بررسی روزنامه های صبح تهران؛ یکشنبه ۲۹ خرداد

از فاجعه تجاوز جمعی تا گرانی برنج

حق نشر عکس a
Image caption صفحه اول روزنامه حمایت از خداحافظی تهرانی ها با هوای پاک خبر می دهد

روزنامه های امروز صبح تهران در حالی که در تیترهای اول خود از قول مردم بحرین نوشته اند که ما حکومت را نمی خواهیم و آل خلیفه باید برود همچنان درباره حوادث سوریه سکوت کرده اند. فاجعه تجاوز جمعی دیگری این بار در کاشمر موضوع گزارش ها و مقالاتی است که در آن تاکید شده که وضعیت امنیت اجتماعی کشور در خطرست. گرانی نرخ ارز و طلا همزمان با افزایش بهای برنج از جمله مسائلی است که در روزنامه هائی آمده که تعیین اجاره بهای دستوری را مهم ترین گزارش اقتصادی روز دیده اند.

عکس و تیتر صفحه اول روزنامه حمایت از خداحافظی تهرانی ها با هوای پاک خبر می دهد و معتقد است هوای پایتخت باز هم به کما رفت آن هم در روزی که رییس دولت از اهمیت حفظ محیط زیست گفته و تیتر اول روزنامه های دولت است.

تجاوز جمعی، دردی دیگر برای جامعه

"تکرار فاجعه" عنوان اصلی روزگار است و "فاجعه تجاوز گروهی این بار در کاشمر" تیتر اول آرمان.

کیهان در بررسی ناهنجاری های اجتماعی هم پای توطئه های خارجی را به میان کشیده و نوشته سازمان ناتوی فرهنگی دشمن با پمپاژ رسانه ای خود به ترویج لائیسیته و بی دینی و ذبح اخلاق دینی روی آورده است؛ آیا رسالت حداقلی رسانه های داخلی چیزی جز مقابله منطقی و از سرعقلانیت با آتش توپخانه تهاجم فرهنگی دشمن است؟

سرمقاله این روزنامه از روزنامه هائی که می نویسند مسائل اجتماعی و از جمله حجاب نیاز به عمل فرهنگی دارد انتقاد کرده و نوشته گویا ثمره مترتب بر آن آموزه ها و احکام «محدودیت» و یا «خشونت» است. به عنوان نمونه- و تنها نمونه- در همین مقوله طرح امنیت اجتماعی بجای اینکه از دغدغه و مطالبه به حق و گسترده آحاد ملت در دایره اقدام اجرایی نیروی انتظامی حمایت بشود برخی رسانه ها از چهارشنبه گذشته به بهانه های مختلف و در قالب گفت وگو، یادداشت، گزارش و... ناجا را مورد فشار و تنگنا قرار داده اند .

نتیجه گیری کیهان این است که خواسته قانونی و مطالبه بحق مردم در پی این حوادث این است که با ضاربین آن روحانی از خودگذشته که در خیابان شریعتی در پی نجات یک دختر از چنگال اوباش به شدت مجروح شد برخورد جدی و قاطع شود همچنانکه با عاملان حادثه خمینی شهر نیز برخورد قضایی و قاطعانه صورت بگیرد.

روح‌الله بهرامی در سرمقاله تهران امروز نظریه یک جرم شناس را نقل کرده که مهم اطمینان جامعه از اجرای مجازات است و نه شدت آن. یعنی شدت کیفر نیست که پیشگیری از جرم می‌کند بلکه قطعی بودن یا حتمی بودن مجازات است که می‌تواند جلوی جرم‌های آینده را بگیرد.

تهران امروز نوشته ظاهرا نمی‌توان انکار کرد که ابرهای تیره بزهکاری این روز‌ها بر آسمان فرهنگ کشورمان سخت خیمه زده و اخباری از جنایت تازه اشرار نگرانی‌های جدیدی را بر افکار عمومی وارد کرده است. این کاملا طبیعی است که هر فرد ایرانی با قربانیان جنایت اشرار در خمینی شهر و کاشمر همذات‌پنداری کند و خواهان مجازات و شدت عمل سریع مسئولین شود.

حق نشر عکس a
Image caption کارتون روز:حسن کریم زاده، شرق

اشرف بروجردی در مقاله ای در روزگار نوشته وقتی این اخبار به گوش میرسد، احساس میکنیم امنیت جامعه به خطر افتاده است. اینکه وضعیت جامعه به کجا رسیده است که تجاوز به این راحتی در جامعه اتفاق میافتد، نیاز به ریشه یابی دارد و اکنون جای بحث آن نیست اما نکته ای که باید به آن توجه کرد، بی تفاوتی مسوولان در قبال چنین اتفاقاتی است.

به نوشته این مقاله سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه در قبال این اتفاقات بی تفاوت هستند و حداکثر حرکتی که نشان میدهند، این است که میگویند فلان شخص به خاطر تجاوز به عنف به دار آویخته شد که آن هم باز جای تحلیل دارد چون اعدام کردن هم خود به خود مروج روش خشونت بار دیگری است.

روزگار نوشته چنین فجایعی اتفاق میافتد، حداقل انتظار از مسوولان این است که شاهد واکنشهای جدی از سوی آنها بابت این قضایا باشیم نه اینکه آنها به خبر اعدام متجاوز بسنده کنند. اعدام راه حل مناسبی برای پیشگیری از تجاوز نیست، زیرا اعدام کردن فقط فضارا خشن تر می کند.

ابتکار در سرمقاله خود نوشته درحالی‌که تمام دستگاه‌های رسمی و فرهنگی و آموزشی، بیش از سه دهه است که در کنترل دینداران است، اکنون باید از چه کسی حساب‌کشی کرد که بروندادهای جامعه ما جوانانی هستند که نه‌تنها مرزهای اخلاقی را زیر پا می‌گذارند، بلکه مردانگی و غیرت به‌عنوان عناصری از هویت ایرانی نیز از درون آن‌ها رخت بربسته. آیا دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی و آموزشی که از بودجه عمومی و بیت‌المال ارتزاق می‌کنند، در حرکت خود موفق نبوده‌اند که چنین محصولاتی از کوزه جامعه، بیرون می‌تراود یا اینکه دوگانگی در رفتار و گفتار بعضی از نخبگان باعث یأس و سرخوردگی جوانان و جامعه می‌شود؟

به نوشته این روزنامه متأسفانه در مواقع بروز چنین حوادث تلخ و ناگواری، تیغ نقد از غلاف بیرن می‌آید و بی‌رحمانه دستگاه قضایی و نیروی انتظامی را درخور نقد بی‌محابا قرار می‌دهد. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باوجود کاستی‌ها، تاکنون کم‌وبیش به وظایف خود در حوزه‌های اجتماعی عمل کرده است؛ اما برخورد این دستگاه‌ها برخورد با معلول است، نه علت. علت‌ها را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد.

گفتگوها و جدال های داخلی

حق نشر عکس a
Image caption صفحه اول روزنامه آرمان

"هرگونه دخالت در انتخابات به اصل دموکراسی اسلا می ضربه می زند" به نقل از یک نماینده مجلس تیتر اول مردم سالاری است، تهران امروز از قول همین نماینده شرح داده که "چرا مذاکره با فتنه گران شکست خورد" و سیاست روز در کنار عکسی از رحیم مشائی این سئوال را مطرح کرده "چرا او برای اصلاح‌طلبان قابل احترام است؟".

ثمینا رستگاری در روزگار نوشته از اسفندماه سال گذشته انشعابی مهم د ر میان حا میان احمدی نژاد عیان شد. اصولگرایان در یک طرف ایستادند و نزدیکان احمدی نژاد در سوی دیگر. در یک طرف تمامی چهره های شناسنامه دار اصولگرا که در ۳۰ سال گذشته در ساختار سیاسی ایران حضور داشتند قرار گرفتند و در سوی دیگر حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد با میانداری اسفندیار رحیم مشایی. در ظاهر ماجرا اتفاق تازه ای نیفتاده بود.

به نوشته روزگار به ناگاه اصولگرایان مشغول رسانه ای کردن چهره مخوف جریانی شدند که در تمامی حوزه های سیاسی، اقتصادی و مذهبی نفوذ کرده اند؛ جریانی که دین، ولایت فقیه، انتخابات، کرسی های مجلس، صندلی ریاست جمهوری، پول نفت و حوزههای فرهنگی را نشانه رفته است.

ابتکار در گزارش اصلی خود نوشته ظهور محمود احمدی‌نژاد در عرصه سیاسی کشور آغازگر روندی بود که سبب شد صف‌بندی‌های سنتی‌ سیاسی کشور به‌هم بریزد و صف‌های جدیدی شکل گیرد. وی اگرچه تحت جریان اصولگرا تعریف می‌شد، اما خود را در حصار این اردوگاه محصور نکرد و توصیه بزرگان اصولگرا برای تن‌دادن به تصمیمات بزرگان برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری را نپذیرفت و مستقل از آنان شرکت خود در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری را اعلام کرد و توانست پیروز انتخابات شود. ازآن‌پس بود که هم خودش و هم دیگران به این نتیجه رسیدند که صف‌بندی‌های سنتی را کنار بگذارند.

به نوشته این روزنامه اصولگرایان تقلبی، شبه‌اصولگرایان، جریان انحرافی، اصولگرایان منتقد و... ازجمله اصطلاحاتی بوده است که در چند سال گذشته در فضای سیاسی کشور مطرح شده بود که البته در پشت این اصطلاحات، صف‌بندی‌هایی نیز شکل گرفته بود. صفوفی که چالش‌ها و درگیری‌های آن‌ها با همدیگر تا امروز فضای سیاسی کشور را با التهابات جدی روبه‌رو کرده است.

ابتکار سپس به محمود احمدی‌نژاد و علی لاریجانی پرداخته و نوشته اگرچه اکنون در رأس دو قوه اجراییه و مقننه کشور نشسته‌اند و بنابر وظایف ذاتی خود ممکن است با همدیگر چالش‌هایی داشته باشند، اما ریشه دیگر این موضوع را می‌توان به رقابت آشکار و پنهان این دو نفر از زمان انتخابات ریاست‌جمهوری دور نهم تا کنون نسبت داد.

سیاست روز در ابتدای گزارشی از قول صادق زیباکلام نوشته "اساسا آقای رحیم مشایی نه امروز و نه دیروز، از قبل و بعد ۲۲ خرداد ۸۸، هیچ‎وقت به اصلاح طلبان توهین نکرده و این مسأله قابل احترام است. و بر همین اساس تاکید کرده اینکه چرا اسفندیار رحیم مشایی که فرماندهان سپاه، گروه‌های مختلف اصولگرا و جمع کثیری از ائمه جمعه وی را راس جریان انحرافی معرفی می‌کنند، مورد احترام اصلاح‌طلبان است، مهمترین سوالی است که باید در آستانه برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی به آن پاسخ گفت.

نویسنده این گزارش به یاد آورده که چندی پیش کیهان ادعا کرده بود که "نام اصلاح طلبان در فهرست انتخاباتی که از زبان دستیار آقای مشایی و دبیر کمیسیون فرهنگی دولت در رفت" واین سرآغاز مباحثی بود که در محافل سیاسی تحت عنوان ائتلاف اصلاح‌طلبان و جریان انحرافی مطرح شد. و در نتیجه برخی از رسانه‌های اصولگرا گزارش‌کردند که "جمعی از اصحاب فتنه ۸۸ مشغول طراحی سناریویی پیچیده هستند تا به ظن خود با فریب نظام، خود را در پوشش جریان انحرافی اصولگرایان به نظام تحمیل کنند.

سیاست روز نوشته با انتشارگسترده تحلیل‌هایی از این دست، اصلاح‌طلبان مجبور به واکنش شدند. به عنوان نمونه علی شکوری راد در این رابطه به روزنامه اصلاح‌طلب شرق گفته است: "اصلاح‌طلبان در حال حاضر تصمیمی برای انتخابات پیش رو نگرفتند که حال بخواهند با کسی و گروهی ائتلاف کنند و در مجموع نیز برای اصلاح‌طلبان هیچ فرقی بین گروه‌های اصولگرا وجود ندارد".

به نوشته این روزنامه حمید‌رضا جلایی‌پور از تئوریسین‌های جریان روشنفکری دینی هم گفته است فکر می کنند افکار عمومی همچون مومی در دست آنهاست که می توان آن را به هر جهتی، برد و به آن جهت داد. در واقع آنها انسان ها را موجوداتی توخالی می دانند و به شان و عقل و درایت افراد احترام نمی گذارند. ۵، ۶ سال هر مشکلاتی را در کشور ایجاد کردند، فکر می کنند می توانند با ۴ تا روزنامه مردم را راه بیندازند و به سمت خود بکشانند.

اجاره بهای دستوری و رشد سرسام آور بهای برنج

شرق خبر داده "اجاره بها هم دستوری شد"، "افزایش بیش از ۹ درصد اجاره ممنوع شد" تیتر اول قدس است، فرهیختگان نوشته "افزایش بهای مسکن حداکثر ۹ در صد" و " ورود تعزیرات به بازار مسکن" عنوان اصلی دنیای اقتصاد است.

حق نشر عکس a
Image caption برنج گران داخلی: صفحه اول مردم سالاری

خاطره وطن‌خواه‌ در سرمقاله جهان صنعت نوشته قیمت برنج باز هم سر به فلک زد. همین چهار سال پیش بود که قیمت برنج ناگهان سر به فلک زد و با رشد ۱۵ درصدی همگان را در بهت و حیرت فرو برد. اگرچه دولت به سرعت سریع‌ترین اقدام عملی ممکن را برای جبران گرانی برنج در پیش گرفت و درهای واردات را روی برنج خارجی گشود اما آنچه از ماحصل این تصمیم به دست آمد، زیانی بود که تولید داخل خورد و این داستان کماکان ادامه دارد.

به نوشته این مقاله این روزها باز هم قیمت برنج که پای ثابت سفره ایرانی‌هاست، اوج گرفته است. دلیل آن هرچه باشد، این سوال را پیش روی مسوولا‌ن کشور قرار می‌دهد که چرا با وجود آزادی بیش از حد و حصر برای واردات و ارزهایی که برای برنج خارجی هر سال هزینه می‌شود باید شاهد گرانی برنج باشیم؟

جهان صنعت نوشته اگر پاسخ این باشد که فصل برداشت برنج در راه است، قابل قبول نیست زیرا به یاد نداریم که در تمام سال‌های گذشته به بهانه این موضوع جلو واردات برنج گرفته شده باشد.

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته قیمت برنج اعم از برنج داخلی یا وارداتی با رشد عجیب و غریب روبرو شد و اگر همین طور پیش برود رکورد طلا را می زند و اول می شود! دیروز بعضی سایت های خبری گزارش دادند که برنج بدون قیمت شده و هر لحظه به نرخی، بت عیار در آید! علت این امر هم معلوم نیست اما اگر از بعضی مسئولان محترم بپرسید، حتما به شیوه مرضیه خود آن را به قیمت های جهانی ربط می دهند و بعد هم وعده می دهند که از فردا، بله، دقیقا از فردا شاهد کاهش قیمت آن به کمترتر از قیمت قبلی خواهید بود ولی هیچکس نه منتظر فردا خواهد نشست و نه فرداهایی از این دست خواهد آمد!

به نظر نویسنده: از نظر آنها " امروز می توان ادعا کرد که در تمام ایران حتی یک نفر وجود ندارد که محتاج نان شب باشد". یعنی مهم این است که نان شب وجود داشته باشد و کسی هم محتاج آن نباشد. در مقابل این موضوع حتی نان صبح هم خیلی مهم نیست و اگر کسی نان صبح نداشت یا شب را باید در کارتن می خوابید، اشکالی ندارد، مهم این است که نان شب داشته باشد و به این ترتیب، کسی که نان شب دارد اصلا چرا باید برنج ( و لبنیات و میوه و روغن و گوشت و مرغ و...) بخورد؟! فوق فوقش ۴- ۵ ماه نان خالی نخورد تا بعدش ببینیم آیا باید بازهم نان خالی بخورد یا نه؟!

طنزنویس مردم سالاری سرانجام نوشته اگر کسی بگوید که پس تکلیف صبحانه و ناهار مردم چه می شود باید گفت که با همان نان شب می توان صبحانه و ناهار هم داشت. مثلا به عنوان صبحانه می توان نان شب مانده خورد یا از نان شب با خورشت آب لوله کشی بدون یارانه می توان به عنوان ناهاراستفاده کرد. این جوری است که بعضی ها شدیدا معتقدند که محرومیت ها باعث شکوفایی ابتکارات می شود و ما هم که ۵ – ۶ سالی است در دوران ابتکارات به سر می بریم!

مطالب مرتبط