انتخابات؛ شرکت یا تحریم و چالش حذف گروه احمدی‌نژاد

مجلس شورای اسلامی حق نشر عکس Majlis
Image caption انتخابات دور بعدی مجلس ایران اسفندماه امسال برگزار می‌شود

در حالی که برخی رهبران جناح اصلاح طلب در ایران از احتمال تحریم انتخابات مجلس در صورت برآورده نشدن شرایط خود سخن می گویند، ترکیب دو کمیته مشترک ۱۵ نفره و ۸ نفره اتئلاف اصول گرایان منتقد رئیس جمهور و محافظه کاران سنتی برای انتخابات مجلس اعلام شد.

«شرکت یا تحریم انتخابات» در ایران پرسشی تازه نیست، اما نخستین بار است که جناح اصول گرا در ائتلاف با روحانیت سنتی و جناح محافظه کار، بر آن است تا با تشکیل دو کمیته مشترک برای انتخابات مجلس یکی از فراکسیون های خود را، که از برنامه های رئیس جمهور حمایت می کند، از حضور موثر در انتخابات محروم کرده و سهم این فراکسیون را در مجلس آینده به درصدی ناچیز تقلیل دهد.

شخصیت های با نفوذ اصول گرای منتقد آقای احمدی نژاد چون علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف و علی توکلی و برخی شخصیت های جناح محافظه کار سنتی چون رهبران حزب موتلفه اسلامی، از حضور شبکه قدرت سیاسی ـ اقتصادی هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان مذهبی «معتدل و میانه رو» در انتخابات مجلس و از حضور اقلیتی از این دو گرایش در مجلس آینده سخن گفته و حمایت می کنند.

در پاسخ به این گفته ها، نزدیکان هاشمی رفسنجانی و از جمله رهبران دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه، آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات مجلس اعلام کرده اند، اما برخی رهبران اصلاح طلب مذهبی چون محمد خاتمی شرکت این جناح در انتخابات مجلس را به تحقق شرایط خود موکول می کنند.

برخی تحلیلگران گفته های رهبران اصلاح طلب مذهبی در باره احتمال تحریم انتخابات مجلس و پافشاری آنان بر شرایط اعلام شده خود را جدی می گیرند و برخی این مواضع را نوعی فشار برای گرفتن امتیازات بیش تر تلقی می کنند.

شرکت، تحریم، حمایت

«شرکت یا تحریم» پرسش مکرری است که در همه انتخابات جمهوری اسلامی در سی سال گذشته مطرح شده است، هرچند ترکیب شرکت کنندگان و تحریم کنندگان هر انتخاباتی و نیز شمار کسانی که به دلایل گوناگون از رای دادن خودداری می کنند، متناسب با موقعیت متحول سیاسی تغییر کرده است.

در جامعه ایرانی نیز، چون در همه جوامع دنیا، لایه های گوناگون مردم خواست ها و گرایش های متفاوتی داشته و به احزابی مستقل نیازمندند که خواست های آن ها را در عرصه سیاست و از جمله در انتخابات نمایندگی کنند.

فعالیت آزاد همه احزاب و گرایش های موجود در جامعه، آزادی رسانه ها و اجتماعات و حق نامزد شدن و فعالیت آزاد انتخاباتی برای همه شهروندان از معیارهای جهانی و پذیرفته شده «انتخابات آزاد و منصفانه» است.

در انتخاباتی از این دست هر یک از لایه ها و گرایش های جامعه متناسب با شمار آرائی که کسب می کنند، در نهادهای قانون گذاری و اجرائی، در مجلس و در ترکیب هیات دولت، و در نتیجه در برنامه های کلان کشوری، سهم داشته و در تعیین سرنوشت خود مشارکت دارند.

با تقلیل آزادی احزاب، رسانه ها و اجتماعات به امتیازی برای «خودی ها»، با هر ترکیب، تفسیر و معیاری، حق لایه هائی از جامعه در برخورداری از نمایندگی سیاسی و مشارکت در تعین سرنوشت خود سلب می شود.

در همه انتخاباتی که در سی سال گذشته در ایران برگزار شده است، از انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی تا انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهری، گرایش های محروم از حضور در انتخابات یا به «تحریم» روی آورده اند و یا از ناراضیان خواسته اند که به رغم غیبت شرایط انتخابات آزاد و منصفانه و محرومیت از حضور مستقل نمایندگان سیاسی خود، در انتخابات شرکت کرده و به نامزدان اصلاح طلبان رای دهند که در چشم انداز «ممکن و عملی» از نامزدهای دیگر جناح ها «بهتراند».

اما فراخوان های تحریم ناکام مانده، مانع از شرکت اکثریت مردم در انتخابات نشده و اکثریت مردم ایران بی اعتنا به فراخوان های تحریم در انتخابات شرکت کرده اند.

درصد تاثیر فراخوان های «شرکت حمایتی» یا «گزینش بین بد و بدتر» و «در چارچوب ممکنات» نیز روشن نیست.

نخستین انتخابات در جمهوری اسلامی، رفراندام قانون اساسی، در موقعیتی برگزار شد که بسیاری از مولفه های «انتخابات آزاد و منصفانه»، از جمله آزادی احزاب و رسانه ها و اجتماعات، هنوز و تا حدی موجود بود اما گرایش هائی در اعتراض به نحوه تنظیم پرسش اصلی همه پرسی، شرکت در آن را تحریم کردند.

پس از این همه پرسی و همه پرسی قانون اساسی، صحنه سیاسی دگرگون و جامعه ایرانی به دو گروه «خودی و غیرخودی»، معتقدان و ملتزمان به قانون اساسی و ولایت فقیه و منتقدان قانون اساسی تقسیم شد.

گروه دوم یا «غیرخودی ها» برای همیشه از حق حضور و فعالیت آزاد سیاسی، از حق تاسیس احزاب و نهادهای سیاسی، از حق برپائی اجتماعات و نشر رسانه ها و از حق نامزد شدن برای هر نوع انتخاباتی محروم شده و سهم آنان در تعیین سرنوشت میهن خود به رای دهندگانی تقلیل یافت که راهی جز رای دادن به نامزدان گرایش های دیگر نداشتند.

هیچ انتخاباتی در جمهوری اسلامی، حتی دو بار انتخابات ریاست جمهوری که به پیروزی محمد خاتمی منجر شد و انتخابات شورای شهری که دولت او برگزار کرد و اصلاح طلبان مذهبی آن را نمونه ای از انتخابات منصفانه و آزاد می دانند، با رعایت معیارهای جهانی انتخابات آزاد و منصفانه برگزار نشد، چرا که غیرخودی ها از هر نوع حضور مستقل در این انتخابات محروم بودند و تاکید بر درصد اندک آنان این انتقاد را منتفی نمی کند.

حذف به اصول گرایان هم رسید

همه جناح های حکومتی، از محافظه کاران و روحانیت سنتی، شبکه قدرت هاشمی رفسنجانی و چپ اسلامی چند دهه پیش گرفته تا اصلاح طلبان مذهبی و اصول گرایان نیز تا کنون با حذف غیرخودی ها از صحنه سیاسی مخالفتی جدی و عملی نداشته، آن را به سود خود تلقی کرده و از رای دهندگان بالقوه این گرایش های خواسته اند تا به نامزدانی رای دهند که از صافی شورای نگهبان گذشته اند.

اما چرخ حذف در محدوده غیرخودی ها نماند و به تدریح برخی نامزدان جناح اصلاح طلب مذهبی را نیز شامل شد.

موجی که در چند ماه اخیر با پرچم مبارزه با «گروه منحرف نفوذی در دولت» علیه نزدیکان رئیس جمهور برخاسته است، از گسترش حذف به فراکسیونی از اصول گرایان نیز خبر می دهد.

شرکت حمایتی یا حضور غیر مستقل

حیات گرایش های سیاسی بدون برخورداری از حمایت بالفعل لایه های موثری از جامعه به حضوری بی اثر و مجازی تقلیل می یابد.

گرایش های غیرخودی در جمهوری اسلامی به دلایل گوناگون از جمله سرکوب خشن، محرومیت از حضور و فعالیت آزاد و خطاهای سیاسی و فکری خود، از حضور واقعی در جامعه و در نتیجه از حمایت بالفعل و موثر لایه هائی از جامعه، محروم اند و این محرومیت از جمله دلایلی است که به ناکامی فراخوان های تحریم منجر می شوند.

تحریم بدون ارائه راه حل عملی و چشم انداز موفقیت، پیشنهادی منفی تلقی شده و اکثریت مردم نمی توانند به زندگی روزمره خود، که از نتیجه انتخابات تاثیر می پذیرد، بی اعتنا باشند.

بی تاثیر بودن فراخوان های تحریم گرایش های غیرخودی در سی سال گذشته برخی روشنفکران و احزاب غیرخودی را به سیاست حمایت غیر مستقل از جناح های حکومتی مجاز تشویق کرد.

این بخش که تحول جامعه ایرانی را به سوی دموکراسی و انتخابات آزاد و منصفانه در آینده نزدیک ناممکن می داند، بر آن است که با حمایت از اصلاح طلبان مذهبی، حضور سیاسی یا شرکت در قدرت را برای خود ممکن و به اصلاحات تدریجی و ممکن کمک کند.

اصلاح طلبان مذهبی از حمایت این بخش از غیرخودی ها استقبال می کنند، اما از به رسمیت شناختن آنان خودداری می کنند، در برنامه ها و تشکیلات خود سهمی برای آنان قائل نمی شوند، گامی برای تامین حضور آزاد سیاسی آنان در داخل کشور بر نمی دارند و آمادگی آن را ندارند که برای کسب نفوذی اندک امتیازهائی جدی را به کسانی واگذار کنند که خود در حذف آنان سهم و سود داشته اند.

حضور مستقل در فعالیت های انتخاباتی می تواند به حضور سیاسی در جامعه کمک کند، اما بخشی از غیرخودی ها، که از اصلاح طلبان حمایت می کند، همچنان از حضور مستقل در جامعه محروم مانده اند و رای دهندگان نیز در چشم حامی بدانان می نگرند و اصل را بر فرع ترجیح می دهند.

کمیته های اصول گریان و محافظه کاران

وظیفه دو کمیته ۱۵ نفره و ۸ نفره مشترک اصول گرایان، روحانیت سنتی و محافظه کاران «تهیه فهرست مشترک نامزدان این جناح ها» در انتخابات آینده مجلس و «هماهنگ کردن» شبکه ها، شخصیت ها، فراکسیون ها و نهادهای سیاسی این جناح ها تعیین شده است.

بر اساس گزارش های منتشر شده، کمیته ۱۵ نفره از ۳ نماینده اصول گرا و محافظه کار منتقد دولت، ۴ نماینده منتخب جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز، ۲ نماینده جبهه پیروان خط امام و رهبری، دو نماینده جمعیت ایثارگران و اصول گرایان تحول خواه، دو نماینده گفتمان سوم تیر، یک نفر به نمایندگی از محمد باقر قالیباف و یک نفر به نمایندگی از علی لاریجانی تشکیل شده است.

همه نهادها و شخصیت های حاضر در این کمیته، جز گروه «گفتمان سوم تیر»، با گروه «رایحه خوش خدمت» و برنامه های رئیس جمهور مخالف اند و گفتمان سوم تیر را نیز گروهی از نزدیکان سابق رئیس جمهور تشکیل می دهند که پس از علنی شدن مخالفت های احمدی نژاد با رهبر از او فاصله گرفتند.

در کمیته ۸ نفره نیز که «با ترکیبی از سران اصول گرایی» و با عنوان «کمیته فعالیت های اجرایی حرکت اصول گرایی» تشکیل شده است، از هواداران رئیس جمهور و برنامه های او اثری نیست.

حمله گسترده سیاسی، تبلیغاتی و قضائی به فراکسیون هوادار برنامه های رئیس جمهور این فراکسیون را به حاشیه رانده است، اما محبوبیت احمدی نژاد در میان لایه هائی از مردم با اقدامات اخیر او و از جمله وعده خانه دارکردن همه ایرانی ها، به احتمال افزایش خواهد یافت، چون پشتوانه ای برای این فراکسیون محفوظ مانده و این فراکسیون هنوز بخشی از امکانات مالی و اداری دولت را در اختیار دارد.

نامزدان فهرست مستقل این فراکسیون برای انتخابات مجلس به احتمال زیاد با تیغ حذف شورای نگهبان و اتهاماتی چون «تعلق به گروه منحرف نفوذی در دولت» و «مخالفت با ولایت فقیه» و «سحر و جادو» رو به رو خواهند شد.

با این همه، چالش این فراکسیون با ائتلاف اصول گرایان و محافظه کاران سنتی از چالش های جدی ماه های آینده است.

مطالب مرتبط