۱۲ سال بعد از ۱۸ تیر؛ فشار بر جنبش دانشجویی ادامه دارد

تعدادی از فعالان دانشجویی در زندان حق نشر عکس no credit
Image caption تعدادی از فعالان دانشجویی در زندان

دوازده سال از واقعه هجدهم تیر سال ۱۳۷۸ می گذرد. در آن روز در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به تعطیلی روزنامه اصلاح طلب "سلام"، مأموران انتظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند که به پنج روز ناآرامی منجر شد.

اعتراضات دانشجویی نسبت به اعمال فشارها از جانب دولت ایران به دانشجویان همچنان در سال های گذشته ادامه داشت و فعالان دانشجویی هر سال مراسمی را در سالگرد هیجدهم تیر برگزار کردند.

دو سال پیش دهمین سالگرد حادثه هیجدهم تیر با اعتراضات مردمی نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران همزمان شد.

با گذشت دوازده سال از واقعه ۱۸ تیر نه تنها فشارها بر فعالان دانشجویی کم نشد، بلکه در سالهای اخیر به ویژه در دو سال گذشته و به دنبال حوادث بعد از انتخابات فشارها بر جنبش دانشجویی افزایش هم یافته است.

بهروز جاوید تهرانی از هیجدهم تیر در زندان است

ناصح فریدی، از اعضای کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در ایران در گفت و گو با بی بی سی فارسی گفت: "به نظر من قبل از هر سخن باید به وضعیت آقای بهروز جاوید تهرانی اشاره کرد که در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۷ دستگیر شد و هنوز هم در زندان است و در وضعیت بسیار بدی به سر می برد."

آقای فریدی گفت: "با وجود اینکه او آخرین سال محکومیتش را طی می کند به دلایل نامعلومی به سلول انفرادی بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است."

ناصح فریدی در ادامه به شرایط نامناسب دیگر فعالان دانشجویی در زندان اشاره کرد و گفت: "مجید دری که در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ یعنی در حمله مجدد نیروهای امنیتی و پلیس به کوی دانشگاه تهران دستگیر و در دادگاه اول به ۱۱ سال و بعد به ۶ سال زندان محکوم شدند."

آقای دری در حال حاضر محکومیت خود را همراه با تبعید در زندان ایذه خوزستان سپری می کند. به گفته آقای فریدی به تشخیص پزشکی قانونی، دو غده چربی در بالای دو پلک او دیده شده و نیاز به مرخصی استعلاجی دارد که تا کنون با مرخصی او موافقت نشده است.

ناصح فریدی در ادامه به دیگر فعالان دانشجویی در زندان از جمله بهاره هدایت، شبنم مددزاده و مهدیه گلرو اشاره کرد که حق استفاده از مرخصی را ندارند.

آقای فریدی با اشاره به اعتراضات مردمی به دنبال حوادث بعد از انتخابات، آن را نتیجه فعالیت های جنبش دانشجویی قبل از انتخابات دانست و گفت: "به همین دلیل می توانم این نتیجه را بگیرم که جنبش دانشجویی به اولین نتیجه خودش رسیده است."

به گفته آقای فریدی، "جنبش دانشجویی به دلیل سرکوب گسترده دانشجویان هنوز نتوانسته یک موقعیت مناسب یا جدیدتری نسبت به آنچه از قبل داشته پیدا کند و همین امر با توجه به سرکوب ها باعث می شود که جنبش دانشجویی در حالت ایستایی قرار بگیرد. البته این ایستایی به معنی سکوت دانشجویان نیست".

بیانیه ای به مناسبت هیجدهم تیر

تعدادی از فعالان سابق دانشجویی خارج از کشور به مناسبت فرا رسیدن ۱۸ تیر با انتشار بیانیه ای اعلام کردند: "جنبش دانشجویی هنوز هم می‌تواند با بازتعریف نقش خود به عنوان دیده‌بان جامعه مدنی٬ با برگزیدن راهی نو٬ در شرایط امروز کشور که اساس حاکمیت بر هدم نهادهای مدنی است٬ پیشگام مطالبات دموکراسی‌خواهانه باشد. اگر قرار بر برگزیدن مسیری تازه باشد٬ نیاز است تا علاوه بر نگاهی انتقادی به گذشته٬ چاره‌ای برای آینده جست."

مصطفی خسروی، عضو سابق دفتر تحکیم وحدت و یکی از امضا کنندگان این بیانیه به بی بی سی فارسی گفت: "۱۲ سال از آن فاجعه گذشته است. آن چه مسلم است این روز بدعتی بود برای نیروهای امنیتی و نظامی که به راحتی وارد دانشگاه بشوند."

به گفته آقای خسروی، "جنبش پویا و زنده دانشجویی پس از ۱۸ تیر به دلیل سرکوب از جانب حکومت دچار سرخوردگی شد".

آقای خسروی گفت: "این سرخوردگی تا یک سال بعد از آن واقعه ادامه داشت و بیش از یک سال طول کشید تا دوباره جنبش دانشجویی بتواند فعالیت هایش را شروع کند. اما دوباره در خرداد سال ۱۳۸۲ به کوی دانشگاه علامه طباطبایی حمله شد و دوباره آن حوادث به شکل دیگری تکرار شد."

در ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ و تنها سه روز بعد از انتخابات، نیروهای امنیتی و لباس شخصی بار دیگر به کوی دانشگاه تهران حمله کردند.

به دنبال این حوادث آیت الله خامنه ای رهبر ایران در نماز جمعه از این حمله به عنوان "جنایت" نام برد.

آقای خسروی با اشاره به حمله دوباره نیروهای لباس شخصی در ۲۵ خرداد گفت: "حاکمیت به این نقطه رسیده که هر از چندی لازم است که دانشگاه را به خاک و خون بکشد و فضایی را ایجاد کند که بتواند در آن فضا چند سالی آرامش نسبی را در دانشگاه ها داشته باشد. این تنها نتیجه ای است که در مقابله با افکار پرسشگر دانشجویان گرفته اند."

دانشجویانی که کشته شدند

دستگیری های گسترده و صدور احکام سنگین برای فعالان دانشجویی در این سالها، به ویژه بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸، حکایت از اعمال فشار بر فعالان دانشجویی دارد. اما این تنها هزینه ای نبود که دانشجویان برای اعتراضاتشان متحمل شدند.

کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پتروشیمی پس از شرکت در راهپیمایی معترضان به نتیجه انتخابات در میدان آزادی در بیست و پنجم خرداد مفقود شد و جسدش پس از حدود ده روز به وسیله پزشکی قانونی به خانواده اش تحویل داده شد.

صانع ژاله دانشجوی تئاتر دانشکده هنر دانشگاه تهران هم در جریان تظاهرات ۲۵ بهمن سال گذشته در تهران کشته شد. هواداران جنبش سبز او را از معترضان می‌دانند و مقام‌های حکومتی بر این نکته تاکید دارند که او "بسیجی" بوده و توسط سازمان مجاهدین خلق کشته شده است.

راه های دور و خانواده های نگران

تبعید به مناطق دور افتاده یکی دیگر از احکام سنگین برای فعالان دانشجویی و فاصله، یکی از دغدغه های خانواده های این دانشجویان است.

ضیاء نبوی از دانشجویان موسوم به "ستاره دار" است که از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب با حکم قاضی عباس پیر عباسی به تحمل ۱۵ سال زندان در تبعید و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به یازده سال زندان در تبعید کاهش یافت.

آقای نبوی چندی پیش در نامه ای خطاب به محمد جواد اردشیر لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه با اشاره به ازدحام و تراکم جمعیت در این زندان، وضعیت غیر بهداشتی زندانیان و مکان های عمومی، عدم وجود سیستم فاضلاب مناسب، وضعیت بد غذا، کمبود میوه و همچنین عدم وجود امکانات ارتباطی، شرایط زندان کارون در اهواز را سخت و دشوار توصیف کرد.

علی اکبر نبوی، پدر ضیا نبوی گفت: "از پانزدهم اردیبهشت ضیا را به زندان جدیدی به نام کلینیک منتقل کرده اند. شرایط این زندان نسبتا بهتر از زندان کارون است."

آقای نبوی با اشاره به اینکه در این مدت توانسته دوبار به ملاقات پسرش رفته، شرایط زندان کلینیک و رفتار مسئولان زندان را به نسبت بهتر از زندان کارون توصیف کرد و گفت: "ما هر بار که می خواهیم به دیدن ضیا برویم هزار و پانصد کیلومتر باید برویم و هزار و پانصد کیلومتر برگردیم. این رفت و آمد برای ما خیلی مشکل است. به خصوص در تابستان این رفت و برگشت دردآور است. منتهی از اینکه پسرمان احساس رضایت بیشتری دارد از شرایط اش ما هم راضی هستیم. ولی این مسیر مکافات و مشکلات خودش را دارد."

شبنم مددزاده، دبیر سیاسی پیشین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران، به همراه برادرش، فرزاد، در اسفند سال ۱۳۸۷ دستگیر و سپس در دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به پنج سال حبس همراه با تبعید به زندان رجایی شهر، محکوم شد.

خانم مددزاده چندی پیش به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی زن، از زندان رجایی شهر کرج به زندان قرچک در ورامین منتقل شد. این انتقال اعتراضات زیادی را به دنبال داشت و بسیاری از فعالان حقوق بشر از این زندان به عنوان کهریزک دوم یاد کردند. به دنبال این اعتراضات خانم مددزاده به زندان اوین منتقل شد.

عبدالعلی مددزاده، پدر شبنم مددزاده به بی بی سی فارسی گفت که از زمانی که شنبم به زندان اوین منتقل شده تنها یکبار توانسته با او ملاقات کند. آقای مددزاده البته یادآوری کرد که شرایط زندان اوین به مراتب بهتر از زندان قرچک ورامین است.

آرزوی آزادی

فعالان سابق دانشجویی خارج از کشور در پایان بیانیه ای که به مناسبت ۱۸ تیر منتشر کرده اند نوشته اند: "با گذشت ۱۲ سال از ۱۸ تیر٬ هنوز دانشجویان بسیاری در زندان هستند. بهروز جاویدتهرانی از همان زمان در بازداشت است."

در ادامه این بیانیه آمده است: "هنوز روز خود را با آرزوی آزادی عبدالله مومنی٬ بهاره هدایت٬ میلاد اسدی٬ ارسلان ابدی، مهدیه گلرو٬ مهدی خدایی٬ علی جمالی، اشکان ذهابیان٬ ضیا نبوی٬ علی ملیحی٬ مجید دری٬ حسن اسدی‌زیدآبادی٬ محمد پورعبدالله٬ علی عجمی و دیگر زندانیان سرشناس و گم‌نام جنبش دانشجویی آغاز می‌کنیم و بر این عقیده‌ایم که دور نیست روزی که ایرانیان معشوق دموکراسی را در بر گیرند و در جامعه‌ای بدون تبعیض و با قانونی مبتنی بر حقوق‌بشر زندگی کنند."

بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، دانشگاه ها به یکی از مکان های اعتراض به نتایج انتخابات و برخورد حکومت با معترضان تبدیل شد. دانشجویان بسیاری از سخنرانی های مقامات دولتی در دانشگاه را به محلی برای اعتراض خود تبدیل کردند و اکثر سخنرانی ها به تشنج کشیده شد.

به دنبال این اتفاقات و حوادث بعد از انتخابات فشارها بر دانشجویان بیشتر شد و موج دستگیری ها و بازداشت ها و همچنین احکام سنگین صادر شده برای فعالان دانشجویی حکایت از آن داشت که حکومت قصد دارد از ادامه هر نوع اعتراض در دانشگاه ها جلوگیری به عمل آورد.

مطالب مرتبط