در گذشت سلطانعلی قاجار؛ رییس ایلی که مدعی نبود

سلطانعلی میرزا حق نشر عکس .
Image caption سطانعلی میرزا، برادرزاده احمدشاه و رئیس ایل قاجار در بیروت متولد شد و در پاریس بزرگ شد و در آن شهر در گذشت

سلطانعلی میرزا قاجار آخرین رییس ایل قاجار، در حالی در نزدیکی هشتاد سالگی در پاریس درگذشت که بازگشت سلطنت به ایران را ناممکن می دانست و از نزدیک به دو قرن پادشاهی مطلقه پدرانش بر ایران دفاع می کرد و اعتقاد داشت که ناصرالدین شاه می خواست تحولی در کشور ایجاد کند و احمد شاه آخرین سلطان قاجار تنها پادشاه دموکرات و عمیقا مشروطه طلب بود.

سلطانعلی میرزا که همزمان با تبعید خانواده قاجار، و هنگامی که سردار سپه خود را شاهنشاه ایران خوانده بود در بیروت به دنیا آمد هفتاد سال از عمر خود را در فرانسه گذراند تا هنگام مرگ گذرنامه ایرانی داشت و بسیار دلبسته ایران بود.

او که روز شنبه در پاریس درگذشت بزرگ ترین پسر از میان برادرزادگان آخرین پادشاه قاجار بود و در حالی که هرگز خود را مدعی سلطنت نمی خواند اما بازماندگان قاجار وی را به ریاست ایل می شناختند. او که دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس داشت از چند سال قبل از انقراض نظام پادشاهی امکان یافت تا به ایران سفر کند و به کشاورزی بپردازد.

فرزند سلطان مجید میرزا [برادر کوچک احمد شاه قاجار] در حالی به ریاست ایل قاجار شناخته شد که هنوز بسیاری از نوادگان ناصرالدین شاه هم زنده بودند که آخرین آن ها پنج سال قبل در لندن درگذشت. او کتابی هم به زبان فرانسه درباره ایل قاجار نوشت که عنوانش بود شاهان فراموش شده .(Les Rois Oublie)

ایل قاجار از دورانی که صفویه محو شد مدعی قدرت در کشور بود اما ناگزیر شد سال ها برای آن بجنگد و سران خود را کشته دهد تا سرانجام در سال ۱۷۹۴میلادی آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار، از آشفتگی ناشی از مرگ کریم خان زند بهره گرفت و بعد از جنگ های سخت تاج بر سر نهاد.

آقامحمد خان که جز در چادر نخفت اما تهران را به پایتختی برگزید و با انتخاب برادر زاده خود فتحعلی میرزا به ولیعهدی، امکان داد که در تهران قصر ها و ابنیه مناسب ساخته شود. او خود در حالی که مرزهای کشور را از سوی شمال گسترش داده و به زادگاه ایل قاجار در شمال دریای خزر رسانده بود هنگامی که قصد داشت مرزها را به آب های آزاد دریای سیاه برساند در قلعه شوشی ترور شد.

فتحعلی شاه دومین پادشاه قاجار در دو دوره جنگ با روسیه، سرزمین هائی را که آقامحمد خان در قفقاز و ماوراء قفقاز به دست آورده بود از کف داد و علاوه بر آن بخش عمده ای از جواهرات و اندوخته های شاهان پیشین [به ویژه نادرشاه افشار] را که آقامحمد خان از افشاریه و زندیه بازگرفته بود، غرامت پرداخت.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار، از آشفتگی ناشی از مرگ کریم خان زند بهره گرفت و بعد از جنگ های سخت تاج بر سر نهاد.

عباس میرزا ولیعهد، مشهور به نایب السلطنه، فرزند بزرگ فتحعلیشاه، که جنگ های با افغان ها و روسیه تزاری را با دلاوری پیش برد و محصلانی برای آموختن به اروپا فرستاد و مستشارانی از فرنگ استخدام کرد، در عین حال شخصیت با فرهنگی مانند میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را به صدارت برگزیده بود، پیش از پدر درگذشت و فرزندش بی کفایتش محمد میرزا برتخت نشست، وزیر با تدبیر پدر را علیرغم قولی که داده بود کشت و بی آن که یادگار مهمی از خود به روزگار به جا بگذارد، در تهران پایتخت درگذشت و سلطنت برای ناصرالدین شاه فرزند خود گذاشت.

ناصرالدین شاه قاجار بزرگ ترین پادشاه قاجار بود که در تاریخ معاصر به شاه شهید شهرت داشت، وی نزدیک به پنجاه سال از ۱۸۴۸ تا ۱۸۹۶ بر اریکه سلطنت بود، نیمه دوم قرن نوزدهم مبدا تحولات بزرگ جهانی بود. این پادشاه که توانست به بسیاری از دستاوردهای علمی جهان میدان دهد. ارتش منظم، پست، پلیس، راه آهن، تاسیس هیات وزیران، بانک، اسکناس، مدرسه، مطبوعات و بسیاری از مظاهر تمدن تازه در دوران وی در ایران راه یافت.

ناصرالدین شاه که تاریخ نویسان وی را آخرین امپراتور ایران خوانده اند در سه سفر خود به روسیه و اروپا با سلاطین و فرمانروایان زمان خود دیدار کرد، به فرمان وی راه ها کشیده شد و کاخ های سلطنتی در شهرهای بزرگ کشور ساخته آمد، برای تهران نقشه جامعی کشید و محروسه ای ساخت و برای نخست بار برای اداره کشور آئین نامه ای تنظیم کرد، بودجه نویسی و تهیه خزانه کشور که بعد ها جواهرات سلطنتی پشتوانه اسکناس خوانده شد به دوران وی شکل گرفت.

این شاه تا زمانی که به دست یک اسلامگرای تندرو کشته شد، پنجاه سال حساس را در قدرت گذراند و هم در زمان وی روابط دیپلوماتیک ایران با جهان برقرار شد. وی علاقه ای وافر به مدرنیزم داشت و در سال های آخر عمر مدام درگیر کشمکشی با سنت گرایان و روحانیون بود که بسیاری از تدابیر وی را مانع شدند. از اثر این کشمکش ها و ارتباطی که بین ایران و همسایگانش پدید آمد، جهشی در اندیشه و مطالبات اجتماعی مردم حادث شد که موجب گردید هشت سال بعد از ترور وی جنبش مشروطه خواهی به راه افتاد و در سال ۱۹۰۶ مصادف با ۱۲۷۵ خورشیدی به پیروزی رسید و به فرمان مظفرالدین شاه پنجمین شاه قاجار ایران در زمره کشورهای صاحب قانون اساسی درآمد.

احمد شاه قاجار نوه مظفرالدین شاه که هفتین پادشاه این سلسله بود با تعهد به قانون اساسی تنها پادشاه دموکرات تاریخ ایران باقی ماند و در دوران سلطنت وی انتخابات آزاد، احزاب سیاسی، روزنامه های آزاد شکل گرفت و او خود هرگز به مقابله با آن برنخاست. برپائی جنگ جهانی اول، تغییر نقشه سیاسی جهان، انقراض تنها امپراتوری مسلمان [غثمانی]، تاسیس اولین کشور سوسیالیستی، از ترکیب ملیت ها و اقوام مختلف در شمال ایران و تاسیس اولین پالایشگاه نفت منطقه در جنوب ایران، نیاز به وجود حکومت های قدرتمند ضد کمویستی را در حاشیه جماهیر شوروی ایجاد کرد. از این تحولات کودتائی شکل گرفت که شش سال بعد به انقراض پادشاهی قاجار، صعود رضاشاه، تاسیس سلسله پهلوی و تبعید احمد شاه و خانواده قاجار انجامید.

احمدشاه، ولیعهد و برادرش محمد حسن میرزا، برادر دیگرش عبدالمجید میرزا و سرانجام سلطان علی میرزا در تبعید اروپا به عنوان رییس ایل قاجار شناخته شدند بدون آن که قدرتی داشته باشند. با مرگ آخرین ولیعهد قاجار، محمد حسن میرزا در لندن، همزمان با جنگ جهانی دوم ، کسی مدعی از این ایل مدعی پادشاهی نشد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption سطانعلی میرزا می گفت مطمئن است که اگر الان ایرانی هست و صحبت از ایرانی هست، آن را از آقامحمدخان و از قاجاریه داریم

سلطان علی میرزا سال گذشته در گفتگوئی با عنایت فانی در علت برقرار نماندن دموکراسی در ایران گفت آن زمانی که احمدشاه در ایران سلطنت می کرد، هنوز کل ملت ایران شاید برای اینکه بتواند در آزادی کامل و آگاهی کامل رای به دمکراسی بدهد آمادگی نداشت. اما این تربیت کم کم و به مرور در ملت وارد می شود و فکر می کنم مثل جاهای دیگر هم شده، رجال آن زمان که رجال خیلی قوی بودند، می توانستند یک دمکراسی رجالی یا بقول فرانسوی ها ارستوکراتیک، درست بکنند و برجا بگذارند که کم کم این سیستم رجالی تبدیل به یک سیستم دمکراتیک بشود.

رییس ایل قاجار در همان مصاحبه در پاسخ این سئوال که "چرا وقتی صحبت از سلسله قاجاریه می شود، اصولا خیلی ها از قاجار به نیکی یاد نمی کنند. بلافاصله معاهده های گلستان و ترکمنچای و از این جور چیزها وسط می آید" گفت:

- اشتباه خیلی بزرگی است. یعنی در قرن هجدهم وقتی افغان ها آمدند و صفویه را از بین بردند اصلا ایرانی دیگر وجود نداشت، بکلی از بین رفته بود، ممالک مختلف شده بود، هرکس یک جایی سلطنت می کرد. و اگر آن داستان ادامه پیدا می کرد اصلا امروزه ایرانی وجود نداشت. این آقامحمدخان بود که تکه های پخش شده ایران را جمع کرد، با قدرتی که داشت و با زحمتی که کشید ایران امروزه را درست کرد. چه ایراد به نظر من احمقانه ای است که از قاجاریه می گیرند. همه مملکت را آنها جمع کردند، واحد کردند و مرکزی کردند. حال بعضی قسمت ها را مجبور شدند بدهند، چون قشون ایران شکست خورد. وقتی آدم شکست می خورد، خب طبیعی است که باید بهای شکست را بدهد. و عباس میرزا همه گنجی که در اختیار داشت داد که آذربایجان را نجات بدهد و آذربایجان که ایران واقعی بود برای ایران باقی ماند. حال در قفقاز یک مقداری از خان نشین ها از بین رفتند که همه ترک زبان بودند و هیچوقت جزو واقعی فرهنگ ایران نبودند، به تمدن ایران و به فرهنگ ایران صدمه بزرگی نخورد.

شما پس در مجموع معتقدید که قاجار به ایران خدمت کردند؟

- من مطمئنم که اگر الان ایرانی هست و صحبت از ایرانی هست، آن را از آقامحمدخان و از قاجاریه داریم. فقط آقامحمدخان ممالک پخش شده را جمع کرد و بعد از آن پایتختی انتخاب کرد، مثل تهران، که پایتخت دائمی برای ایران ماند، نه فقط پایتخت قاجارها بود پایتخت خاندان پهلوی و جمهوری اسلامی هم شد.

مطالب مرتبط