نگاهی دیگر: رهبر، رئیس جمهور و مجلس، جنگ قدرت یا چالشی اجتماعی؟

محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی حق نشر عکس FARS
Image caption "حمله به دولت در قالب حمله به اسفندیار رحیم مشائی و دولتمردان نزدیک به رئیس جمهور ساماندهی شده است"

چالش مجلس با دولت و مخالفت محافظه کاران، روحانیت سنتی و اصولگرایان با رئیس جمهور همچنان ادامه دارد. تحلیل دلایل این چالش و تبیین جایگاه احمدی نژاد در ساختار جامعه ایرانی، تحلیل مسلط رایج را در باره دولت احمدی نژاد و بافت سیاسی ایران با تردیدهای جدی رو به رو کرده است.

اغلب تحلیلگران رسانه های غیرایرانی و اغلب رسانه های فارسی زبان خارج از ایران، تا چند ماه پیش احمدی نژاد را برکشیده یا برگمارده رهبر ایران، حافط منافع نهادهای نظامی و امنیتی و نماینده فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج و اصولگرایان تندرو تلقی و دولت او، که به اعتقاد این تحلیلگران با «تقلب» و در انتخاباتی «مهندسی شده» بر کار آمده بود، نشانه ای از تسلط رهبر و نظامیان بر بافت سیاسی ایران ارزیابی می شد.

آقای احمدی نژاد دست کم از سال سوم نخستین دوره ریاست جمهوری خود نشان داد که راهی متفاوت با روحانیت سنتی و دفتر رهبری دنبال می کند.

او به صراحت از مخالفت خود با گشت ارشاد و ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه ها و اسفندیار رحیم مشائی، از نزدیک ترین دولتمردان به رئیس جمهور، از «دوستی ملت ایران با ملت اسرائیل» سخن گفتند. خشم اصولگرایان نزدیک به رهبر، محافظه کاران و روحانیت سنتی برانگیخته شد اما این رخدادها بر تحلیل رایج مسلط در اغلب رسانه های غربی و رسانه های فارسی زبان خارج از ایران درباره دولت احمدی نژاد تاثیری نداشت.

احمدی نژاد در آخرین سال نخستین دوره ریاست جمهوری خود اغلب وزیرانی را که آیت الله خامنه ای، روحانیت محافظه کار، اصولگرایان نزدیک به رهبر و شبکه قدرت سیاسی ـ اقتصادی هاشمی رفسنجانی بر دولت او تحمیل کرده بودند، از کار برکنار کرد. این اقدام نیز تحلیل مسلط رایج را تغییر نداد.

اما رخدادهای چند ماه اخیر با تحلیل رایج مسلط در اغلب رسانه های غربی و رسانه های فارسی زبان خارج از ایران در باره جایگاه احمدی نژاد و نسبت دولت او با رهبر، محافظه کاران سنتی، روحانیت محافظه کار، اصولگرایان، فرماندهان سپاه و بسیج و روسای نهادهای امنیتی، قضائی و انتظامی، ناهماهنگ اند.

تحلیل رایج مسلط از رسانه های غربی و فارسی زبان خارج از ایران حذف شد اما طراحان و مدافعان این برداشت هنوز تحلیل گذشته خود را در پرتو رخدادهای اخیر نقد نکرده و تحلیل تازه ای را در باره تنش های حاد رئیس جمهور ایران با بافت قدرت و جایگاه او در بافت جامعه ایرانی ارائه نداده اند.

احمدی نژاد در چالش با رفسنجانی و لاریجانی

محمود احمدی نژاد در دور اول رقابت های انتخاباتی خود رقبای پرنفوذی چون مهدی کروبی، مصطفی معین و اکبر هاشمی رفسنجانی را که از پشتوانه اصلاح طلبان مذهبی، شبکه قدرت سیاسی- اقتصادی اکبر هاشمی رفسنجانی، روحانیت محافظه کار و محافظه کاران سنتی برخوردار بودند شکست داد و بر رقبای قدرتمند خود در جبهه اصولگرایان چون محمدباقر قالیباف و علی لاریجانی، که جایگاه های تثبیت شده ای در سپاه، بسیج و نهادهای امنیتی داشتند، پیروز شد.

برخی مخالفان آقای احمدی نژاد در تحلیل دلایل پیروزی او بر «انتخابات مهندسی شده و سازمان یافته» انگشت نهاده و حتی صحبت هایی نیز در باره دخالت بسیج و سپاه و حمایت فرزند رهبر جمهوری اسلامی از احمدی نژاد مطرح شد.

این تحلیل ها از سویی و رنگ به شدت منفی فضای مجازی اینترنتی و ماهواره ای فارسی زبان، که مخالفان احمدی نژاد در لایه های ثروتمند و طبقه متوسط شهرهای بزرگ و مهاجران و تبعیدی ها آن را به تقریب در انحصار دارند، از دیگر سو، شناخت دلایل عینی پیروزی احمدی نژاد را در دور اول و شناخت نیازهای اجتماعی رای دهندگان به او را بر برخی دشوار کرد.

تحلیلگرانی که پیروزی احمدی نژاد را در دور اول پدیده ای اجتماعی ـ سیاسی دانسته و به تقلب در انتخابات، در حدی که تحلیل رایج مسلط مدعی بود، باور نداشتند، بر این واقعیت انگشت می نهادند که انتخابات دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد به دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و در موقعیتی برگزار شد که وزارت کشور، مجری انتخابات، در اختیار اصلاح طلبان مذهبی بود. از منظر این تحلیلگران اصلاح طلبان مذهبی در دولت محمد خاتمی انگیزه و سودی برای تقلب و برگزاری انتخاباتی مهندسی شده به سود احمدی نژاد نداشتند.

از این منظر سرخوردگی لایه های گسترده ای از مردم از اصلاح طلبان مذهبی در ۸ سال ریاست جمهوری محمد خاتمی، نگاه منفی لایه های کم درآمد، فقیر و حاشیه نشین جامعه به نامزدهائی چون رفسنجانی، لاریجانی و قالیباف، که سال ها در مسند قدرت های سیاسی و نظامی و امنیتی بودند، از عواملی بود که راه پیروزی محمود احمدی نژاد را هموار کردند.

احمدی نژاد در سنجش با رقبای خود در دور اول سابقه چندانی در بافت قدرت نداشت و با طرح شعارهای پوپولیستی چون عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه درآمدهای نفتی و مبارزه با قدرتمندان فاسد، به نیازهای عمیق و خواست های بنیادین لایه های گسترده ای از مردم پاسخ داد و آرای لایه های فقیر،کم درآمد و زحمتکشان و حاشیه نشینان شهری و روستایی را جذب کرد.

از این منظر رقابت های انتخاباتی و انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در ایران با معیارهای «انتخابات آزاد و منصفانه» نمی خواند چرا که شورای نگهبان نامزدهای نامطلوب را از مشارکت در انتخابات محروم کرده و دیگر شرایط ضروری انتخابات آزاد، از جمله آزادی رسانه ها، اجتماعات و احزاب برای همه شهروندان خودی و غیر خودی، در ایران وجود ندارد.

اما برخی شاخصه های انتخابات آزاد، فقط در مورد نامزدانی که از صافی شورای نگهبان می گذرند، رعایت شده و این گونه نامزدان از حق تبلیغات انتخاباتی، حضور در تلویزیون دولتی و حق برگزاری اجتماعات انتخاباتی برخودار بوده و با اعزام نمایندگان خود به حوزه های رای گیری و ستاد انتخاباتی وزارت کشور بر روند انتخابات نظارت می کنند. از منظر این گونه تحلیلگران، تقلب در شمارش آراء در کشورهایی چون ایران به موارد جزئی رایج محدود می شود.

این تحلیلگران بر آنند که شایعاتی چون دستور فرماندهان سپاه و بسیج برای رای دادن به این یا آن نامزد نیز،حتی اگر واقعیت داشته باشد، تاثیری مهمی در انتخابات ندارد چرا که نوشتن رای روندی محرمانه بوده و اعضای بسیج و سپاه می توانند این دستورات را نادیده گرفته و بی آن که فرماندهان دریابند به نامزد مطلوب خود رای دهند.

تحلیلگرانی که به تقلب بزرگ در انتخابات دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد باور نداشتند آراء احمدی نژاد را نموداری بارز از نیازهای عمیق، جدی و برآورده نشده لایه های فقیر، کم درآمد، زحمتکشان و حاشیه نشینان شهری و روستایی ارزیابی کرده و بر آن بودند که در فهرست خواست های این لایه ها، بهبود زندگی اقتصادی بر آزادی های اجتماعی و سیاسی اولویت دارد.

احمدی نژاد در چالش با میرحسین موسوی

احمدی نژاد ،که در ۴ سال اول ریاست جمهوری خود نتوانسته بود وعده های انتخاباتی خود را برای توزیع عادلانه درآمدها و مبارزه با قدرتمندان فاسد تحقق دهد، در انتخابات دور دوم با رقیبی چون میرحسین موسوی رو به رو شد که پیشینه سیاسی او از اعتقاد او به همان شعارهایی خبر می داد که احمدی نژاد بر آن ها تکیه داشت.

احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی خود کوشید تا بر ائتلاف میرحسین موسوی با جبهه مشارکت و شبکه قدرت سیاسی ـ اقتصادی رفسنجانی تاکید و تاثیر پیشینه چپ او را بر رای دهندگان خود خنثی کند.

میرحسین موسوی آرای طبقه متوسط شهری و بخشی از آرای دهندگان به احمدی نژاد را جلب کرد و حتی بر اساس آمارهای رسمی ارائه شده با ۱۴ میلیون رای، در چند شهر بزرگ، از جمله تهران، بر احمدی نژاد پیشی گرفت.

اعتراض به تقلب در انتخابات در نخستین هفته های خود بر تظاهرات میلیونی تکیه داشت. سرکوب خشن از سویی و ریزش نیروها از دیگر سو، تظاهرات این جنبش را به ۵ تا ۱۰ هزار معترض در شهرهای بزرگ تقلیل داد.

تظاهرات اعتراضی موقعیت محمود احمدی نژاد را به شدت تضعیف کرد هر چند لبه تیز اعتراضات خیابانی پس از چند هفته و همراه با کاهش شمار تظاهر کنندگان، از رئیس جمهور به رهبر متوجه شد.

چالش احمدی نژاد و مجلس اصولگرا

محمود احمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری خود با مجلسی رو به شد که اکثریت آن را اصولگرایان نزدیک به رهبر در اختیار دارند.

این جناح ،که از پشتیبانی دفتر رهبری، فرماندهان سپاه و بسیج و روسای نهادهای امنیتی و قضایی نیز برخوردار و پیرو رهبر است، می کوشد تا دست بالای خود را در ساخت حکومت، دولت و مجلس حفظ کند اما سیاست این جناح بر ائتلاف با روحانیت سنتی و جناح محافظه کار بنا شده و آمادگی دارد تا با اهداء برخی امتیازهای اقتصادی به شبکه رفسنجانی، با درصدی کم تر از پیش ، حمایت یا بی طرفی او را نیز جلب کند.

این جناح آمادگی خود را برای تحمل «اصلاح طلبان معتدل و میانه رو» و دادن سهمی کوچک به این جناح در مجلس آینده نیز اعلام کرده است.

چالش احمدی نژاد با رهبر و مجلس آینده

احمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری خود بر تحقق وعده های انتخاباتی خود پای فشرد و کوشید تا در بودجه سالانه و در طرح هدفمند کردن یارانه ها سهم پرداخت نقدی به لایه های کم درآمد را افزایش دهد.

اکثریت اصولگرای مجلس که وعده های پوپولیستی رئیس جمهور را اجرا ناشدنی، در تضاد با رانت های خود و مغایر با بافت اقتصاد متکی بر بازار آزاد ایران ارزیابی می کند، لایحه های دولت را خنثی و احمدی نژاد را به این نتیجه رساند که اجرای برنامه های او جز با مجلسی موافق با این برنامه ها ممکن نیست.

هواداران احمدی نژاد اعلام کردند که در انتخابات مجلس آینده از شرکت در ائتلاف اصولگرایان خودداری و با فهرست مستقل حضور خواهند یافت. این اقدام زنگ خطر را در بافت قدرت به صدا درآورد.

برخی ناظران بر آنند که احمدی نژاد با ۱۰ روز خانه نشینی امیدوار بود که توده های رای دهنده به او به خیابان ها آمده و رهبر را به عقب نشینی مجبور کنند اما توده های هوادار او، که در برابر مجلس از او پشتیبانی می کردند، مذهبی تر از آنند که علیه رهبر اقدام کنند.

جناح اصولگرای منتقد احمدی نژاد «گروه منحرف نفوذی در دولت» را به بهره گیری از امکانات سیاسی و مالی دولت برای کسب اکثریت در مجلس آینده و بهره گیری از این اکثریت برای انتخابات ریاست جمهوری آینده متهم می کنند.

در ماه های اخیر «گروه منحرف نفوذی در دولت» به تضعیف رهبر، مخالفت مستمر با فرمان های او و زمینه چینی برای حذف ولایت فقیه نیز متهم شده است.

اقدامات پیشین محمود احمدی نژاد از جمله بی اعتنایی او به احکام حکومتی رهبر و بی اعتنایی او به خواست های مراجع تقلید نیز از جمله دلایل این اتهامات ارائه می شوند.

حمله به دولت در قالب حمله به اسفندیار رحیم مشایی و دولتمردان نزدیک به رئیس جمهور ساماندهی شده است. دلیل نفود بالای اسفندیار رحیم مشایی بر احمدی نژاد و دلیل استعفا نکردن او تا کنون روشن نیست و در این زمینه جز شایعه برخورداری رحیم مشایی از توانمندی های فوق طبیعی توضیحی ارائه نشده است.

پایان و نتیجه چالش رئیس جمهور با بافت قدرت هنوز نوشته نشده است اما حتی اگر احمدی نژاد شکست خورده یا خنثی شود نیز زمینه های مهم این چالش، چالش بین لایه های فقیر، کم درآمد، حاشیه نشینان و زحمتکشان شهری و روستایی با لایه هایی که از سهم بیشتری از درآمدهای نفتی برخوردارند، برجای مانده و در قالب ها و شکل های دیگری جلوه خواهد کرد.

مطالب مرتبط