نگاهی دیگر؛ اصلاح طلبان و انتخابات، صف بندی ها و احتمال ها

بریده روزنامه حق نشر عکس .
Image caption تاکید آقای خاتمی بر عدم شرکت در انتخابات در صورت تحقق نیافتن سه شرط، تفاوت بارزی با مواضع قبلی او دارد

عدم تکذیب سخنان خصوصی محمد خاتمی در جمع جوانان اصلاح طلب استان گیلان پس از گذشت چند روز، نشان از صحت آن دارد. تاکید وی بر عدم شرکت در انتخابات در صورت تحقق نیافتن شروط سه گانه برگزاری انتخابات آزاد و سالم، پایبندی به قانون اساسی و آزادی زندانیان سیاسی، تفاوت بارزی با مواضع قبلی آقای خاتمی دارد و نشانگر چهره جدیدی از اوست که نزدیکی بیشتری با جنبش سبز دارد.

اگر چه موضع جدید انتخاباتی محمد خاتمی نوعی عقب نشینی محسوب می شود و اذعان وی به خطا بودن مشارکت در انتخابات گذشته تاثیراتی شالوده شکن برای آن دسته از اصلاح طلبانی دارد که تحریمی ها را مسئول اصلی همه مشکلات و نابسامانی های کشور از سال ۱۳۸۴ به بعد می دانند، ولی وی درعین حال از چهارچوب کلی استراتژی سیاسی اصلاحات دولت محور، پارلمانتاریستی و در درون ساختار نظام و قانون اساسی عدول نکرده است.

درستی چنین مدعایی تا زمانی است که آقای خاتمی بر سر این موضع پایدار بماند. سابقه محمد خاتمی نشان می دهد که مواضع وی دستخوش نوسان بوده است و در مواردی سخنان وی در جلسات خصوصی تفاوت های معنا داری با مواضع علنی اتخاذ شده داشته است.

به هر حال، سمت گیری جدید انتخاباتی آقای خاتمی آرایش اصاح طلبانی را که با ساختارشکنی مرزبندی دارند، برای انتخابات تغییر داد.

چند عامل باعث شده است تا اصولگرایان و نظام سیاسی توجه ویژه ای به موضع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم نشان دهند.

نخست، طبق روال گذشته، نظام سیاسی ترجیح می دهد تا مخالفانش نگاه مثبتی به اصل انتخابات داشته باشند و سعی می کند جریان های مخالف نزدیک را که درجه غیر خودی آن کمتر است، به گونه ای مدیریت کند تا ضمن جلوگیری از حضور در مناصب اصلی قدرت، به سمت تحریم فعال و مشروعیت ستانی از نظام سیاسی نروند.

این سیاست در خدمت استراتژی افزایش مشارکت عمومی در انتخابات، نمایش مشروعیت در عرصه ملی و بین المللی و جلوگیری از بالا دستی گرایش های رادیکال در اپوزیسیون است. بر این اساس، دستگاه امنیتی می کوشد تا بین گرایش های مختلف سیاسی در داخل حول نگاه مثبت به اصل انتخابات همسویی ایجاد کند.

اما شکاف در بلوک قدرت و فاصله گیری محمود احمدی نژاد از آیت الله خامنه ای صف بندی نیروها در درون بخش مسلط قدرت را نیز دگرگون ساخت. محمود احمدی نژاد در قهر ۱۱ روزه معروف خود مدعی پایگاه مردمی بالا شد و به نوعی عنوان کرد که آرای وی در انتخابات ۸۸ ناشی از توجه مردم به شخص وی بوده است و اگر حمایت رهبری نبود بر میزان آراء وی افزوده می گشت. این اظهارات با واکنش تند بخش های مختلف اصولگرایان مواجه شد.

حق نشر عکس .
Image caption آقای احمدی نژاد آیت الله خامنه ای را در وضعیتی قرار داده است تا ثابت کند که استقبال مردم از انتخابات و درصد مشارکت بالا در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، اجابت به درخواست ولی فقیه بوده است.

حال، نظام بزرگ ترین بحران و چالش خود را در انتخابات آینده حلقه یاران آقای احمدی نژاد می داند که از آنها به عنوان"جریان انحرافی" نام می برد.

اگر چنانکه سیر تحولات و موضع گیری های شورای نگهبان و مقامات ارشد سپاه پاسداران و نزدیکان رهبری نشان می دهد، جریان محمود احمدی نژاد فرصت حضور در رقابت های انتخاباتی را پیدا نکند، آن گاه نظام سیاسی نیاز به اصلاح طلبان دارد تا بتواند رقابتی کنترل شده را سازمان دهد.

در نبود جریان محمود احمدی نژاد و کنار کشیدن اصلاح طلبان از صحنه، بسیار دشوار خواهد بود تا انتخاباتی گرم بین اصولگرایان سنتی و تندرو سامان داده شود.

از سوی دیگر اگر هم به اصلاح طلبان و هم به جریان محمود احمدی نژاد اجازه مشارکت و رقابت در انتخابات داده شود، از آنجا که بخشی از جامعه هدف این دو جریان مشترک است، حالت مطلوب برای حاکمیت، خنثی کردن آنها با یکدیگر و تقسیم آرا آنها خواهد بود.

با این حال، این نگرانی هم وجود دارد که این دو گرایش به سمت ائتلافی نانوشته بروند، لذا دلگرم ساختن اصلاح طلبان و ترغیب آنها به موضع گیری علیه حلقه یاران محمود احمدی نژاد جنبه ای استراتژیک برای اصولگرایان پیدا می کند.

آقای احمدی نژاد آیت الله خامنه ای را در وضعیتی قرار داده است تا ثابت کند که استقبال مردم از انتخابات و درصد مشارکت بالا در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، اجابت به درخواست ولی فقیه بوده است. این عامل نیز باعث می شود تا برخورد تاکتیکی برای جذب اصلاح طلبان ضرورت پیدا کند.

از سویی دیگر، جناح روحانی – بازاری وعملگرای اصولگرایان در پی شکاف جدید نظر به بازنگری و عقب نشینی از سیاست های گذشته دارد.

از این رو، تمایلی محسوس در این جریان در ائتلاف با شبکه نیروهای نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان معتقد به نظام، رهبری و قانون اساسی دیده می شود. اما آنها نیز مانند جریان افراطی و محور نظامی – امنیتی اصولگرایان معتقدند اعلام برائت از رهبران نمادین جنبش سبز دروازه بازگشت اصلاح طلبان به حیات سیاسی در درون نظام است.

البته باید توجه داشت که تحت هر شرایطی نظام در انتخابات آینده فضایی را ایجاد می کند تا گروهی به نام اصلاح طلب در انتخابات شرکت داشته باشند و سهمی نیز در انتخابات مهندسی شده مشابه انتخابات مجلس هشتم در نظر می گیرد تا اقلیتی ضعیف را تشکیل دهند.

آن گونه که مرتضی نبوی و حمید رضا ترقی عنوان کرده اند ممکن است تعداد اعضاء فراکسیون اصلاح طلب در قیاس با مجلس هشتم افزایش یابد اما این افزایش در حدی مطلوب اصولگرایان و رهبری است که امکان عمل موثر در مجلس به اصلاح طلبان ندهد.

همچنین حضور اصلاح طلبان این امکان را می دهد تا اختلافات و جدایی در بین اصولگرایان از محدوده های قابل تحمل و کنترل شده خارج نگردد و وجود رقیب بیرونی، اتحاد مصنوعی اصولگرایان را تقویت سازد.

آرایش انتخاباتی اصلاح طلبان

در یک دسته بندی کلی می توان سه نوع موضع را در بین اصلاح طلبان تشخیص داد:

۱. نخست گرایشی است که نظر به شرکت در انتخابات مجلس نهم ندارد. این عدم تمایل به معنای اتخاذ رویکرد تحریم نیست. آنها اعتقادی به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی نیز ندارند. اما معتقدند موازنه قوا در درون قدرت برای حضور موثر اصلاح طلبان مساعد نیست و همچنین حاکمیت اراده واقعی برای برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد ندارد. در اصل گشودن فضا برای اصلاح طلبان اقدامی تاکتیکی برای گرم کردن تنور انتخابات است.

در این دیدگاه، دیگر نمی توان در وسط ایستاد و یا با اتخاذ رویکردی حداقلی از هر فرصتی در انتخابات بهره جست. بلکه تا زمانی که شرایط یک انتخابات کاملا آزاد فراهم نشده هست، نباید در انتخابات شرکت کرد.

مصطفی تاج زاده چهره شاخص مدافع این نگرش است. شورای هماهنگی راه سبز امید و حلقه نیروهای نزدیک به میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز چنین نگرشی دارند. همچنین گرایش رادیکال نیروهای ملی– مذهبی از این سمت گیری انتخاباتی حمایت می کند. از دید آنها اولویت در مقطع فعلی تلاش های هدفمند برای شکست حصر رهبران نمادین جنبش سبز و استفاده از تشدید اختلافات بین اصولگرایان است.

با توجه به موقعیت برجسته مصطفی تاج زاده در حزب مشارکت، ممکن است دیدگاه این حزب نیز دستخوش تغییر شود. همچنین موضع گیری افرادی چون محمد موسوی خوئینی ها و هادی خامنه ای نیز شباهت هایی با این رویکرد دارد. این دیدگاه معتقد است که حاکمیت باید شرایط را تغییر دهد و فضا را برای حضور اصلاح طلبان مساعد سازد.

۲. راهبرد دوم، مشارکت مشروط است. معتقدان به این دیدگاه شروطی را تعیین می کنند تا در صورت تحقق آن بتوانند در آوردگاه انتخاباتی حضور پیدا کنند. شاخص ترین فرد این جریان محمد خاتمی است که تا کنون در انتخابات گذشته حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت، مجمع روحانیون مبارز، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، بنیاد باران، نهضت آزادی، بخش میانه رو ملی - مذهبی ها و دیگر گروه های جبهه اصلاحات را پشت سر خود داشته است.

عبدالله نوری نیز اخیرا از این موضع سیاسی دفاع کرده است. شروط سه گانه آقای خاتمی معیار تصمیم گیری انتخابات است، اما در عین حال این رویکرد به دنبال راه حل میانی برای مصالحه بین نظام سیاسی و معترضین نیز می گردد.

بخش دیگری از نیروهای مدافع این رویکرد مانند کارگزاران سازندگی، حزب اعتدال و توسعه، حزب مردم سالاری فقط شرط انتخابات آزاد را مطرح می سازند. ملاک آزادی نیز تایید صلاحیت کاندیداهای این جناح است. این رویکرد از پشتیبانی اکبر هاشمی رفسنجانی نیز برخوردار است.

در اصل، تاکید بر انتخابات و مصالحه سیاسی در این جریان ریشه در هویت سیاسی آنها دارد که می خواهند بین حفظ چارچوب کلی نظام و تحقق مطالبات مردم پیوند بزنند و راه میانه ای پیدا کنند. از این رو آقای خاتمی شکاف بین رهبری و رئیس جمهوری را فرصت مناسبی ارزیابی کرد تا تحرکی دوباره به برنامه سیاسی مطلوب خود دهد.

نیروهای رادیکال این دیدگاه نگاهی حد اکثری به رعایت شروط دارند؛ لذا با توجه به اظهارات جدید محمد خاتمی و نبود چشم انداز مساعد برای شرکت در انتخابات، این جریان نیز به احتمال زیاد در عمل به دسته نخست می پیوندد.

اما بخش های محافظه کار در این طیف، رویکرد حداقلی دارند. در این میان برخی از کارگزاران ارشد اصلاح طلب نظام چون محمد رضا عارف، حبیب بی طرف، مرتضی حاجی و اسحق جهانگیری تمایلاتی برای حضور در مجلس آینده نشان داده اند. آنها تاکید کمرنگی بر روی شروط دارند و ترجیح می دهند تا به صورت طیف خاکستری در دوگانه اصولگرا و جنبش سبز در انتخابات حضور پیدا کنند.

نیروهای نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی و افرادی چون مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب مردم سالاری انعطاف بیشتری برای رعایت شروط دارند و در صورت عبور نیروهایشان از فیلتر شورای نگهبان به کسب اقلیت مجلس نیز تمایل دارند.

۳. سرانجام دسته سوم افرادی هستند که به مشارکت نامشروط در انتخابات می اندیشند. درجه اصلاح طلبی این جریان کم است و بیشتر نیروهایی از جناح خط امام را در برمی گیرد که در تحولات سیاسی دو دهه اخیر تغییر نکرده اند.

این نیروها به نظام، افکار آیت الله خمینی، ولایت فقیه و قانون اساسی پایبند هستند. برای این نیروها شرکت در انتخابات در هر شرایطی لازمه تعهد و اعتقاد به نظام سیاسی است. این شرکت باعث می شود تا حضور آنها در نظام سیاسی به رسمیت شناخته شود و همچنین سهمی نیز در قدرت داشته باشند.

این نیروها بیشتر به گفتمان سنتی نظام و انقلابی دلبستگی دارند و مطالبات مردم برای آنها مساله فرعی است. به نظر می رسد رجوع آنها به افکار عمومی تلاش برای سنگین تر کردن کفه ترازو در انتخابات است. حزب همبستگی، خانه کارگر، حزب اسلامی کار، بخشی از حزب اعتماد ملی با محوریت رسول منتجب نیا و فراکسیون اقلیت مجلس هشتم از جریان های عمده این گرایش هستند. چهره های شاخص این جریان رسول منتجب نیا، محمد رضا خباز، داریوش قنبری، قدرت الله علیخانی، علیرضا محجوب و مسعود پزشکیان هستند.

این جریان ترجیح می دهد که امکان رقابت حداکثری در انتخابات آینده پیدا کند. اما اگر چنین نشد باز در انتخابات شرکت می کند و خط قرمز تعیین نمی کند و به حضور در قالب اقلیت راضی است.

مشکل بزرگ این جریان، بحران چگونگی حضور در قالب اصلاح طلبی است. تا پیش از این آنها با تابلو تشکل های قدیمی جناح چپ چون مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب و شخصیت هایی چون مهدی کروبی، سید محمد موسوی خوئینی ها و محمد خاتمی به میدان انتخابات گام می گذاردند، اما اکنون هزینه تکرار این سنت بالا است و حتی ممکن است به حذف آنها بینجامد.

از طرف دیگر، عدم پذیرش رهبری محمد خاتمی و رهبران نمادین جنبش سبز مشروعیت اصلاح طلبی آنها را زیر سئوال می برد و حتی آنها را در معرض اتهام خیانت از سوی اصلاح طلبان و بدنه جنبش سبز قرار می دهد.

راه ها و احتمال ها

رصد کردن اتفاقات نشان می دهد که نظام سیاسی به دنبال انتخاباتی با مشارکت بالا در اسفند ماه است. این خواسته نیازمند وجود رقابت است، اما راس هرم قدرت اراده ای برای برقراری انتخابات آزاد و منصفانه ندارد، بلکه می خواهد چونان گذشته یک انتخابات مهندسی شده دیگر را برگزار کند و با کشاندن درصد قابل قبولی از مردم به پای صندوق های رای ، ضمن نمایش مشروعیت ، بحران در درون بلوک قدرت را مهار کند.

به نظر می رسد اهداف اصلی حاکمیت در انتخابات آینده عبارتند از: ممانعت از پیروزی جریان محمود احمدی نژاد، شکل گیری اقلیتی ضعیف وغیر موثر از اصلاح طلبان خنثی، مهار جنبش سبز و بازدارندگی در برابر تجدید حیات آن و، تضعیف اپوزیسیون ساختارشکن.

در این میان، عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات، در الگوی مطلوب بخش مسلط قدرت ایجاد اختلال می کند و همچنین بخش میانه رو اصولگرایان را ضعیف می سازد که به کسب آراء بخشی از پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان و فربه ساختن موقعیت خود در قدرت امید دارند.

تاکید بر عدم اتخاذ راه میانه و پافشاری بر انتخابات کاملا آزاد، واکنش بخش افراطی اصولگرایان را در پی دارد، زیرا آنها نیز تصدیق می کنند راه میانه ای وجود ندارد و کسانی که بحث تقلب را در انتخابات ۸۸ پیش کشیدند، حق حضور در انتخابات را ندارند.

در چنین موقعیتی احتمال تحقق شروط، بسیار ناچیز است؛ بنابراین اکثر طیف های شناخته شده اصلاح طلبان ناگزیر از امتناع از شرکت در انتخابات می شوند. این وضعیت آنها را در بن بستی استراتژیک قرار می دهد؛ بن بستی که به نوعی رهبران جنبش سبز نیز دچار آن هستند.

مرزبندی با ساختار شکنی و در عین حال دوری از شرکت در انتخابات ناگزیر آنها را به سمت سیاست صبر و انتظار می کشاند و ابتکار عمل در عرصه سیاسی را از آنها می ستاند. این نقطه چالشی در درون پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان را پدید می آورد؛ زیرا بر مبنای آموزه های قبلا تبلیغ شده در شرایطی که برنامه جایگزینی وجود ندارد، منفعت شرکت در انتخابات و کسب کرسی هایی هر چند حداقل بر مضراتش برتری دارد و منجربه افزایش روزنه تنفس برای جامعه مدنی می گردد.

از نگاه منتقدان، این مساله پاشنه آشیل اصلاح طلبان پارلمانتاریست است و این قابلیت را دارد تا آنها را به عدول از شروطشان و شرکت در انتخابات سوق دهد.

البته هنوز برای قضاوت پیرامون چینش نهایی صفحه شطرنج انتخابات مجلس نهم خیلی زود است. در عرصه پر شتاب سیاست ایران باید تا بهمن ماه صبر کرد و دید انتخابات مطابق روال برنامه ریزی شده از سوی حاکمیت پیش خواهد رفت، یا اینکه محمود احمدی نژاد موجی غافلگیر کننده به راه خواهد انداخت.

شدت ابعاد بحران در حاکمیت و ازدیاد فاکتورهای احتمالی می تواند شرایطی را فراهم سازد که انتخابات از کنترل حاکمیت خارج شود و ترکیب مجلس آینده تفاوت پیدا کند. در عین حال ممکن است این انتخابات مقدمه تغییر موضع بخشی از اصلاح طلبان دولت محور به ساختار شکنی و پیوستن به نیروهای موسوم به "تحریمی ها" گردد.

همچنین شاید نظام سیاسی یکی از کم رونق ترین انتخابات ها را تجربه کند و عملا نتیجه سیاست های غلط در انتخابات جنجالی ریاست جمهوری دهم و سرکوب خشن و خونین اعتراضات مسالمت آمیز را مشاهده کند.

بهره گیری از فضای انتخابات بدون حضور در ساز و کار انتخابات این پتانسیل را نیز دارد که حاشیه را بالا تر از متن نشاند و باعث جهش دوباره جنبش سبز گردد.

مطالب مرتبط