای دفاع از حریم زن و فرزند شماست، سنگسار را در یک کفه ترازو بگذارید.

و وجود ۷۵ درصد مادران مجرد و کودکان بی پدر؛ خشونت کدام یک بالاتر و کدام یک ضدانسانی تر است؟

این استاد دانشگاه به نوشته روزگار گفته است ما با زندان مخالفیم. اسلام بنا را بر پیش گیری از جرم گذاشته و در موارد محدودی حکم زندان آمده است. چرا به جای زندان اردوگاه کار نمی گذارند.

خنده دار؟!

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته: صداوسیما چند وقتی است که احساس می کند این وظیفه سنگین را بردوش دارد که باید مقدار معتنابهی خنده تهیه و به هر شکل ممکن به مردم تزریق کند. احتمالا کسی به مدیران این سازمان گفته مردم غمگین هستند و برای رفع غم به مسائل تلخ (مثل قهوه تلخ!) روی می آورند و آنها به شدت به فکر فرو رفته اند که چرا باید وظیفه ما را افراد دیگر به عهده بگیرند؟! و بعد با یک جرقه در وسط مخ، به این نتیجه بزرگ رسیده اند که تولید سریال های تلخ اکیدا ممنوع است و ساختن مجموعه های کمدی در دستور کار است (البته صداوسیما می گوید مجموعه های طنز! خدا رحمت کند مرحوم گل آقا را که بارها برای آشنا و غریبه توضیح داد که طنز در حوزه نوشتار معنی می دهد وقتی درباره نمایش و فیلم و... صحبت می کنیم باید بگوئیم کمدی، اما کو گوش شنوا؟!).

حق نشر عکس Sharq
Image caption صدقه تلفنی، کارتون کیوان زرگری، شرق

متاسفانه هرچقدر هم که صداوسیما زور بیشتر و بیشتر تری می زند، به جای خنده درمانی، آب درمانی می شود! یعنی مجموعه های کمدی شان، کمی تا قسمتی آبکی می شود، طوری که هرچقدر لودگی به آن اضافه می شود، تاثیری نمی کند و غلیظ نمی شود. احتمالا برای همین هم مسوولان محترم و متخصص به این نتیجه رسیده اند که نمایش همزمان کمدی و ملودرام (یا به گفته مسوولان متخصص این سازمان، تلخ!) همدیگر را مثل اسید و باز خنثی می کنند، پس فعلا برویم سراغ سریال های خنده دار تا مردم را شاد کنیم.

حالا نگاه کنید به برنامه های شاد تلویزیون که این روزها پخش می شود تا ببینید تصمیم جدید این سازمان (یعنی تلخ نه، خنده دار آره!) تا کجا رفته است. مثلا بعضی گفت وگوهای پخش شده به جای اینکه به مسائل مهم و حساس و احتمالا غم بار بپردازد، همچنان به تبلیغ فضای گل و بلبل مملکت می پردازد و حرف هایی تکراری در آن گفته می شود که مثلا قصد دارد مردم را شاد کند اما نتیجه اش را خودتان می دانید که چیست!

طنزنویس مردم سالاری در نهایت نوشته: با این وجود آیا لازم نیست که به مسوولان محترم صداوسیما بگوئیم که جان هرکی دوست دارید بی خیال شادی مردم شوید و همان تلخ و تخلی ها را بچسبید و به مردم بگوئید؛ شاید این جوری مردم کمی تا قسمتی بخندند!

مطالب مرتبط